Nimrooz
Vol. 18, No. 884, June 2, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۴ - جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۸۵
منصور پويان
فراز و فرود تمدن هاى باستانى در بين النهرين-۳۴
در اينجا لازم است كه سير تحولات در تمدن آشور را متوقف كنيم تا به بررسى تمدن فينقيه بپردازيم كه از حدود ۱۲۰۰ ق.م رو به تكوين و تبارز نهاد.
فينقيه تمدنى محسوب مى شود كه به عصر آهن تعلق دارد. فينقى ها حدود ۳۰۰۰ سال پيش در ساحل شرقى مديترانه، تمدنى مبتنى بر تجارت و دريانوردى برپا داشتند. آنها اولين كسانى بودند كه از ستارگان براى كشتى رانى استفاده كردند و تا سواحل اسپانيا را به زير نفوذ تجارت دريائى خود درآوردند.
برخلاف اقوام بين النهرين كه مردمانى جنگنده و خواهان كشورگشائى بودند، فينقيان در آن ازمنه باستان، قومى تجارت پيشه و عارى از تمايلات جهانگشائى و امپراطور مآبى بودند. فينقيان در نوار ساحلى مديترانه شرقى؛ در جائى كه امروز در برگيرنده سوريه، لبنان و نواحى شمالى كشور اسرائيل است، زندگى مى كردند. عرض و طول سرزمين فينقيه عبارت بود از حدود ۳۰۰ كيلومتر امتداد در طول مدار ساحلى و حدود ۲۵ كيلومتر پهنا.
از آنجا كه منطقه زيست آنها از نظر منابع و امكانات محدود بود، فينقيان توجه خود را از كار بر روى زمين منفك و فعاليت خود را بر روى دريا و كشتى رانى و تجارت دريائى معطوف كردند. پس از «مينوآن»ها مهمترين دريانوردان در جهان باستان همانا فينقى ها بودند. كشتى هاى آنان با بادبان و در صورت مساعد نبودن باد، با رديفى از پاروزنان رانده مى شد. اينكه فينقيان مدعى بودند كه در كشتى رانى؛ آنها افول تدريجى ستاره قطبى در آسمان را تا حد ناپديد گشتن نظاره مى كردند؛ خود دليلى است مبرهن كه آنها مى توانستند دورادور آفريقا؛ از خليج سوئز تا تنگه جبل الطارق، را دريانورى كنند.
شهرهاى مهم فينقيه در آن ادوار عبارت بودند از: تاير، صيدون و بيبلوس. منطق تجارت آنها بسيار ساده، ولى، مؤثر بود. آنها ارزان از مكانى خريدارى مى كردند و گران تر در جاى ديگر به فروش مى رسانيدند. اما، علاوه بر امر تجارت دريائى، فينقيان صنعتگرائى زبردست نيز بودند- به خصوص در مصنوعات مِس و جواهرات ساخته شده از طلا و نقره. آنها همچنين در كوزه گرى و كنده كارى بر روى عاج مهارت و شهرت داشتند. كار بر روى چوب و شيشه هاى رنگين از ديگر اشتغالات هنرمندانه آنها بود.
در تصوير ضميمه، سيماى زنى از فينقيه را مى بينيد كه بر روى عاج كنده كارى شده است. سوراخ هاى موجود از آن جهت تعبيه شده اند كه بتوان آن را به دسته آينه دار وصل كرد. تصوير دوم، كشيشى آشورى را نشان مى دهد كه به نشان احترام به خدايان، ساقه ضعيف گل نيلوفر را مورد حمايت قرار مى دهد. از آنجا كه اين تصوير از عاج است، احتمال دارد كه به سفارش آشوريان؛ منتهى به دست صنعتگران فينقيه ساخته شده باشد.
صيد ماهى از اطراف جزيره سيسيلى (در جنوب ايتاليا) و نيز توليد نمك از آب دريا، ديگر ابعاد تجارت آنها را تشكيل مى داد. فينقيان از نوعى ماهى صدف دار توانستند رنگ ارغوان را توليد كنند كه صادرات آن در دنياى باستانى تحولى شگرف در رنگ آميزى ايجاد كرد. رنگ ارغوان پس از توليد، در عرصه كاربرد و مصرف، نماد قدرت و اقتدار در جهان باستان به حساب آمد. بعدها در روم باستان، تنها امپراطور مى توانست لباس ارغوانى بپوشد: نه تنها به دليل تشخيص و تشخص، بلكه، حتى به دليل گرانى رنگ آن.
تير چوب كه در ساختمان سازى كاربردى مهم در خاورميانه باستان داشت، از درختان سِدر، كه در تپه ماهورهاى فينقيه به طور فراوان مى روئيد، تأمين مى شد. صادرات چوب سِدر از طريق دريا و خشكى، يكى از رايج ترين محموله هاى تجارتى فينقيان را تشكيل مى داد.
از حدود ۲۷۰۰ ق.م، فينقيان چوب به مصر باستان صادر مى كردند كه در بناى كشتى هاى سلطنتى، كه اختصاص به مراسم خاكسپارى فراعنه داشت، مورد استفاده قرار مى گرفت. نيازمندى به چوب درختان سدر در ساخت معبد بزرگ اورشليم، توسط حضرت سليمان، از طريق فينقيه تأمين گرديد. در تصوير سوم، بر روى يك كنده كارى از سنگ، كشتى هاى فينقيان را مى بينيد كه تير چوب سدر را در عقبه كشتى بر روى آب حمل و نقل مى كنند. از آنجا كه چوب قطور در بين النهرين موجود نبود، ناچار امپراطورى آشور آن را از فينقيه، كه زير فرمانش قرار داشت، وارد مى كرد.
فينقيان در دريانوردى بر روى آب هاى مديترانه تا آنجا پيش رفتند كه در اقصى نقاط مديترانه داراى مراكز تجارى و مجتمع هاى مسكونى شدند. منباب نمونه بايد گفت كه آنها در جزاير قبرس، سيسيلى، ساردينيا و در جزاير باليريك داراى پايگاه و مجتمع هاى مسكونى بودند. در طول سواحل شمالى آفريقا: از ليبى تا مراكش از يك طرف و در سواحل جنوب شرقى تركيه و در سواحل جنوبى اسپانيا و پرتغال از طرف ديگر، فينقيان داراى مراكز تجارى و مسكونى خاص خود بودند.
***
در حدود ۸۰۰ ق.م، شهر كارتاژ در آنجا كه امروز تونس واقع است، به صورت يك مستعمره، ولى، در اساس به منزله مهمترين شهر فينقيان پديدار گشت. بايد متذكر شد كه بناى شهر كارتاژ بسيار پيش از اين تاريخ و بيش از هزار سال زودتر از بناى شهر روم، توسط مهاجرين فينقيه در شمال آفريقا بنيانگذارى شد. جمعيت آن در اوج اعتلاء نزديك به يك ميليون رسيد. بعدها، با پاى گيرى قدرت روم، كارتاژ پس از متحمل شدن شكست هاى متوالى، نهايتاً توسط روميان تخريب شد.
بايد همينجا خاطرنشان ساخت كه پيش از ويرانى كارتاژ، تمدن فينقيه در ساحل شرقى مديترانه ابتدا توسط آشوريان، بعداً توسط بابليان و سپس توسط پارسيان تسخير گرديد و تحت فرمان امپراطورى هاى متوالى درآمد. سپاه يونانيان به فرماندهى اسكندر مقدونى در ۳۳۲ ق.م، قلمرو فينقيه را فتح كرد. قواى اسكندر به مدت هفت ماه، شهر بندرى تاير را، كه به صورت جزيره از سرزمين فينقيه جدا بود، در محاصره خود درآورد. سپاهيان اسكندر با ايجاد گذرگاهى خاكى، به سوى شهر تاير راه ساختند و آن را كه به تسخير بابليان درنيامده بود، به زير فرمان اسكندر درآوردند. به دليل مقاومت مردم، شهر و شهروندان سخت مجازات شدند. گويند كه اسكندر حدود ۲۰۰۰ نفر از سرشناسان شهر را به مجازات اعدام محكوم كرد.
كارتاژ به راستى بزرگترين شهر در امتداد سواحل شمالى آفريقا بود كه مهاجرين فينقيه آن را بنا و در آنجا سكنى گزيده بودند. كارتاژى ها مدعى بودند كه نيمه غربى درياى مديترانه تحت اقتدار بازرگانى آنها قرار دارد. لذا، آنها مداخلات روم را برنمى تابيدند. در آن موقع كه روم در حال قدرت گيرى و رويش بود، مردمانش چيزى در مورد دريانوردى و تجارت از طريق دريا نمى دانستند.
اولين جنگ ميان دو شهر كارتاژ و روم در ۲۷۴ ق.م اتفاق افتاد. مسأله مورد مناقشه در اين جنگ عبارت بود از جزاير سيسيلى و ساردينا. موضوع در اساس اين بود كه كداميك از دو قدرت (كارتاژ و يا روم) بر اين جزاير حق سيطره و حاكميت دارند.
كارتاژى ها نسبت به پيروزى خود در جنگ غره بودند. چرا كه از نقطه نظر آنها؛ روميان در مورد دريا و مسائل مربوط به آن تازه كار بودند. روميان در آن موقع حتى داراى كشتى هاى جنگى نبودند. در اين ميانه، از قضا، يك كشتى كارتاژى را باد بسوى سواحل روم مى برد. روميان فرصت را غنيمت شمردند و كشتى را به دقت بررسى و سپس الگوبردارى كردند.
به فاصله چند هفته، روميان بيش از صد كشتى كه الگوبردارى شده بودند، ساختند و بدين نحو ناوگان دريائى روميان شكل گرفت. بارى، روميان در اين جنگ فائق آمدند و سلطه بر جزاير سيسيلى و ساردينيا به دست روميان افتاد.
پس از اين شكست، سردارى بنام هانيبال بر آن مى شود كه جبران مافات كند. در اين موقع، در اسپانيا از زير فرمان كارتاژ سر مى پيچد و با روم عقد اتحاد مى بندد. هانيبال به آن دريا در اسپانياى آن روز لشگر مى كشد و پس از هشت ماه محاصره شهر، موفق به تسخير آن مى شود.
روم مدعى مى شود كه قرارداد صلح كه پس از جنگ بر سر دو جزيره توسط دو قدرت امضاء شده بود، با حمله هانيبال نقض شده است. لذا، روم خواستار تسليم اين سردار متعدى مى شود. هانيبال، اما، نقشه اى ديگر طرح مى كند. او بر آن مى شود كه از طريق خشكى به روم حمله كند.
(ادامه دارد)

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •