Nimrooz
Vol. 18, No. 881, June 7, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۱ - چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۵
مى خواهم ذهن مردم را باز كنم
عمه سارا در ايران هنرپيشه است و اين مسأله به او الهام بخشيده
سارا كهال بازيگريست كه از يك نظر با ساير همكاران خود تفاوت دارد: اين خانم ۲۰ ساله مثل خيلى از زنان مسلمان روسرى به سر دارد.
او مى خواهد هنرپيشه مشهورى بشود و درصدد است جاى پاى خود را در اين حرفه بسيار مشكل باز كند.
اما سارا كه يك مسلمان پايبند به ضوابط دينى است، با مشكلات زيادى براى دست يافتن به اهداف شغلى خود روبروست.
او مشروب نمى خورد، سيگار نمى كشد، بايد مواظب باشد مردها را لمس نكند و تنها مى تواند دست و صورتش را به ديگران نشان دهد.
فقدان فرصت شغلى كاسه صبر سارا را لبريز كرده و او به همين دليل و همچنين به اين خاطر كه خواهان حضور بيشتر زنان در تئاتر و سينما است، با بى بى سى تماس گرفته است.
فروش يك ميليون نسخه اى از آلبوم موسيقى كسى كه كار خود را با «نوحه خوانى» آغاز كرد
از نوحه خوانى تا ستاره موسيقى پاپ ايران

مى خواهم ذهن مردم را باز كنم
عمه سارا در ايران هنرپيشه است و اين مسأله به او الهام بخشيده
سارا كهال بازيگريست كه از يك نظر با ساير همكاران خود تفاوت دارد: اين خانم ۲۰ ساله مثل خيلى از زنان مسلمان روسرى به سر دارد.
او مى خواهد هنرپيشه مشهورى بشود و درصدد است جاى پاى خود را در اين حرفه بسيار مشكل باز كند.
اما سارا كه يك مسلمان پايبند به ضوابط دينى است، با مشكلات زيادى براى دست يافتن به اهداف شغلى خود روبروست.
او مشروب نمى خورد، سيگار نمى كشد، بايد مواظب باشد مردها را لمس نكند و تنها مى تواند دست و صورتش را به ديگران نشان دهد.
فقدان فرصت شغلى كاسه صبر سارا را لبريز كرده و او به همين دليل و همچنين به اين خاطر كه خواهان حضور بيشتر زنان در تئاتر و سينما است، با بى بى سى تماس گرفته است.
سارا حرفه بازيگرى خود را در ۱۳ سالگى در ناتينگهام آغاز كرد. او سپس آنرا در دبيرستان و دانشگاه ادامه داد و حتى براى ايفاى نقش در يك سريال كودكان بنام «دنجرويل» انتخاب شد.
اين هنرمند جوان كه در حال حاضر دانشجوى مهندسى ژنتيك در دانشگاه بريستول است، براى رسيدن به هدف اصلى خود همچنين به تماس با كارگردان ها و نمايندگان تئاتر و سينما ادامه مى دهد.
ولى پاسخ ها هميشه تشويق كننده نبوده است. يك نماينده به او گفت كه براى افراد محجبه در حرفه بازيگرى جايى نيست.
«اگر تو روسرى را هميشه به سر داشته باشى، پيشنهاد من به تو اين است كه حرفه بازيگرى براى تو مناسب نيست.»
ولى سارا معتقد است كه تصوير او نبايد تنها چيزى باشد كه كارگردان آن را مى بيند.
او مى گويد: «من هرگز به عنوان يك محدوديت به آن نگاه نكرده ام، بلكه اين برايم چالشى است كه چگونه مى توانم به ديگران نشان دهم ساختگى نيست و بر آن فائق آيم.»
وى اشاره مى كند كه مى داند بازى در برخى نقش ها برايش ممكن نيست: «هرگز براى بازى در نقش ژوليت نامزد نخواهم شد، اما هميشه مى توانم جاى يك پرستار بازى كنم» و مى افزايد نقش هاى كمى هست كه او نتواند در آنها بازى كند به شرطى كه قوه تخيل كارگردان خوب كار كند.
اما مطمئنا مشكل هم همين است، نه؟ او از كارگردان مى خواهد آزادى هاى نوآورانه خود را محدود كند. جين راجرز، معاون شركت «اكوئيتى» مى گويد سارا ناخواسته براى خود محدوديت آفريده است چون نمايش، صنعتى براى تماشا است و بنابراين هميشه يك عنصر تبعيض در آن وجود خواهد اشت.
«مردم در مورد آنچه مى بينند چيزهايى فرض مى كنند. هنرپيشه ها سعى مى كنند آنچه را باعث مى شود مردم را از تماشاى كار آنها منصرف كند كمرنگ كنند. شما به عنوان هنرپيشه سعى مى كنيد يك بوم سفيد باشيد.»
«اما اگر مى خواهيد درحالى روى صحنه بياييد كه موهايتان پوشيده است و نمى خواهيد اين پوشش را برداريد، بوم سفيد شما قبلا نقاشى شده.»
سارا اشاره مى كند كه او مى تواند كلاه گيس يا كلاه سرش كند تا موهايش پوشيده بماند. به علاوه مى گويد خيلى از هنرپيشه ها هستند كه براى خود محدوديت هائى دارند: براى مثال گروه بزرگى از بازيگرها در مورد عريان شدن شروطى دارند.
با اين حال سارا به چيزى فراتر از زندگى حرفه اى خود مى نگرد. او خواهان مشاهده حضور پررنگ تر زنان مسلمان روى صحنه تئاتر و سينماست.
او مى گويد در بريتانياى امروز زنان مسلمان به عنوان كارآگاه، پرستار و در پست هاى ادارى خدمت مى كنند اما نه در صنعت نمايش.
«من هرگز زنان مسلمان را روى صحنه به جز در نقش تروريست، قاچاقچى مواد مخدر يا زنى كه در خانه مورد آزار و اذيت قرار مى گيرد نديده ام. به نظر من اين غلط است- اين نمايانگر وضع زنان مسلمان نيست. بلكه تصوير تنها گروه اقليتى از آنهاست.»
براى مثال او مى خواهد شاهد ايفاى نقش يك زن روسرى به سر در سريال هاى تلويزيونى به عنوان پرستار باشد: «اولين دفعه اى كه چنين چيزى را ببينيد از روى تعجب مى گوييد: قبلا چنين چيزى نديده ام. اما مردم به آن عادت مى كنند.»

باز كردن ذهن مردم
خانم راجرز اشاره مى كند كه ما در بريتانيا سنتى در تئاتر داريم كه تجربه هاى تازه را امتحان مى كند اما تلويزيون تجارى حاضر به اين كار نيست.
اما او معتقد است كه سارا به نكته مهمى در مورد حضور اقليت هاى قومى در سينما اشاره مى كند: «اقليت هاى قومى زيادى مى توانند همين را بگويند.»
سارا مى گويد: «مى خواهم ذهن مردم را درباره مسأله باز كنم. حتى اگر نقش ها كوچك باشد، مى توان توجه مردم را جلب كرد. حتى اگر در پس زمينه هستند، مردم متعجب خواهند شد.»
«زمانى كه مردم به تدريج اين را پذيرفتند آنگاه شما را در نقش هاى مهمتر هم خواهند ديد. من مى خواهم نقش هاى مهمتر را بازى كنم و چشمان مردم را در مورد آنها باز كنم. چنين چيزى اتفاق خواهد افتاد.»

فروش يك ميليون نسخه اى از آلبوم موسيقى كسى كه كار خود را با «نوحه خوانى» آغاز كرد
از نوحه خوانى تا ستاره موسيقى پاپ ايران
003861.jpg
به گزارش سرويس فرهنگ و هنر خبرگزارى «انتخاب»، بنيامين بهادرى خواننده خوش صدايى كه ابتدا كار خود را با «نوحه خوانى» آغاز كرد.گرچه بسيارى آلبوم مذهبى بنيامين را كه براى اولين بار به بازار داد را حربه اى براى آلبوم تازه اش مى دانند.آلبومى كه بيش از يك ميليون نسخه آن به فروش رفته.البته غير از گذاشتن غير مجاز و پخش آن در اينترنت!
وى مى گويد بزرگترين تفريح اش كتاب است. در دانشگاه آزاد رودهن ادبيات مى خواند و به كتاب هاى ادبيات و شعر روز دنيا علاقه مند است
بنيامين مى گويد: اين سبك منوتون در ملودى كه كاملاً هم منوتون نيست و روشى است براى خودم شايد اين ذهنيت را به وجود بياورد كه اين آهنگ ها شبيه نوحه است اما خب محسن رجب پور (تهيه كننده) هم گفته، اين نوع صداها، در اين ملودى ها مى نشينند و با آن شعرها تركيب مى شود و در نهايت چيزى كه به مخاطب مى رسد، اگرچه در نوع خود شيرين و جذاب است اما شايد اين برداشت را كه شما به آن اشاره كرديد ايجاد كند.
وى با «شرق» گفت و گويى انجام داده كه در پى مى آيد:
اين آدم آهنى آنقدر سخت و سنگدل است كه هيچ كس فكر نمى كند توان عاشق شدن داشته باشد و حالا هم كه عاشق شده، هيچ كس او را باور ندارد و همه انكارش مى كنند. آن آدم ديگر يك سال و ده ماه و دو روز است كه معشوقش را نديده، اين يكى وقتى مى خواهد بگويد دوستت دارم، زبانش مى گيرد و ديگرى تب هزار و سيصد درجه دارد. آدم هاى عجيب و غريبى كه ترحم برانگيز هستند و خيلى ها با آنها در ترانه هاى بنيامين همذات پندارى مى كنند. در صدايى كه انگار مرثيه گويى مى كند و نوحه مى خواند، همچنان كه پيش از اين خوانده بود: بوى سيب و حرم حبيب و... پوسترهاى بنيامين بعد از پخش اين آهنگ در ماه هاى محرم و صفر بر شيشه ويترين ها و ديوارهاى شهر خودنمايى مى كند و چهره خواننده با «محاسنش» صدايى را يادآورى مى كند كه مناسب نوحه خوانى است: بوى ياس و حرم عباس و...
آلبوم او با نام ۸۵ يك باره مجوز مى گيرد و به صورت وسيع تكثير، پخش و خريده مى شود. انتشار ناگهانى آن، فروش بالايش، پخش سريعش و همه گير شدنش خيلى ها را شوكه مى كند. بنيامين بهادرى چهره موسيقى پاپ ايران در سال ۱۳۸۵ مى شود، با آلبوم ۸۵. آهنگ هاى او را حتى اگر نخواهى بشنوى، به گوشت مى رسد. در مغازه اى، كافه اى نه چندان دنج، ماشينى كه با سرعت مى رود يا در ورزشگاه آزادى بعد از قهرمانى استقلال در پنجمين دوره ليگ برتر. ديگر نمى شود او را ناديده گرفت. از بنيامين بهادرى مى خواهيم براى گفت وگو به روزنامه شرق بيايد. او مى آيد به همراه محسن رجب پور تهيه كننده اش، مدير شركت ترانه شرقى و اين بار چهره او را متفاوت از پوسترهايش مى بينيم. با صورتى اصلاح شده، موهاى مدل آناناسى، اهل خيابان جيحون تهران، ۲۳ساله، جوان و خجالتى. چهره او حتى متفاوت از عكس هائى است كه براى اين گفت وگو در روزنامه منتشر مى شود.
محسن رجب پور علاوه بر تهيه آلبوم، ۸۵ تهيه كننده تمام كنسرت ها و آلبوم هاى گروه آريان هم هست. براى انتشار اين كار در اسفند سال گذشته يك جلسه مطبوعاتى ترتيب داد كه بيشتر به يك مهمانى و ضيافت ناهار مى مانست و خبرنگارانى كه در آن جلسه حضور داشتند، بيشتر از اينكه براى گرفتن پاسخ سئوالات خود آمده باشند، وظيفه داشتند از خود پذيرايى كنند.
• انتشار ناگهانى آلبوم ۸۵ خيلى ها را شوكه كرد. در شرايطى كه بسيارى از شركت هاى توليدكننده موسيقى پاپ براى گرفتن مجوز با مشكل روبه رو هستند، اين آلبوم چطور توانست منتشر شود؟
رجب پور: توليدات موسيقى پاپ از نيمه دوم سال ۸۴ متوقف شد. به اين دليل كه هنوز چارچوب توليد اين نوع محصولات در دولت جديد دقيقاً مشخص نشده است. بنابراين ما هم توليدات خود را متوقف كرده ايم. آلبوم ۸۵ اما قصه اش چيز ديگرى است. مراحل انتخاب شعر و ملودى اين آلبوم به سال ۸۳ برمى گردد و در چند ماه اول سال ۸۴ تكليف قطعات مشخص شد و چند ماه بعد براى دريافت مجوز به وزارت ارشاد رفت اما تا اسفندماه سال قبل در ارشاد ماند و بعد مجوز گرفت. اين طور نبود كه ما اثر را به وزارت ارشاد بفرستيم و بلافاصله مجوز بگيرد.
اين اثر چند قطعه ديگر داشت كه در آخرين لحظه توسط خودمان حذف شد و به يك قطعه هم وزارت ارشاد مجوز نداد. البته بعد از روى كار آمدن دولت جديد هيچ مديرى در دفتر موسيقى وزارت ارشاد تغيير نكرد و من فكر نمى كنم در مديران تغيير ديدگاهى به وجود آمده باشد. همزمان با انتشار آلبوم بنيامين چند كار ديگر هم به بازار آمد، اما چون اين آثار كمتر از بنيامين فروختند، خبر انتشارشان به گوش كسى نرسيد.
***
بنيامين بهادرى قرار بود آهنگساز آلبوم ۸۵ باشد. او روى ترانه هاى فريد احمدى- ترانه سراى اين مجموعه- ملودى ساخت و بعد نيما وارسته قطعات را تنظيم كرد و...
رجب پور: اجازه بدهيد اين سئوال را من به جاى بنيامين جواب دهم. بعد از اينكه بنيامين ملودى «خاطره ها» (دنيا ديگه مثل تو نداره) را مى سازد پروژه در ذهنش عملياتى مى شود. او شاعر و آهنگساز است و قبلاً براى خواننده هاى ديگر ترانه گفته. بنيامين را به استوديو برديم تا طريقه خواندن اين قطعه را به خواننده اى كه براى اين كار در نظر گرفته بوديم، ياد دهد. او روى موزيك بدون كلام خيلى ناشيانه و ابتدايى خواند تا خواننده روى اين الگو تمرين كند و ما از اين اتفاق ساده به اين نتيجه رسيديم كه صداى بنيامين بهادرى صداى خوبى است و در مملكت ما اين نوع صدا را دوست دارند، اگر دوست نداشتند شادمهر و فريدون اين همه طرفدار پيدا نمى كردند. حتى افغان ها، پاكستانى ها و تاجيكستانى ها اين صدا را دوست دارند، بنابراين به اين نتيجه رسيديم كه بنيامين مى تواند بخواند.
*قبلاً چه كسى قرار بود بخواند؟
رجب پور: چهار پنج نفر تست دادند. كسانى مثل بهنام عظيم شاهى يا سوژه هاى جديد من كه حالا براى خودشان آلبوم دارند.
*بنيامين صداى شما براى نوحه خوانى مناسب است همچنان كه قبلاً يك كار نوحه هم خوانده ايد. كسى به شما نگفته كه كارهاى بعديتان تحت الشعاع همان كار نوحه قرار گرفته است؟
بنيامين: نه
رجب پور: چرا من شنيده ام، دو علت مى تواند داشته باشد. يكى اينكه اولين كارى كه از ايشان منتشر شد، نوحه است...
*اما بنيامين، شما قبلاً انتساب اين كار را به خود تكذيب كرده بوديد.
رجب پور: بله چون اين كار متعلق به بنيامين نيست.
بنيامين: آن آلبوم با صداى من بود اما متعلق به من نبود.
رجب پور: بله بنيامين بهادرى شاعر و آهنگساز است و آهنگسازى آن كار را كرده بود و فريد احمدى هم شعرش را گفته بود، بنيامين ماكت اين كار را كه با نام «ماه مهربان» منتشر شد، در استوديوى ناشر خواند و آن مجموعه براى تمرين به خواننده سپرده شد. شركت اين كار را ضبط كرد و به ارشاد فرستاد اما ارشاد به صداى كار ايراد گرفت و آن را رد كرد اما بعد از چند ماه به دليلى غيرمعلوم اين اثر با صداى بنيامين منتشر شد.
*حتى راديو هم آن را پخش كرد.
رجب پور: بله تعجب ما هم از همين است.
*بنيامين، شايد اين آهنگ، كارهاى ديگر شما را تحت الشعاع قرار داده است به خصوص وقتى سرعت خواندنتان پايين مى آيد.
بنيامين: اين سبك منوتون در ملودى كه كاملاً هم منوتون نيست و روشى است براى خودم شايد اين ذهنيت را به وجود بياورد كه اين آهنگ ها شبيه نوحه است اما خب آقاى رجب پور هم گفتند، اين نوع صداها، در اين ملودى ها مى نشينند و با آن شعرها تركيب مى شود و در نهايت چيزى كه به مخاطب مى رسد، اگرچه در نوع خود شيرين و جذاب است اما شايد اين برداشت را كه شما به آن اشاره كرديد ايجاد كند.
رجب پور: ببينيد، جوابش اين است كه خواننده اگر براى ايرانى ها از يك نتى پايين تر بخواند، صدايش سوز هم داشته باشد، اگر آهنگ عروسى هم بخواند، مى گويند نوحه مى خواند.
***
بنابراين بنيامين نخواسته نوحه خوانى كند. ريتم بعضى از آهنگ هاى او چيزى متضاد اين را مى گويد. اگرچه در روزهاى اول انتشار اثر وجهه ديگرى داشته، اما كم كم اين وجهه تغيير كرده است، حتى شايعاتى درباره ريشه مذهبى داشتن بعضى از قطعات آلبوم ۸۵.
* قبلاً مى گفتند كه شما آهنگ «خاطره ها» را براى امام زمان خوانده ايد.
بنيامين: اينكه شما مى گوييد خيلى خوب است. به نظرم عشق خيلى فرامرز است و چه بهتر كه اين كار عاشقانه را هر كس به عشق خود نسبت مى دهد.
*مى دانيد كه درباره كارهاى عاشقانه ديگر چنين شايعه اى وجود ندارد.
بنيامين: اين اثر وقتى منتشر شد، مردم آن را به همراه همان كار نوحه در يك مجموعه در نظر گرفتند و شايد به دليل اين توالى چنين ذهنيتى در آنان ايجاد شد.
*خودتان هيچ جا عنوان نكرديد كه آيا اين آهنگ را براى كسى خوانده ايد يا نه؟
بنيامين: نه
***
او تا قبل از انتشار اين اثر از ميزان موفقيت آن خبر نداشت. البته ناشر به او اميدوارى هائى داده بود. اما بعد كه آدم هاى عجيب و غريب اين آلبوم در صداى بنيامين حيات پيدا كردند و جوان ترها زير لب زمزمه اش كردند خواننده از موفقيت آلبوم مطمئن شد و توانست با اعتمادبه نفس بيشترى بگويد كه سبكى كه در ۸۵ ارائه كرده سبك متفاوتى است: «يك حس شرقى با استفاده از ابزار مدرن.»
او قبل از اين به گفته خود براى برنامه هاى كودكان در تلويزيون آهنگسازى مى كرده است و «رنگين كمان» اثرى براى كودكان بود كه با آهنگ او و شعرهاى فريد احمدى به صورت كاست منتشر شد.
*اگر خودتان ترانه سرا هستيد، چرا تمام شعرها را از فريد احمدى مى گيريد؟
بنيامين: ترانه سرايى تمركز زيادى مى خواهد در حالى كه خيلى از كسانى كه اين كار را انجام مى دهند، خيلى راحت و ساده از كنارش مى گذرند.
*شما براى گفتن شعر تمركز نداريد؟
بنيامين: نه، حس مى كنم ندارم. چون ذهنياتم با فريد يكى است، اگر ايده اى به ذهنم بيايد مى گويم و او در ترانه اش منتقل مى كند. پس نگران ترانه نيستم و تمام وقت و انرژى ام را روى آهنگسازى مى گذارم.
*پس خودتان چطور ترانه سرايى هستيد كه نه در اين كار و نه در كارهايتان براى كودكان از ترانه هاى خود استفاده نكرده ايد؟
رجب پور: البته بنيامين براى چند كار شاخص كه در بازار هم گل كرده، ترانه گفته است.
*كدام كارها؟
بنيامين: اسم نياوريم بهتر است.
*چرا نخواستيد در اين مجموعه از هيچ كدام از ترانه هايتان استفاده كنيد؟
بنيامين: ما به يك ايده آل فكر مى كرديم. البته مواردى بوده كه من ايده اى داشته ام، ترانه اى گفته ام و فريد احمدى آن ايده را نگه داشته و ترانه را تغيير داده است. من دستپخت او را دوست دارم و به او اعتماد كرده ام.
*پس ترانه هاى ايشان بهتر است.
بنيامين: صددرصد. ما در كار تعارف نداريم.
***
آهنگ «خاطره ها» يا «آدم آهنى» بيشتر از آهنگ هاى ديگر شنيده مى شوند. چون احتمالاً قابليت بيشترى براى شنيده شدن با ولوم بلند دارند.
رجب پور: بگذاريد من بگويم. يكى از خوبى هاى آلبوم اين است كه كسى را نديده ام كه چند قطعه آن را از خواننده هاى ديگر گلچين كند. اگر شما اين دو اثر را بيشتر شنيده ايد به دليل انرژيك بودن آنها است. اين قطعات براى فرصت هاى مختلف ساخته شده است. يعنى راننده در ماشينى كه ۱۰۰ كيلومتر را بايد با سرعت يكنواخت طى كند، بايد بتواند با همه قطعات ارتباط برقرار كند. اما در يك ميهمانى خانوادگى نمى شود از كل مجموعه استفاده كرد و شما اين دو آهنگ را بيشتر مى شنويد. در نظرسنجى هايمان مردم با قطعه «من امشب مى ميرم» بيشترين ارتباط را برقرار كرده اند و براى جوان هاى ،۱۷ ۱۸ ساله قطعه «من امروز، يك ساله و...» بهترين قطعه بوده است.
اما من مى خواهم چيز ديگرى بگويم. با همه نابسامانى اى كه در بازار موسيقى مملكت وجود دارد و به ازاى هر يك اثر اصل، ۱۰ كپى فروخته مى شود، اين اثر توانسته به گوش يك هفتم زنده هاى مملكت برسد. وقتى كارى در اين وسعت پخش مى شود حتماً پتانسيلى در كل مجموعه وجود داشته، وگرنه دو تا آهنگ نمى تواند اين همه مخاطب ميليونى داشته باشد.
*كسانى كه با كارهاى شما ارتباط برقرار نكرده اند عقيده دارند آثار شما و ترانه هاى اين مجموعه بيمار است. به درد لحظاتى مى خورد كه آدم ها در شرايط عادى و معقول نيستند. مخصوصاً همين آهنگ «آدم آهنى».
بنيامين: يعنى به شرايط غيرعادى آنها كمك مى كند؟
*بله.
بنيامين: فكر نمى كنم اين طور باشد.
رجب پور: آدم هائى كه شما مى گوييد از موزيك هاى خاص با ريتم هائى كه مدام تكرار مى شوند استفاده مى كنند و به تنها چيزى كه اهميت نمى دهند كلام است. در حالى كه اين آهنگ فقط سه دقيقه است.
***
«۸۵» را جوان هاى زير ۲۰ سال بيشتر دوست دارند. شعرهايش را، ريتم تند بعضى از قطعات را و شايد نبود هيچ كار وطنى كه در حال حاضر با اين اثر رقابت كند. ديگر از آن هياهو و جنجال هاى موسيقى پاپ خبرى نيست. خوانندگانى كه هر كدام يادآور يك صداى قديمى هستند. صدايى كه ديگر اينجا نيست.
رجب پور: اما همان روزهايى كه اين آلبوم منتشر شد، چند كار شاخص لس آنجلسى هم بيرون آمد و ما افتخار مى كنيم كه كارى توليد كرديم كه از نظر سطح كيفيت از موسيقى لس آنجلسى بهتر است و ديگر آثار لس آنجلسى كه همزمان با «۸۵» وارد بازار غيرقانونى ايران شدند، در مقابل اين كار حرفى براى گفتن نداشتند. ما مى دانيم كه هيچ وقت نبايد به سمت ابتذال برويم اما نشاط و شادابى را هم نبايد از جوانان بگيريم. چرا كه نمى توانيم با آنها به زبان ۵۰۰ سال پيش صحبت كنيم.
*كدام يك از آدم هاى شركت ترانه شرقى موفق تر هستند، آريان يا بنيامين. دوره كدام يك زودتر سر مى رسد؟
رجب پور: من براى آدم هايم دوره نمى گذارم.
*پس چرا تب آريان در اين يكى دو سال از بين رفته است؟
رجب پور: اين طور نيست، سال گذشته ما بزرگترين مجموعه كنسرتى را كه قبل و بعد از انقلاب در ايران تدارك ديده شد ترتيب داديم اما متاسفانه بنا به دلايلى كه هنوز براى ما واضح نيست، اين كنسرت لغو شد و ما ۲۰۰ ميليون تومان ضرر كرديم. به جز ضرر مالى، اعضاى آريان هم سرخورده شدند. همزمان دولت عوض شد و تجربه بزرگترها هم مى گويد كه در هنگام تغيير و تحولات سياسى هر كس خودى نشان بدهد، گوشت قربانى است. من نخواستم آريان گوشت قربانى شود. به همين دليل كار نكردم اما فعاليت هاى زيادى داشتيم و آريان با مجوز خصوصى براى ارگان هاى مختلف برنامه اجرا مى كرد. امسال هم خبرهاى بيشترى از آريان خواهيد شنيد.
*بنيامين، يكى از خصوصيات اين نوع كارها زود كهنه شدن آن است. هر موزيك تازه اى كه بيايد و كارش بگيرد كار شما را پس مى زند. براى آن موقع چه كار مى خواهيد بكنيد؟
بنيامين: الان زود است كه به سئوال شما جواب بدهم.
*يعنى برنامه اى نداريد كه همچنان مطرح بمانيد؟
فكر مى كنم بايد اتفاق بهترى بيفتد. حس ما در كار بعدى همين حس است اما ممكن است آن را در قالب ديگرى بريزيم. حتى شايد سبك كار خود را هم عوض كنيم.
*چه چيزهايى براى تغيير قالب تعيين كننده است؟
فضاى جامعه خيلى تعيين كننده است. دكور كار ما بايد متناسب با اين فضا و جذاب باشد.
*به اين فكر نكرده ايد كه بعداً ممكن است از وارد شدن به دنياى موسيقى مصرفى پشيمان شويد. وقتى ديگر كسى شما را به ياد ندارد، در حالى كه مى توانستيد كارهاى ماندگار از خود به جا بگذاريد نه كارهايى كه مثل تب زود گذر است.
بنيامين: تا موقعى كه خوب هستم، همچنان هستم و اگر خوب نباشم به طور طبيعى حذف مى شوم. فعلاً خوب هستم و به موقعى كه شايد نباشم فكر نمى كنم.
رجب پور: ببينيد آرتيست بودن يعنى به روز بودن. يك آرتيست را نمى توانيد دو روز با يك لباس ببينيد. هنرمند يعنى آدم عجيب و غريب.
*براى مردم چهره خواننده موسيقى پاپ خيلى مهم است. خودتان هم به اين موضوع توجه داريد؟
رجب پور: بله همين الان هم يك كار جديد دارم كه دنبال خواننده اش مى گردم. البته خواننده اى داريم كه صدايش خوب است اما چهره خوب و مردم پسندى ندارد. گذشته از اينكه الان ديگر نمى توان كارى را بدون كليپ عرضه كرد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •