Nimrooz
Vol. 18, No. 884, June 2, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۴ - جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۸۵
فرهاد رهبر
گفت و گو با يك فعال فرهنگى سياسى آذربايجانى:
از كدورت ملى ميان ترك و فارس جلوگيرى كنيم. اين نكته پاشنه آشيل حركت است
ماجراى آذربايجان، به ظاهر بسيار ساده آغاز شد: چاپ يك كاريكاتور. كاريكاتوريست و نويسنده، هر دو پوزش خواستند، اما ماجرا پايان نيافت. زندانى شدند، اما منطقه همچنان ملتهب است. چرا؟ در جست و جوى پاسخ اين «چرا» و بسيارى از «چراهاى ديگر» به سراغ سيروس مددى، از چهره هاى فرهنگى و سرشناس آذربايجان رفتيم. حاصل گفت و گو در زير مى آيد.
بنظر شما يك كاريكاتور مى تواند سبب چنين برانگيختگى اى گردد؟ جريحه دار شدن احساسات مردم آذرى زبان كشور ما زمينه هاى قبلى هم دارد؟
بحث بر سر جريحه دار شدن احساسات نيست. اگر فقط احساسى جريحه دار شده بود با پوزش خواهى، توبيخ، اخراج يا گوشمالى ساده كاريكاتوريست، احساسات مجروح التيام پيدا مى كرد و كار خاتمه مى يافت. نه. كاريكاتور، جرقه كوچكى بود كه به انبار باروت نزديك شد. بهانه انفجار، به راحتى مى توانست هر چيز ديگرى باشد. من كه روزانه و بعضا حتى ساعت به ساعت حوادث آذربايجان را تعقيب مى كنم، از شنيدن خبر انفجار خشم مردم اصلا تعجب نكردم. روشنفكران آذربايجان تقريبا روزانه شاهد توهين و تحقير هستند. اخبار تبعيض ميان مناطق فارس نشين و آذربايجان دهان به دهان در تبريز مى گردد. ولى نمونه اى كه بتواند صدها هزار نفر را به خيابان بكشاند، آسان به دست نمى آيد. شيوه اهانت روزنامه ايران اين انفجار را ممكن كرد. در تمام شهرهاى آذربايجان- كه من از آنها اطلاع دارم- همه جا و همه جا صحبت از توهينى است كه به آذرى هاشده است.
بنابراين مسئله كاريكاتور نيست. اين كاريكاتور تظاهر سياست، منش و شعورى است كه در كشور جريان دارد. اعتراض به شعور و تفكر و سياستى است كه به صورت فوق العاده نيرومندى در جامعه ايران رواج دارد و توسط دولت هاى مركزى پيش برده مى شود.

يعنى شما مجموعه اين اعتراضات و از جمله اعتراضات دانشجويى را ناشى از نارضايتى هائى مى دانيد كه در آذربايجان وجود دارد؟
بلى. ولى البته قبل از هر چيز بايد بگويم كه هرچند در اعتراضات اخير دانشجويان نقش پيشاهنگ را دارند ولى تظاهرات و اعتراضات، ديگر منحصر به دانشجويان نيست. تظاهرات توده اى است. در اين نوع طغيانها هم همه نارضايتى ها از مجراى يك شعار، كه بيانگر مسئله اى همگانى است، منفجر مى شود. در آذربايجان نارضايتى عليه تبعيض و تحقير و نابودى هويت ملى روز به روز در حال گسترش است. سياست دولت ها براى از بين بردن زبان مادرى آذربايجانى ها، براى فارس كردن همه مردم ايران دير زمانى است كه تحمل ناپذير شده است. دانشجويان بعنوان روشن ترين قشر جامعه از نزديك اين روند را تعقيب مى كنند. آن اخبارى كه براى روشنفكران فارس ايران بسيار عادى جلوه مى كند، خون را در رگهاى روشنفكران آذربايجان به جوش مى آورد. آنها وقتى مى شنوند كه در كشورهاى اروپايى كودكان خانواده هاى مهاجر ساعاتى را بزبان مادرى درس مى خوانند، و مى بينند كه پول خود آنها صرف نابودى زبان خودشان مى شود، به خشم مى آيند. آنها مى بينند كه در جهانى كه هر گوشه ميراث تمدن بشرى با حساسيت نگهدارى مى شود، زبان تركى را كه حدود سى ميليون به آن تكلم مى كنند، با برنامه ريزى نابود مى كنند. آنها تقبل هزينه چاپ كتابهاى فارسى درسى در تاجيكستان را با ممنوعيت تحصيل اطفال آذربايجانى به زبان خود مقايسه مى كنند. يكى دو تا كه نيست. هر روز خبر جديدى دهان بدهان مى گردد. اين اتفاقات كه در ۸۰ سال اخير هميشه اتفاق افتاده، حالا به دوره اى برخورده كه شكل ديگرى از شعور در آذربايجان شكل گرفته يا در حال شكل گرفتن است. روانشناسى ديگرى تكوين مى يابد. اين روانشناسى در انقلاب بهمن وجود نداشت. منظورم مسئله هستى ملى آذربايجان است. اين عنصرى جديد است كه هر حركتى بدون محاسبه آن مطلقا محكوم به شكست است.

مى گويند در جريان تظاهرات تبريز هم افراطيون حكومتى نقش داشته اند و هم افراطيون آذرى. شما ماجرا را چگونه مى بينيد؟
هرچند كاريكاتور اهانت آميز در نشريه جناح بنيادگرا چاپ شده است، ولى اين به آن معنا نيست كه ناسيوناليسم افراطى فقط مختص به جناح افراطى جمهورى اسلامى است. نه. متاسفانه جناح اصلاح طلب جمهورى اسلامى هم در مواردى شوونيست تر از ديگرى رفتار كرده است. پيچيدگى كار در ايران يكى هم در همين نكته است. بنابراين اعتراض فقط عليه رژيم نيست، عليه تفكر و سياستى است كه همه جناحهاى رژيم و برخى سازمانهاى اپوزيسيون و شخصيتهاى فرهنگى و... . در آن سهيمند. اعتراض عليه همه اينهاست. برخى سازمانهاى به اصطلاح جمهوريخواه، آنهايى كه بعمد يا به خطا به آريايى بودن خود افتخار مى كنند و... نيز دست كمى از حاكمان ندارند. اينها در مواردى تند تر از آنها عمل مى كنند. حضراتى كه تحت عنوان چپ ترين شعارها مشغول درافشانى اند، مدافع راست ترين تفكرات اند. بنابرين اين اعتراض عليه اين زهر است كه كشورى را مسموم ساخته.

منظورتان از اين زهر چيست؟
ببينيد، در ايران هزارها سال است كه انسانهايى با زبانها، باورهاى دينى، عادتها و سنتهاى گوناگون در كنار هم زندگى مى كنند. كسى هم ادعاى برترى نژادى يا زبانى به ديگرى نداشته است. از دوره استبداد رضا شاهى- حالا به دلايلى كه بايد جداگانه به آن پرداخت- ارتجاع ايران، كه از نظر فرهنگى شيفته نژادپرستان آريايى آلمان بود، با كمك دولت انگلستان تفكرى را به دكترين دولتى تبديل كرد. اساس اين دكترين برترى نژاد آريايى بر ديگر نژادها و رجحان زبان فارسى بر ديگر زبانها بود. قرار گذاشتند به هر طريقى كه شده ريشه زبانهاى غير فارسى را از ايران بر اندازند. تمام دستگاه عريض و طويل دولت راه افتاد تا اين روانشناسى را به مردم ايران تزريق كند كه فارس بودن، نشانه تمدن و اسباب افتخار، و ترك و عرب و... بودن نشانه توحش و سرافكندگى است. ايران، با فارس بودن، يكسان گرفته شد. موسيقى ايرانى يعنى موسيقى فارسى، تئاتر ايرانى يعنى تئاتر فارسى، ادبيات ايرانى يعنى ادبيات فارسى و... همه اينها نسلى را در ايران بوجود آورده كه به طور اتوماتيك مسموم هستند، و اكثر آنها خود از اين مسموميت خبر هم ندارند. يك عده هم نگهبان اين مسموميت اند كه مبادا از آن كاسته شود. اين زهر اسمش ناسيوناليسم افراطى فارسى يا شوونيسم فارس است كه ربطى به ملت فارس و مردم زحمتكش فارس ندارد. دست پخت كسانى است كه نه فقط دشمن غير فارس زبانها، بلكه دشمن فارسهاى ايران هم هستند.

نقش افراطيون آذرى در اين ميان چيست؟
اين كلمه افراطى را بايد تعريف كرد. به چه كسانى افراطى مى گوييم؟ چون اين كلمه هم كش و قوس دار است. هر كس بسته به جهان نگرى خود آنرا بكار مى برد. آنهايى كه از زبان، فرهنگ، هستى ملى تاريخ و هويت خود دفاع مى كنند و خواهان نابودى بختك آن سياست تبعيض هستند و با تفكرى دموكراتيك مى خواهند در تعيين سرنوشت خويش محق باشند، بنظر من افراطى نيستند. اين را از آن جهت مى گويم كه در ايران هر كس دربرابر ناسيوناليسم افراطى فارسى، از زبان مادرى خود دفاع كرده، از طرف مغرضين يا بر طبق يك سنت با نامهاى گوناگون سركوب شده است. من اينها را افراطى نمى دانم. ولى جناح افراطى هم وجود دارد كه طبيعتا مى كوشد بر جنبش تأثير گذارد. ولى نهضت با آنها شناخته نمى شود. آنهايى كه به فارس ها و به زبان فارسى اهانت مى كنند، اقليت بسيار ضعيفى هستند. آنهايى كه در برابر شوونيسم فارسى، شوونيسم تركى را تبليغ مى كنند، در وحله اول بر ضد منافع آذربايجان هستند. اينها اقليتى هستند و فعالان اصلى نهضت مى كوشند اين اقليت را بى تأثير كنند. اطلاعات نشان مى دهد در داخل حكومت هم كسانى مشوق اين شعارها هستند تا نهضت را تجريد و سركوب كنند. بنابراين، بله اين افراطيون وجود دارند و حتى مى كوشند نقش خود را بسيار هم بزرگ حلوه دهند. ولى ستمگرى شوونيسم، مجوز افراط ستمديدگان نيست. اين افراط را بايد درك كرد ولى نبايد تسليم آن شد. ولى سيماى جنبش را نه شعارهاى افراطى، بلكه شعارهاى دموكراتيك شكل مى دهد. دشمنان مردم خواهند كوشيد با برجسته كردن شعارها و حركات افراطى، چهره جنبش را تخريب كنند. اينجاست كه افراطيون هر دو طرف به وحدت منافع مى رسند.

پيوند مردم آذربايجان با مردم ديگر نقاط ايران چگونه است؟
مردم آذربايجان مشكلى با مردم ديگر نقاط ايران ندارند. آنها جزيى از ايرانند. رابطه آذربايجانيان ايران با ديگر نقاط كشور، با رابطه مردم جمهورى آذربايجان با اهالى اتحاد شوروى سابق قابل مقايسه نيست. آذربايجانيان بعنوان ساكنان پيشرفته ترين ايالت كشور، در آغاز قرن ۲۰ حاملان انديشه هاى ترقيخواهانه براى مردمان ديگر ايران بوده اند. آذربايجانى، به عنوان كسى كه روزگارى نقش رهبرى ايران بسوى تجدد را داشته، همچنان يكى از اجزاى فعال اقتصاد و سياست كشور است. هنوز هم كه هنوز است بخش بسيار قابل توجهى از رهبران سازمانهاى سياسى ايران عمدتا آذربايجانى اند. موقعيت آذربايجان و آذربايجانيان با هيچ ملت ديگرى در ايران قابل قياس نيست. ولى اين عضو خانواده ايران در ۱۰۰ سال اخير هميشه مغضوب دولت مركزى و ناسيوناليست هاى افراطى بوده است. اينكه شهريار گفته:
جان داده آذربايجان اقبال ايران را
و
نيست ايرانمداران را سر اقبال آذربايجان
اشاره به همين نكته است.
اين پيوند را ناسيوناليست هاى افراطى فارس- يعنى تجزيه طلبان واقعى- از هم مى گسلند. تحقير زبان تركى آذربايجان يك عرصه از اين تحقير است. 80 سال است كه بخشى از ثروت مردم آذربايجان را صرف تحقير و نابودى زبانش و خودش كرده اند. زبانى كه مفاهيم جديد تمدنى را به زبان فارسى و فارس زبانان ياد داده است [اشاره ام به دوران بالش و رايش انقلاب مشروطيت است]. اينها پيوند ها را تضعيف مى كند و گسست عاطفى نخستين مرحله است. اگر دولت يا روشنفكران فارس به اين روش خود ادامه دهند، اين گسست بزرگتر خواهد شد.
لذا تجزيه طلبان واقعى و تضعيف كنندگان واقعى پيوندها كسانى هستند كه زير علم وحدت خواهى و تماميت ارضى با سياستهاى نژادپرستانه، تبعض آميز و اهانت بار خود تركهاى ايران [اعم از آذربايجانى و... ] عربها، كردها، بلوچها، تركمنها و... را به سوى افراط و به سوى گسست عاطفى مى رانند.
چه كسانى از اين كشاكشها سود مى برند؟
اگر چه اعتراض عليه ستمگرى بحق است، اما خيلى ها مى كوشند از اين امر بحق سود ببرند و همين است كه مسئله را بغرنج مى كند. اعتراضات آذربايجان ايران را متأثر خواهد كرد. عنصر جديدى در كشاكش جناحين دولتى بوجود خواهد آورد. بر همپيوندى هر دو جناح در برابر مردم تأثير خواهد گذاشت. گروهى خواهند كوشيد آنرا بهانه اى براى قدرت گيرى نظامى ها قرار دهند. گروه ديگر براى زمين زدن طرف ديگر از آن استفاده خواهند كرد. اينكه برنده واقعى كه خواهد بود، نيازمند گذران زمان است وبه عوامل زيادى بستگى دارد.

شما به عنوان يك آذربايجانى در چنين شرايطى چه مى كرديد؟
من به عنوان يك انسان آزاديخواه، يك آذربايجانى و يك عدالتخواه بى درنگ در اعتراضات شركت مى كردم. بدون فوت وقت. اما مى كوشيدم به سهم خود با طرح شعارهاى صحيح و جلوگيرى از حركات خود انگيخته، نهضت را گامى به پيش هدايت كنم. نخستين وظيفه اى كه پيش روى خود قرار مى دادم اين بود كه چه كنيم در عين دفاع از حقوق انسانى خود، از كدورت ملى ميان ترك و فارس جلوگيرى كنيم. اين نكته پاشنه آشيل حركت است. دشمن از اين مجرا خواهد كوشيد آنرا منزوى و سركوب كند. مى كوشيدم در اين مرحله خواستهايى را به ميان نهم كه غير قابل انجام نباشند. مى كوشيدم آنرا چون مردمك چشم حفظ و آن را در راه تامين منافع ملى مردم، و دموكراتيسم هدايت كنم.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •