Nimrooz
Vol. 18, No. 883, May 26, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۳ - جمعه ۵ خرداد ۱۳۸۵
محسن كردى
نه منه!!؟
003858.jpg
كردى
آقا ما كه اين را سالها پيش گفته بوديم! عبارت پيشين را در آينده نزديك بارها و بارها از زبان و نوشته بسيار كسان خواهيم شنيد. اين پيش بينى البته چندان هم دشوار نبود. اين نگارنده هم از جمله همان ميليون ها ايرانى است كه اين امر معلوم را چنين فرموله كرده بودند كه؛ «رژيم البته رفتنى است فقط موضوع زمان است كه كى خواهد رفت». و نيز امرى معلوم است كه سران رژيم اسلامى شبها همانگونه سر بر بالين نمى نهند كه سران كشورهايى مثل عربستان سعودى و يا آلمان و غيره.
امروز هر مسئله پيش پا افتاده اى بهانه اى است براى اعتراض و نشان دادن ناخوشنودى از رژيم و رفتن تا هركجا كه رژيم وا بدهد و حتا سرنگونى آن. يك روز بهانه بستن روزنامه سلام است، روز ديگر بخاطر اجحاف مذهبى (بلوچستان) و امروز در تبريز بخاطر «نه منه!».
آرى، يك رژيم در وضعيت جمهورى اسلامى كه كافيست بگويد قربان چشمهاى بادومى ات كه يك شهر به بهانه توهين به بادام يا چشم (بسته به اين است كه كدام براى بهانه گرفتن مناسب تر باشد) بيرون بريزند و تظاهرات كنند، اگرنه چنانچه وضعيت كشور ما نيز يك وضعيت نرمال و عادى مثل همه كشورهاى درست و درمان داشت كه به يك فوت دچار التهاب نميشد.
هنوز آن كاريكاتور هفته نامه توفيق را از زمان هشت نه سالگى ام بياد دارم و احتمالا خوانندگانى كه سن و سال شان نيز از نگارنده بيشتر است، (تقريبا ۳۰ ساله ها!) نيز حتما آنرا بياد دارند. حدود سال ۴۵ يا ۴۶ بود و در خبرها آمده بود كه يك فئودال دندانهاى گوسفند محبوبش را داده بود طلا گذاشته بودند. در كاريكاتور بزرگ توفيق گوسفند دندان طلا را نشان ميداد كه روى نيمكت قهوه خانه لم داده بود و در حالى كه پكى هم به قليان ميزد خطاب به قهوه چى ميگفت؛ «قهوه چى، بيردانه چايى گتير!» قهوه چى هم كه همه دندانهايش طلا بود نيشش را به پرسش بازكرده بود كه؛ «نه چه دانه؟ ؟».
هيچكس اين عمل توفيق را توهين و تحقير قومى به حساب نياورد، كسى سخن از شوونيزم فارس نراند، كسى اعلام استقلال و رهايى از زير بار ظلم فارسها نكرد، هيچكس... برعكس، هركس، هر ايرانى از هركجا كه آمده بود و كوره سوادى داشت از ته دلش خنديد و به اين ذوق آفرين گفت. پس چرا امروز در مقابل چاپ يك كاريكاتور بى معنى و حتا بيمزه اينقدر حساسيت نشان ميدهند؟ پاسخش را چون معلوم است سرتان را زيادى درد نميآورم.
در اينكه وضعيت جمهورى اسلامى بغرنج است سخنى نيست. اما اينكه الزاما به خاطر بغرنج بودن فرو بريزد نيز سخنى است كه خلافش در ۲۷ سال عمر پرتنش جمهورى اسلامى اثبات گرديده است. ممكن است همين فردا فرو بريزد و ممكن است كه تا زمان نوه هاى ما هم ادامه پيدا كند. (منظورم نوه هاى ما بيست، سى ساله هاست!). اما يك امر مسلم است و آن اينكه چه رژيم فردا فروبريزد و چه زمان نوه هاى ما بايد يك «آلترناتيو»، يك مدعى در ميدان در مقابل جمهورى اسلامى همواره حضور داشته باشد. يك مدعى كه اگر مردم يك روز در اين رژيم پر التهاب نياز به رهبرى مبارزات شان را داشتند نهادى باشد كه بتوانند به آن تكيه كنند. نهادى كه اگر روزى شوارى امنيت تصميم گرفت كه هتك و متك رژيم را زير و رو كند بتواند با آن نهاد وارد گفتگو براى دوران گذار شود. عدم تشكيل اين نهاد شوراى امنيت را از چنين تصميماتى باز نخواهد داشت. آنها كه نگران خراب شدن «وجهه» خود در مقابل مردم هستند براى همين هم با «دشمن» وارد گفتگو نميشوند عمل شان چيزى بجز بى تفاوتى نيست و تنها به كار اين ميآيد كه روزى براى نوه هاى شان از «ايستادگى» و «عدم سازش» و نرفتن «زير بار خفت بردگى» سخن خواهند گفت. اين «افتخارات» البته كه الزاما به اين معنى نخواهد بود كه وطنى هم به معنايى كه امروزه از آن درك داريم در كار خواهد بود. دوران اين شعارها و اين «ارزشها» ديگر گذشته است. امروز اقتصاد و رفاه اجتماعى و امنيت ملى است كه حرف اول را ميزند. اقتصاد و امنيت آنقدر در زندگى بشر مهم است كه راديكال ترين مردم به آسانى ساير ارزشهاى فرهنگى شان را بخاطرش حاضرند ترك كنند. جابجايى ميليونها انسان از كشورى به كشور ديگر در جستجوى زندگى بهتر معنايى بجز اين ندارد. نسل دوم و سوم اين مهاجران اگر با ميهن خود بيگانه نباشند چندان فرقى هم با يك فاميل دور نخواهند داشت.
براى كسانى كه دست اندار كار بوجود آوردن تغيير و تحول در كشور هستند نيز بسيار مهم است كه حساسيتها را در نظر بگيرند و درايت و احتياط بيشترى در موضع گيرى ها و رفتارهاى خود داشته باشند. در چنين شرايطى نبايد به گونه اى رفتار كرد يا حرفى و سخنى ناسنجيده برزبان راند كه حكايت «نه منه» را تكرار كند.
نشست لندن كه در اوايل ماه جون برگزار خواهد شد از جمله گردهم آيى هاى مهم اين چند ساله است. نيازى به تكرار و تأكيد نيست كه چنين نشستهايى جاى رندى ها و ناشايستگى هائى از اين قبيل نيست. اگر امتحان هم بوده، ۲۷ سال است كه همه يكديگر را محك ميزنند و مى بينيم كه حواس همه جمع است. همه ما به اين مهم رسيده ايم كه صداقت و اعتماد مهمترين عامل همبستگى ما است. اگرچه تلاشها بايد بر اين باشد كه بهترين نتيجه حاصل شود، اما اگر نمره بيست هم حاصل نشد، نمره هفده نيز نمره قبولى است. يعنى بايد تحمل داشت و دست اندازهاى راه را تحمل كرد. بوجود آوردن نهادى كه بتواند در مقابل جمهورى اسلامى قد علم كند كارى بس ظريف است.
همينجا و قبل از آنكه بسيارى دست اندركاران اين نشست بخواهند حمله كنند كه از ميان ما مدعى نيست و «طمع رهبرى» مردم را ندارد يادآور ميشوم كه اگرچه «طمعى» در كار نيست، اما اگر هم فردا روز اين حركت تبديل به رهبرى شد فكر نميكنم كه كسى مخالف باشد و البته معنايش اين نيست كه شركت كنندگان اين نشست خود رهبرى را بدست خواهند گرفت، بلكه هدف بوجود آوردن شرايطى است كه مردم تا آنجا كه امكان دارد بتوانند خود در بوجود آمدن يك نهاد هدايت كننده براى پى گيرى حركتها بسوى يك رفراندم ملى دخالت داشته باشند.
اميد اين نگارنده اين است كه اگر نه در اين نشست، اما در نشست هاى فراگير و تعيين كننده آتى، بيشترين نيروها و مردمى كه به ايده رفراندم دل بسته اند حضور يابند.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
شعر
از لابلاى متون
مقاله هاى ايران
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   • 
•   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   از لابلاى متون   •   مقاله هاى ايران   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   • 
•   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •