|
طيب حاج رضائى پس از كودتاى ۲۸ مرداد به پاس خدماتش از وزارت دفاع ملى دوران پهلوى نشان درجه ۲ رستاخيز دريافت كرد
زندگى و مرگ طيب حاج رضائى
من طرفدار شاه هستم و به هيچ يك از جمعيتها بستگى ندارم
طيب، در دادگاه فتنه ۱۵ خرداد
مسئولان انتظامى تظاهرات... . متوجه شدند كه باند شعبان بى مخ در حاليكه هر يك دشنه اى در آستين پنهان كرده اند در ميان جمعيت... . وول مى خورند... آنان بى درنگ با شادروان طيب تماس گرفته از او جهت خنثى ساختن اين توطئه استمداد كردند
بخشى از كتاب آزاد مرد
طيب حاج رضائى به جرم دست داشتن در وقايع ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ توسط حكومت پهلوى اعدام شد و پس از انقلاب به او لقب شهيد دادند
از ميان همه كسانى كه نامشان با واقعه پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ در آميخته است طيب حاج رضائى چهره منحصر بفردى است. مركز بررسى اسناد تاريخى از طريق ارائه اسنادى از آرشيو ساواك به شرح سابقه مردى مى پردازد كه نامش يكسره تحت الشعاع فرجام او قرار گرفته است، سابقه اى كه به زعم نويسنده كتاب هيچكس در صدد مخفى ساختن آن نيست.
كتاب «آزاد مرد» مقدمه دوازده صفحه اى خود را با تشبيه طيب به حرّ رياحى سمبل آزادگى و مردانگى حماسه كربلا آغاز مى كند و با ذكر اولين نشانه هاى بروز مخالفت طيب با شاه و پيوندش با روحانيت ادامه مى يابد تا آنجا كه در گزارشى از ساواك در سال ۱۳۳۶ مى خوانيم: «طيب حاج رضايى چهار صندوق ميوه به منزل آيت الله كاشانى برد.»
نويسنده سپس با ذكر گزارش ديگرى از خبرچين ساواك كه در آن ارتباط طيب با طرفداران آيت الله كاشانى را بر ملا مى كند، نتيجه مى گيرد: «اين نمونه اى از حركات مرحوم طيب است كه حتى در دورانى كه به شاه وفادار بود، تدين و ريشه هاى اعتقادى خود را رها نكرد.»
در ادامه گزارش مى آيد كه «طيب سر دسته جمعيتى بود كه از ميدان بار فروشان به تظاهرات و مبارزه پرداختند» و سرانجام در پايان روز تاريخى ۱۵ خرداد سپهبد نصيرى فرماندار نظامى تهران در گزارش ويژه اى به شاه اعلام مى كند: «شخص طيب حاج رضايى مسئوول اصلى اين اقدامات است.»
فدايى شاه يا انقلابى مسلمان؟
طيب دستگير مى شود و در نخستين بازجوئى خود جهت فريب بازجو اعلام مى كند: «من همچنان فدايى شاه بوده و هستم و حاضرم تمام زندگيم را در راه شاه بدهم.»
مقدمه آنگاه پس از اعدام او به عنوان متهم رديف يك به واكنش طبقات و اقشار مختلف مردم در گزارشى از ساواك مى پردازد. در بخشى از اين گزارش آمده است «اعضاى جبهه ملى بين مردم تبليغ مى كنند كه نتيجه خدمت به شاه همين است.»
در پايان مقدمه و در خلاصه زندگى نامه طيب مى خوانيم: «... او در سال ۱۳۳۲ از كودتاچيان ۲۸ مرداد بود كه تاج بخش تلقى مى شدند. اما در اثر يك تحول روحى، طيب به نهضت اسلامى پيوست...»
كتاب با درج گزارش هاى شهربانى و ساواك ادامه مى يابد، قديمى ترين سند آن به تاريخ ۱۷/۱۰/۲۳ نامه اى است كه از شهربانى تهران به بندرعباس ارسال شده و در آن سبب بازداشت او را اتهام قتل دانسته اند.
بار ديگر در دوران زمامدارى مصدق در تاريخ ۱۰/۱۲/۳۱ و به دستور فرماندار نظامى تهران به همراه شعبان جعفرى (معروف به شعبان بى مخ) بازداشت مى شود. طيب و هم بندانش در اعتراض به اين بازداشت در نامه اى به فرماندار نظامى تهران مى نويسند، «اين جانبان را به جرم شاهدوستى و ابراز احساسات نسبت به شاهنشاه محبوب تو قيف و بازداشت نموده اند.»
كتاب در زير نويس توضيح مى هد كه عوامفريبى هاى شاه كه «گاه با تبليغات خود را تحت الحمايه امام زمان يا حضرت ابا الفضل العباس معرفى مى كرد تا مردم به زندگى او به ديده اعجاز بنگرند اما هر آنچه تبليغ بيشتر كردند، كمتر به دست آوردند اما در اين ميان برخى افراد عامى نيز اين سخن را پذيرفتند، چه بسا افرادى چون طيب بر اساس چنين باورى به يارى شاه رفته باشند.»
پس از كودتا
به هر جهت طيب به پاس خدماتش در وقايع ۲۸ مرداد از جانب وزارت دفاع ملى به يك قطعه مدال درجه ۲ رستاخيز مفتحر مى شود و آنگاه در كتاب كليشه اى داريم از كارت عضويت طيب در جمعيت قيام رستاخيز ۲۸ مرداد؛ او كمى بعد به عضويت هيأت رئيسه اين جمعيت منصوب مى شود.
از سال ۱۳۳۶ به تدريج نشانه هاى بد قلقى طيب بروز مى كند؛ گزارشى از هتاكى او و مضروب نمودن چند نفر از كاركنان اتوبوس خط ،۱۵ گزارشى از مراجعه او به منزل آيت الله كاشانى... و آنگاه در گزارشى در سال ۱۳۳۷ مى خوانيم، «طيب حاج رضائى تغيير لحن داده و با طرفداران آيت الله كاشانى طرح دوستى ريخته...»
در گزارش ديگرى در سال ۱۳۴۱ و پانويس مربوط به آن روشن مى شود كه امتياز انحصار واردات موز را از او گرفته و به ديگرى داده اند و حتى او را با كارد مضروب كرده اند.
چيزى كمتر از يك ماه بعد شخصى از طرف اهالى و كسبه خيابان مولوى در نامه اى به رئيس سازمان امنيت گزارش مى دهد كه طيب به اتفاق چند چاقوكش ديگر به مغازه اش حمله كرده اند و «عكس شاهنشاه و كليه اموال و اثاثيه را خورد نموده و بعداً آنچنان شروع به فحاشى به كسبه و اهالى نموده اند كه مردم از ترس مغازه هاى خود را بسته، پا به فرار گذارده اند.»
شرح وقايع ۱۵ خرداد
ضمن طرح مسئله امتياز موز در دو گزارش ديگر، شكايت از طيب در اسناد بعدى ادامه پيدا مى كند اما در گزارشى رئيس ساواك تهران اصالت اين شكايات را مورد ترديد قرار مى دهد. و آنگاه روز تاريخى ۱۵ خرداد فرا مى رسد.
مولف كتاب در پانويس، نقش طيب را چنين توضيح مى دهد: «مسئولان انتظامى تظاهرات... . متوجه شدند كه باند شعبان بى مخ در حاليكه هر يك دشنه اى در آستين پنهان كرده اند در ميان جمعيت... . وول مى خورند... آنان بى درنگ با شادروان طيب تماس گرفته از او جهت خنثى ساختن اين توطئه استمداد كردند. ديرى نپائيد كه عده اى از افراد ورزيده و يكه بزن هاى طيب حركات چاقوكشهاى مزدور را تحت نظر قرار دادند. باند شعبان بى مخ كه خود را در محاصره يكه بزنهاى طيب مى ديدند ماستها را كيسه كرده بيرون رفتند.»
در تهران حكومت نظامى اعلام و طيب دستگير مى شود، در زندان به او حمله ور شده و او را مجروح مى كنند و بعد اعترافاتى از بقيه دستگيرشدگان مى گيرند كه همگى طيب را مسبب اصلى ماجرا اعلام كرده اند. طيب همه چيز را انكار مى كند و حتى وقتى از وابستگى سياسى اش مى پرسند پاسخ مى دهد: «من طرفدار شاه هستم و به هيچ يك از جمعيتها بستگى ندارم.»
سپس مراسم عزادارى او را در دهه محرم مورد پرسش قرار مى دهند و وقتى به او مى گويند شيخ باقر نهاوندى در شبهاى تاسوعا و عاشورا در تكيه انبار گندم مطالبى عليه دولت اظهار نموده و مردم را تحريك نموده است، طيب پاسخ مى دهد: «شيخ باقر نهاوندى شب تاسوعا در تكيه شركت نكرد و شب قتل نيز در روى منبر عليه ورود جينالولو بريجيدا سخنرانى نموده و در مورد شعبان جعفرى اظهار نموده كه رفته است دست جينا را بوسيده و يك قاليچه به نامبرده هديه داده و حاليه عزادارى مى كند.»
در باز جويى ديگرى وقتى به او مى گويند شما كه از از اشخاص با نفوذ ميدان بار فروشى هستيد چگونه از علت اصلى تشنجات اخير اظهار بى اطلاعى مى كنيد پاسخ مى دهد: «من با علما و روحانيون تماس و ارتباطى ندارم... من فقط در ده روز اول ماه محرم عزادارى مى كنم و در ساير ايام سال بيشتر وقت خود را در ميخانه ها مى گذرانم.»
فرجام كار
سرانجام طيب به اعدام محكوم شد؛ وكيل مدافع او در دادگاه مى گويد: «خالكوبى طيب دليل علاقمندى او به كشور است.» خانواده اش نيز از «پيشگاه مبارك اعليحضرت همايون شاهنشاهى» آزادى او را درخواست مى كند.
وكيل طيب حتى ياد آور مى شود كه او «تمثال شاهنشاه فقيد را بر روى شكم و پس از آن تمثال مبارك شاهانه را با تاج پهلوى و دو پرچم ايران بر روى سينه و تمثال خجسته ديگرى از ذات اقدس ملوكانه را بر روى دست خويش خالكوبى كرده كه همين تحمل چندين هزار سوزن بر بدن براى حك اين تمثال هاى مقدس نشانه نهايت علاقه و دلبستگى بى شائبه [او است]...»
اقدامات خانواده و دوستان او بجايى نرسيد و حكم اعدام در بامداد روز۱۱/۸/۴۲ در ميدان تير حشمتيه به اجرا در آمد. ساواك در گزارشى اعلام مى كند: «تيرباران نمودن طيب براى عامه مردم و خصوصا اهالى جنوب شهر كه نامبرده در ميان آنان وجهه اى داشته است كاملاً غيرمنتظره و خلاف اميدوارى آنان به عفو بوده است.»
مشخصات كتاب
آزاد مرد
چاپ اول- آذر ۱۳۷۸
تيراژ ۵۰۰۰ نسخه
ناشر: مركز بررسى اسناد تاريخى
۲۸۴ صفحه- قيمت ۱۴۵۰ تومان
|