|
تحليلگر سياسى جمهورى آذربايجان در مصاحبه با رگنوم
ايران را آذرى ها اداره مى كنند
رگنوم: آقاى عليزاده، نظر شما درباره وقايع اخير آذربايجان ايران كه به دنبال انتشار كاريكاتور ضد آذرى روزنامه ايران در روز ۱۲ مى، به وقوع پيوست، چيست؟
مى دانيد كه من موقع اظهار عقيده در چنين مواردى، بسيار محتاطانه عمل مى كنم. همانطور كه مى دانيد، ايران در حال حاضر درگير برخورد جدى با آمريكا است. هر دو طرف درگير جنگ رسانه اى هستند و آمريكا كنترل بيشترى روى رسانه هاى دنيا دارد تا ايران. من فكر مى كنم هر دو خبرى كه درمورد ايران منتشر شده- اينكه ايران كنترل اوضاع را بدست گرفته و خبر ديگر كه ايران درآستانه انقلاب داخلى است- اصلا به حقيقت نزديك نيست. بايد گفت كه ايران در شرايطى است كه نه در آرامش كامل به سر مى رود و نه در آستانه انقلاب است. بدون شك مقامات ايرانى آنقدر قوى هستند كه بتوانند در مقابل هر انقلابى بيايستند. من شخصاً مخالف جدى هرنوع انقلابى در ايران هستم و به شدت از تحول هاى تدريجى اجتماعى حمايت مى كنم. متاسفم كه مقامات ايران همچنان در ايجاد اصلاحات ناكام مانده اند و همين مسئله باعث بالا گرفتن تنش در كشور مى شود.
رگنوم: منظور شما اين است تغييرات تدريجى در ايران حتى در اين جامعه بسته امكان پذير است؟ اما در اين مورد خاص چنين امكانى وجود ندارد؟
چرا كه نه؟ جوامع بسته هم مى توانند تا حد مشخصى باز بشوند. كافى است ياد بياوريد كه در زمان محمد خاتمى، رئيس جمهور سابق ايران، گرايش هاى ليبرال بوجود آمدند. و ظهور احمدى نژاد اولترا محافظه كار، دقيقا واكنش گروه اسلامگرايان محافظه كار به اين گرايش هاى ليبراليستى بود. آنها مى ترسيدند كه تغييرات واقعى بوجود بيايد و به همين دليل ورق را برگرداندند. اصلا جاى تعجب نيست كه مردم حالا از طريق مناقشات قومى واكنش نشان بدهند.
رگنوم: شما چرا فكر مى كنيد كه ارتش و نيروهاى نظامى مقامات ايران براى جلوگيرى از هرگونه تغيير كه براى شان خوش آيند نيست، كافى است؟
براى اين حرف، دو دليل دارم. اول اينكه، نكته كليدى كه جامعه ايران را به هم پيوند مى دهد، اسلام است و دوم اينكه، حكومت ايران امروز به دست سختگيرترين و زورگوترين حكومت است كه تمام نيروهاى لازم را در اختيار دارد و عواقب همه چيز را به عهده مى گيرد.
رگنوم: اين حرف به اين معناست كه وقايع اخير براى آذرى ها عواقبى در پى خواهد داشت...
فراموش نكنيم كه تبريز، شهرى كه آشوب ها از آنجا آغاز شد، اهميت خيلى زيادى دارد. اين شهر مثل تهران با قدرت عظيم اقتصادى و جمعيتى، نيست. اينكه مقامات ايرانى چگونه از توانايى هاى عظيمى كه در اختيارشان هست، استفاده مى كنند و اينكه چطور از پس اين مناقشات بر خواهند آمد، مورد سووال است. من عقيده دارم كه قدم هاى اوليه دولت، صحيح برداشته شد. آنها متوجه خواسته هاى دانشجويان تبريزى شدند و روزنامه اى كه در آن به آذرى ها توهين شده بود، توقيف و سردبير و كارمندى كه كاريكاتور را كشيده بود را بازداشت كردند. اين اقداماتى بود كه براى آرام كردن مردم، انجام شد، و حالا اگر كسى بخواهد از آب گل آلود ماهى بگيرد، سركوب خواهد شد- سركوب در چنين حكومتى اجتناب ناپذير است- يا، دستكم اعتراض ها بايد مدنى تر باشند و مكانيسم تخريبى نداشته باشند.
رگنوم: مى توانيد مثالى بزنيد؟
بله، مى توانم. حدود چهار سال پيش، در زمان رياست جمهورى محمد خاتمى، حدود پنجاه نفر از دانشجويان دانشگاه تهران به خيابان رفتند و خواستار اصلاحات آزاديخواهانه بودند كه اين تعداد تبديل به صدهزار نفر شد. اسلامگرايان در جواب، نيم ميليون ازطرفدارانشان را به خيابان ها ريختند. تا آنجا كه من مى دانم، چند ميليون آذرى در تهران كه يك پايتخت چند فرهنگى است، زندگى مى كنند و كاملاً در جامعه تهران، غرق شده و نشانه هاى قومى خود را از دست داده اند. گمان نمى كنم چنين جمعيتى به خيابان هاى تهران بريزند و از دولت بخواهند كه زبانى را كه خودشان هم بخشى از آن را فراموش كرده اند، به رسميت بشناسد.
نكته مهم ديگر اين است كه افراد بسيارى در باكو، فراموش كرده اند كه ايران را على خامنه اى كه خودش آذرى است، رهبرى مى كند. آذرى هاى زيادى در ايران در رأس قدرت هستند. قرن هاست كه آذرى ها يكى از دو نيروى كليدى هستند كه دولت هائى را كه در ايران روى كار مى آيند، تضمين مى كنند. هر شهروند عادى به اين نكته واقف است. بنابراين، كسى كه در اين مورد نظر مى دهد، يا بايد در اين مورد كاملاً مطمئن باشد يا اشتباهات زيادى در ارزيابى ها و بخصوص در رسانه ها مرتكب خواهد شد.
منبع: رگنوم، آژانس خبرى روسيه، ۳۱ مى ۲۰۰۶
|