Nimrooz
Vol. 18, No. 881, June 7, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۱ - چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۵
دكتر مصطفى الموتى
سناتور حسين دها و ۶جلد كتاب خاطراتش
003825.jpg
يكى از دولتمردان خوشنام و درستكارى را كه در سال هاى بعد از شهريور ۲۰ شناختم سيدحسين دها بود كه در آن زمان در مقام مديركلى وزارت دارائى قرار داشت و كارهاى استخدامى نيز زير نظر او بود. نويسنده نيز چون فارغ التحصيل دبيرستان دارائى بودم به معرفى شادروان عميدى نورى كه دوستى بسيار نزديك با دها داشت مرا به او معرفى كرد و او هم ترتيب استخدام مرا در آن وزارتخانه داد. اين آشنائى منجر به دوستى بسيار نزديك شد زيرا خيلى از كاركنان تحصيلكرده وزارت دارائى با حسين دها رابطه نزديك داشتند و از او به نيكى ياد مى كردند.
نويسنده نيز از همان زمان با دها بسيار دوست شدم و تا روزى كه در ايران بوديم همواره در كنار هم قرار داشتيم. از تصادف ايام اين كه سال ها بعد در دولت دكتر اقبال معاون نخست وزير و رئيس كل بازرسى نخست وزير شدم كه قبلاً دها در رأس آن قرار داشت و سازمانى به وجود آورده بود كه كاركنانش از شايسته ترين و درستكارترين كارمندان دولت بودند. كه در ميان آنها دوستان فراوانى يافتم از قبيل صادق احمدى وزير دادگسترى بعدى و على كمالوند نماينده سابق مجلس كه همواره آنها از دها به نيكى ياد مى كردند.
سيدحسين دها از افراد خودساخته اى بود كه پس از طى مراحل تحصيلى تا دوره ليسانس به خدمت در وزارت فرهنگ پرداخت و از آنجا مقامات مختلفى را طى كرده كه به آن اشاره مى شود:
رياست دبيرستان، رياست اوقاف، مديركل بازرسى و كارگزينى وزارت دارائى، پيشكار دارائى فارس، مديركل دخانيات كشور، معاون وزارت دارائى، معاون نخست وزير، مديرعامل و رئيس هيئت مديره سازمان بيمه هاى اجتماعى، رئيس بانك اقتصادى ايران، رئيس بازرسى كل كشور، استاندار اصفهان، رئيس انجمن استان مركزى، سناتور انتخابى تهران، رئيس كانون بازنشستگان براى مدت ۱۵ سال.
سناتور دها كه در هر كارى از خود يادگارهاى ارزنده اى به جاى نهاده از قبيل تهيه و تدوين قانون اجتماعى كار و در مقام رئيس كانون بازنشستگان افزايش حقوق و مزاياى كاركنان دولت.
از تصادف ايام اين كه هنگامى كه عضو دفتر سياسى حزب ايران نوين بودم دها قصد شركت در انتخابات را داشت و با نويسنده به مشورت پرداخت به او يادآور شدم كه بهتر است خود را نامزد انتخابات مجلس سنا كند زيرا در مجلس شورايملى اكثر جوانان شركت مى كنند در حالى كه شما بين رجال ايران شهرت و احترام كافى داريد. او نيز اين پيشنهاد را پذيرفت و هنگامى كه نام نامزدهاى عضويت در مجلس سنا در دفتر سياسى خوانده شد. درباره هر يك از آنان رأى گرفته شد و بين دكتر صديق اعلم و حسين دها رقابت وجود داشت كه پيشنهاد كردم چون دها رئيس كانون بازنشستگان مى باشد بهتر است از طرف حزب نامزد گردد و دكتر صديق كه مورد احترام خاص همگان و شخص پادشاه مى باشد با سمت سناتور انتصابى به مجلس سنا برود و اين پيشنهاد مورد قبول قرار گرفت و هر دو تن به مجلس سنا رفتند.
در كوتاه مدت دها در مجلس سنا جاى خود را باز كرد و عضو هيأت رئيسه مجلس سنا شد و نويسنده و سناتور دها در آخرين ديدار با شاه فقيد به طور مفصل درباره وضع كشور صحبت كرديم و اوضاع كشور را يادآور شديم و نويسنده از شاه فقيد خواستم كه كشور را ترك نگويند ولى يادآور شدند كه بيمارند و بايد به معالجه در خارج از كشور بپردازند.
سناتور دها پس از انقلاب مانند ساير دولتمردان زمان پهلوى مورد قهر انقلابيون قرار گرفت و هنگام رسيدگى به كار و زندگى قبلى اش مزاحمت زيادى برايش فراهم نگرديد كه در جلد ششم كتابش مى نويسد:
من هيچگاه مايل به ترك كشور نبودم. مدت ۷۰ سال در تهران زندگى كرده روزهاى خوش و ناخوش ديده ام و از صميم دل عاشق كشورم بودم. پس از انقلاب هر چه فرزندانم اصرار كردند از كشور خارج شوم نپذيرفتم ولى دشوارى چنان از سر و كولم بالا مى رفت كه ديگر تأمين جانى نداشتم. يك روز دو پاسدار وارد خانه م شدند و از سوى اسدالله لاجوردى دادستان انقلاب مركز نامه اى آوردند كه از نو بايد به وضع همه سناتورها رسيدگى شود. هر چه خواستم به آنها حالى كنم كه دادستان سابق و لاحق همه چيز را رسيدگى كرده و مفاصا حساب هم داده اند نپذيرفتند. به زيرورو كردن خانه پرداخته و اوراقى را برداشته با خود بردند و صورتى از اثاثيه خانه برداشته به امضاى من و همسرم رساندند و گفتند همه اينها امانت نزد شما مى ماند. سخت يكه خورده بيمار شده به بستر افتادم. پس از دو ماه و مصرف آنتى بيوتيك پزشك معالجم گفت اگر بيمارى عود گردد و آنتى بيوتيك فراهم نگردد خواهيد مرد و مى گفت بهتر است به خارج برويد. قضيه شوخى بردار نبود و از راه كردستان با سختى و مرارت فراوان عازم خارج شدم و از آنجا به اطريش رفته و سپس عازم كانادا گرديده و در كنار دخترم و همسرش قرار گرفتم چون درمان رايگان بود به اقامت ادامه دادم چند ماه بعد همسرم و بزرگترين فرزندم محسن با مرارت از راه كردستان به خارج آمدند. محسن به لس آنجلس رفت تا براى تأمين معاش خود و خانواده اش به كار بپردازد.

وضع خانوادگى سناتور دها
حسين دها با خانم منيره پورفتحى ازدواج كرد كه صاحب پنج فرزند و يازده نوه شدند كه اسامى آنان چنين است: فرزندان: محسن، رضا، مهدى، فاطمه، مريم و نوه ها به اسامى: ثريا، رامين، كورش، ليلا، رامش، شيدا، شيوا، اميرعالى، ليلى، كيوان، پريسا.
بزرگترين فرزندانان دوست عزيزم محسن دها مى باشد كه اكنون در لس آنجلس يك سازمان مهم گلفروشى را اداره مى كند و همت كرده يادداشت هاى پدرش را در ۶جلد به چاپ برساند كه چهار جلد آن در حيات سناتور دها به چاپ رسيد و دو جلد ديگر در سال ۱۳۸۴ چاپ شد كه مطالب مهمى به تاريخ ايران سپرده شده است.
محسن دها در كارهاى ادارى خوب ترقى كرد. مدتى معاون وزارت كشور و رئيس سازمان ثبت احوال و مديرعامل شركت فرش بود و طبع شعر هم دارد كه تاكنون پنج مجموعه اشعارش به چاپ رسيده و ديوان تازه اشعارش هم زير چاپ مى باشد.
محسن دها با مهستى دختر دكتر جلال عبده ازدواج كرد و دخترشان ليلا دها درجه فوق ليسانس در رشته تربيت معلم دارد و در سازمان آموزش و پرورش لس آنجلس به تدريس اشتغال مى ورزد.
تا آنجا كه به ياد دارم هميشه سناتور دها از وضع همسر و فرزندانش خيلى راضى بود و مى گفت بين ما هم آهنگى كامل وجود دارد كه اكنون نيز فرزندان و دامادها و عروس ها با هم خيلى صميمى بوده و الفت دارند. سناتور دها در ۸۵ سالگى در (ونكور) كانادا زندگى را ترك گفت و به مناسبت صدمين سال تولدش آخرين دو جلد خاطراتش منتشر گرديد كه جمعاً ۶جلد مى باشد كه در كتاب هاى ايران در عصرپهلوى خيلى به نوشته هاى او استناد شده است. يادش گرامى باد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •