Nimrooz
Vol. 18, No. 881, June 7, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۱ - چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۵
روى خط آلمان ايرج ربيعى
عشق افلاطونى خانم مركل و جورج بوش
ناهيد كشاورز مشاور امور مهاجران در آلمان
ايرانيان ناراضى در آلمان به ايران باز نمى گردند. چرا؟

روى خط آلمان ايرج ربيعى
عشق افلاطونى خانم مركل و جورج بوش
003831.jpg
سفر دوروزه خانم آنجلا مركل صدراعظم آلمان طى هفته گذشته بپايان رسيد در حاليكه اكثر وسايل ارتباط جمعى آلمان و حتى راديو و تلويزيونها به نكته اساسى اين سفر كه در واقع تمايل جورج بوش در اقدام به آن بسيار مؤثر بود تقاضاى ميانجيگرى خانم مركل را در بر ميگرفت، غافل ماندند. جورج بوش در شرائط حساس كنونى كه محبوبيت اش رو به كاهش است، هيچ سياستمدارى را غير از خانم مركل براى انجام مأموريت براى حل مشكل در رابطه با مسئله ايران بهتر نيافت.
از سه كشور انگليس، فرانسه و آلمان كه مأمور مذاكره پيرامون غنى سازى اتمى با ايران هستند، دولت انگليس با بدنامى و كاهش سريع محبوبيت و فرانسه با درگيرى مشكلات داخلى از آن توان ويژه برخوردار نيستند تا بتوانند با آمريكا در آرامش به اين مسئله رسيدگى كنند.
بوش با ترفند خاص سياسى خانم مركل را كه از محبوبيت زيادى در آلمان برخوردار است و بيش از ۷۲ در صد مردم و سران سياسى اين كشور از وى حمايت ميكنند براى اين مأموريت انتخاب كرد.
اگر فراموش نكرده باشيم خانم مركل اولين رئيس يك كشور اتحاديه اروپا بود كه قبل از اولين سفر خود به آمريكا از جورج بوش خواست زندان گوانتانامو را تعطيل كند. در آن زمان همه به اين گمان بودند كه خانم مركل هرگز در حضور ميزبان، خواسته خود را تكرار نخواهد كرد و ديديم كه چنين نشد. با وجود اين بوش از وى بعنوان زنى كه صرحتاً نظر خود را ميگويد تمجيد كرد.
صراحت گفتار خانم مركل هنگامى آشكار ميشود كه وى حمايت بى دريغ خود را از اسرائيل عنوان ميكند و ميگويد ايران نبايد صاحب بمب اتمى شود. خانم مركل از بوش تقاضا كرده در مورد ايران عجله نكند زيرا ايران سالها با ساخت بمب اتمى فاصله دارد.
طى اولين و دومين ملاقات خانم مركل در آمريكا اين زن با طنازى و شرم حضور خاص خود به آمريكا پيشنهاد كرده در مذاكره با ايران حضور داشته باشد در حقيقت به بوش ثابت كرد مذاكره با ايران بدون وجود آمريكا امكان ندارد.
بوش در مذاكرات خود به احتمال زياد به خانم مركل قول داده حد اقل تا پائيز آينده صبر كند و شايد هم بتوان طى اين مدت دولت ايران را عوض كرد. اگر ايران اميدوارشود از سوى آمريكا مشكل حمله نخواهد داشت، بنظر خانم مركل حتى در تابستان آينده ما شاهد شركت آمريكا در مذاكرات با ايران خواهيم بود.
اين بار سفر خانم مركل به آمريكا بارورتر بود و روابط نزديكترى بين آن دو برقرار شد تا جائيكه بوش وى را آنجلا صدا مى كند و بدين ترتيب سردى مناسبات دوكشور را در زمان شرودر به گرماى دلپذير سرمايه دارى يكى سرمايه دارى، سوسيال دموكراسى و ديگرى سرمايه دارى، جهانى تبديل ميكند.
گرماى ملاقاتهاى اين دو سياستمدار آن چنان باعث نزديك شدن آنها شده كه بى شباهت به عشق افلاطونى اين دو نيست. بوش به خوبى ميداند خانم مركل در يك كشور كمونيست رشد و زندگى كرده و دوران دانشگاهى خود را با مدرك دكترا به پايان رسانيده و حال وى نعمت آزادى و سياست همزيستى دموكراسى را خيلى بهتر از ديگران درك ميكند.
اگر خانم مركل مانند خانم تاچر از سختى سياسى برخوردار نيست در عوض زنى است با روش خاص خود و بهمان خوبى كه روسى ميداند، زبان انگليسى را نيز صحبت ميكند و چون مشكل داخلى ندارد، قدرت عمل سياسى زياد با ائتلاف دو حزب بزرگ دارد، ميتواند همكار و دوست خوبى براى آمريكا باشد.
بوش به وى اهميت ميدهد زيرا تنها رئيس كشور سه گانه مذاكرات با ايران است كه مانند فرانسه و انگليس مشكل داخلى ندارد و از بدو حكومت وى مشكل اقتصاد آلمان در حال كاهش و تحقيقات اين كشور جان تازه گرفته است.
بنابراين به احتمال زياد در آينده بوش دل به نصيحت هاى خانم مركل مى سپارد و در مذاكرات مشكل اتمى ايران شركت خواهد كرد.
بوش دعوت خانم مركل را براى ۱۴ جولاى پذيرفته و به آلمان خواهد آمد. وى طى اين مدت در شهر اشترال زون، شمال كشور، كنار دريا سكونت خواهد كرد.

تابعيت آلمانى مشكل شد
يكصد و هشتادمين كنفرانس شانزده وزير و سناتور داخله ايالات آلمان در شهر گارميش پارتن كيرشن، ايالت بايرن در ارتفاع سه هزار مترى كوهاى آلپ پايان يافت و به شايعات مطبوعات پيرامون ايجاد شرائط سخت براى تابعيت آلمانى خاتمه داد.
تعيين محل مذاكرات در قله سه هزار مترى كوه آلپ را ميتوان يك نكته قبلأ حساب شده توسط دكتر گونتر بك اشتاين رئيس مذاكرات و و زير امور داخله ايالت بايرن دانست.
قصد اصلى وى توجه به اين نكته بود كه اين مذاكرات در رأس امور ايالات قرار دارند، داراى اهميت خاص براى كشورند و در پايان وزيران و همراهانشان طى دو روز مذاكره، روزهاى چهارم و پنجم ماه جارى چند روز قبل و بعد از آن از مرخصى كوتاه با هواى دلپذير قله كوه آلپ استفاده كرده باشند.
در نامه اى كه از دفتر وزير امور داخله ايالت بايرن گونتر بك اشتاين به دفتر نيمروز (روى خط آلمان) ارسال شده اين مذاكرات در سه مرحله، بترتيب مبارزه با تروريست بويژه اسلامى هاى افراطى، اقدامات لازم براى جلوگيرى از عمليات تروريستى و خشونت طى برگزارى مسابقات فوتبال جهانى و شرائط تابعيت آلمانى، آمده است.
با اين تصميم ايالات آلمان درصددند شرائط تابعيت و اقامت آلمان را يكسان كنند و ضوابط خاص آن را براى همه ايالات بصورت قانون تنظيم كرده تقديم دولت مركزى كنند.
پذيرا شدن جامعه آلمان از سوى خارجيان مقيم اين كشور نقش اساسى در كنفرانس داشت.

ضوابط اقامت
اولين شرط دانستن زبان آلمانى، به ترتيب قبول كردن حقوق تساوى زن ومرد، اعتقاد به حكومت دموكراسى، قبول حكومت مردم بر مردم (قدرت دولت) و پذيرا شدن فرهنگ آلمان است، گو اينكه در پروتكل آمده است كه فرهنگ ديگر كشورها جامعه و فرهنگ آلمان را غنى تر خواهد ساخت.
رئوس تصميمات وزيران امور داخله ايالات را ميتوان اين چنين خلاصه كرد.
هر فرد خارجى كه ميخواهد در اين كشور زندگى كند بايد در وهله نخست آلمانى بداند و كوشش كند فرزندش در خانه و مدرسه آلمانى فراگيرد.
اصول اعتقادى پروتكل جلسه وزيران: اعتقاد به سيستم دموكراسى، تساوى حقوق زن و مرد (اين بخش بيشتر شامل تركها و عرب ها ميشود) مخالفت با خشونت.
والدين بايد در كنار اولياء مدرسه به فرزندان خود اصول آزادى را بيآموزند. شاگردان مدارس بايد غير از ساعات درس در كلاسهاى ورزش، آزمايشكاه و كلاسهاى بيولوژى و سفر هاى دانش آموزى شركت كنند.
وظايف دولت: اولين وظيفه آنها مبارزه با تروريسم از همه مهمتر اسلامى هاى افراطى و ايجاد كلاسهاى آلمانى براى بزرگسالان است.
به دولت، شهرها و شركتهاى ساختمانى كه با كمك دولت خانه ميسازند تأكيد شده بهيچ عنوان افراد خارجى هموطن را در يك محل اسكان ندهند تا از ايجاد جامعه موازى با فرهنگ خود بدون تماس با جامعه آلمانى جلوگيرى شود.
شرائط تابعيت به اضافه شرائط ادغام در جامعه اعلام و در آينده نزديك تقديم دولت خواهد شد.

ضوابط تابعيت
هشت سال اقامت دايم در كشور با در نظر گرفتن ضوابط كارى، پرداخت حق بازنشستگى و عدم سوءپيشينه.
دانستن زبان آلمانى تا گروه (B1) در چارچوب ضوابط و قوانين اتحاديه اروپا. اين بخش شامل امتحان كتبى نوشتن و مصاحبه است.
اعتقاد به قانون اساسى آلمان (حقوق مدنى).
كنفرانس به اين نتيجه رسيد كه مرز ميزان جرم در گذشته براى تابعيت آلمانى زياد بوده و از اين پس كسى كه بر اساس رأى دادگاه مجرم شناخته شده و محكوميتى بيش از ۹۰ روز دارد، نميتواند تابعيت آلمانى بدست آورد.
نكات ديگر عبارتند استفاده از اطلاعات كسب شده از سازمان اطلاعات كشور در مورد شخص و نظريه سازمان مهاجرت كشور.
اهداء سند تابعيت به شخص درمحل مناسبى در اداره اقامت و يا اداره ديگرى كه تعيين ميشود يا با قسم به قانون اساسى و يا با اعلام اين نكته از سوى متقاضى كه وى به كشور آلمان و قانون آن وفادار است، صورت ميگيرد.
طرح مصاحبه يكصد سئوالى مانند ايالات هسن و بادن ورتمبرگ به تصويب نرسيد
دكتر گونتر بك اشتاين بعد از پايان كنفرانس طى مصاحبه كوتاهى گفت:
تاكنون يك فرد مسلمان افراطى با گذرنامه آلمانى همه جا سفر ميكرد ميگفت من آلمانى هستم، زبان آلمانى نميدانم و پايبند هيچ قانونى كه بوى مملكت دارى و دموكراسى بدهد، نيستم. اما، از اين پس ما بدون توجه به ضوابط و اطلاعات لازمه گذرنامه آلمانى دست كسى نخواهيم داد.
ما بزودى به اين مشكل مهم خاتمه مدهيم و تصميم وزيران امور داخله ايالات راهگشاى كسانى خواهد بود كه در آينده مايل به پذيرفتن تابعيت آلمانى هستند.
بسيارى از نمايندگان احزاب مخالف دولت با تصويب نامه وزيران مخالفت كرده آن را نوعى تجاوز به حقوق انسانى ميدانند.
از سوى ديگر برخى از سازمانهاى مدافع خارجيان و حتى كليسا طرح مزبور را راه حل قاطع بى سرو سامانى وضع اقامت و تابعيت ميدانند.
در كنفرانس مزبور همانطور كه ما در نيمروز پيش بينى كرده بوديم، به مشكل اقامت هاى تحملى رسيدگى نشد. دومين كنفرانس وزيران شانزده ايالت در ماه اكتبرسال جارى تشكيل ميشود.

بررسى موقعيت بلاتكليفى ها
پناهجويانى كه با اقامت تحملى در آلمان بسر ميبرند، نگران آينده خود هستند و خود نيز قادر به تحقيق و پيگيرى اين مشكل بعلت گرانى حق وكيل و تا حدود زيادى ندانستن زبان آلمانى از ما تقاضاى كمك ميكنند. به همين علت ما سعى بر اين داريم هفته اى يكبار بعد از تماس با مسئولين كشور و وكيلان متخصص امور پناهندگى خوانندگان نيمروز را در جريان آخرين اقدامات و بررسى ها در اين رابطه بگذاريم.
ما بعد از گفتگو با مسئولين چند اداره امور خارجيان به اين نتيجه رسيديم تا پايان سال جارى تصميماتى براى رفع اين مشكل گرفته خواهد شد. اطلاعات ما بر پايه مذاكراتى قرار دارد كه در جريان است. در اين مذاكرات كه طرح مسائل آنها منتشر نميشود و بيشتر مربوط به جريانات داخلى ادارات است، بررسى ميشود چگونه ميتوان تا پايان سال جارى تا حد امكان اخراج تعداد ۲۰۰ هزار نفرى پناهجويان بلاتكليف را از آلمان كاهش داد. نمونه اين اقدامات كاهش هزينه زندگى و نقل مكان دادن اين گروه از مردم به اماكن زندگى جمعى (هايم) است.
اكثر وكلاى دادگسترى در تماس با ما به عدم همكارى نمايندگيهاى جمهورى اسلامى با ادارات اقامت براى صدور برگه عبور اشاره كرده و ميگويند در اين مورد بخصوص گرچه تعداد پناهجويان تحملى ايران بيش از چهار هزار نفر نيست، مع الوصف دولت ايران بدون اجازه اين افراد براى آنها برگه عبور صادر نخواهد كرد و تاكنون در اين زمينه چندين مورد پيش آمده و صحت گفتار ما را ثابت ميكند.
دولت و دادگاههاى آلمان از هم اكنون خود را آماده جواب به اتحاديه اروپا براى رسيدگى به مسئله پناهجويانى كه مسيحى شده اند، ميكنند. در واقع ميخواهند با دلايل مختلف از صدور اجازه اقامت براى اين پناهجويان سر باز زنند.
اتحاديه اروپا در نامه اى از آلمان خواسته تكليف مسلمانان مسيحى شده را تا پايان ماه اكتبر سال جارى روشن كند. كليساى كاتوليك و پروتستان تاكنون با ارسال نتيجه تحقيقات و گزارش هائى كه بدستشان رسيده دولت آلمان را متوجه خطرات ناشى از مسيحى شدن مسلمانان بعد از ورود به كشورشان كرده اند. دادگاهها و ادارات امور خارجيان بدون توجه به اقدامات انجام شده عنوان ميكنند كه در ايران مسلمانى كه مسيحى شده ميتواند به كليسا رفته و عبادت كند. متأسفانه استدلال اين ادارات و سازمانها بر اساس گزارش سال ۱۹۹۸ انستيتو شرق شناسى آلمان در شهر هامبورگ به رياست دكتر اشتاين باخ است.
در اين گزارش آمده است: ايرانيان مسلمان با دوستان مسيحى خود روزهاى يكشنبه بدون مزاحمت افراد پليس، پاسدار و يا بسيجى.به كليسا ميروند
طبيعى است اينگونه اظهار نظر ها لطمه شديد به زندگى مسلمانان مسيحى شده ميزند، باعث خشنودى و كسب حيثيت براى جمهورى اسلامى ميشود.
بنابراين بهتر است با در نظر گرفتن اين نكته كه ايرانيان سريع تر و بهتر از ديگر خارجيان استعداد ادغام در يك جامعه خارجى را دارند، به كارهاى اجتماعى بپردازند. اثبات ادغام و پذيرش جامعه و فرهنگ آلمان يكى از موارد مهم آينده اقامت در اين كشور است. حتى نامه مدارس، تائيد معلمين و كارهاى اجتماعى در محل و تماس با مردم در آينده اقامت افراد نقش اساسى خواهد داشت.
در اين مرحله ما بازهم تكرار ميكنيم، چون نمايندگى هاى جمهورى اسلامى به اين سادگيها برگه عبور براى كسانى كه گذرنامه ندارند، صادر نميكنند، بايد تا پايان سال جارى مقاومت كرد و فعاليت اجتماعى را ادامه داد.
Iradj.rabii@freenet.de

ناهيد كشاورز مشاور امور مهاجران در آلمان
ايرانيان ناراضى در آلمان به ايران باز نمى گردند. چرا؟
من اگر قرار باشد يكبار ديگر به مهاجرت بيايم، به هر جايى ممكن است بروم غير از آلمان. ديگر ذله شدم، هوايش هميشه بارانى و گرفته است و حسرت يك آفتاب را به دل آدم مى گذارد. مردمش هيچ رابطه اى با آدم برقرار نمى كنند. همه شان ضد خارجى هستند. قوانينشان سخت است. اگر صد سال هم اينجا بمانى بازهم خارجى حساب مى شوى. هيچ چيزى در اينجا نيست كه دل آدم را خوش كند...
در يك مركز فرهنگى، در زير آفتاب كمرنگى كه تا چند دقيقه ديگر ابرهاى سياه آن را از همه دريغ مى دارد، گروه هاى مختلف آلمانى و خارجى در كنار هم چاى و آبجو مى نوشند.
زنى آلمانى و زنى ايرانى در فضايى صميمى گفتگو مى كنند. وقتى از زن ايرانى علت آمدن و ماندنش در اينجا را مى پرسم در جواب مى گويد: «من براى آمدن به آلمان تصميم نگرفتم. براى من مهم بيرون آمدن از ايران بود. ده سال قبل يك قاچاقچى مرا به اينجا رساند. اوايل دلم مى خواست به آمريكا يا كانادا بروم ولى حالا از ماندنم در آلمان راضى هستم. در اينجا احساس امنيت مى كنم. به عنوان يك زن، حق و حقوقى دارم. از نظم آلمانى ها خوشم مى آيد و توانسته ام در ميان آنها دوستان خوبى پيدا كنم.»
بسيارى از ايرانى هاى آلمان ترجيح مى دادند به آمريكا مهاجرت كرده بودند.
زن آلمانى، كه مددكار اجتماعى است و صحبتمان به حرمت او به زبان آلمانى انجام مى شود، از اين اشتياق متعجب است: «من فكر مى كنم ما چوب گذشته مان را مى خوريم. هنوز در مورد ما يك پيش داورى وجود دارد. رفتار ما را نشان خصلت فرهنگى ما نمى دانند بلكه دليلى براى ضديت ما با خارجى ها قلمداد مى كنند. بطور مثال من در ميان ايرانى ها، كه به دليل شغلم زياد با آنها سر و كار پيدا كرده ام، مى بينم ميل عجيبى به رفتن به آمريكا دارند. به نوعى آنجا را تحسين مى كنند. در حاليكه در آمريكا وقتى يك خارجى وارد مى شود، كارى به كارش ندارند و اين معنايش اين است كه امكاناتى هم در اختيارش نمى گذارند. ولى بعد از مدتى همه خارجى ها سرود ملى آمريكا را از حفظ هستند و خودشان را آمريكايى مى دانند. در حاليكه در آلمان با وجود همه فشارها و صرفه جويى ها هنوز هم يك سيستم تامين اجتماعى وجود دارد كه خارجى ها از آن استفاده مى كنند و در عين حال بسيارى از آنها به آلمانى ها ناسزا مى گويند.»
نگاهى به «رفتار سرد» آلمانى ها
نارضايتى بسيارى ايرانى ها از زندگى در آلمان در سطوح مختلف خود را نشان مى دهد؛ چه آنهايى كه سالهاى طولانى است در آلمان زندگى مى كنند و به نوعى در جامعه جا افتاده اند و چه ايرانى هائى كه مدت كوتاهى است در آلمان هستند و از نظر اقامتى وضع نامشخصى دارند.
نكاتى كه به عنوان عامل نارضايتى كرارا از سوى بسيارى از ايرانى ها عنوان مى شود، رفتار سرد آلمانى ها و عدم آمادگى آنها براى پذيرش خارجيان در جمع خود و به قولى نداشتن حس تعلق بسيارى از ايرانى ها در اين جامعه است.
نارضايتى در عين حال معنايش اين نيست كه اين گروه از ايرانى ها خواهان بازگشت به ايران هستند.
تفاوت فرهنگ ها
شرايط سياسى و اجتماعى ايران، با وجود نقش مهمى كه دارد، تنها عاملى نيست كه آنها را از بازگشت بازمى دارد. تغييرات فرهنگى كه در دو طرف اتفاق افتاده، چه از سوى ايرانى هاى داخل ايران و چه در ميان ايرانى هاى مقيم خارج از كشور، آنها را در بازگشت مردد كرده است.
«مهران و فرانك» ، زن و شوهرى هستند كه دو سال پيش، بعد از ۸ سال زندگى در آلمان، تصميم گرفتند كه براى هميشه به ايران بازگردند. اما اين بازگشت فقط يكسال دوام آورد و آنها بار ديگر به آلمان آمدند.
آنها مى گويند: «ما از زندگى در آلمان خسته شده بوديم. مقدارى پول پس انداز كرديم و به ايران رفتيم. ماههاى اول خوب بود. خانواده مى توانست تنهايى را كه ما در اينجا از آن رنج برده بوديم، پر كند. اما بعد از آن مشكلات شروع شد. ما بدون اينكه خودمان متوجه باشيم عوض شده بوديم. سالها زندگى دور از اقوام ما را به سكوت و زندگى آرام عادت داده بود. بعد همه آنچه ما در ابتدا از آن لذت مى برديم به مشكل تبديل شد. دخالت خانواده ها و اطرافيان و فشارهاى اجتماعى عرصه را به ما تنگ كرد. جورى كه فكر كرديم تا ويزاى اقامت خود را از دست نداده ايم، بازگرديم.»
در همين حال، افزايش رفت و آمد ايرانى هاى مهاجر به ايران در سالهاى اخير، امكان مقايسه شرايط را براى آنها فراهم كرده است.
براى خيلى از كسانى كه سالهاى طولانى دور از ايران هستند، ايران به تصويرى تبديل مى شود كه چندان با واقعيت همخوانى ندارد.
«پروانه» ، چند ماه قبل بعد از ۲۰ سال زندگى در مهاجرت به ايران سفر كرد. او، كه در تمام سالهاى اقامت در اينجا در روياى بازگشت به ايران بوده است، مى گويد: «باور كردنى نيست اما من وقتى از ايران بازگشتم بيمار شدم. من انگار تازه غريب شده بودم. من در تمام سالهاى زندگى در آلمان با اميد بازگشت به ايران سختى ها را تحمل كرده بودم و در اين سفر متوجه شدم كه چقدر ايران با آنچه كه در ذهنم وجود داشت، فرق دارد. من با واقعيت تلخى روبرو شدم؛ اينكه به واقع نه به اينجا تعلق دارم و نه به ايران. من تازه بعد از ۲۰سال احساس غريبى مى كنم.»
دلايل ديگرى براى ماندن
در ميان ايرانيانى كه به تازگى به مهاجرت آمده اند و عمدتا به عنوان متقاضى و يا پناهنده در اينجا زندگى مى كنند، نگرش به مهاجرت و دليل بازنگشتن كمى متفاوت است.
علاوه بر دلايل سياسى- اجتماعى، آنها تمام «پل هاى پشت سر خود» را خراب كرده اند. بازگشتشان به معناى آغازى زير صفر است.
«رضا» ، دوسال است كه در آلمان در انتظار گرفتن جواب تقاضاى پناهندگى خود است. او نمى خواهد برگردد: «من در هيچ صورتى حاضر به بازگشت نيستم. زندگى در آنجا براى من يك جهنم واقعى است. من روزى صد بار ميمردم و زنده مى شدم. اينجا هر چه باشد براى من از آنجا بهتر است.»
شمار زيادى از زنان ايرانى مى گويند حق و حقوق محدود زنان، برخوردهاى اجتماعى و رفتارى كه به توصيف آنها زير پا گذاشتن حرمت زن است، باعث مى شود كه نخواهند به ايران بازگردند.
اما حتى در ميان آنها هم، با توجه به اينكه علت آمدنشان چه بوده، ميل ماندن و يا رفتن متفاوت است.
بيشتر زنانى كه به خواسته همسرشان به آلمان آمده اند، ناراضى هستند.
«بچه ها را چه كنيم؟»
عامل مهم ديگرى كه ايرانى ها را با وجود نارضايتى شان، به ماندن مجاب مى كند، بچه ها هستند.
خيلى از اين بچه ها در اينجا بدنيا آمده اند و بيشتر خود را آلمانى مى دانند تا ايرانى؛ در اينجا به مدرسه رفته اند و زبان فارسى را گاه تنها در حد گذران امور روزمره خود مى دانند.
«اگر بچه نداشتم يكروز هم در اينجا نمى ماندم. اما آنها را نمى توانم به ايران ببرم. آنها حتى براى تعطيلات هم دلشان نمى خواهد ايران بيايند. تازه همه جوان هاى ايران دلشان مى خواهد بيايند خارج.» اين حرف درددل مشترك بسيارى از ايرانى هاى مقيم آلمان است.
از آسمان آلمان در نيمه ماه ارديبهشت باران وتگرگ مى بارد و آلمانى ها با سردى و احترام از كنار هم رد مى شوند و ايرانيان ناراضى از آلمان ميان ماندن و رفتن درنگ مى كنند.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •