Nimrooz
Vol. 18, No. 884, June 2, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۴ - جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۸۵
سفير انگليس در گفتگوى اختصاصى با روزنامه شرق اعلام كرد
از حق ايران حمايت مى كنيم
۱- ايران مهم ترين مسئله سياست خارجى انگليس است.
۲-اقدام يك جانبه در مورد ايران مورد قبول نيست.
۳-بخشى از ديپلماسى در مورد ايران ادامه دارد.
۴-اعتماد بين ايران و غرب شكسته شده است.
۵-هيچكس از اقدام نظامى عليه ايران صحبت نمى كند.
۶-اميدوارم ايران در بسته پيشنهادى اروپا عناصر كافى را ببيند.
۷-ما از حق استفاده صلح آميز ايران از انرژى اتمى حمايت مى كنيم.
آيت الله خامنه اى، ويزاى تهران را ارزان به آمريكا نمى دهد
گفت وگوى خبرنگار آمريكايى با فواد صادقى

سفير انگليس در گفتگوى اختصاصى با روزنامه شرق اعلام كرد
از حق ايران حمايت مى كنيم
۱- ايران مهم ترين مسئله سياست خارجى انگليس است.
۲-اقدام يك جانبه در مورد ايران مورد قبول نيست.
۳-بخشى از ديپلماسى در مورد ايران ادامه دارد.
۴-اعتماد بين ايران و غرب شكسته شده است.
۵-هيچكس از اقدام نظامى عليه ايران صحبت نمى كند.
۶-اميدوارم ايران در بسته پيشنهادى اروپا عناصر كافى را ببيند.
۷-ما از حق استفاده صلح آميز ايران از انرژى اتمى حمايت مى كنيم.
در نخستين روزهاى بهار، ۸۵ سر ريچارد دالتون سفير سابق انگليس محل مأموريت سه ساله اش در تهران را ترك كرد تا جفرى دوين آدامز ۴۹ساله به خانه جديدش در خيابان فردوسى نقل مكان كند. خيابانى كه ضلع شمال شرقى آن به نام بابى ساندز نامگذارى شده كه در زندان انگليس ها پس از يك اعتصاب غذاى طولانى درگذشت. جفرى آدامز زمانى مأموريت خود در تهران را آغاز كرده كه به گفته اش موضوع ايران يكى از محورى ترين موضوعات سياست خارجى انگليس را تشكيل مى دهد. شايد از آن رو كه لندن به عنوان يكى از طرف هاى مذاكره كننده اروپايى با تهران از سه سال پيش تاكنون درباره پرونده هسته اى ايران نقشى جدى ايفا كرده است. هر چند كه مرور تاريخ بيانگر محوريت سرزمين ايران براى كشور انگليس از همان زمانى است كه فتحعلى شاه قاجار نخستين ارتباط ديپلماتيك با آنها را آغاز كرد, اما ديدار و گفتگوى يك ساعته ما با جفرى آدامز سفير جديد انگليس در ايران با گفت وگوهاى معمول ما خبرنگاران با مقامات ارشد متفاوت بود. متفاوت از آن جهت كه اين مصاحبه به فرصتى براى ديدار با بخشى از تاريخ گذشته ايران تبديل شد.
باغ سفارت انگليس كه به گفته سفير جديدش زمانى در انقلاب مشروطه ۱۲ هزار نفر در آن تجمع كرده اند، بخشى از تاريخ سرزمين ايران در درون سفارتخانه اى است كه هنوز هم گاه و بيگاه روبه روى آن تجمعات مختلف برگزار مى شود؛ تجمعاتى كه ريشه در تاريخ روابط تهران- لندن دارد.
بازديد از ساختمانى كه كنفرانس تهران در سال ۱۹۴۳ ميلادى در آن برگزار شده بود و چرچيل، روزولت و استالين دور يك ميز با يكديگر عكس يادگارى گرفتند، بخش ديگرى از ديدارمان با سفير جديد انگليس بود كه گويا سعى داشت تاريخ روابط تهران و لندن را به ما يادآورى كند.
او ما را به سالنى هدايت كرد كه در گوشه اى از آن چرچيل تولد ۶۹سالگى اش را در آن جشن گرفته است و امروز در سالن روبروى اتاق كنفرانس تهران كه بر روى ديوار بزرگش در ميانه دو آينه با قدمت صد سال، نقاشى اى از فتحعلى شاه قاجار خودنمايى مى كند، عكس هاى آن روزگار درون آلبومى روى ميز پيانو به بخشى از تاريخ سرزمين ايران مبدل شده است.
پس از اين بازديد گفتگوى خود با سفير جديد انگليس را آغاز كرديم. او فارسى را بسيار خوب صحبت مى كرد و در فضايى صميمانه البته به زبان انگليسى و پس از دعوت ما به نوشيدن قهوه در گفتگوئى نيم ساعته به سئوال هاى ما پاسخ داد.
جفرى آدامز در ابتداى مصاحبه با ما كه اولين مصاحبه او از زمان حضورش در ايران به عنوان سفير جديد انگليس محسوب مى شود گفت كه صاحب دو پسر ۴ساله و ۷ماهه و يك دختر ۳ساله است و به دليل داشتن فرزندان كوچك در زندگى اش به همه چيز خوش بين است. او مى گويد بيشترين دوران كارى خود را با جك استراو وزير خارجه سابق انگليس گذرانده و با تشويق و درخواست وى مأموريت در تهران و مطالعه در مورد تاريخ ايران را آغاز كرده است.
سفير جديد، مأموريتش در آفريقاى جنوبى را در سال هاى آخر رژيم آپارتايد به عنوان بهترين تجربه ديپلماتيك خود ارزيابى مى كند. چرا كه به گفته او، نقش بريتانيا در تعديل جو سياسى و گذار صلح آميز به دولت دموكراتيك در آفريقاى جنوبى بسيار موثر بوده است. همچنين جفرى آدامز تحصيلات خود را در رشته تاريخ اسلام و سياست خاورميانه در دانشگاه آكسفورد به پايان رسانده است. او در پايان اين گفت وگو وجود مطبوعات قدرتمند را نشانه جامعه زنده ايران ارزيابى كرد و به روزنامه نگاران توصيه كرد خود را دست كم نگيرند.
***
*آقاى آدامز علت انتخاب ايران به عنوان محل مأموريتتان چه بود؟ فكر نمى كنيد در شرايط فعلى قبول مأموريت به عنوان يك سفير در تهران كار دشوارى است؟
-در دو سال گذشته با جك استراو وزير سابق خارجه انگليس كار مى كردم و مديركل دفتر مخصوص او بودم و وقت بسيار زيادى را با او گذراندم و او كتاب هاى زيادى را در مورد تاريخ ايران مطالعه مى كرد و توجه من را به تاريخ و مسائل ايران جلب كرد. البته منظور جك استراو تنها مسائل سياسى جارى نبود، بلكه او به تاريخ مشترك ايران و انگليس اشاره داشت. او به من گفت كه بايد براى مأموريت به عنوان سفير در ايران آماده شوم. هر چه بيشتر با او در اين زمينه صحبت كردم متوجه شدم كه اين موضوع اهميت زيادى دارد چرا كه در واقع هيچ موضوعى در سياست خارجى كشور ما به اندازه ايران حائز اهميت نيست. شما در واقع دو جنبه را در اين زمينه همراه هم مى بينيد؛ مسائل مربوط به تاريخ مشترك تهران و لندن و موضوعات فعلى كه هر دو در كنار هم مهم هستند.
* با اين تفاسير رابطه دوستانه زيادى را با جك استراو نسبت به وزير خارجه فعلى بريتانيا داريد؟
-من شخصاً با جك استراو كار كرده ام و براى همين او را خوب مى شناسم ولى رئيس فعلى خود را خوب نمى شناسم، البته معتقدم روابط خوبى با او خواهم داشت.
*شما اشاره كرديد كه ايران موضوع اول سياست خارجى بريتانيا را تشكيل مى دهد. دليل اين امر چيست؟
-ممكن است مسائل مهم ديگرى هم در جهان وجود داشته باشد ولى اين براى ما مهم است كه چگونه مى توانيم روى مسائل ايران كار كنيم و با آنها كنار بياييم و به همين دليل يكى از مهمترين مسائل سياست خارجى كشور بريتانيا است و رابطه با ايران مى تواند يك جنبه از گستره بزرگترى باشد تا بدانيم كه چطور مى توان با جهان اسلام كار كرد. بنابراين ايران جزء مسائل محورى سياست خارجى كنونى بريتانيا محسوب مى شود.
*در سفر آخرى كه جك استراو به عربستان داشت اعلام كرد كه مذاكره با ايران سخت ترين كار دنيا است، آيا شما هم به عنوان سفير انگليس در ايران همين عقيده را داريد؟
-فكر مى كنم آقاى استراو تعارف كرده اند. جك استراو عقيده داشت كه ايران تركيبى است از مسائل مشكل و مهم. او همچنين عقيده داشت ايران مذاكره كنندگان بسيار خوش فكر و حرفه اى دارد. او براى مقامات و وزراى ايرانى كه با آنها ملاقات كرده بود، احترام خاص و ويژه اى قائل بود و فكر مى كرد كه آنها بسيار باهوش هستند و تلاش مى كنند كه به خوبى منافع كشورشان را حفظ و از آن دفاع كنند، درست به همان شيوه اى كه استراو كوشيد از منافع كشور خودش دفاع كند.
*آقاى آدامز در ايران همواره يك نوع ذهنيت منفى نسبت به سياست هاى بريتانيا از گذشته تاكنون وجود داشته و به همين دليل معمولاً در هر رويدادى اولين انگشت اشاره به سوى كشور شما دراز مى شود. براى مثال اولين تحصن ها در اعتراض به سياست هاى اروپا و يا حتى آمريكا مقابل سفارتخانه شما در ايران برگزار مى شود. فكر مى كنيد دليل اين بدبينى چيست و با توجه به اين بدبينى تاريخى كه در ذهن مردم جاى گرفته و رويدادهاى اخير در روابط تهران و لندن، سطح اين روابط را در شرايط فعلى چگونه ارزيابى مى كنيد؟
-دو نظر در اين زمينه وجود دارد كه اولين آن تاريخى است و به همين دليل فكر مى كنم مهمترين وظيفه سفير بريتانيا در ايران مطالعه تاريخ روابط دو كشور است. تمام فرضياتى كه تحت عنوان فرضيات بدبينانه مطرح است، نتيجه تاريخ گذشته است و بايد تلاش كنيم كه اين مسئله را تغيير دهيم كه البته اين موضوعى نيست كه يك سفير به تنهايى بتواند طى يكى دو سال آن را تغيير دهد. اگر همه ما در اين سفارت فكر و كمك كنيم كه تصوير درستى را از بريتانياى امروز ارائه دهيم، اين امر كمك خواهد كرد كه نگاه فعلى مردم ايران نسبت به اين كشور تغيير كند. اگر اخيراً به بريتانيا سفر كرده باشيد متوجه مى شويد كه اين كشور تغيير كرده و به يك جامعه چندفرهنگى تبديل شده است كه در واقع با گذشته متفاوت است. اسلام جايگاه بسيار احترام آميزى در بريتانيا دارد و خيلى صريح بگويم كارى كه من و همكارانم در ايران مى توانيم براى رفع اين نگاه بدبينانه انجام دهيم اين است كه صريح و شفاف صحبت كنيم و فروتن باشيم زيرا دو تصوير نادرستى كه از ما وجود دارد اين است كه ما انسان هائى فريبكار و متكبر هستيم و اين براى من رنج آور است كه چنين تصويرى از ما در ايران وجود دارد. ما بايد هر آنچه مى توانيم انجام دهيم تا اين تصوير را تغيير دهيم. برخلاف تمام پيش فرض هاى تاريخى و اختلافات سياسى فعلى، هر انگليسى اى كه به ايران مى آيد از جمله خود من با لطف و محبت ايرانيان مواجه مى شود. ايران و بريتانيا كشورهايى با تاريخ بسيار طولانى هستند و به نظر من بسيار اهميت دارد كه بتوانيم ارتباط پرثمرى را با يكديگر داشته باشيم و مى دانم علاقه زيادى در كشورم وجود دارد كه اين اتفاق بيفتد. به عنوان مثال نمايشگاهى از گنجينه هاى موزه ملى ايران اخيراً در موزه بريتانيا برقرار بود كه تصوير بسيار مثبتى از امپراتورى هخامنشى و تخت جمشيد ارائه داد. اين نمايشگاه پرطرفدارترين نمايشگاه در لندن طى سال هاى اخير بود. مردم از تمام طبقات اجتماعى براى ديدن آن آمدند و مبالغ زيادى خرج كردند. به نظر من اين نشانگر سطح علاقه مندى به ايران است و چيزى كه در اينجا به نظر من جالب است سطح دانش عميقى است كه نسبت به بريتانيا وجود دارد كه ما براى آن احترام زيادى قائل هستيم. براى مثال وقتى مسئوليت جك استراو به عنوان وزير امور خارجه تغيير كرد تمام افرادى كه با آنها در ارتباط هستم در مورد آن حرف مى زدند و اين نشان دهنده آگاهى عميق مردم ايران در مورد مسائل مختلف است.
*آقاى سفير شما در صحبت هايتان اشاره كرديد كه كشور شما تمايل دارد اين بى اعتمادى ها و بدبينى ها برطرف شود و رابطه خوبى را با ايران برقرار كند. اما در مورد پرونده هسته اى ايران، اين طور عمل نكرديد و به همين دليل مردم ايران بر اين اعتقادند كه انگليس اجراكننده سياست هاى آمريكا در ايران است و به اين ترتيب به اين بدبينى ها دامن زديد. اين موضوع را چگونه تبيين مى كنيد؟
-من اين ديدگاه را مى پذيرم ولى در واقع بايد بگويم كه اگرچه بريتانيا و آمريكا با يكديگر در مورد ايران ائتلاف كرده اند ولى سياست هاى آمريكا و انگليس در بسيارى از موارد با يكديگر متفاوت است. من در حال حاضر سفير انگليس در ايران هستم در حالى كه هيچ گونه روابط ديپلماتيكى بين ايران و آ مريكا وجود ندارد. در مورد مسئله هسته اى ايران همان طور كه مى دانيد سياست و روند مذاكره با ايران پيشنهاد اروپا بود و در آغاز اين روند هم وقتى جك استراو و ديگر وزراى خارجه اروپا مذاكره در مورد مسئله هسته اى ايران را شروع كردند، آمريكا به دلايل خود چندان به اين موضوع خوش بين نبود و دخالت نكرد. ما اكنون به عنوان اعضاى دائم شوراى امنيت در حال كار كردن با آمريكا هستيم و به همين شكل با روسيه و چين هم همكارى مى كنيم. اين در حالى است كه سه كشور اروپايى كماكان سه مجرى اصلى و فعال اين روند مذاكره با ايران باقى مانده اند.
*همانطور كه اشاره كرديد سياست آمريكا و بريتانيا در آغاز روند مذاكرات هسته اى با ايران، دو سياست متفاوت از هم بود، چرا حالا روند مذاكرات با ايران تغيير كرده و اروپايى ها از اين روند كناره گيرى كرده اند و بيشتر به سياست آمريكا نزديك شده اند. چه اتفاقى در اين مدت روى داد كه سياست هاى لندن در قبال ايران تغيير كرد؟
-من اين موضوع را به صورت ديگرى مى بينم. فكر مى كنم كه آمريكا، روسيه و چين به سمت موضع بريتانيا و اروپا حركت كرده و با آن همگرايى پيدا كرده اند. اين روندى كه ادامه پيدا كرده و در نشست لندن نيز ادامه خواهد يافت ادامه روند مذاكراتى است كه بريتانيا به عنوان يكى از سه كشور اروپايى با ايران آغاز كرد. آنچه كه در يك سال گذشته تغيير كرده آن است كه آمريكا، روسيه و چين به عنوان بخشى از روند مذاكره با ايران قرار گرفته اند.
*يعنى شما اين موضوع را موفقيتى براى ديپلماسى انگليس ارزيابى مى كنيد؟
-به نظر من اين يك موفقيت اروپايى است نه فقط مربوط به بريتانيا. براى اينكه جوهر و نقطه كليدى روند اروپايى اين است كه بايد به مسئله هسته اى ايران به گونه اى همه جانبه پرداخته شود. به عبارت ديگر بخش هاى مختلف بين المللى وجود دارند كه بايد در اين مسئله دخيل باشند مثل آژانس بين المللى انرژى اتمى. در حال حاضر هم شمار زيادى از كشورها از اين روند حمايت مى كنند.
*با اين تفاسير مى شود اينطور تلقى كرد كه اروپا مى خواهد در مقابل يك جانبه گرايى آمريكا مقاومت كند؟
-پاسخ من به اين پرسش شما اين است كه همواره استفاده از سازمان هاى بين المللى بر شيوه هاى يك جانبه برترى دارد. اين به آن معنا نيست كه اقدام يك جانبه هرگز مورد قبول نيست، چرا كه گاهى اوقات راه ديگرى به جز اقدامات يك جانبه باقى نمى ماند ولى در مورد مسئله هسته اى ايران نگرش چندجانبه قطعاً بر روش هاى ديگر برترى دارد و خيلى جالب است كه رهبران آمريكا از جمله جورج بوش و كاندوليزا رايس بارها به اين مسئله اذعان كرده اند.
*در حال حاضر بريتانيا و فرانسه با حمايت آمريكا در حال نوشتن پيش نويس قطعنامه اى تحت فصل ۷ منشور ملل متحد هستند. آيا با توجه به اين موضوع كه پرونده ايران به شوراى امنيت سازمان ملل متحد رفته به نظر شما فعاليت هاى هسته اى ايران و پرونده مربوط به اين موضوع در شوراى امنيت يك بحران بين المللى است و يا فكر مى كنيد به رغم ارسال پرونده به شوراى امنيت هنوز هم ديپلماسى ادامه دارد؟
-بخشى از ديپلماسى ادامه دارد.
*اما فصل ۷ منشور سازمان ملل مى تواند به حمله منجر شود و دست آمريكا را براى هر اقدامى در مورد ايران باز بگذارد؟
-گاهى اوقات همين هم مى تواند بخشى از ديپلماسى باشد.
*يعنى استفاده از زور براى ديپلماسى؟
-گاهى اوقات فشار بخشى از ديپلماسى است. آن چيزى كه ما بر آن تأكيد داريم اين است كه مى خواهيم سازمان هاى بين المللى كار خود را انجام دهند. بنابراين آژانس بين المللى انرژى اتمى كار خود را انجام داد و حالا نوبت شوراى امنيت است كه كار خود را انجام دهد. و در واقع در موارد متعددى در گذشته هم شوراى امنيت كار خود را انجام داده است. شوراى امنيت هر روز جلسه دارد تا در مورد مسائل مختلف در جهان گفت وگو كند. من گاهى اوقات تعجب مى كنم كه چرا ايرانى ها نگران مسئله هسته اى شان در شوراى امنيت هستند.
*ولى پرونده ايران مى توانست در همان آژانس باقى بماند و بررسى شود. هم اكنون هم ايران اعلام كرده كه اگر پرونده ايران به آژانس بين المللى اتمى برگردد، ايران حاضر به همكارى بيشتر است و حتى حاضر است پروتكل الحاقى را بپذيرد.
-ما فكر مى كنيم داور اين موضوع بايد مديركل آژانس بين المللى انرژى اتمى باشد. اگر مديركل آژانس به ما و دنيا بگويد كه ايران در حال حاضر با اين سازمان همكارى مى كند و مشكلات مهم باقى مانده را حل كرده، آنگاه مسائل به آژانس بازگردانده مى شوند و در اين سازمان دوباره مورد بررسى قرار خواهد گرفت. ما اميدوار هستيم كه مديركل آژانس بين المللى انرژى اتمى به اين نقطه برسد و همكارى ايران را اعلام كند.
*شرط همكارى ايران چيست؟ آيا اين شرط همچنان تعليق فعاليت هاى هسته اى است؟
-تعليق تنها يكى از گام هائى است كه جامعه بين المللى اعتقاد دارد كه ايران بايد براى اعتمادسازى دوباره انجام دهد. ولى اجازه بدهيد خيلى صريح بگويم كه موضوع اصلى ماجرا اين است كه متاسفانه اعتماد بين ايران و جامعه بين الملل شكسته شده و اين دوجانبه است. ايران اعتمادش به ما را از دست داده و ما هم اعتمادمان به ايران را از دست داده ايم. بنابراين ما بايد با هم كار كنيم تا اين اعتماد را دوباره بسازيم. مناسبات بين دولت ها زمان مى خواهد تا شكل اوليه خود را پيدا كند ولى ما بايد از حالا شروع كنيم و بعد به جايى مى رسيم كه هر دو مى خواهيم باشيم.
*آقاى سفير شما اشاره كرديد كه اعتماد ايران و جامعه بين الملل شكسته شده و ديوار بى اعتمادى بين آنها ايجاد شده است. آيا مشوق هائى كه اروپا مى خواهد به ايران ارائه كند مى تواند اين بى اعتمادى را از بين ببرد و اعتمادى كه شما از آن ياد كرديد از نو ساخته شود؟
-من اميدوارم اين طور باشد. مرحله بعدى به اين ترتيب خواهد بود كه ما به عنوان جامعه بين المللى بايد بتوانيم به ايران نشان دهيم كه منافع و فوايد همكارى چه خواهد بود. به ويژه در زمينه فعاليت هاى هسته اى. متاسفانه اين نكته اى است كه اكثر مردم فراموش مى كنند كه ما نسبت به حق ايران مبنى بر استفاده صلح آميز از انرژى هسته اى احترام مى گذاريم و از آن حمايت مى كنيم و همكارى در اين زمينه مى تواند بخشى از روند اعتمادسازى باشد. ما نكات زيادى داريم كه با همكاران ايرانى خود در مورد آنها گفتگو كنيم، در عين حال اين وظيفه ما است كه به همكاران ايرانى خود بگوئيم كه عدم همكارى آنها چه عواقبى مى تواند داشته باشد. در پاسخ به شما اميدوار هستيم كه ايران در اين بسته پيشنهادى اروپا عناصر كافى را ببيند كه بتوانيم در مورد آن صحبت كنيم.
*اما اين موضوع را مى دانيد كه ايران اعلام كرده اگر بسته پيشنهادى اروپا شامل همان مشوق هاى گذشته به ايران باشد كه پيش از اين نيز از سوى تهران رد شد، ايران آنها را مجدداً نخواهد پذيرفت. آيا در پيشنهادهاى جديد اروپا به ايران تغييرى حاصل شده است؟
-من به شما توصيه مى كنم قبل از اينكه اتفاقى بيفتد به آن واكنش نشان ندهيد.
*پس شما به اين مسئله خوش بين هستيد؟
-من تصور مى كنم كه اين آغاز يك روند پرثمر ديپلماتيك خواهد شد. ما مى توانيم دوباره با هم صحبت كنيم. چرا كه هر چه سريع تر اعتماد ايجاد شود اين گفتگوها راحت تر پيش خواهد رفت.
*اين احتمال هم وجود دارد كه مذاكرات به نتيجه نرسد؟
-ما تصور مى كنيم گزينه هائى پيش روى مسئولان ايران وجود دارد كه مى توانند به همكارى برگردند يا مى توانند با آن مواجه شوند و فكر مى كنيم به نفع همه است كه همكارى ايجاد شود ولى اگر اين كار را نكنند، نمى توانم ادعا كنم كه پيامدهاى ديگرى وجود نخواهد داشت.
*و آن پيامدها چه خواهد بود؟
-اقداماتى كه در آن بسته پيشنهادى مطرح خواهد شد. نظر كشور من در مورد اين اقدامات كاملاً صريح بوده است. هيچ كس از اقدام نظامى صحبت نمى كند. ما خيلى تلاش كرديم كه از واژگانى استفاده نكنيم كه شرايط را بدتر و مردم را عصبانى كند. بهتر اين است كه به شكل محترمانه اى صحبت كنيم و اين ما را ترغيب خواهد كرد كه به روند مذاكرات برگرديم.
*آيا تغيير جك استراو به دليل تفاوت ديدگاه بلر و او در مورد حمله نظامى به ايران صورت گرفته است؟
-من فكر نمى كنم كه تغيير جك استراو به سياست خارجى و ايران ارتباطى داشته باشد. حتماً متوجه هستيد كه سياست داخلى انگليس هم به اندازه سياست خارجى اش پيچيده است. ولى اين را مى دانيد كه وقتى به واژه حمله نظامى اشاره كردم آن را از چه كسى نقل كردم. من آن را از تونى بلر نقل كردم. بنابراين نظر آقاى استراو در اين زمينه كاملاً صريح بود.
*ولى در ماجراى عراق هم تا لحظات آخر صحبتى از حمله نظامى نبود و اين موضوع كاملاً غيرمنتظره بود. در مورد ايران هم تاريخ مصرف اين حرف ها مى تواند تمام شود و عملكرد ديگرى را شاهد باشيم؟
-من فكر نمى كنم موضوع عراق خيلى هم غيرمنتظره بود و اميدوارم به تفاوت هاى بحث و گفت وگو در مورد ايران و عراق دقت كنيم. من خاطرم هست در يكى از نشست هاى مشترك خبرى كه رايس و استراو داشتند، خانم رايس چند بار اعلام كرد كه ايران عراق نيست. رئيس جمهور عراق ۱۳سال سابقه مواجهه با قطعنامه هاى بين المللى را داشت و متاسفانه همانطور كه كشور شما گواه اين مطلب است، همه قوانين جامعه بين الملل را زير پا گذاشت و سال ها بود كه جامعه بين الملل صبرش لبريز شده بود. بنابراين اگرچه اقدام نظامى تاسف بار است ولى در مورد عراق غيرقابل انتظار نبود. با اين حال هيچ كدام از اين موارد كه به آنها اشاره كردم در مورد ايران صدق نمى كند.
*و به اين ترتيب در مورد ايران انتظار حمله نظامى را نداريد؟
-خير. چون هيچ كس در مورد اين موضوع صحبت نمى كند.
