Nimrooz
Vol. 18, No. 884, June 2, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۴ - جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۸۵
همدم «آقا»!
در يادداشت هاى دير و دورم، داستان كوتاهى از «كريلف» نويسنده ى روس را يافتم كه آن را خيلى با روز و روزگار خودمان، مطابق ديدم... روزگارى كه آقايان «علما»! فقط، گوش هاى شنوا مى خواهند كه هر چه مى گويند، شنيده شود و چون و چرا در كار نباشد...
مذهب و هر نوعى ايدئولوژى بر چنين اساسى بنا شده است. بايد بى اندكى ترديد، همه ى تعليمات آنها را كه سراسر ترديد است، پذيرفت!... «كريلف» چنين نوشته است:
-جانوران، خبر شدند كه پادشاهشان، شير، فيل را به نديمى برگزيده است!....
هر كدام، اين خبر را مطابق سليقه ى خود، تعبير و تفسير كردند و همه مى پرسيدند، چه شده است كه اين فيل نتراشيده و نخراشيده، با آن خرطوم و هيكل، به نديمى پادشاه، مفتخر شده است؟!....
روباه گفت: حالا اگر پوست و دم پر بار و پر موى مرا داشت، باز مطلبى بود و نمى شد حيرت كرد...
خرس گفت: يا اگر پنجه هاى نيرومند مرا داشت...
گاو غرغركنان، شاخى تكان داد و گفت: شايد دندان هاى عاج او را شاخ فرض كرده اند!... اما چه اشتباهى!....
خر، كه به هيچوجه خر نيست، فرياد زد: همه ى شما اشتباه مى كنيد و هيچكدامتان نفهميده ايد، آن چيزى كه خوش آيند مقام والاى «آقا»!.... قرار گرفته، گوش هاى دراز فيل است.
شرنگ

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •