Nimrooz
Vol. 18, No. 884, June 2, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۴ - جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۸۵
تهران داغ داغ- على مستعلى زاده- تهران
تبريز انقلاب زده درست مانند بهمن ۵۶
رهبر تملق آذربايجانى ها را ميگويد و اطلاعاتى ها در پى دستگير كردنشان هستند!
هيچ كس نيست كه از انقلاب ۵۷ پشيمان نباشد
تبريزى ها آنقدر ايستادند تا دختران و زنان زندانى آزاد شدند
خزانه پر از طلا و ارز در دست كيست
اقتصاد ورشكسته با طلا و ارزى كه دست خامنه اى است چه خواهد كرد
كسانى كه سن و سالشان اجازه ميدهد ميگويند انقلاب سال ۵۷ كه امروز يك تن نيست كه از آن ابراز پشيمانى نكرده باشد، حتى حزب الهى ها و آخوندها هم در هر فرصتى از آن ابراز پشيمانى ميكنند از ۲۹ بهمن سال ۵۶ در تبريز شروع شد و اشتباهى كه دولت جمشيد آموزگار كرد و تظاهر كنندگان را اعزامى از سوى خارج و بيگانه خواند، در حالى كه مرزهاى بسته اتحاد جماهير شوروى آن وقت ها به سگ هم اجازه عبور نميداد گرچه همين آخوندها بودند كه مردم را تحريك ميكردند و حالا همه مفتخرند كه از نجف دستور ميگرفتند و اصلا هم نميدانند كه رهبرانشان كه در خارج بودند، از كجا دستور حركت ميگرفتند، اما به هر حال در آن ماجرا دو سه هزار نفرى حركت كردند و واكنش غلط دولت و شهربانى وقت و ساواك باعث شد كه موج موج انقلاب درگرفت.
حالا بدون آن كه لازم باشد اين دو حكومت با هم مقايسه شود جوانها از خود مى پرسند چرا ما از نسل گذشته بى حال تر و بى اعتناتريم و اجازه ميدهيم كه چنين توهين بزرگى به يك ملت بزرگ شود و باز هم ساكت مانده ايم. مقصودشان توهين روزنامه ايران نيست كه مسخره و بهانه است و همه ميدانند. كدام توهين اما براى آن كه بدانيد هفته گذشته در آذربايجان چه گذشت و به دستور شوراى عالى امنيت ملى تمام روزنامه ها و خبرگزارى ها از گزارش آن ممنوع شدند و ده ها نفر به جرم داشتن دوربين دستگير شدند و ده ها وب لاگ نويس سرنوشت نامعلومى دارند چند گزارش كوتاه از سه روز هفته گذشته كه در وبلاگ ها منعكس شده انتخاب ميكنيم در حالى كه ما كه در تهران هستيم خوب ميدانيم كه وضع از اين ها خيلى بدتر است و تهران شبيه به حكومت نظامى است چه رسد به تبريز كه بيشتر خانواده هائى كه جوان دارند از آنجا فرار كرده اند.
به گفته شاهدان خيابانهاى تبريز خلوت است و رفت و آمدى در آن نيست. بازارهاى اردبيل و تبريز و خوى و اروميه يك هفته بسته است. قرار بود بازار تهران هم بسته باشد ولى با دخالت عوامل هيأت مؤتلفه و بازارى هاى هوادار عسگراولادى يك روز تعطيل شد و بعد با زور آن را باز كردند.
آيا مردم حق ندارند از خود بپرسند كه چطور ميشود كه دنيا نگاهى به وضعيت چهل ميليون مردم آذربايجانى ندارد كه دارند زير فشار حكومت ميتركند. ميگويند براى آنكه زندانها جا براى آذربايجانيهاى دستگير شده داشته باشد در تهران همه زندانيهاى مالى با گرفتن وثيقه آزاد شده اند و حتى بعضى از چاقوكشها و دزدان هم با سپردن وكالت به مرخصى از زندان رفته اند.

گزارش هاى محلى
صبح جمعه مأموران اطلاعاتى و انتظامى تبريز با حمله به هزاران نفر از مردم تبريز كه در نقاط مختلف اين كوه بودند تعداد زيادى از ايشان را دستگير كرد. بر اساس گفته هاى شاهدان عينى مأموران دو اتوبوس از مردم را دستگير و به بازداشتگاه بردند. يكى از حاضران در كوه در تماس با وبلاگ حق از دستگيرى دوستش به نام هادى عادلى خبر داده است
آقاى جواد عباسى- معلم كه به تازگى پس از تحمل ۴ ماه حبس آزاد شده بود- در سلماس دستگير شد مأموران با هجوم به منزل وى كليه لوازم شخصى، سى دى و كتاب و كامپيوتر او را با خود برده اند.