*اگر آمريكا بخواهد به همراه متحد ديرينه اش اسرائيل حمله نظامى در مورد ايران انجام دهد آيا دولت انگليس از اين موضوع حمايت مى كند؟
-حتى نمى خواهم در مورد آن فكر كنم.
*ولى نگرانى زيادى در مردم ايران در اين خصوص وجود دارد؟
-من اين را مى فهمم، ولى اين براى ما يك پرسش فرضى است.

آيت الله خامنه اى، ويزاى تهران را ارزان به آمريكا نمى دهد
گفت وگوى خبرنگار آمريكايى با فواد صادقى
خبرنگار: به عنوان كسى كه شش بار طى سه سال اخير به خاورميانه و عراق سفر كرده ام، معتقدم عملكرد آيت الله سيستانى، به رغم همه كارهايى كه براى عراق انجام داده است، هميشه در كنار قدرت بوده و هيچ گاه مانند ولايت فقيه ايران در رأس حكومت نبوده است، به نظر شما، چه تفاوتى بين ديدگاه حوزه قم كه ولايت فقيه را ايجاد كرد و حوزه نجف كه آيت الله سيستانى از آن برخاسته، وجود دارد؟
فؤاد صادقى: به نظر مى رسد كه شما نيازمند مطالعه دقيق ترى درباره روحانيت شيعه هستيد؛ روحانيت شيعه، ساختارى بسيار پيچيده و حسابگرانه دارد و به همين دليل در شرايط متفاوت، عملكردى متفاوت دارند. آيت الله خمينى تا اواخر سال ۱۹۷۷ و حدود يك سال پيش از سرنگونى رژيم شاه، صحبتى از انقلاب و تشكيل حكومت اسلامى در ايران نكرده بود و حتى نظريه ولايت فقيه وى كه بعدها مبناى تشكيل حكومت شد، نه در حوزه قم، بلكه در پانزده سالى كه در حوزه نجف حضور داشت، تدوين شد. در مقابل، آيت الله سيستانى هم كه شاگرد مكتب آيت الله خويى به شمار مى رود، هم تاكنون بسيار هوشمندانه عمل كرده و پيش از آن كه قدرت وى و جايگاهش تثبيت شود، اقدامى نكرده است.
خبرنگار: من در سال ۱۹۹۱ و پس از جنگ اول آمريكا در عراق بودم و در كوفه به محل اقامت آيت الله خويى رفتم و در آنجا با پسر وى ملاقات كردم؛ ديدگاه هاى آيت الله خويى نيز با ولايت فقيه بسيار متفاوت است.
فؤاد صادقى: حتى آيت الله خويى كه مشهور به عدم اعتقاد به ولايت فقيه بود، زمانى كه پس از انتفاضه مردم عراق در سال ،۱۹۹۱ شيعيان توانستند كنترل چند شهر كوچك عراق را به دست گيرند، براى اين شهرها حاكم شرع تعيين كرد؛ كارى كه امام خمينى تا زمان سرنگونى كامل رژيم شاه در ايران، آن را انجام نداد. پس مى بينيد ارتباط روحانيت شيعه با سياست و حكومت، بسيار پيچيده و فراتر از نظريه ولايت فقيه است؛ همان گونه كه پس از سقوط صدام، آيت الله سيستانى ابتدا ساكت بود و سپس خواستار انتخابات شد و بعد در تدوين قانون اساسى اعلام نظر كرد و اكنون با زيركى، مانع فروپاشى ائتلاف شيعيان شده و از مهم ترين عوامل تشكيل دولت جديد عراق، هشدار ايشان براى ثبات در اين كشور است.
خبرنگار: اما اين با رابطه اى كه آيت الله خمينى و روحانيت ايرانى با حكومت دارند، متفاوت است.
فؤاد صادقى: بله، شما حتما مى دانيد كه امام خمينى با رهبرى خود، حكومت پيشين ايران را سرنگون كرد، اما آمريكايى ها براى آيت الله سيستانى و عراق، صدام را سرنگون كردند. بيش از ۹۰ درصد مردم ايران، هوادار و پيرو امام خمينى بودند، اما اكنون در عراق ۲۰ درصد عرب سنى كه دويست سال حكومت كردند، وجود دارد و ۲۰ درصد هم كردهاى مسلح هستند و ۲۰ درصد از شيعيان نيز سكولار يا هوادار احزاب و گروه هاى غير از هواداران آيت الله سيستانى هستند و وى تنها با اتكا به ۴۰ درصد از هواداران، عراق را رهبرى مى كند و به گونه اى عمل كرده كه در حال حاضر، بدون ترديد، رهبر بدون رقيب جامعه عراق است؛ پس شرايط آيت الله سيستانى با امام خمينى تفاوت دارد. وى بايد به گونه اى عمل كند كه عراق به عقب بازنگردد، اما شما مطمئن باشيد، ده سال بعد كه ارتش آمريكا ديگر در عراق وجود ندارد و شيعيان به وحدت و نزديكى بيشترى رسيدند، عملكرد مرجعيت شيعه با امروز تفاوت خواهد داشت.
خبرنگار: اما عراق با ايران تفاوت دارد. شما ولايت فقيه و شوراى نگهبان داريد، اما در عراق، تنها اين اصل در قانون اساسى وجود دارد كه قانونى نبايد عليه و مغاير با اسلام باشد و تشخيص آن هم به عهده شوراى نگهبان نيست.
فؤاد صادقى: اين به شرايط امروز عراق بازمى گردد. آيت الله خمينى، رهبر بلامنازع ايران بود و هيچ رقيبى براى وى وجود نداشت، همان گونه كه آيت الله سيستانى در عراق امروز رقيبى ندارد، اما همان طور كه پس از امام خمينى، انتخاب رهبرى فرايندى پيچيده و نيازمند رأى گيرى و مكانيزم بود، پس از آيت الله سيستانى نيز، شيعيان عراق، نيازمند فرايندى براى انتخاب مرجعيت اصلى شيعه هستند. پس شما مطمئن باشيد در عراق هم طى سال هاى بعد، نهادهايى براى اين موضوع تشكيل مى شود و اين از خواص روحانيت شيعه است. روحانيت شيعه طى هزار سال گذشته و در حالى كه همواره در اقليت و تحت فشار بوده، توانسته است با انعطاف، خود را حفظ كند و جلوى نابودى جامعه شيعه را بگيرد؛ برخلاف عده اى كه به رغم داشتن اكثريت و قدرت با مواضع تند يا منزوى و حساب نشده، به وضعيت بدون اثر امروز رسيده اند و تنها چند گروه تروريستى همچون «القاعده» مدعى آنها هستند. در ايران نيز حتى پس از سرنگونى شاه و پيروزى انقلاب، امام خمينى با ورود روحانيت به كادرهاى اجرايى مخالف بود و خود حتى تا يك سال پس از رهبرى به قم رفت، اما شرايط و مشكلات باعث شد تا وى با ورود روحانيون به حكومت موافقت كند.
خبرنگار: هم اكنون كه ديگر آن مشكلات وجود ندارد، آيا ولايت فقيه و رهبرى ايران، نمى تواند به قم بازگردد و در حكومت دخالت نكند؟
فؤاد صادقى: حتى امروز نيز رهبرى مسئوليت اجرايى ندارد، رئيس جمهور از سوى مردم انتخاب مى شود و همچنين نمايندگان و نيمى از اعضاى شوراى نگهبان نيز توسط مردم انتخاب مى شود، نقش رهبرى در شرايط كنونى ايران، يك متعادل كننده كلى جامعه و جمهورى اسلامى است و اگر رهبرى اين نقش را ايفا نكند، خود شما از اتفاقاتى كه خواهد افتاد به شدت نگران خواهيد شد.
خبرنگار: منظور شما، چگونه اتفاقاتى است؟
فؤاد صادقى: مثلا رهبرى در سال ۲۰۰۴ دستور توقف حكم اعدام آقاجرى، يكى از روشنفكران اصلاح طلب را صادر كرد و يا در پرونده هسته اى، فتواى رهبرى جلوى هرگونه حركت به سمت تسليحات اتمى را گرفته است.
خبرنگار: اگر رهبرى در پرونده هسته اى مخالفت نمى كرد، چه اتفاقى مى افتاد؟
فؤاد صادقى: گروه هاى بنيادگرا و تندروى در ايران وجود دارند كه معتقد به خروج از «NPT» هستند و مى گويند: وقتى دشمنان و رقباى ما بمب اتم دارند، چرا ما نداشته باشيم، اما رهبرى مى گويد: بمب اتم، خلاف اعتقادات ما و سلاحى عليه ملت هاست، نه دولت ها، چراكه قربانى آن، مردم بى گناه هستند، نه دولتمردان دشمن ما كه در پناهگاه هاى امن جاى دارند.
يا در موضوع اسرائيل، وقتى جنجال ها و شايعات درباره حمله ايران به اسرائيل و محو آن بالا گرفت، رهبرى گفتند: آتش زدن نيمى از اسرائيل و به آب ريختن يهوديان، ايده «جمال عبدالناصر» و «صدام حسين»، دو رهبر ناسيوناليست عرب بوده و جمهورى اسلامى، تنها خواهان يك دمكراسى سالم و خالص در فلسطين است كه طى آن، مسلمانان، يهوديان و مسيحيان به صورت برابر در كنار هم زندگى كنند.
خبرنگار: به نظر شما آيا جهان بر اساس سخنان معتدل و منطقى آيت الله خامنه اى، نسبت به ايران قضاوت مى كند يا بنا بر مواضع تند آقاى احمدى نژاد؟
فؤاد صادقى: غرب بر پايه منافع خود درباره ايران قضاوت مى كند. تا سال پيش كه آقاى خاتمى به عنوان يك روشنفكر اصلاح طلب در ايران رئيس جمهور بود، غرب ايران را عضو «محور شرارت» معرفى مى كرد و مى گفت: رئيس جمهور در ايران قدرتى ندارد و قدرت در دست رهبرى و روحانيون است. اكنون كه آقاى احمدى نژاد مواضع تندترى از آقاى خاتمى در برابر غرب دارد، شما مى گوييد كه رهبرى قدرت زيادى ندارد و رئيس جمهور تعيين كننده است. پس رسانه ها و دولت هاى غربى بر پايه منافع خود درباره ايران قضاوت مى كنند، نه بر اساس حقايق.
خبرنگار: پاسخ شما قوى بود. پرسشى ديگرم راجع به آقاى احمدى نژاد است. مى گويند: وى عضو حجتيه است و مى خواهد با ساخت بمب اتم و حمله به ديگر كشورها، جهان را براى بازگشت حضرت مهدى (عج) آماده كند.
فؤاد صادقى: انجمن حجتيه برخلاف نظر شما، گرايش سكولاريستى در شيعه است كه بيش از سى سال سابقه دارد. به اعتقاد آنان با پر شدن جهان از ظلم و فساد، زمينه ظهور حضرت مهدى (عج) آماده مى شود؛ بنابراين، آنان با هر حركت اصلاح گرانه و حكومت دينى، مخالفند و به همين دليل با انقلاب اسلامى هم مخالف بودند. تا آنجا كه امام خمينى، حملات سختى را عليه آنان انجام داد و در سال ۱۹۸۷ پيام شديدى عليه آنان صادر كرد. ديدگاهى كه شما مطرح مى كنيد، به مواضع بنيادگراها نزديك تر است، اما بايد به شما بگويم كه آقاى احمدى نژاد، نه عضو انجمن حجتيه است و نه بنيادگراست. اتفاقا بنيادگرايان از برخى مواضع وى مانند ورود زنان به ورزشگاه و برخورد نكردن با بدحجابى به شدت ناراحتند و حتى مراجع تقليدى كه طى هشت سال كه آقاى خاتمى مرتب شعار آزادى مى داد، عليه وى فتوى ندادند، يكباره عليه دستور آقاى احمدى نژاد، فتوى دادند. وى بيشتر يك مردم گرا (popular) و به دنبال مواضعى است كه مردم و توده ها از آن استقبال كنند. مواضع ضدغربى او به اين خاطر است كه آقاى هاشمى و آقاى خاتمى از مذاكره و نزديكى با غرب چيز زيادى به دست نياورده اند و مردم ايران از اين كه در معامله با غرب بازنده شده اند، ناراحتند. اگر وى احساس كند كه ممكن است حركت وى به سمت غرب با موفقيت همراه مى شود، احتمالا اين كار را انجام خواهد داد، همان گونه كه براى اولين بار، به بوش نامه نوشت.
خبرنگار: آقاى احمدى نژاد در برابر غرب چگونه عمل مى كند؟
فؤاد صادقى: ديپلماسى آقاى احمدى نژاد در برابر غرب، يك ديپلماسى رسانه اى و مبتنى بر جريان افكار عمومى است و بيشتر در سخنرانى ها و مسائل علنى متمركز است. البته شما مى دانيد كه همه ديپلماسى جمهورى اسلامى در اين خلاصه نمى شود.
خبرنگار: آيا موافقت با مذاكره با آمريكا، تصميم آقاى احمدى نژاد بود؟
فؤاد صادقى: اگر رؤساى جمهور ما در ايران قدرت چنين تصميم گيرى را داشتند، مطمئن باشيد آقاى هاشمى و آقاى خاتمى تاكنون با آمريكا مذاكره كرده بودند. موافقت با مذاكره با آمريكا، توسط رهبرى انجام مى شود، اما شما بايد بدانيد كه ديپلماسى آيت الله خامنه اى، ديپلماسى رسانه اى نيست، بلكه مبتنى بر منافع ملى است و اگر وى احساس كند آمريكا امتيازات قابل توجهى به ايران نخواهد داد، هرگز مذاكره انجام نخواهد شد. آيت الله خامنه اى، ويزاى تهران را ارزان به كسى نخواهد فروخت و شما بايد هزينه آن را پرداخت كنيد. پس اگر دولت آمريكا مى خواهد مشكلش در خاورميانه حل شود، بهتر است به جاى جوسازى هاى رسانه اى به فكر دادن امتيازات متقابل به ايران باشد.
خبرنگار: متأسفم از اين كه مى بينم شيعيان بسيارى در عراق هر روز كشته مى شوند و علمايى كه كشته شدن سنى ها را محكوم مى كنند، در برابر قتل عام شيعيان ساكتند؟
فؤاد صادقى: كشتار شيعيان به خاطر افراطى گرى مذهبى سلفى ها، حادثه تازه اى نيست. صدها سال است كه شيعيان قربانى يك نسل كشى مذهبى هستند. تعجب ما از مواضع غرب است كه در حالى كه شعار دمكراسى و حقوق بشر سر مى دهد، از تروريست ها حمايت مى كند. شما به دولت ها و گروه هائى كه حامى و مجرى تروريسم هستند، قدرت، پول و اسلحه مى فروشيد و شيعيان را كه قربانى تروريسم هستند، محكوم مى كنيد؛ محفلى كه از آن بن لادن و ۱۱ سپتامبر برخاست، محفلى نزديك به خانواده بوش است، شما به آنان گل مى دهيد و آنان براى شما بمب مى فرستند، ما براى شما آرزوى صلح داريم و شما براى شيعيان دشنام و تهديد ارسال مى كنيد؛ اين پارادوكسى است كه ما را شگفت زده كرده است.
خبرنگار: منظور شما خانواده سعودى است؟
فؤاد صادقى: بله و نه تنها دربار سعودى، بلكه شيخ نشين هاى خليج فارس و بسيارى از دولت هاى عربى همچون اردن و مصر، كه حامى و مشوق سياسى و مالى و امنيتى كشتار شيعيان در عراق هستند و دولت شما در برابر اين جنايت ها تنها لبخند مى زند.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •