|
مى خواهم ذهن مردم را باز كنم
عمه سارا در ايران هنرپيشه است و اين مسأله به او الهام بخشيده
سارا كهال بازيگريست كه از يك نظر با ساير همكاران خود تفاوت دارد: اين خانم ۲۰ ساله مثل خيلى از زنان مسلمان روسرى به سر دارد.
او مى خواهد هنرپيشه مشهورى بشود و درصدد است جاى پاى خود را در اين حرفه بسيار مشكل باز كند.
اما سارا كه يك مسلمان پايبند به ضوابط دينى است، با مشكلات زيادى براى دست يافتن به اهداف شغلى خود روبروست.
او مشروب نمى خورد، سيگار نمى كشد، بايد مواظب باشد مردها را لمس نكند و تنها مى تواند دست و صورتش را به ديگران نشان دهد.
فقدان فرصت شغلى كاسه صبر سارا را لبريز كرده و او به همين دليل و همچنين به اين خاطر كه خواهان حضور بيشتر زنان در تئاتر و سينما است، با بى بى سى تماس گرفته است.
سارا حرفه بازيگرى خود را در ۱۳ سالگى در ناتينگهام آغاز كرد. او سپس آنرا در دبيرستان و دانشگاه ادامه داد و حتى براى ايفاى نقش در يك سريال كودكان بنام «دنجرويل» انتخاب شد.
اين هنرمند جوان كه در حال حاضر دانشجوى مهندسى ژنتيك در دانشگاه بريستول است، براى رسيدن به هدف اصلى خود همچنين به تماس با كارگردان ها و نمايندگان تئاتر و سينما ادامه مى دهد.
ولى پاسخ ها هميشه تشويق كننده نبوده است. يك نماينده به او گفت كه براى افراد محجبه در حرفه بازيگرى جايى نيست.
«اگر تو روسرى را هميشه به سر داشته باشى، پيشنهاد من به تو اين است كه حرفه بازيگرى براى تو مناسب نيست.»
ولى سارا معتقد است كه تصوير او نبايد تنها چيزى باشد كه كارگردان آن را مى بيند.
او مى گويد: «من هرگز به عنوان يك محدوديت به آن نگاه نكرده ام، بلكه اين برايم چالشى است كه چگونه مى توانم به ديگران نشان دهم ساختگى نيست و بر آن فائق آيم.»
وى اشاره مى كند كه مى داند بازى در برخى نقش ها برايش ممكن نيست: «هرگز براى بازى در نقش ژوليت نامزد نخواهم شد، اما هميشه مى توانم جاى يك پرستار بازى كنم» و مى افزايد نقش هاى كمى هست كه او نتواند در آنها بازى كند به شرطى كه قوه تخيل كارگردان خوب كار كند.
اما مطمئنا مشكل هم همين است، نه؟ او از كارگردان مى خواهد آزادى هاى نوآورانه خود را محدود كند. جين راجرز، معاون شركت «اكوئيتى» مى گويد سارا ناخواسته براى خود محدوديت آفريده است چون نمايش، صنعتى براى تماشا است و بنابراين هميشه يك عنصر تبعيض در آن وجود خواهد اشت.
«مردم در مورد آنچه مى بينند چيزهايى فرض مى كنند. هنرپيشه ها سعى مى كنند آنچه را باعث مى شود مردم را از تماشاى كار آنها منصرف كند كمرنگ كنند. شما به عنوان هنرپيشه سعى مى كنيد يك بوم سفيد باشيد.»
«اما اگر مى خواهيد درحالى روى صحنه بياييد كه موهايتان پوشيده است و نمى خواهيد اين پوشش را برداريد، بوم سفيد شما قبلا نقاشى شده.»
سارا اشاره مى كند كه او مى تواند كلاه گيس يا كلاه سرش كند تا موهايش پوشيده بماند. به علاوه مى گويد خيلى از هنرپيشه ها هستند كه براى خود محدوديت هائى دارند: براى مثال گروه بزرگى از بازيگرها در مورد عريان شدن شروطى دارند.
با اين حال سارا به چيزى فراتر از زندگى حرفه اى خود مى نگرد. او خواهان مشاهده حضور پررنگ تر زنان مسلمان روى صحنه تئاتر و سينماست.
او مى گويد در بريتانياى امروز زنان مسلمان به عنوان كارآگاه، پرستار و در پست هاى ادارى خدمت مى كنند اما نه در صنعت نمايش.
«من هرگز زنان مسلمان را روى صحنه به جز در نقش تروريست، قاچاقچى مواد مخدر يا زنى كه در خانه مورد آزار و اذيت قرار مى گيرد نديده ام. به نظر من اين غلط است- اين نمايانگر وضع زنان مسلمان نيست. بلكه تصوير تنها گروه اقليتى از آنهاست.»
براى مثال او مى خواهد شاهد ايفاى نقش يك زن روسرى به سر در سريال هاى تلويزيونى به عنوان پرستار باشد: «اولين دفعه اى كه چنين چيزى را ببينيد از روى تعجب مى گوييد: قبلا چنين چيزى نديده ام. اما مردم به آن عادت مى كنند.»
باز كردن ذهن مردم
خانم راجرز اشاره مى كند كه ما در بريتانيا سنتى در تئاتر داريم كه تجربه هاى تازه را امتحان مى كند اما تلويزيون تجارى حاضر به اين كار نيست.
اما او معتقد است كه سارا به نكته مهمى در مورد حضور اقليت هاى قومى در سينما اشاره مى كند: «اقليت هاى قومى زيادى مى توانند همين را بگويند.»
سارا مى گويد: «مى خواهم ذهن مردم را درباره مسأله باز كنم. حتى اگر نقش ها كوچك باشد، مى توان توجه مردم را جلب كرد. حتى اگر در پس زمينه هستند، مردم متعجب خواهند شد.»
«زمانى كه مردم به تدريج اين را پذيرفتند آنگاه شما را در نقش هاى مهمتر هم خواهند ديد. من مى خواهم نقش هاى مهمتر را بازى كنم و چشمان مردم را در مورد آنها باز كنم. چنين چيزى اتفاق خواهد افتاد.»
|