در اروميه نيز بهزاد شهسوارى- عضو كانون نويسندگان جوان اروميه «بوتا»- توسط اداره اطلاعات دستگير شده است. ياشار هاشميان، مهدى ترقى و مجيد قاسملو نيز در اروميه بازداشت و در بازداشتگاه ۹ پله نيروى انتظامى نگهدارى ميشوند برخى از دستگير شدگان زخمى هستند ولى اجازه مداوا به آنها داده نمى شود.
از دستگير شدگان شهر مياندوآب نيز اسامى بهبود قليزاده ُشاهين حسنى و جلال كودريلومشخص شده است.
ساعت نه شب در خيابان وليعصر تهران نيز تعداد ۹ نفر از جوانانى كه پلاكاردهايى به زبان تركى حمل ميكردند توسط نيروى انتظامى دستگير و پس از ضرب و شتم و شكنجه شديد اسامى ايشان عباس عيوضى، غلامرضا،، ياور على نژاد، حسين نعمتى احسنى، على نامور، ائلشن نقديار پاشايى، امير حسين شاهد گزارش شده است.
همچنين روز سه شنبه عباس لسانى يكى از فعالان سياسى شناخته شده در آذربايجان، در اردبيل دستگير شد. وى از سوى دادگاه انقلاب كليبر احضار شده و قرار بود در اين دادگاه حاضر شود.
خبر ديگرى از شهرستان مرند حاكى است كه بيش از ۱۷ نفر در جريان تظاهرات روز سه شنبه در مرند از جمله؛ على اجاق زاده حسين عليزاده، مهدى حسين زادگان، حامد محمودپور، غلامرضا بابايى و مسعود حبيب وند دستگير شده اند.
پيش از اين دادستان عمومى و انقلاب تبريز از دستگيرى ۵۴ نفر توسط نيروى انتظامى و امنيتى در جريان ناآراميهاى روز سه شنبه تبريز در اعتراض به توهين روزنامه ايران، خبر داده بود. يوسف فيروزى دادستان عمومى و انقلاب تبريز همچنين اعلام كرده است كه حكم جلب و دستگيرى عده اى صادر شده كه طى چند روز دستگير خواهند شد.
اظهارات دادستان عمومى و انقلاب تبريز در حالى در يك بخش خبرى سيماى تبريز پخش شد كه خبرهاى رسيده از تبريز حاكى از دستگيرى و بازداشت بيش از ۳۰۰ تن دارد. تعدادى از دستگير شدگان در اختيار سپاه پاسداران قرار دارند.
در اروميه نيز فرمانده نيروى انتظامى آذربايجان غربى گفت: در ناآراميهاى روز سه شنبه ۱۵ نفر از عاملان اصلى اغتشاش دستگير شدند.
بر اساس اخبار رسيده از زندان تبريز ۵ زندانى مراغه اى داود عظيم زاده-ياشار حكاك پور-عليرضا حقى-مجيد پژوه فام و حامد يگانه پور به همراه دو هم سلولى كليبرى خود به نامهاى سعيد بيدخت و سعيد محمدى از امروز صبح نهم خرداد اعتصاب غذاى نامحدود تا حصول نتيجه آغاز كرده اند. به ايشان كه روز جمعه در ارتباط با اعتراضات اخير در شهرهاى خود دستگير و به زندان تبريز منتقل شده اند تا كنون تفهيم اتهام نشده و اساسا نقشى در اعتراضات مردم در آذربايجان نداشته اند. اعتصاب كنندگان اعلام كرده اند تا زمانى كه در چارچوب قانون با ما برخورد نشود اعتصاب خود را ادامه مى دهيم. در ميان ايشان حامد يگانه پور دانشجوى دانشگاه آزاد مراغه دچار ناراحتى قلبى است و بايد تحت نظر پزشك باشد. اما مسئولين زندان نسبت به اين مسأله بى توجه بوده و سلامتى نامبرده به شدت تهديد مى شود.
همچنين آقاى ايواز طاها مدير مسئول نشريه ادبى «يارپاق» به همراه رضا كاظمى مدير اجرايى اين نشريه در مغان دستگير شده اند.
هنوز آمار دقيقى از تعداد بازداشت شدگان در اوين وجود ندارد اما صد نفرى كه روز سه شنبه آزاد شده اند از آنها ابتدا عكسبردارى كرده و پس از تشكيل پرونده توسط مأموران اطلاعاتى در زندان بازجوئى شده اند. يكى از ايشان از ضرب و شتم شديد خود خبر داده است. وى مى گويد مأمور بازجوئى من پس از اينكه فحاشى كرد كيسه اى مانند كيسه بر سرم انداخت و چند نفر با مشت و لگد به جانم افتادند.
بر اساس اظهارات آزاد شدگان و كسانى كه براى پيگيرى به اوين مى روند هنوز بيش از هزار نفر از جمله تعدادى زن و دختر زندانى هستند كه گفته ميشود ظرفيت بخش زنان اوين كاملاً پر شده و زندانيان در راهرو و توالت خوابيده اند. .
بعد ازظهر روز يكشنبه بعد از يك هفته ناآرامى در تبريز مأموران اداره اطلاعات با حمله به منزل زهره وفايى وى را دستگير كردند. خانم وفايى از روزنامه نگاران و ناشران برجسته تبريز است كه مديريت انتشارات زينب پاشا را در اين شهر به عهده دارد. وى كه سالها نشريه فكاهى جوالدوز را منتشر مى كرد صاحب تاليفات متعددى در زمينه تاريخ و ادبيات ترك است.
همان روز در حمله نيروهاى اطلاعاتى به خانواده يكى از فعالين حركت ملى آذربايجان تكين ماهارلى (تقى پاشاپور) كه اكنون در خارج از ايران به سر مى برد، مأموران اداره اطلاعات شهرستان ماكو دو تن از برادران وى به نامهاى شهرام و باقر پاشاپور را به جرم فعاليتهاى پان توركيستى دستگير كردند.
مامورين اداره اطلاعات ماكو پس از بازرسى منزل و مغازه ايشان دو دستگاه كامپيوتر، ۱۵۰ عدد سى دى و مقدارى كتاب و لوازم شخصى به همراه خود بردند. والدين آنها طى اعتراض به برخورد غير اخلاقى و غير قانونى مأمورين اطلاعات تهديد به زندان و شكنجه شده اند.
اين بخش كوچكى از نوشته هاى وب لاگ هاى آذرى هاست كه به طور مستقيم و صحيح از گرفتارى آذربايجانى ها در هفته اى كه گذشته خبر داده اند. بر اساس يك سياست تعيين شده از صبح تا شب صدا و سيما و خبرگزارى ها به تجليل و تشويق و بزرگ نمائى نقش آذربايجانى ها مشغولند و از آن ها مدح ميگويند اما در همان حال زندانهاى كشور از آذرى ها پر شده است. وجود زنان و دختران تبريزى و اردبيلى كه با اتوبوس هاى متعدد به تهران و كرج منتقل شده اند خود باعث تشنچ بيش ترى است.

هشدار و عقب نشينى
عصر دوشنبه خبر رسيده است كه بعد از تكثير پوسترهائى از خانم ويدا فرهودى و نوشته روزنامه انگليسى ديلى تلگراف با عكس وى و اين تأكيد كه در زندان محل زادگاهش به وى تجاوز شده است، و قرار گرفتن اين پوستر در خوابگاه دانشجويان ميثم در تبريز، حدود هزار دانشجو به نزديك محل نيروهاى انتظامى رفتند و خواستار ملاقات با نزديكان دستگير شده خود بودند. مأموران نيروى انتظامى وقتى از پوستر با خبر شدند به اطلاع فرماندهان رساندند و نمايندگى از جمع كه مدام بر تعدادشان اضافه ميشد به داخل نيروى انتظامى رفته و با فرمانده بازديد كردند و جند دقيقه بعد اعلام شد كه به همه زندانيان زن و دختر تبريزى اجازه ملاقات با فاميل درجه يك آن ها داده شده و به دستور دادستان براى همه آنها قرار وثيقه صادر ميشود. اما گفته شده كه عده اى از دانشجويان دختر اردبيلى به زندان استانهاى ديگر منتقل شده اند.
در اطلاعيه اى كه مردم در مقابل نيروى انتظامى تبريز نوشتند و تكثير كردند نوشته شده: اعتراض گسترده مردم نه فقط به يك توهين ناشى از بى لياقتى مسئولان جمهورى اسلامى، بلكه به حاكميتى بود كه با انحصارگرى، حكومت خشونت آميز، تحميل خفقاق، رواج فساد و ايجاد فقر گسترده و عقب افتادگى ملى، و تبعيض هاى مذهبى و جغرافيايى جان آنها را به لب آورده است. هنگاميكه گروههاى مختلف جامعه به دلايل بسيار دچار دلمردگى، استيصال و عصيان زدگى سياسى و اجتماعى شده اند، در برابر هرگونه برخورد غيرمسئولانه و گفتار و رفتار تحقيرآميز از سوى وابستگان به حكومت، از خود حساسيت و واكنش هاى خشم آگين نشان مى دهند، و چه بسا كه ممكن است در مظان بهره بردارى قدرتهاى مترصد بيگانه هم قرار گيرند. چنانكه رويدادهاى كردستان و خوزستان و بلوچستان در طى سال گذشته، گواه اين ناهنجارى است.
حاكميت جمهورى اسلامى نشان داده كه نه تنها در عرصه بين المللى كشور را دچار فرصت سوختگى، انزوا و بى اعتمادى جهانى و خطرات جبران ناپذير كرده، بلكه در عرصه سياست داخلى هم بجزعقب افتادگى اقتصادى واجتماعى، فقر، فساد و نااميدى چيزى براى مردم به ارمغان نياورده است. تا كى مردم ستمديده ايران بايد تاوان خودكامگى، قدرت طلبى، آزمندى و خشونت ساختارى اين حاكميت را بدهد؟ تا كى بايد ملت ايران بعلت خودبزرگ بينى مذهبى گروهى واپس گرا، گرفتار رفتار تفرقه افكن و تبعيض گرا و حاكميت خفقان و خشونت باشد؟
ما بار ديگر و با صراحت تمام، ساختار حاكميت را خطاب و اتمام حجت مى كنيم كه تداوم راهى كه برگزيده اند و بستن همه راههاى مسالمت آميز بر روى ملت و بى اعتنايى به خواست ملت براى استقرار دموكراسى و حاكميت ملى، روزبروز كشور را بورطه سقوط در بحرانى ويرانگر نزديكتر مى سازد.

مسكن اطلاعاتى ها
اگر كسى ميخواهد عصبانيت خود را درباره تبليغات دروغين دولتى ها كه با وقاحت هر روز دروغ به خورد مردم ميدهند فاش كند بايد سرى به دانشجويان رشته هاى جامعه شناسى و آمار و پژوهش بزند كه كارشان اين است كه اين ادعاها را بگردند و درست و غلط بودن آنرا معلوم كنند. دكتر جوادى كه در آستانه بازنشستگى اجبارى قرار دارد بعد از آن كه به گفته خودش محترمانه عذر وى را از دانشگاه تهران در سى و دومين سال خدمتش خواستند بدون آنكه تجليلى از او كرده باشند.
اين روزها مهمترين سوژه قابل بحث خانواده هاى ايرانى تغيير خانه و پيدا كردن مسكن مناسب براى اجاره است. خانه يى كه با وديعه رهن موجود، جور در بيايد و بتوان با پرداخت مقدارى اجاره بها آن را قولنامه كرد. از اين رو تلاش هاى شبانه روزى شهروندان آغاز مى شود، اما بالارفتن هزينه زندگى، نبود ضابطه و وجود آشفتگى در بازار رهن و اجاره مسكن از يكسو و ضعف در نظارت و عدم پاسخگو بودن سازمانى يا تشكيلاتى مشخص بر كنترل اجاره بهاى مسكن موجب شده تا نرخ اجاره بها و رهن مسكن از يك دهه گذشته، خصوصا دو، سه سال اخير بشدت افزايش پيدا كند. بطورى كه متراژ خانه هاى استيجارى با ارقام ذكر شده براى اجاره از سوى مالكان هيچ تناسبى ندارد. در جنين موقعيتى حكومت تصميم گرفته براى بدهكار كردن مردم و جلب محبوبيت براى دولت مطيع رهبرى همه تبليغات خود را به روى مسكن بگذارد. انگار كه مسأله فقط پول است از بانكها جدا شود و در دست مردم قرار گيرد و خانه از هوا ظاهر خواهد شد. خلاصه نتيجه اين شده كه با هزار منت گذارى جوانان بيست ميليون بدهكار شده اند به آقاى احمدى نژاد و گزارش هاى رسمى نشان ميدهد در همين يك ماه بيش از بيست ميليون تومان به بهاى آپارتمان هاى شصت مترى جنوب شهر تهران اضافه شده است. پولهاى بى ارزش فقط مردم را بدهكار كرده اند و اجاره نشينان فعلى هم زير فشار صاحب خانه ها قرار گرفته اند كه اجاره بهاى بيشترى ميخواهند. خلاصه اش اين كه وام مسكن چنان اوضاعى براى شهرهاى بزرگ و كوچك ايجاد كرده كه شبيه به آن قابل تصور نيست. گروهى از دانشجويان با يافتن اجاره بهاى سال اول انقلاب به نتايج عم انگيزى رسيده اند. بنا به اين گزارش در سال ۵۷ اجاره يك اتاق براى دانشجو در وسط شهرتهران ماهى دويست و هشتاد تومان [به طور متوسط ] بوده است. اين رقم امروز به صد و يازده هزار تومان رسيده است. باورتان هست دويست هشتاد به صد و چند هزار. . يك نفر بگويد كه چطور ممكن است اين جوانان كه پدرشان هم معمولا كارگران و كارمندانى هستند كه با حقوقى حداكثر بيست برابر شده نسبت به زمان انقلاب زندگى ميكنند چطور ناراضى و خاطى نباشند.
به گزارش رسمى دولت تنها در هشت ماه گذشته در اغلب مناطق تهران نرخ اجاره بها از افزايش ۴۰ درصدى برخوردار بوده و صاحب خانه ها در تعيين نرخ اجاره واحد مسكونى در مقايسه با پارسال بطور سليقه يى عمل مى كنند.
در گزارش رسمى آمده است يكى از عوامل افزايش رهن و اجاره بها، بنگاه هاى معاملات ملكى كه معمولا در دست افراد با نفوذ هستند كه تازگى ها به مافياى معاملات ملكى مشهور شده اند. در شايعات گفته ميشود كه معاملات ملكى هاى شمال و شرق تهران تماما در دست اطلاعاتى هاست كه ميخواهند از اين طريق تمام جا به جائى ها را تحت كنترل داشته باشند و در عين حال به جيب بى انتهاى روساى اطلاعات هم سودهاى كلان برسانند. هم اكنون يك مجموعه تراست مانند معاملات ملكى ها خانه هاى بزرگ و آسمان خراش ها را ميفروشند و به خصوص مسكن براى خارجى ها را در دست دارند از سوى يكى از مديران اطلاعات به اسم سردار محامدى اداره ميشود كه در دفترش عكس ترامپ ثروتمندترين مرد آمريكا را گذاشته تا نشان دهد كه اندازه هاى اين فرد كه خود را جانباز جنگ ميداند چقدرست. در همان دفتر مجلل كه در خيابان وليعصر تهران است
آنچه در اين دفاتر املاك به وقوع مى پيوندد خيلى ساده تر از آن است كه به نظر مى رسد. روبروشدن مالك و مستاجر و كمى چانه زنى مستاجر و در آخر به توافق رسيدن بر سر يك قيمت نه چندان مناسب تمام اين ماجرا است. بنگاه داران در اين ميان تنها كارى كه مى كنند قلم به دست مى نشينند تا صحبت ها به پايان برسد و آن گاه پس از نوشتن قرارداد اجاره، كميسيون خود را دريافت كنند. البته آنچه روشن است اينكه وظيفه ديگرى بر عهده آن نهاده نشده است. در واقع متولى امر مسكن وزارت مسكن و شهرسازى است اما اين وزارتخانه نيز همانطور كه از برنامه ريزى براى تامين مسكن شهروندان ناتوان مانده از كنترل اجاره بها نيز عاجز است و به كرات اين جمله از زبان متوليان امر مسكن در كشور، شنيده شده است.
اينكه هيچ مبنايى براى قيمت اجاره بها وجود ندارد و اين قيمت ها به صورت سليقه يى تعيين مى شود، واقعيت امروز و فرداى جامعه ايرانى است.
پس سوال اين است: «چه ارگانى خواهد توانست اين آشفته بازار را سامان دهد؟ صعود قيمت ها تا چه سقفى امكان پذير است؟ و تاكنون چه اقدامات موثرى براى بهبود اين كار صورت گرفته است؟»
هيچ كس در ايران از پاسخگويى به سئوالات درباره مسكن استقبال نمى كند فقط گزارش ميرسد كه به عنوان حل مشكل مسكن ميليارد ميليارد از درآمد نفت به جيب افراد معلومى ميرود كه در اطراف تهران مشغول ساختن برجها هستند و كم كم به سرخه حصار و كرج و ورامين رسيده اند و همه هشتگرد را هم شامل شده اند اما جوانها همچنان در به در به دنبال يك اتاق ده مترى ميگردند كه سرپناهى باشد.
در اين خصوص آمارهاى رسمى اعلام شده از سوى بانك مركزى نشان مى دهد كه ميانگين شاخص اجاره مسكن مناطق شهرى در سال ۸۳ در مقايسه با سال ،۸۲ هفتاد درصد رشد داشته است.
اغلب كارشناسان، رشد واقعى نرخ اجاره بها در سال هاى يادشده را بسيار بيشتر از آمارهاى رسمى مى دانند و اين نرخ را در شهرهاى بزرگ از جمله كلان شهر تهران، بيش از ۴۰ درصد برآورد مى كنند. البته نرخ رشد اجاره مسكن در سال جارى نيز در شهر تهران براساس آمارهاى غيررسمى بين ۲۰ تا ۴۰ درصد رشد داشته كه اين رقم از سوى مراكز دولتى به دليل موجود نبودن هرگونه مستند آمارى تائيد نشده است.
نگرانى ها از ادامه ركود بازار ساخت و ساز مسكن كاملاً جدى است. بطورى كه آمارها نمايانگر علايم هشداردهنده يى در مورد وقوع بحران در بازار مسكن بوده و ادامه طولانى ترين ركود در بازار مسكن طى سه دهه اخير در كشور روزبه روز اوضاع را بيش از پيش نگران كننده تر مى كند. همين چندى پيش در همايشى در مركز مطالعات استراتژيك كه به دستور رهبر برپا شده بود از امر مسكن به عنوان موضوع حادى كه خود ميتواند موجب تحولات و بلكه انقلاب شود ياد شده بود. اما آنجا هم اطلاعاتى ها هشدار دادند و وزيران و مديران دولتى دست در گردن اطلاعاتى ها خنديدند.
آمار معاملات خريد و فروش و نيز اجاره مسكن در شهر تهران نشان مى دهد كه حدود ۲۱۰ هزار واحد مسكونى از كل ۶۷۶ هزار واحد توليدى سال هاى ۷۶ تا ۸۲ معامله شده و ۸۰ هزار واحد مسكونى نيز براى مصارف شخصى توسط سازنده بنا شده اند. برآوردها از تبديل ۲۰ هزار واحد مسكونى به ساير كاربرى هاى تجارى خبر مى دهد.
حال چنانچه تعداد خانه هاى خالى را در آغاز اين دوره) ۸۲۷۶ (بين ۲۰ تا ۳۰ هزار واحد مسكونى به شمار آوريم، تعداد خانه هاى خالى از سكنه در تهران حداكثر به ۲۰ هزار واحد مسكونى مى رسد كه مى تواند جمعيتى در حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر را در خود جاى دهد. اگر چه نرخ ماليات خانه هاى خالى در شهرهاى بزرگ دنيا بين يك تا سه درصد است تا تعادل در بازار عرضه و تقاضا حفظ شود اما در تهران سازندگان و سرمايه گذاران، سرمايه هاى خود (خانه هاى خالى را) حفظ مى كنند تا پس از گرانى مجدد مسكن به فروش برسانند.
در حال حاضر نزديك به دوازده ميليون و ۵۰۰ هزار خانواده بدون مسكن در كشور وجود دارد كه اغلب اين تعداد را اقشار كم درآمد و زير خط فقر تشكيل مى دهند وخريد خانه براى آنها بدون دريافت وام بانكى غيرممكن است.
اگرچه سقف وام اعلام شده از سوى بانك مسكن ۱۸ ميليون تومان است اما رسيدن به چنين اولويتى نيز مستلزم دارا بودن اندوخته يى چند ميليون تومانى در حساب بانكى است كه مطمئنا رسيدن به اين ميزان سپرده براى همگان محال است و تازه با اين مبلغ كه بيست در صد بهاى آپارتمان كوچكى در تهران هم نيست چه ميتوانند كرد.
واقعيات جامعه امروز ايران بيانگر اين است كه صاحب خانه شدن يكى از ديرينه ترين آرزوهاى شهروندان كشور بوده به گونه يى كه تحمل تمام سختى ها و مصيبت ها در قبال تحقق اين امر قابل اغماض است.
بنابراين زوج هاى جوان ايستگاه هاى خوش زندگى را به اين اميد سپرى مى كنند و در سال هاى ميانى زندگى با اندكى سپرده و شانه دادن به زير بار وام هاى چند ميليون تومانى با بازپرداخت چندين برابر تلاش مى كنند تا خود را در ايستگاه آخر به آرامش برسانندأ آرامشى كه خود مقدمه دغدغه و اضطراب است. اقساط چند صد هزار تومانى، خواب و آسايش را از جوانانى كه اكنون پدر و مادر يك تا دو فرزند شده اند مى ربايد و موجب مى شود تا آنها آرامش خفته خويش را ترك كنند و در انتظار روزى باشند كه ديگر در خانه دفترچه قسطى را براى بازپرداخت اقساط وام مسكن نداشته باشند.

با اينهمه پول
حالا همه اينها را گفتيم بگذاريد به جاى ديگر هم سر بزنيم و آن هم خزانه كشورست. همين هفته اعلام شد كه ذخيره ارزى كشور در بالاترين حد ممكن قرار دارد و در آن چهل و هفت ميليارد دلار پول هست. و در ضمن رئيس بانك مركزى هم اعلام كرده كه ذخيره طلا هم به بالاترين حدش رسيده است.
در نظر داشته باشيد كه اين ارقام معنائى دارد. اولا اين كه با توجه به چهل ميليارد بدهى كشور، ايران تنها كشورى در دنياست كه اين وضعيت را دارد كه از ديد اقتصاددانان وضعيت خوبى نيست اما بد هم نمى تواند بود. به اين ترتيب مى توان گفت كه ايران هيچ بدهى خارجى ندارد. چون موجوديش بيش از بدهى است. اما اين ظاهر كارست. كشور از نظر اقتصادى ابرقدرتى مانند آمريكا صدها هزار ميليارد دلار بدهكارست. چين كمى كمتر. ژاپن به نسبت خودش بيشتر و همه كشورهاى مترقى و پيشرفته همينند. پس نداشتن بدهى نه تنها نشانه خوبى اقتصاد نيست بلكه نشانه ضعف آنست. نشانه بى اعتبارى است. مى گويند هيچ يك از سرمايه داران دنيا حساب بانكى شان مثبت نشان نمى دهد بلكه همه شان به بانك ها به اندازه اى غير قابل تصور بدهكارند و همين اعتبار آنهاست. چون نشان مى دهد كه براى دارائى شان كارها و برنامه ها دارند. تنها بازنشستگان و فقيران هستند كه موجودى حسابشان مثبت است چون بايد از همان بخورند و كار ديگرى ندارند بكنند. همين ارقام كه براى محكم كردن دل مردم اعلام ميشود نشانه ورشگستگى جمهورى اسلامى است بى ترديد. اين را همه استادان اقتصاد گفته اند و فراوان هم.
اما قضيه سوى ديگرى هم دارد. حكومتى كه هيچ برنامه و آينده ندارد، فقط و فقط بر سراب درآمد نفت و توزيع آن بين مردم زندگى ميگذراند و با بحران زندگى ميكند، هيچ راه حلى جز توزيع فقر و هيچ آينده جز اين منتظرش نيست. چنين حكومتى حق دارد به ذخيره اش بنازد. و مردم هم حق دارند به اين حكومت بگويند با چنين ذخيره اى جز آنكه مدام پول ملى را بى ارزش تر ميكنى و مدام تورم را دامن ميزنى و فقيران را فقير تر ميكنى و خودى ها را فربه تر ميكنى چه از دستت بر مى آيد؟
مردم حق دارند همه آن چه را ندارند از چنين حكومتى كه جز به بقاى خود نميانديشد و هيچ راهى براى سعادت مردم ندارد بخواهند، حق دارند انتظار داشته باشند كه دولت همه كار برايشان بكند و هيچ كارى از آنها نخواهد. اگر امروز آذربايجانى ها به بهانه مضحك يك كارتون انقلابى درست كرده اند مسخره است اگر تصور كنيم كه به همان علت است. نيست. آذربايجانى ها نگاه ميكنند و از تلويزيون ميبنيند كه كشور كوچكى مانند آذربايجان كه جمهورى كوچك تازه استقلال يافته اى است چگونه است. با همه ديكتاتورى و مافياى خاندان على اوف كه كشور را مانند يك گروه مافيائى با فرهنگ پدرخوانده اداره ميكنند اما در آن شادى و فراوانى است و كسى كه كارى به چراگاه على اوف ها ندارد در عين شادمانى است. آذرى ها از خود ميپرسند چرا ما بايد چنان نباشيم و در نتيجه به اين ميرسند كه فارس ها حق ما را ميخورند. به آنها مربوط نيست كه وضع مردم بلوچستان و سيستان از آنها بدترست و يا مردم صاحب نفت جنوب در چه وضعيت اسف بارى زندگى ميكنند. و به همين جهت معترضند. دنبال فرصت ميگردند. بلوچها نگاه ميكنند كه افغانستان دو سال بعد از آن كه از شر طالبان خلاص شده اند دارند به سرعت به كشورهاى راقيه ميرسند. ميبنيند كه كم كم خودشان هم مجبور ميشوند كه براى كار و درآمد بيشتر و زندگى راحت تر به كابل بروند. جنوبى ها وضع دوبى و كويت را ميبينيد و خلاصه هر كدام از مردم كشور به جائى نظر ميكنند و ايران را با همه ثروت و ادعائى كه دارد از همه بدتر ميبينند، به نظرشان هست كه عده اى در تهران مشغول تقسيم غنائم هستند. اين عين تصورى است كه در دوران انقلاب پيش آمد. مردم از حكومت شاه كه هيچ گاه يك دهم درآمد فعلى را هم نداشت با آنهمه آرزوها كه در سرداشت توقع زندگى بهتر داشتند. تصورشان اين بود كه پولشان را شاه و خانواده اش ميخورند و سهمى به آنها نميرسد همين تصور مردم را به تحريك شدن كشاند و انقلاب شد. امروز كه آمار را رسيدگى ميكنند و به وضعيت خودشان نظر ميكنند و به تفاوت ها كه كشورهاى منطقه كرده اند نگاه ميكنند به شدتى بدتر از قبل تحريك پذيرند و معترض جواب آنها كجاست.
اين ذخيره طلا آيا فقط براى همين است كه وقتى سكه طلا به علت بدكارى دولتى ها گران شد در خزانه را باز كنند و با حراج آن قيمت را پائين بياورند. آيا ذخيره ارزى براى همين است كه به حماس داده شود تا دعاگو و دستبوس رهبرى باشند. مردم حق دارند بپرسند ثروت ما دست كيست. به چه مصرفى ميرسد. كجا يك نفر آدم كه اينك اسمش خامنه اى است در تاريخ ايران امكان داشته است كه چنين به مقدرات مردم مسلط و تنها تصميم گير باشد و هيچ كس هم نتواند به او بگويد بالاى چشمت ابروست.

كجائى امر به معروف
ظهر يكى از روزهاى فرودين ،۸۱ بلوك A4 شهرك اكباتان، با ديدن اين صحنه منم، خيلى تعجب كردم و پيش خودم گفتم: اين دوتا دارند چيكار مى كنن؟!
بله... ! وقتى اين صحنه ناب (البته از اون لحاظ!) رو ديدم، تاسف خوردم كه چرا دوربين -همون كلاشينكف ديجيتال- همراهم نيست، به سرعت به خانه دويدم و دويدم و فلاش رو آوردم، البته زاويه سر اين دو گل نوشكفته اندكى از هم باز شده بود! در مدت اين ۲ دقيقه كه من رفتم و برگشتم... !
از مشاغلى كه قساوت قلب مى آورد عكاسى است! من بدون توجه به هرچيز ديگرى، فرت و فرت عكس گرفتم، آنقدر اينطرف و اونطرف رفتم تا بالاخره متوجه من شدند... البته متوجه شدن يك واژه خيلى خوش بينانه است!
دختر مذكور، ظاهرا كمتر مصرف كرده بود و سرحال تر بود، ولى پسره به طرز ماهرانه اى در عالم هپروت بود، اون تيكه كاغذى رو كه مى بينيد، دستش گرفته بود و مرتب مى گفت: آتيش! (اسم دخمره آتيش بود! ظاهرا) سرش نيست! سرش كجاس؟ من تا اخرين لحظه هم متوجه نشدم سر چى رو مى گه! اميدوارم اين دفعه، مثل سوژه زن بى حجاب، در جنسيت و اصالت سوژه تشكيك قائل نشوند!

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •