Nimrooz
Vol. 18, No. 884, June 2, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۴ - جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۸۵
گوشه هائى از تاريخ اجتماعى ايران
پشت پرده هاى حرمسرا
تأليف: حسن آزاد
ماد
خلاصه اى از تشكيل دولت ماد
مادى ها مردمانى بودند آريائى نژاد كه در ابتداى قرن هفتم قبل از ميلاد سلطنت ماد را تأسيس كردند. به نظر بعضى مورخان، نمى توان تاريخ دولت ماد و سلطنت آنان را فصلى جداگانه دانست و به عنوان سلسله اى به مفهوم آنچه كه در كتب تاريخى با آنان آشنا هستيم از آن نام برد. بلكه تاريخ نويسان غالباً سرگذشت آنان را همچون مقدمه اى بر تاريخ هخامنشيان نقل كرده و مى كنند. شايد تا صد سال پيش به خاطر در دسترس نبودن آثار ارزنده تاريخى و اسناد كتبى اين سخن را كه سلسله ماد مقدمه اى است بر تاريخ هخامنشيان، مى شد پذيرفت. ولى اكنون كه در نتيجه كوشش باستان شناسان مدارك قابل توجهى جهت آگاهى تشنگان مطالب تاريخى ارائه شده است نمى توان سلسله ماد را آنچنان كه منظور نظر برخى از مورخان است از اعتبار انداخت و از آنان به عنوان كوشندگان راه تأسيس سلسله هخامنشى نام برد.
البته ناگفته نماند كه آثار بدست آمده، گرچه همگى به طور مستقيم به تاريخ ماد مربوط نمى شود و از تاريخ بابل و آشور و ديگر كشورهاى شرق نزديك حكايت مى كند، ولى در روشن ساختن تاريخ ماد بسيار مؤثر است «زيرا مادها تنها قبيله هاى آريائى بودند كه در سايه اتحاد، امپراطورى بزرگ آشور را براى هميشه شكست دادند و اقوام و قبايل بسيارى را از قيد اسارت آشوريان متجاوز و ستمگر رهائى بخشيدند.»
مادها پيش از تشكيل سلسله هخامنشيان در بخش بزرگى از ايران فعلى سلطنت مى كردند. گرچه از سلطنت مادها به عنوان دولت گونه و يا مشابه يك حكومت پادشاهى در بعضى نوشته ها ياد شده، اما با تمام اين احوال، اين قبيله هاى آريائى زبان حتى بيش از دو برابر روزگار هخامنشيان بر اين سرزمين فرمانروائى داشتند. هكمتانه يا همدان از قرن هفتم پيش از ميلاد پايتخت ايران و شهر معروف دنياى آن روز بود و در سايه حسن سياست و كاردانى افراد خاندان ديوك يا دياكو، قبايل متفرقه داوطلبانه يا بالاجبار در زير پرچم واحدى گرد آمده بودند. «ديويك يا ديوكس كه در آغاز امر دهقان زاده اى فعال و مورد اعتماد بود، در سايه حسن تدبير، نخست به مقام داورى و پس از چندى از طرف مردم به پادشاهى برگزيده شد و سرانجام به يارى اكثريت خلق، پادشاهى هاى كوچك را برانداخت.
در مقابل ديوكس كه بنيانگذار سلسله ماد بود مى توان از آستياگس نام برد كه آخرين پادشاه ماد بود و زمان او بر اثر غلبه كورش بر اين پادشاه دوران سلطنت وى و حكومت مادها بسر رسيد و در اثر مداراى كوروش قوم ماد و پارس با هم متحد شدند.

وضع زنان در دوره ماد
از جزئيات زندگى زنان در دوره مادها اطلاع چندانى در دست نيست، اما به خاطر وجود اختلاف طبقاتى در اين دوره مى توان چنين نظر داد كه زنان نيز از زندگانى اجتماعى يكسانى برخوردار نبوده اند، زيرا در مقابل روسا و سران قبايل ثروتمند، گروهى ديگر به صورت برده و افرادى استثمار شده زندگى مى كردند كه زنان نيز در ميان هر كدام از اين قشرها از وضع خاصى برخوردار بوده اند. بهترين گواه ما در مورد وضع زنان دوره ماد نقش برجسته آشورى نينوا مربوط به قرن هفتم قبل از ميلاد است كه صحنه اى از كوچاندن اهالى را كه به اجبار صورت مى گيرد نشان مى دهد. از اين نقش برمى آيد كه «زنان آن دوران با صورت و موئى باز و بدون حجاب حركت مى كردند و پيراهنى تنگ تا مچ پا با آستينى كوتاه در برمى كردند و ظاهراً «در فعاليت هاى اقتصادى دوشادوش مردان شركت داشتند و زنان نيز حمل قسمتى از مايحتاج زندگى را به عهده گرفته بودند.»
در ميان آثار به دست آمده از دوران ماد به مقدار زيادى لوازم آرايش زنان برمى خوريم كه عبارتند از سر سنجاق هاى مختلف و آئينه هاى مفرغى كه دسته اى به شكل زنى عريان دارد كه به گفته ويل دورانت اينگونه لوازم آرايش مى تواند در حد بانوان طبقات بالاى اجتماع باشد كه خود را با غازه و جواهر مى آراستند. اما «آنچه مسلم است در اين دوران در اثر استقرار پدرشاهى، تا حدى از حقوق و اختيارات ديرين زنان كاسته شده بود. در زمينه خصوصيات اجتماعى مادها كه مى تواند روشنگر مسائلى در مورد زنان آن دوره نيز باشد، بايد به موضوع پدرشاهى توجه داشت. البته در طول زندگانى اين قوم در ايران تحولات مختلفى در مورد مسائل اجتماعى به وجود آمده كه هر كدام به نوبه خود مى تواند جاى بحث و مدافه باشد، ولى با تمام اين احوال نمى توان با اعتماد كامل در هر دوره اى نسبت به موضوع زن و زندگى زنان قاطعانه نظر داد.
علاوه بر مسأله پدرشاهى، آثار مكشوفه كه خود غنيمتى است در تحقيقات تاريخى، نشان مى دهد كه در يك مقطع زمانى، مادرشاهى حاكم بر جامعه ماد بوده است. نقطه مسكونى كه توسط هرتسفلد كشف شده، عبارت بوده از مساكن گلى عشيرتى و دسته جمعى و طرز ساختمان آن حاكى از وجود نكاح دسته جمعى و مادرشاهى. شايد اين مسأله مربوط به قبل از تشكيل سلطنت مادها باشد، چرا كه قوم ماد به ظن قوى در قرن دهم قبل از ميلاد در آذربايجان و كردستان امروزى سكنى داشتند، در حالى كه سلطنت ماد از قرن هفتم قبل از ميلاد پى افكنده شد.
پيدايش بردگى و وجود نظام برده دارى، زن را نيز از مقام اول اجتماعى خود كه در نظام مادرشاهى داشت به مقام دوم تنزل داد. «در اين مرحله كارى كه زن در خانه انجام مى داد در پهلوى كار پر محصول مرد هيچ بود. از همين جا مى توان فهميد كه نجات زن و مساوات او با مرد تا وقتى كه زن از كار مثمر اجتماعى بركنار باشد غير ممكن است.
در جامعه برده دارى ماد از وجود كنيزكان نيز نشانه اى هست كه عنوان بردگان وايسو از آنان ياد شده است، اينان بردگان خانگى بودند و جزو خانواده و يا حتى عشيره ويس به شمار مى رفتند، به خصوص زنان برده يا كنيزكان خانگى بسيار بودند. به طور كلى همانگونه كه قبلاً نيز مختصر اشاره اى شد، در عين حال كه زنان طبقات پائين به صورت كنيزكانى در خانواده هاى متمول براى گذران زندگى به سر مى بردند در طبقات بالاى اجتماع، زنان در رفاه كامل مى زيستند و از نعمت ثروت و تجمل كه مختص اينگونه افراد در جامعه برده دارى است استفاده مى كردند و بر ارابه هاى گرانبها سوار مى شدند و از مجلس جشنى به مجلس ديگر مى رفتند، تا آنجا كه بر اثر همين تجمل پرستى انقراض دولت ماد بسيار سريع تر از تشكيل آن صورت گرفت. آستياگ يا اژدهاك (۵۸۴ تا ۵۴۹ ق.م) فرزند كياكسار كه به راحتى بر تخت سلطنت نشسته بود، به عيش و نوش و لذت بردن از آنچه نصيب وى شده بود پرداخت و مردم طبقات بالا نيز به تقليد از وى با ثروتى كه به چنگ آورده بودند، دستورهاى اخلاقى خشك و روش زندگى ساده و خشنى را كه داشتند كنار گذاشتند و رفته رفته آنها را فراموش كردند.

ازدواج در ميان مادها
نخستين وظيفه آداب و تقاليد اجتماعى كه سازنده قوانين اخلاقى هر اجتماع مى باشد، آن است كه روابط ميان دو جنس مرد و زن را بر پايه هاى متين استوار سازد، چه اين روابط پيوسته منشاء نزاع و تجاوز و انحطاط به شمار مى رود. اساسى ترين عمل تنظيم اين روابط همان زناشوئى است كه مى توان آن را به عنوان اتحاد يك جفت زن و مرد براى بهبود و پيشرفت نسل آينده تعريف كرد. سازمان زناشوئى برحسب مكان و زمان هميشه اشكال مختلف پيدا كرده است. در دوره مادها نيز بنا به تحقيقاتى كه انجام گرفته ازدواج مراحلى مختلفى را پشت سر گذاشته است.
اگر به كشفياتى كه هرتسفلد ارائه كرده توجه كنيم، وجود نكاح دسته جمعى در دوره اى از تاريخ ماد نشانه اى از آن داشته است كه مردان و زنان به طور اشتراكى از روابط جنسى برخوردار بوده اند و تعلق و تملكى در مسأله نزديكى زنان و مردان وجود نداشته است. اينگونه ازدواج ها كه در حقيقت يك نوع كمونيسم زناشوئى به شمار مى آيد در دوره هاى ديگر دنياى باستان به صورت هاى چند شوهرى و چند همسرى نيز ديده مى شود كه در نوع اخير يك فرد با چند فرد غير همجنس خود ازدواج مى كرده است، اما آنچه كه سبب شده تا مردم تك همسرى را ترجيح دهند بدون ترديد احتياجات جنسى نبوده، زيرا در انواع قبل از آن به حد كافى اختياراتى در رفع نياز خود داشته اند. تشكيل خانواده به صورت مونوگاميك باعث شد تا بچه هائى از يك پدر مشخص و غير قابل انكار به وجود آيند و وارث و مالك ثروت پدر خود بشوند. از مشخصات خانواده مونوگاميك يكى اين است كه مرد كاملاً آزاداست و عده كثيرى كنيز و غلام در اختيار دارد و مى تواند با آزادى تمام از آنها متمتع شود، ولى اگر احياناً زن به ياد روابط قديمى جنسى بيفتد و بخواهد آن را تجديد كند، شديدتر از كليه ادوار گذشته تنبيه و مجازات مى شود. به اين ترتيب مى بينيم كه خانواده مذكور در حقيقت مونوگاميك نيست مگر براى زن.
پيدايش خانواده مونوگاميك يكى از نشانه هاى مشخص كننده تمدن است كه در كنار بردگى و مالكيت خصوصى در جوامع بشرى ظهور كرده است. دوره ماد همچنانكه اشاره شد دوره پدرشاهى است. از دوره پدرشاهى به بعد زن موظف است، خلاف دوره هاى آزادى جنسى يا چند شوهرى، قبل و بعد از زناشوئى عفت خود را حفظ كند و مطيع و منقاد شوهر خود باشد.
تعدد زوجات در ميان مادى ها معمول بود و آنان فرزندان خود را تا سن رشد در ميان زنان حرمسرا و خواجه سرايان در حقيقت محبوس مى كردند و فرزندان پادشاه اينگونه سال هاى كودكى خود را پشت سر مى گذاشتند. در ازدواج ها مصلحت خانواده و دودمان حاكم بر عشق و علاقه و تمايل زن و مرد بود و اين چنين وصلت هاى مصلحتى كه گاه موجب اقتدار پادشاهى مى شده، در بسيارى از موارد در رفع كدورت ها و دشمنى ها نيز مؤثر بوده است. در تاريخ ماد مى بينيم كه بعد از مصالحه بين ليدى و ماد و انعقاد پيمان صلح و تعيين مرز دو كشور، آستياگ پسر كياكسار با دختر آليات پادشاه ليدى ازدواج كرد و «از طرف ديگر مشاهده مى كنيم در عيلام ضعيف شده و در حال اضمحلال نيز نابوپالاسار قبل از اين كه عليه آشور اقدام كند با كياكسار عهدى مى بندد و دختر او آمئى تيدا را براى پسر خود نابوخودونوسور به زنى مى گيرد. از جمله اين ازدواج ها يكى هم وصلت كوروش با دختر آستياگ است كه پس از آخرين نبرد مادها و پارس و اتحاد اين دو قوم انجام گرفت ولى قبلاً كورش شوهر اين زن را كه اسپيتام نام داشت و مدعى تخت و تاج ماد بود اعدام كرد. منظور كوروش اين بود كه براى مدعاى خويش يعنى حكومت قانونى بر امپراطورى آستياگ دلايل متقن تهيه كند.»
ظاهراً در ميان مادى ها و پارسيان مانند مصريان رسم بود كه پسر و دختر و يا داماد پادشاه پيشين قانوناً به سلطنت مى رسيد. بدين ترتيب پادشاه غالباً با خواهران خود مزاوجت مى كردند و اين رسم، خارج از خاندان سلطنتى نيز در ايران باستان و آسياى ميانه جارى و ظاهراً گرايشى بود به حفظ سهم مال و منال زن در داخل خانواده پدرشاهى و جلوگيرى از خروج آن. به عقيده ويل دورانت «.. مذهب زرتشتى، اعتقاد به اهورامزدا و اهريمن و سازمان پدرشاهى يا تسلط پدر در خانواده و تعدد زوجات» در ميان مادها داشته و آنان با شريعت اين دين آشنا بوده اند. به همين لحاظ تعدد زوجات و اختيار كردن همخوابگان و كنيزكان مجاز شمرده مى شده است.
در مورد تعدد زوجات، خلاف نوشته هاى ويل دورانت كه قسمتى از آن آمد، زرتشتيان كنونى نه تنها به صراحت اين موضوع را مردود مى شناسند بلكه اعتقاد دارند كه «... در آئين زرتشتى تعدد زوجات روا نيست و به گرفتن يك زن فرمان داده شده است. همانگونه كه يك زن نمى تواند در آن واحد چند شوهر داشته باشد براى مرد نيز گرفتن چند زن روا نيست مگر اين كه مرگ يا علتى ديگر زن را از او جدا كرده و عملاً و شرعاً بدون زن باشد. در ايران باستان يك نفر تنها در صورتى مى توانست با داشتن يك زن اقدام به گرفتن زن ديگر نمايد كه زن اولى او به تشخيص پزشك نازا بوده و قادر نبود براى شوهرش فرزندانى پارسا بوجود آورد. تنها در اين صورت مرد مى توانست به منظور ازدياد نسل با اطلاع و موافقت زن اول زوجه ديگر اختيار نمايد.»
البته با پيش رفتن زمان و آشكار شدن بسيارى از مسائل در زمينه ازدواج با محارم و تعداد بسيارى زنان حرم در دوره هاى ايران باستان بحث بيشترى خواهد شد و مطالب زيادترى در اختيار خوانندگان عزيز قرار خواهد گرفت، زيرا تاريخ فرهنگ ساكنان سرزمين ما چنانكه بايد روشن نيست. بدون ترديد اگر حفريات باستان شناسان در مساكن ديرين قوم ماد آغاز شود و آثار بيشترى در اختيار محققان و پژوهشگران قرار گيرد، بسيارى از خصوصيات اجتماعى آنان آشكار خواهد شد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •