Nimrooz
Vol. 18, No. 881, June 7, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۱ - چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۵
اردشير زاهدى: بايد از راه نظامى براى حل مسأله اتمى پرهيز شود
وارث تاج و تخت پادشاهى ايران و برنامه ريزى او براى سرنگونى رژيم
رضا پهلوى، فرزند پادشاه فقيد ايران، هفته پيش با هيأت تحريريه هفته نامه Human Events از برنامه هائى درباره جانشين كردن جمهورى اسلامى بايك نظام دموكراتيك سخن گفت. وى پيش بينى كرد كه اين برنامه ها ظرف دو سه ماه سيرتكوينى خودرا طى خواهد كرد.
به عقيده او، چشم انداز مسلح شدن نظام كنونى به تسليحات هسته اى و احتمال دخالت نظامى آمريكا، فوريت اين برنامه را دو چندان كرده است. او اميدواراست راه نجاتى براى برون رفت از اين دو راهه خطرناك، بوجود آورد:
نافرمانى گسترده، حضور وسيع مردم در خيابان ها و حمايت بخش هائى از نيروهاى مسلح.
رضا پهلوى كه در ايالات متحده در تبعيد به سر ميبرد، مى گويد كه با آن بخش از سپاه پاسداران كه حاضر به پشتيبانى از يك حركت وسيع ملى است، و هم چنين با فعالينى كه در درون مرز مى توانند نقش پيش قراولان اين حركت را ايفا كنند، در تماس بوده و هست.
او، در عين مخالفت جدى با هرگونه اقدام نظامى عليه ايران، به كشورهاى غربى و ايالات متحده آمريكا گوشزد مى كند كه با اعمال «تحريم هاى هوشمند» فشار را بر سران رژيم افزايش دهند.
پس ازتحولى كه در پى آن است، پهلوى آمادگى خود را براى ايفاى نقش پادشاهى مشروطه، تنها در صورتى كه مجلس موسسان آينده و يا مردم ايران چنين گزينه اى را انتخاب كنند، بيان مى دارد. او مى گويد: «من آماده ام تا اين نقش را ايفا كنم. اگرمردم چنين انتخابى بكنند، اين براى من بزرگترين افتخار خواهد بود.»
آنچه در پيش روى داريد، گزيده اى است از گفتگوى رضا پهلوى با هيأت تحريريه هفته نامه Human Events
مريم كاشانى
نماينده جامعه بين الملل بهايى در سازمان ملل:
به مراجع بين المللى شكايت مى كنيم
گفتگوى سايت اينترنتى روز با عبدالمالك ريگى و گروگانش- مريم كاشانى
بلوچ ها در سيستان علم طغيان افراشته اند
ما خواهان تجزيه نيستيم- ما ايرانى هستيم- عبدالمالك بلوچ
هراتى (يك گروگان): صداى ما را به گوش همه برسانيد
يكى را گرفته اند كه سى دى تاسوكى داشته، ناخنش را كشيده اند!
ما با جمهورى اسلامى بحثى نداريم، اينها هميشه زير حرفشان زده اند
اگر با ما مذاكره نكنند، آدم هاى اصلى شان را مى گيريم- عبدالمالك
بلوچ هم يكى است مثل همه ايرانى ها، منتهى دستش به دنيا بند نيست
مسئولين جمهورى اسلامى به جندالله زنگ مى زنند و مى گويند اسيران را بكشيد تا شهيد شوند و بروند به بهشت!
همه افراد ما كه كار عملياتى مى كنند در ايرانند نه در پاكستان، ولى اينها از ترسشان مى گويند ما به پاكستان گريخته ايم.

اردشير زاهدى: بايد از راه نظامى براى حل مسأله اتمى پرهيز شود
اردشير زاهدى، به جمع كسانى پيوسته است كه راه حل بحران جارى بر سر برنامه اتمى ايران را در گفتگوى مستقيم ايران و آمريكا مى داند.
اردشير زاهدى، وزير امور خارجه سابق ايران و آخرين سفير حكومت محمد رضا شاه پهلوى در آمريكا، در مصاحبه اى با بخش فارسى بى بى سى اظهار داشت كه رويكرد نظامى راه حل مشكل مربوط به برنامه اتمى ايران نيست.
زاهدى معتقد است كه درگيرى نظامى، چنانچه به گفته وى در حمله آمريكا و بريتانيا بدون مجوز سازمان ملل به عراق شاهد بوديم، نتيجه مطلوبى به بار نخواهد آورد.
وى گفت برخوردارى از تكنولوژى هسته اى براى مقاصد مسالمت آميز حق همه كشورهاى امضاكننده پيمان عدم اشاعه تسليحات هسته اى (ان پى تى) از جمله ايران است و اشاره كرد كه ايران جزو اولين كشورهايى بود كه آن را امضا كرد.
زاهدى كه به عنوان نماينده ايران آن معاهده را امضا كرده است در پاسخ به اين سوال كه آيا هدف ايران از پيوستن به آن چه بود گفت كه محمدرضاشاه پهلوى و حكومت وى معتقد بود كه نفت ماده اى ارزشمند است كه بايد در استفاده از آن محتاط بود و استفاده از انرژى هسته اى از لحاظ اقتصادى به نفع ايران خواهد بود.
برنامه اتمى ايران كه سابقه توسعه آن به پيش از انقلاب اسلامى سال ۱۹۷۹ بازمى گردد اكنون در شوراى امنيت سازمان ملل متحد تحت بررسى است.
آمريكا، بريتانيا و فرانسه، اعضاى دائم شوراى امنيت، در پى بى توجهى ايران به بيانيه قبلى شورا كه طى مهلتى ۳۰ روز در ماه آوريل خواستار تعليق كامل كليه برنامه هاى غنى سازى اورانيوم شده بود اكنون پيش نويس قطعنامه الزام آورى را در سازمان ملل پيش نهاده اند كه به فصل هفت منشور سازمان ملل متوسل مى شود.
استفاده از فصل هفتم مى تواند راه را بر تحريم هاى تجارى و حتى اقدام نظامى، در صورت شناسايى برنامه اتمى ايران به عنوان تهديدى براى صلح و ثبات جهانى، باز كند.
البته تصويب چنين قطعنامه اى به دليل مخالفت هاى كنونى روسيه و چين، ديگر اعضاى دائم شوراى امنيت، به هيچوجه تضمين شده نيست.
اردشير زاهدى در اين مورد به قوت اظهار عقيده كرد كه «يك ديپلماسى بى طرفانه، آرام و شرافتمندانه» مى تواند گره فعلى را بگشايد.
وى گفت: اين كشورها بايد رو در رو با يكديگر صحبت كنند... اگر آنها واقعاً بخواهند مشكل را شرافتمندانه حل كنند من ترديدى ندارم كه بدون توسل به خشونت و كشتار و نابودى، موضوع حل خواهد شد.
وى افزود: «به نظر من تا اين مقطع همه طرفين اشتباه كرده اند. چه غرب و چه ايران.»
زاهدى در پايان اين مصاحبه گفت كه اگر از برخورد نظامى پرهيز نشود دود ماجرا به چشم همه خواهد رفت و حتى به آمريكا و اسرائيل هم لطمه خواهد زد.
اخيراً چندين سياستمدار برجسته آمريكايى نيز به نفع گفتگوى مستقيم ميان ايران و آمريكا بر سر مسأله اتمى سخن به ميان آورده اند.
ريچارد آرميتاژ، كه در دور نخست رياست جمهورى جورج بوش معاون وزارت خارجه آمريكا بود، روز چهارشنبه در مصاحبه اى با بى بى سى گفت: «ديپلماسى يعنى بايد علاوه بر دوستانتان با دشمنان خود نيز حرف بزنيد، بنابراين البته كه ما بايد مستقيما با آنها (ايران) گفتگو كنيم.»
برخى تحليلگران مى گويند گفتگوى مستقيم ميان ايران و واشنگتن مى تواند تنها راه براى شكستن بن بست موجود بر سر برنامه اتمى ايران باشد.
آنها اشاره مى كنند كه آمريكا تنها كشورى است كه مى تواند آن نوع مشوق هائى- از جمله ضمانت هاى امنيتى- را به ايران پيشنهاد كند كه اين كشور ممكن است حاضر باشد در ازاى محدود كردن فعاليت هاى اتمى اش مورد بررسى قرار دهد.

وارث تاج و تخت پادشاهى ايران و برنامه ريزى او براى سرنگونى رژيم
رضا پهلوى، فرزند پادشاه فقيد ايران، هفته پيش با هيأت تحريريه هفته نامه Human Events از برنامه هائى درباره جانشين كردن جمهورى اسلامى بايك نظام دموكراتيك سخن گفت. وى پيش بينى كرد كه اين برنامه ها ظرف دو سه ماه سيرتكوينى خودرا طى خواهد كرد.
به عقيده او، چشم انداز مسلح شدن نظام كنونى به تسليحات هسته اى و احتمال دخالت نظامى آمريكا، فوريت اين برنامه را دو چندان كرده است. او اميدواراست راه نجاتى براى برون رفت از اين دو راهه خطرناك، بوجود آورد:
نافرمانى گسترده، حضور وسيع مردم در خيابان ها و حمايت بخش هائى از نيروهاى مسلح.
رضا پهلوى كه در ايالات متحده در تبعيد به سر ميبرد، مى گويد كه با آن بخش از سپاه پاسداران كه حاضر به پشتيبانى از يك حركت وسيع ملى است، و هم چنين با فعالينى كه در درون مرز مى توانند نقش پيش قراولان اين حركت را ايفا كنند، در تماس بوده و هست.
او، در عين مخالفت جدى با هرگونه اقدام نظامى عليه ايران، به كشورهاى غربى و ايالات متحده آمريكا گوشزد مى كند كه با اعمال «تحريم هاى هوشمند» فشار را بر سران رژيم افزايش دهند.
پس ازتحولى كه در پى آن است، پهلوى آمادگى خود را براى ايفاى نقش پادشاهى مشروطه، تنها در صورتى كه مجلس موسسان آينده و يا مردم ايران چنين گزينه اى را انتخاب كنند، بيان مى دارد. او مى گويد: «من آماده ام تا اين نقش را ايفا كنم. اگرمردم چنين انتخابى بكنند، اين براى من بزرگترين افتخار خواهد بود.»
آنچه در پيش روى داريد، گزيده اى است از گفتگوى رضا پهلوى با هيأت تحريريه هفته نامه Human Events
003873.jpg
پرسش:
شما تحت چه شرايطى از حمله نظامى آمريكا به ايران پشتيبانى خواهيد كرد؟
پاسخ:
بعنوان يك ميهن پرست و يك ملى گرا و از ديدگاه اصولى، من، تحت هيچ شرايطى از هيچ گونه اقدام نظامى عليه ميهنم، از هرسو كه باشد و به هر دليل كه باشد، حمايت نخواهم كرد. سناريويى كه امروز در برابرماست با آنچه بعنوان مثال در طى جنگ دوم داشتيم، جنگى كه در آن نيروهاى آزادى بخش خارجى سرزمين هاى تحت اشغال قواى نازى را مورد حمله قرارداده و فتح ميكردند، كاملاً متفاوت است. يك چنين حمله اى امروز، تعرض به پايگاه هائى خواهد بود كه به ميراث ملى ايران تعلق دارند. اگرنابكاران امروز از چنين تأسيساتى استفاده سوء بعمل مى آورند، موضوعى است سواى اصل مطلب، بنابراين هيچگونه توجيهى از ديدگاه من براى يك چنين اقدامى وجود ندارد.
پرسش:
درصورتى كه ما به اين نتيجه برسيم كه رژيم ايران بطور قطع در شرف ساختن يك سلاح هسته اى است، آيا شما، در چنين صورتى، از دخالت نظامى آمريكا با هدف متوقف كردن اين كار پشتيبانى خواهيد كرد؟
پاسخ:
نخست اينكه، آمريكا چه اين كار را بكند و چه نكند به خود آمريكا مربوط است. من در هر صورت مخالفت خود را با اين اقدام ابراز خواهم داشت چرا كه اگر به عقب و به شرايط امروزمان برگرديم، خواهيم ديد كه هنوز زمان براى چاره انديشى باقى است و اين نكته اى است كه به آن ديرتر خواهم پرداخت. در اين جا فقط به اين بسنده مى كنم كه: بزرگترين پيشكشى كه بتوانيد امروز به اين رژيم بدهيد دقيقا همان است كه به آن حمله نظامى كنيد چرا؟ اول، به اين دليل كه ملت را در دفاع از كشور پشت سر اين رژيم يكپارچه خواهيد كرد؛ دوم آنكه تماس آن افراد و نيروهايى را كه در قشون شبه نظامى و نظامى كشور كه مى بايست نقشى را كه متعلق به آنان است در گزينه هائى كه متذكرخواهم شد به عهده بگيرند، مجبور به صف آرايى در موقعيتى دفاعى خواهيد كرد و با اين كار آنها را عملا از معادله خارج خواهيد كرد. سوم، چنين اقدامى عليه ايران، تمام احساسات و روحيات منطقه را عليه غرب بسيج خواهد كرد و اين درست در زمانى است كه ما از همين غرب مى خواهيم كه به ما در ترويج نظام ايده آل دموكراتيك يارى برساند. چهارم، اگر به مسئله از ديدگاه مسابقه با زمان نگاه كنيد، بدين معنى كه از خود بپرسيم آيا «رژيم سريع ترهسته اى خواهد شد و يا ايران زودتر به دموكراسى دست خواهد يافت؟» چنين اقدامى پيروزى شما را در اين مسابقه به همراه نخواهد داشت. چرا كه، چنين اقدامى شايد تجهيزايران به سلاح هسته اى را چند صباحى به تاخير بياندازد، ولى بدون ترديد دسترسى ايران به دموكراسى را، اگرنه براى هميشه، كه چند سالى به عقب خواهد انداخت. اين را نيزنهايتا اضافه كنم كه اصلا از كارآيى چنين اقدامى نيز اطمينان ندارم.
ايران عراق نيست، ايران كشورى است كه تاسيسات بى شمارى را در خود جاى داده است. آشنايى با برخى از اين تاسيسات به معنى با خبربودن از چند و چون تمامى آنها نيست. بسيارى از اين قرارگاه ها، بويژه آنهايى كه ذخاير هسته اى را درخود دارند، زيرمناطق مسكونى بنا شده اند.
پرسش:
آيا شما حاضريد از دسترسى ايران به سلاح هسته اى چشم پوشى كنيد؟
پاسخ:
من با هرگونه گسترش تسليحات تخريب دستجمعى مخالفم. تلاش من معطوف به اين است كه دنيا به سوى يك فرآيند خلع سلاح در اين زمينه پيش برود چون درغيراينصورت ديوانگى محض خواهد بود. اگرامروز ايران به چنين كارى اقدام ورزد، فردا ترك ها نيز به نوبه خود خواستار تجهيز كشورشان به اينگونه سلاح ها خواهند شد، پس از آن نوبت سعودى ها و سپس مصرى ها خواهد بود. باوركنيد كه در اين بخش از دنيا، همانطور كه سابقه بى ثباتى نشان مى دهد، اگرسرتاسر اين منطقه به چنين تسليحاتى دسترسى پيدا كنند، دنيا روى خوش بخود نخواهد ديد. يك چنين سناريويى را اصلا بهتراست از سرخودمان بيرون كنيم. من نخستين كسى خواهم بود كه براى وارونه كردن روند فعلى گسترش اين تسليحات پيشنهادهايى را ارائه دهم.
پرسش:
دراستدلال خود مبنى برمخالفت شما برهرگونه اقدام نظامى آمريكا برعليه ايران، به اين نكته اشاره كرديد كه چنين كارى ايرانيان را برضد آمريكا بسيج خواهد كرد......
پاسخ:
بله، همين طوراست، ايرانيان بهترين متحد طبيعى شما هستند. آنها مى گويند، چرا به ما كه بهترين سلاح برعليه اين رژيم هستيم، كمك نمى كنيد؟ چرا ما را دور مى زنيد؟ چرا مى خواهيد به تأسيسات و منابع ما حمله كنيد؟
پرسش:
يك سال پيش، ايرانيان محمود احمدى نژاد را كه بطوربدخيمانه اى ضدآمريكايى است، به رياست جمهورى برگزيدند. اين شخص تهديد به نابودى اسرائيل كرده است. او آمريكا را نيز آماج تهديدات خود قرارداده است. چگونه ميشود كه كشورى كه يك چنين رئيس جمهورى را برمى گزيند، مردمى هوادارآمريكا داشته باشد؟
پاسخ:
پارادوكس ايران در همين است. برخلاف ديگر كشورهاى منطقه، ايران تنها كشورى است كه مردم اش از پروپا قرص ترين طرفداران غرب اند و حكومت اش از پروپا قرص ترين مخالفان غرب!
پرسش:
چطورشد كه به اينجا رسيديم؟ در سال ،۲۰۰۰ با وجود رئيس جمهورى اصلاح طلبى چون خاتمى، همه نگاه ها به سوى مجلسى بود كه خواهان اصلاحات بود ناگهان، پنج سال بعد، با تفاوتى فاحش، فردى همچون احمدى نژاد، با احساساتى ضد غربى، با شكست دادن رفسنجانى، به پيروزى ميرسد.......
پاسخ:
باز هم درخت مانع از اين است كه جنگل را ببينيد!
پرسش:
لطفا توضيح بيشترى بدهيد.
پاسخ:
كليت اين نظام در ضديت تام و تمام با آنچه تعريف ما در دنياى آزاد از حقوق بشر و آزادى هاى فردى است، قراردارد. اين نظام اساسا در پى جامه عمل پوشاندن به بنيادگرايانه ترين قرائت ممكن از ديانت و قانون خداوند برزمين است، چه در وجه منطقه اى و چه در قالب جهانى، و اين كار را نيز مى خواهد از كشورايران آغازنمايد، پيش از آنكه توجه خود را معطوف فراسوى مرزهاى اين كشوركند. اگر، بفرض، فردا اين امكان را داشته باشند كه اين كار را در واشنگتن جامه عمل بپوشاند، لحظه اى درنگ نخواهند كرد. و يا هرجاى ديگرى، اين هدف نهايى اين نظام است.
پرسش:
با اين حال، شما دگرگونى هاى بوجود آمده از سال ۲۰۰۰ تا كنون را توضيح نمى دهيد. بعنوان مثال، چطورشد كه با وجود اصلاح طلبان و اميد مردم به دگرگونى.....
پاسخ:
اصلاح طلبى براى اصلاح چى؟! اصلاح طلبى براى پايداركردن نظام يا براى دگرگون كردن آن؟ اصلاح طلبان هيچ گونه پاى بندى به پايان دادن به اين نظام نداشتند. آنها در پى حفظ اين نظام بودند. خاتمى هم در پى همين هدف بود. غربى ها، از جمله حكومت آمريكا، همواره اين اشتباه را مرتكب شده اند.
پرسش:
با اين وجود آنها از آنچه امروز شاهدش هستيم ميانه روتربودند.....
پاسخ:
خودمان را گول مى زنيم يا ديگران را؟ شما در مورد اندروپوف هم همين چيزها را رديف مى كرديد: اندروپف اصلاح طلب است، چون ويسكى خوراست! اندروپف ميانه رواست، چون جاز گوش ميكند! فراموش كرده بوديد كه او نيز همانند همقطارانش پيش از هرچيز كمونيست بود.
پرسش:
پس حالا دگرگونى را چگونه مى بينيد؟
پاسخ:
نظام كنونى تنها به اين دليل از چهره خندان خاتمى چند صباحى براى خود ماسكى درست كرده بود، كه بدنبال خريدن زمان بيشتربراى خود بود. سه سال مذاكرات بى ثمر هيچ دستآوردى در پى نداشته است، چرا؟ حكومت گران اسلامى در اين ميان سه سال زمان بردند. منظور من اين است كه با توجه به آن چه در پيش داريم، فرصت اندكى در پيش روى ماست كه در چهارچوب آن مى توان اميدوار بود دگرگونى هائى را در ايران بوجود آورد.
پرسش:
نيوت گينگريچ، در مصاحبه اى با ما، از يك پنجره زمانى دو تا سه ساله صحبت مى كرد و مى افزود كه در نبود يك تغيير نظام در اين فرصت، او گزينه نظامى را تجويزخواهد كرد.
پاسخ:
پنجره زمانى واقع بينانه به نظرمى رسد، با كم و بيش شش ماه.
پرسش:
گينگريچ افزوده بود كه اگر دراين فرصت ما موفق به تغييرنظام در ايران نشويم مى بايست به آن كشور حمله نظامى كنيم. نظرشما در اين مورد چيست؟
پاسخ من اين است كه، گرچه در هرچه تنگ ترشدن اين پنجره زمانى و درنتيجه گزينه هاى موجود ترديدى نيست، ولى آنچه تا به امروز حتى صحبت اش هم نشده، چه رسد به اينكه با جديت دنبال شده باشد، همانا مهم ترين گزينه هاى موجود است.
پرسش:
يعنى؟
پاسخ:
يعنى همان گزينه اى كه اساس صحبت مرا تشكيل مى دهد. يعنى گزينه اى كه، در تقابل با راه حل نظامى كه هيچ دستآوردى نخواهد داشت و تنها دست نظام را قوى خواهد كرد، در چهارچوب آن دست مردم ايران قوى شود و نه دست نظام. اجازه بدهيد توضيح بيشترى در اين مورد بدهم چون موضوع پيچيده اى است.
پرسش:
فرض كنيد مستقيما به شخص كونداليزا رايس و جرج بوش مشاوره مى دهيد. بوش دوسال ديگر به اتمام دوره رياست اش باقى مانده، به نظرشما، چگونه دراين دوسال باقى مانده مى توان دست مردم ايران را قوى كرد تا خود از پس اين نظام برآيند؟
پاسخ:
بايد تركيبى پيدا كنيد از نيروهاى درون و برون مرزى كه در تعامل و هماهنگى با يكديگر و در رابطه با چند كشور كليدى، بصورت هماهنگ در راستاى تغييرنظام دست به كار شوند.
پرسش:
يعنى مى خواهيد مردم را درتهران برعليه حكومت به خيابانها بكشيد و موجبات يك سلسله اعتصابات فراگير و سازماندهى شده را فراهم كنيد؟
پاسخ:
ببينيد، مثال هاى اينگونه حركت ها و نافرمانى هاى مدنى را از آرژانتين تا هند فراوان مى توان يافت.
پرسش:
اين هدف و ابزارشماست؟
پاسخ:
اين يكى از ابزارهاست. ابزارديگر، نيروهاى نظامى و شبه نظامى است. يك چيز را مى بايست همواره مد نظرداشته باشيد: اساس قدرت اين نظام در روز موعود به سپاه پاسداران استوار است.
پرسش:
آنها از خامنه اى دستورمى گيرند، نه از احمدى نژاد....
پاسخ:
نهايتا، اين خامنه اى است كه در مقام رهبرى است، ولى درعمل مسايل كمى پيچيده تر از آنى است كه از ظاهرقضيه پيدا است. خامنه اى تسلط تام و تمام براوضاع ندارد. درعمل، او حتى اين خطررا پذيرفت كه با استناد در ملاءعام به گفتگوهاى خليل زاد، سفير آمريكا درعراق، و نمايندگان ايران، برسرمسايل آن كشور، بخشى از پاسداران را برعليه خود برانگيزد. هدف او از اتخاذ چنين چرخشى چه بود؟ خامنه اى، با آگاهى بر اين كه پايگاه داخلى او در ميان موج روزافزون سرخوردگى مردم هرچه بيشترتضعيف ميشود، برآن شد تا با اين موضع گيرى آب پاك برسرملت ريخته به آنها چنين وانمود كند، «شما به پشتيبانى آمريكا دل نبنديد. ما خودمان با آمريكايى ها برسرميز مذاكره نشسته ايم.» حتى اگرچنين چرخشى موجبات ناراحتى بخشى از نيروهاى شبه نظامى وفادار به او را فراهم آورد.
اين رويداد، بافت فكرى و رفتارى اين نظام را نمايان مى سازد. همچنين مشخص ميكند كه كليت نيروهاى شبه نظامى در چهارچوب يك واحد مشخص قرارندارند. اين نيروها به يك مجموعه مافيايى بيشترشباهت دارند. دردرون آنها، به خانواده هاى جداگانه اى بر مى خوريم. هرخانواده در درون سپاه، روابط خودش را دارد و اهداف خودش را پيگيرى مى كند. برخى پشت القاعده را گرفته اند. برخى در سوريه ريشه دوانده اند. برخى ديگر در دره بكادر لبنان درگيرند. برخى ديگر درعراق مشغول فعاليت هستند. تمامى اين گروه ها از امكانات مالى مستقل برخوردارند، از بنادرتجارى اختصاصى گرفته تا ديگرمجارى تغذيه مالى، و از اين رو نيازى به حساب پس دادن به حكومت ندارند.
پرسش:
آيا فكر مى كنيد كه خواهيد توانست از اين قضيه به نفع خود بهره بردارى كنيد و بخشى از نيروهاى سپاه را برعليه نظام بسيج كنيد؟
پاسخ:
بله، به چند دليل. نخست به اين دليل كه آنها نيز همانند تمامى نظام هاى توتاليتر، مى دانند كه نهايتا سقوط خواهند كرد. پرسش اين خواهد بود كه خروج خود را از اين مهلكه چگونه معامله كنند. دوم اين كه، بسيارى از خانواده هاى پاسدارآن طور كه گفته ميشود ثروتمند نيستند. سواى آنهايى كه از ما بهتران اند، بسيارى ديگرهستند كه به نان شب خود محتاج هستند. ما تعداد زيادى افسرپاسدار داريم كه شب، هنگام بازگشت از پايگاه، مجبورند براى فراهم آوردن مايحتاج خود و خانواده اشان ساعات زيادى به مسافركشى بپردازند. منشاء همدردى آنان با مردم عادى همينجاست.
پرسش:
پس آنچه درمدنظرشماست، اعتصابات گسترده، آمدن مردم به خيابان ها، همراه با فريادهاى سقوط رژيم و، در پى آن، پشتيبانى نيروهاى مسلح سپاه است...
پاسخ:
پشتيبانى و پايدارى...
پرسش:
وپس ازآن، بخش مهمى از سپاه خواهد گفت: «شما ديگررفتنى هستيد.»
پاسخ:
مى خواهم بگويم كه در اين گيرودار جنگ برق آساى مطبوعاتى را نيز نبايد فراموش كرد.
فراموش نكنيد كه پشتيبانى بى.بى.سى از انقلاب، حمايتى كه بارها خود را به واضح ترين شكل نشان داد و تا آنجا پيش رفت كه هرشب قبل از راه پيمايى محل گردهمآيى و مسيرحركت را نيزاعلام مى كرد، يك چنين حمايتى افسانه نيست بلكه واقعيتى بود واضح و ملموس.
پرسش:
آيا شما با برخى از فرماندهان سپاه در تماس هستيد؟
پاسخ:
بطورقطع، همين طوراست. اين همين فرماندهان هستند كه مرتب به من گوشزد مى كنند كه از آنها استفاده بهينه به عمل نمى آيد، كه اين آنها هستند كه نبض اوضاع را دردست دارند، كه نقشى فعال در جريانات خواهند داشت، كه با تمامى اين ها ابتكارعمل نه دردست آنها (بلكه بدست مردم) خواهد بود.
پرسش:
آيا شما شخصيت محورى اين جريان هستيد. فرمانده كل قوا در اين حركت آيا شما هستيد؟
پاسخ:
ببينيد، نقش من مى تواند موثر باشد. ولى، اگرتا به امروز صبركرده ام، دليلش اين است كه مى خواستم ببينم آيا اپوزيسيون ايرانى قادرخواهد بود صفوف خود را مستحكم كرده، بصورت جمعى در چهارچوب يك برنامه مشخص حركت كند. تا دو سه ماه آينده، مشخص خواهد شد كه آيا تلاش هاى پيگير و خستگى ناپذيرى كه از دو الى سه سال پيش در اين جهت صورت گرفته اند، بارور خواهند شد يا خير.
پرسش:
دو تا سه ماه ديگر؟
پاسخ:
بله. دو تا سه ماه ديگر، تا اين تابستانى كه درپيش است.
پرسش:
آيا در پى بوجود آوردن يك شوراى وحدت يا چيزى از اين قبيل هستيد؟
پاسخ:
بله، هدف ما اين بود كه چيزى شبيه يك كنگره بوجود آوريم، يا يك فوروم، يا محلى كه در آن گروه هاى تبعيدى ايرانى، هركدام زيرپرچم خود و درچهارچوب مستقل اعتقادى و سازمانى خود، برسراصول و اهدافى مشترك به اتفاق نظررسيده، درآن راستا با يكديگربه همكارى بپردازند. اين، نهايتا، بهترين چيزى است كه مى توان از اپوزيسيون، با شناختى كه از بافت و تركيب آن داريم، انتظارداشت. ولى، همانطور كه بارها اين نكته را به آنها يادآورشده ام و دراينجا بار ديگرمى شوم، همچنان كه هرچيزى ضرب الاجلى دارد، اين كارهم تاريخ مصرف خود را خواهد داشت. بنوبه خود، من تمامى راه هائى را كه دراختيار داشته ام در مسيراين هدف و گرد هم آوردن اين گروه هاى اپوزيسيون پيموده ام. ولى، اگرچنين راه بردى كارآيى لازم را از خود نشان ندهد، من حاضرم تا شخصاً وارد معركه شوم و هر ابتكارى را كه لازم است به بكار ببندم. و معتقدم در چنين شرايط هولناكى هر ايرانى مبارز ديگرهم از هر راهى كه صلاح بداند همين كار را خواهد كرد.
پرسش:
بطورمشخص، آنچه را كه مد نظرداريد، گرد هم آوردن گروه هاى برون مرزى زير يك چتر و استفاده از آن ها براى مخاطب قراردادن گروه هاى متفرق درون مرزى در راستاى اعتراضات و اعتصابات گسترده در داخل ايران است. همين طوراست؟
پاسخ:
هدف، هماهنگ كردن يك جبهه وسيع مقاومت و نافرمانى مدنى است تا در درون ايران حداكثرفشار ممكن براين نظام وارد شود. همزمان، جامعه بين المللى نيز به نوبه خود مى تواند نقش بسيار فعال تر در جهت افزايش فشار به نظام حاكم برايران بازى كند. اينجاست كه نقش تحريم هاى هوشمند به خوبى پديدارمى شود. به عنوان مثال، چرا فشار را برمردمى وارد آوريم كه خود زير بار طاقت فرساى تنگناهاى ملى و غيره درعذاب هستند؟ چرا، براى نمونه، شما، درچهارچوب تحريم هاى سازمان ملل، از رفت و آمد مقامات اين نظام جلوگيرى نمى كنيد؟ يا چرا جلوى صادر شدن رواديد ورود و خروج آنها را نمى گيريد؟
چرا با كشورهايى كه تمامى داده ها و اطلاعات لازم در مورد حساب هاى بانكى و شركت هاى تجارى مجازى اين نظام را در اختياردارند تماس نمى گيريد و آنها را مسدود نمى كنيد؟
اساسا، هدف شما اين است كه يك هشدار جدى به رژيم ايران فرستاده شود، در كنار آن مقامات نظام مورد تنبيه و تحريم قرارگيرند و نيازى در اين صورت به اعلام جنگ و يا وارد آوردن تحريم هاى گسترده اقتصادى احساس نشود؟
دراين صورت، با يك تيردو نشان مى زنيم و روسيه وچين را هم در برابر مسئوليت هايشان قرارمى دهيم. اعمال تحريم هاى هوشمندانه دست آنها را نيز خواهد بست چرا كه در صورت مخالفت نقش حاميان جمهورى اسلامى را نصيب خود خواهند كرد. مطمئن نيستم كه اين دو كشور تمايل چندانى داشته باشند كه دردادگاه افكار عمومى جهانى در چنين نقشى ظاهرشوند.
پرسش:
درچنين كارزارى، شما تا چه حد نگران امنيت جانى خود در آمريكا هستيد؟
پاسخ:
ببينيد، نگرانى در اين زمينه چه چيزى را حل مى كند؟ من با توكل به خدا وارد اين عرصه شده ام. كارديگرى هم نمى توان كرد. دائم كه نمى شود مخفى زندگى كرد.
پرسش:
درايران آمالى و ايده آل شما، آيا محمود عبدالله، شهروند افغانى اى كه از اسلام به مسيحيت روى آورد، از تمامى حقوق خود در اين زمينه بهره مند خواهد بود و زيرحمايت دولت از تعرض احتمالى روحانيون تندرو نيز درامان خواهد بود؟
پاسخ:
اگر قانون اساسى براساس منشور حقوق بشر پى ريزى شده باشد، چنين حقى از ابتدايى ترين حقوق هر فردى خواهد بود. من حالم از اين همه رياكارى و تزوير كه از شاخص هاى برجسته منطقه ما شده اند، بهم مى خورد. اگرشما به چيزى اعتقاد داريد، بلند و رسا آنرا بيان مى كنيد، خودتان را گول نمى زنيد.
اين، پايه و اساس استدلال من است. من به اين سن و سال نرسيده ام كه خود و ديگران را گول بزنم. حتى اگرقرارباشد جانم دراين راه بخطرافتد، به درك، بيفتد!
زندگى، بدون اين حقوق اساسى، به درد سرش نمى ارزد. واقعاً نمى ارزد. اگر غير از اين فكر ميكردم، همين جا كه هستم بساط زندگى آرام و بى دردسرخود را مى ريختم و يك بار براى هميشه دور ايران خط مى كشيدم. نه، هدف من زندگى كردن در ميهن خودم در چهارچوب همين حقوقى است كه شما از آنها در اينجا بهره مند هستيد. براى همين هم هست كه مبارزه ميكنم. و پيه دردسرش را هم به خود ماليده ام.
پرسش:
آيا فكرمى كنيد كه مردم ايران بطوركلى با شما هم عقيده اند يا اين كه مى بايست نخست گرايش آنها را به افكارخود جلب كنيد؟
پاسخ:
ببينيد، همه متوجه اين نكته پيش پا افتاده هستند كه هرگونه حركت اعتراض برعليه اين نظام بلافاصله با عكس العمل شديد آن، زندان، شكنجه و حتى اعدام، مواجه خواهد شد، همين هفته گذشته، پس از اعلام مواضع رسمى احمدى نژاد در مورد حجاب اسلامى، پيكرهاى بى جان شش زن ايرانى در محلات جنوبى شهرتهران پيدا شدند. حال، شما فكرمى كنيد مردم ايران نمى فهمند؟! خيلى هم خوب مى فهمند.
پرسش:
آيا ترجيح مى دهيد درانتخابات پارلمانى دموكراتيكى هم چون انتخابات عراق شركت كنيد، و يا در قالب يك پادشاه مشروطه به ميهن خود بازگرديد؟
پاسخ:
پرسش خوبى است. من نقش خودم را امروز مى دانم و آن تسريع اتحاد و نه دو قطبى كردن نيروهاى ضد رژيم است. نقش من امروز در چهارچوب يك نهاد مشخص تعريف نمى شود. نقشى است كه در آن من، نه در قالب يك رهبرسياسى، بلكه در لباس يك شخصيت ملى ظاهرمى شوم تا مبارزه براى آزادى ايران به ساحل پيروزى برسد. نقش من امروز، نه به عنوان نماينده يك نهاد، كه در لواى يك آزادى بخش معنى پيدا ميكند. با اين وصف، اين مسئوليت به خود مردم ايران برمى گردد كه، در وراى محتواى سياسى نظام آينده ايران كه همان طور كه پيش ترمتذكرشدم دموكراتيك، سكولارو برپايه منشورجهانى حقوق بشراستوارخواهد بود، شكل آن را نيز به دست خود رقم زنند. آيا مى خواهيم كه آن محتواى سياسى را در قالبى مشروطه، به آن صورت كه در سوئد، ژاپن، هلند و يا بلژيك شاهدش هستيم، پياده كنيم؟ يا اين كه مى خواهيم نظامى جمهورى به مانند فرانسه و يا ايالات متحده داشته باشيم؟ بحث شكل نظام فرداى ايران، بحث فرداست، نه امروز! بحث مجلس موسسان آينده و مسئوليت منتخبين آن اجلاس خواهد بود تا شكل و محتواى جديدى درچهارچوب قانون اساسى نوينى به مردم ايران ارائه كنند. درآن زمان، بدون ترديد، مباحثات زيادى دراين زمينه صورت خواهند گرفت، ميان مشروطه خواهان از يك طرف و جمهورى خواهان از طرف ديگر.
پرسش:
ولى اين گزينه را مردود نمى دانيد؟
پاسخ:
ديدگاه شخصى من اين است كه نظام پادشاهى مشروطه بهترازعهده نهادينه كردن دموكراسى در ايران برخواهد آمد تا يك نظام جمهورى. در اين مورد مشخص، مى توانم اسپانياى پس از فرانكو و نقش پادشاه خوان كارلوس را نمونه مى آورم.
پرسش:
از تاج و تخت خود صرفنظر نمى كنيد؟ اين نقش را ايفا خواهيد كرد، اگر...
پاسخ:
ببينيد، اين مسئله را اينگونه نمى شود بيان كرد كه من چه مى خواهم و چه نمى خواهم. از ديدگاه من، اگرقراربراين باشد كه بر بود و نبود نظام پادشاهى تصميم گرفته شود، اين به استدلال من نخواهد بود. به تصميم ملت ايران وابسته خواهد بود. من به كارا بودن اين نهاد ايمان دارم. تصادف نبوده است كه بيست و پنج قرن در ايران بقا داشته است. عميقا در تار و پود فرهنگ و سنت ايرانى ريشه دوانده است. در دنياى مدرن امروز نيز مى تواند نقش خود را به خوبى ايفا كند. آمريكايى ها، در برخوردشان با نظام پادشاهى، بلافاصله به جرج سوم فكر مى كنند. در حالى كه بايد به خاطرداشته باشند كه لفظ «جمهورى» به تنهايى بى معناست. بيشتردشمنان شما، جمهورى اند! صدام حسين جمهورى داشت. سوريه جمهورى است. «جمهورى» بصورت خودكار «دموكراسى اثر» نيست. شوروى ها جمهورى داشتند. اين در حالى است كه نيمى از متحدين شما در اروپا و در پيمان ناتو دموكراسى هاى پادشاهى بودند، درحاليكه تمام اعضاى پيمان ورشو جمهورى بودند. شكل نظام مهم نيست. مهم، محتواى آن است. پادشاهى، به عقيده من، همانقدر استعداد دموكراتيك بودن را دارد كه جمهورى. در برخى كشورها، نظام پادشاهى كاركرد بهترى دارد. تاريخ نشان داده است كه، در آن كشورهايى كه از تكثر بالاى قومى و عقيدتى برخوردارند، آنچه سيمان ساختار سياسى- اجتماعى را تشكيل مى دهد روحى است كه برآن ساختار حكمفرماست. با اين تفاوت كه چنين ساختار و يا نهادى مى بايست در وراى مجادلات سياسى پى ريزى شده و هرگز پا به چنين ميدانى نگذارد. اين ويژگى فاحش را نبايد از خاطربرد. چرا كه چنين نهادى تنها در صورتى مى تواند از عهده مسئوليت خود به خوبى برآيد كه بى طرفى خود را حفظ كند، منفعت عام را ببيند و درگيرجدالهاى سياسى نشود. به محض ورود به عرصه سياسى، رفتار اين نهاد با عنصروجودى آن در تضاد قرارمى گيرد. اين مشكلى بود كه ما در نظام گذشته گرفتارش بوديم، چرا كه شخص پادشاه مستقيما درگير تصميم گيرى هاى سياسى و اجرايى شده بود. اين رفتارى است كه هرگز نبايد به آن تن داد. با اين وصف، بله، با تمام وجود حاضرم تا درچنين قالبى براى نهادينه كردن دموكراسى واقعى انجام وظيفه كنم. اگر مردم ايران چنين تصميمى بگيرند، اين براى من بزرگترين افتخارخواهد بود.
با اين حال، من به آنها مى گويم كه پيش از هرچيز، من يك ايرانى هستم و اين افتخارى خواهد بود براى من تا درهرچهارچوبى كه مردم اراده كنند انجام وظيفه نمايم. اگرمردم اين گزينه راپيش پاى من بگذارند، فكرمى كنم كه بخوبى از عهده آن برآيم.

مريم كاشانى
نماينده جامعه بين الملل بهايى در سازمان ملل:
به مراجع بين المللى شكايت مى كنيم
خانم ديان علايى، نماينده جامعه بين الملل بهايى در سازمان ملل، در گفت و گو با روز با اشاره به نقش نشريات راست از جمله كيهان، در برآشفتن جامعه بهايى ايران، خواستار توجه ويژه محافل حقوق بشرى به وضعيت اين گروه از ايرانيان شد.
جدا از شايعات، آخرين خبرها در مورد جامعه بهاييان ايران چيست؟
آخرين خبرها مربوط به نامه اى مى شود كه به گزارشگر ويژه سازمان ملل، رسيده است. در اين نامه كه تاريخ ۲۹ اكتبر سال گذشته ميلادى را دارد، از دستگاه هاى دولتى، وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران، نيروهاى انتظامى و... خواسته شده است در سراسر كشور اسامى بهاييان را جمع آورى كنند و فعاليت هاى آنان را زير نظر بگيرند.
يعنى نامه اى كه مربوط به سال گذشته ميلادى است، تازه مطرح شده؟
البته نامه در ماه مارس سال ۲۰۰۶ به دست خانم اسماء جهانگير، گزارشگر ويژه سازمان ملل، رسيده.......

در اين فاصله اتفاق تازه اى روى داده؟
اتفاقى كه بعد از صدور آن دستور روى داده و در هفته هاى اخير هم دنبال شده، مربوط به تبليغات روزنامه ها و رسانه هاى رسمى ايران، از جمله روزنامه كيهان است. اين نشريات شروع به انتشار مطالب مختلفى درباره ديانت و اهداف بهاييان كرده اند كه كاملاً اشتباه است. آنها در اين مطالب، تصوير بدى درباره بهاييان و كارهاى آنها، ترسيم كرده اند كه مى تواند موجب نفرت جامعه نسبت به بهاييان بشود؛ و از آنجا كه بهاييان ايران هيچ امكانى براى پاسخگويى به اين نوع مقاله ها و برنامه ها ندارند، اين تبليغات مى تواند تأثير بدى در جامعه بگذارد. اين حركت همين طور ادامه دارد. ضمنا از اول امسال بيش از ۶۰ بهايى در ايران دستگير شده اند كه بين چند هفته تا چند ماه را در زندان به سر برده اند. از اين افراد در مدت زندانى بودن سئوالات مختلفى، در ارتباط با ديانت شان، پرسيده اند. همه آنها نيز به تدريج اما با وثيقه هاى بسيار سنگين، آزاد شده اند كه اين البته براى همه زندانيان ايران به طور معمول، اعمال مى شود. اينها نيز مجبور شده اند سند خانه يا جواز كسب خود را گرو بگذارند و هنوز كه هنوز است نمى دانند جرم شان چه بوده و تا حالا هم هيچ دادگاهى صدايشان نكرده است؛ و اين يعنى هر آن ممكن است دوباره احضار و زندانى شوند.
البته الان ايرانيان غير بهايى هم هستند كه چنين وضعى دارند.
بله، ولى تمام سئوال هائى كه در مدت زندان از اينها پرسيده اند مربوط به فعاليت هائى بوده كه به عنوان يك بهايى مى توانند داشته باشند.

الان هيچ بهايى در زندان هست؟
يك نفر كه دوران محكوميت سه ساله اش را مى گذراند.

جرم او چه بوده؟
بهاييان ايران در سال ۲۰۰۴ ميلادى، وقتى خاتمى رئيس جمهور بود، نامه سرگشاده اى در مورد وضعيت خودبه وى نوشتند. ولى چون نمى توانستند اين نامه را جايى چاپ كنند تصميم گرفتند خودشان نامه را به افراد مسئول و دستگاه هاى مربوط برسانند. در همين ارتباط چند نفر از كسانى كه نامه را پخش كرده بودند دستگير شدند. از ميان آنها يك نفر به يك سال حبس و نفر بعدى به سه سال حبس محكوم شد. نفر اول تازگى ها آزاد شده، اما نفر دوم فقط به خاطر دادن يك نامه، هنوز در زندان است.
جدا از مسائل مذهبى، الان افراد ديگرى نيز در جامعه وضعيت مشابهى دارند. واقعاً فكر مى كنيد اين برخورد ها به دليل مذهبى است يا دلايل ديگر، از جمله سياسى دارد؟
ببينيد بهاييان هيچ فعاليتى نمى كنند. تنها كارى كه انجام مى دهند، بجز كارهاى مربوط به گذران زندگى روزمره، فعاليت مذهبى است. بنابراين من نمى توانم تصور كنم كه دليل ديگرى جز دليل مذهبى باعث اين برخوردها باشد.

همين الان رامين جهانبگلو، نويسنده و استاد دانشگاه دستگير شده و عكسش را چاپ كرده اند كه يك موقعى در آمريكا در يك جلسه اى شركت كرده....
بله مى فهمم، ولى بهاييان نمى توانند حتى فعاليت هائى مانند جهانبگلو داشته باشند. الان سال هاست كه استادان دانشگاهى كه بهايى بوده اند، اجازه كار ندارند. جوانان بهايى نمى توانند به دانشگاه بروند؛ و بنابراين بهاييان اصولا نمى توانند رفتارى مانند بقيه داشته باشند. البته از يك منظر ديگر هم مى شود به قضيه نگاه كرد و آن اينكه آزادى اديان به آزادى انديشه و بيان خيلى نزديك است. بنابراين مى شود گفت بهاييان هم به اين دليل تحت فشار قرار مى گيرند كه صاحب يك باور و عقيده ديگر هستند. از طرف ديگر اصولا در قانون اساسى بهاييان به رسميت شناخته نشده اند، كه اين خود يك فشار مضاعف بر آنهاست و از اول انقلاب هم بوده.

بچه هاى بهايى مى توانند مدرسه بروند ولى دانشگاه نه؟
مدرسه بله، كه البته آن هم بستگى به مدرسه دارد. بچه هاى بهايى در بعضى از مدارس اذيت مى شوند اما به هر حال حق تحصيل دارند، ولى دانشگاه اصلا نمى شود. تا دو سال پيش كه فرم ورودى كنكور سئوال مشخصى درباره دين داشت. يك سئوال چهار گزينه اى: مسلمان، مسيحى، كليمى و زرتشتى. اگر هيچكدام را علامت نمى زدند كه نمى شد و اگر مى نوشتند بهايى كه ديگر بدتر.
به اين ترتيب مى شود فكر كرد كه سطح تحصيل ايرانيان بهايى محدود مانده باشد.
البته بهاييان سعى كردند اين مسئله را به شيوه خودشان حل كنند. به هر حال آدم نمى تواند اجازه بدهد بچه هائى كه با نمرات خوب ديپلم گرفته اند، از تحصيل عالى محروم بمانند. به همين دليل بهاييان خودشان با مشاركت استادان بهايى كه ديگر نمى توانستند در دانشگاه ها كار كنند سيستمى را درست كردند. امتحانات هم از طريق دانشگاه هاى خارج از كشور و از راه دور انجام مى شد. با اين كار تا حدودى اين مسئله جبران شد ولى به هر حال سيستمى است تحت فشار. اين كلاس ها در منزل بهاييان و يا مثلا در زيرزمين خانه هاى آنها تشكيل مى شد. تا اينكه چند سال پيش به آن خانه ها ريختند، استادان را گرفتند، ماشين هاى فتوكپى و حتى ميز و صندلى ها را بردند. البته دستگير شدگان بعداً آزاد شدند و كار خود را از سر گرفتند، اما اين كار واين تحصيل، تحصيلى نيست كه واقعاً بشود آن را مثل تحصيل بقيه بچه هاى ايرانى تلقى كرد.

و شما حالا چه مى كنيد؟
ما سعى مى كنيم اين وضعيت را به دولت هاى خارجى و مراكز بين المللى منتقل كنيم. البته بهاييان داخل كشور نيز دادخواهى هاى خود را مى كنند، مثل همان نامه اى كه به خاتمى نوشتند، ولى شكايت آنهابه جايى نمى رسد. بنابراين كارى كه ما مى كنيم اين است كه به مردم دنيا و مردم ايران بگوييم كه در كشور ما بيش از ۳۰۰ هزار نفر هستند كه حق ندارند مانند ديگر ايرانى ها زندگى كنند.

گفتگوى سايت اينترنتى روز با عبدالمالك ريگى و گروگانش- مريم كاشانى
بلوچ ها در سيستان علم طغيان افراشته اند
ما خواهان تجزيه نيستيم- ما ايرانى هستيم- عبدالمالك بلوچ
هراتى (يك گروگان): صداى ما را به گوش همه برسانيد
يكى را گرفته اند كه سى دى تاسوكى داشته، ناخنش را كشيده اند!
ما با جمهورى اسلامى بحثى نداريم، اينها هميشه زير حرفشان زده اند
اگر با ما مذاكره نكنند، آدم هاى اصلى شان را مى گيريم- عبدالمالك
بلوچ هم يكى است مثل همه ايرانى ها، منتهى دستش به دنيا بند نيست
مسئولين جمهورى اسلامى به جندالله زنگ مى زنند و مى گويند اسيران را بكشيد تا شهيد شوند و بروند به بهشت!
همه افراد ما كه كار عملياتى مى كنند در ايرانند نه در پاكستان، ولى اينها از ترسشان مى گويند ما به پاكستان گريخته ايم.
003870.jpg
با عبدالمالك ريگى، آفريننده حادثه تاسوكى، تلفنى گفتگو كرديم. صدايش، خسته و خشمگين بود. به آرامى پرسيدم: مى توانم با گروگان ها هم صحبت كنم. بعد از سكوت كوتاهى گفت: بله. ۶ ساعت ديگر تلفن كنيد. حاصل، مصاحبه زير است كه بخشى از آن در ۹ صبح انجام شده، و بخش ديگرش درست ۶ ساعت بعد. در بخش ديگر امير هراتى، يكى از گروگان ها نيز در گفتگو حاضر است.

گفتگوى ۹ صبح
از زبان خودتان، خود را معرفى كنيد.
من عبدالمالك ريگى هستم، ۲۳ سال سن من است و الان هم مسئول و خادم حركت جندالله هستم.

فقط ۲۳سال؟ خيلى زود شروع كرده ايد.
]مى خندد] مجبور شدم. وقتى ديديم نمى گذارند بزرگ تر بشويم، مجبور شديم اسلحه برداريم.

از كى اسلحه برداشتيد؟
الان ۴ سال مى شود.

چرا به اين نتيجه رسيديد كه بايد اسلحه برداريد؟ چكار مى خواستيد بكنيد كه نشد و كارتان به اسلحه برداشتن رسيد؟
ما قبلا حركت هاى زيادى براى دفاع از حقوق ملى و مذهبى بلوچ و اهل سنت، در بلوچستان انجام داديم. مى دانيد كه در بلوچستان همه اهل سنت هستند و بلوچ. اما از بدو اين انقلاب، يعنى ۲۷ سال كه اين انقلاب آمده، تا امروز اهل سنت محروم ترين قشر در كشور بوده و مشكلات بسيارى داشته اند. پريشانى هائى داشته اند. ظلم ها و شكنجه ها بسيار زيادى، متوجه آنها شده. البته اهل سنت و بخصوص اقليت هاى قومى مثل كرد و بلوچ هميشه مشكلات زيادى داشته اند، ولى كردها چون فعاليت هايشان بيشتر بود، به كشورهاى ديگر نزديك تر بودند، كارهاى سياسى زيادى كردند و حرف خودشان را هم به گوش دنيا رساندند. ولى در مورد اهل سنت، هيچ وقت نشد كه در اين مدت صدايشان به دنيا برسد. اگر فعاليت مذهبى كردند، به عنوان مزدوران بيگانه معرفى شدند، اعدام شدند؛ صدها عالم اهل سنت، صدها مبارز اهل سنت، صدها فعال سياسى اهل سنت از بين رفتند. ما الان در تهران مى بينيم كسى مثل آقاى گنجى برنامه هائى را براى دموكراسى شروع كرده، دنيا از او حمايت مى كند. همه از او حرف مى زنند. مردم. دنيا. خبرنگاران. همه شنيدند و حرف هاى او به دنيا رسيد، ولى در بلوچستان چنين جوى نبوده. اگر كسى كوچك ترين انتقاد منطقى كرده، از مسئولين انتقاد كرده، فورا اورا دستگير كرده و يا از بينش برده اند، يا خفه اش كرده اند. سال هاى سال اينها را تحت شكنجه هاى گوناگون قرار داده اند. يعنى به هر حال قبل از ما كسان زيادى بودند كه خواستند فعاليت سياسى كنند، ولى دولت به آنها اجازه هيچگونه فعاليتى را نداد. بعد ما فعاليت هاى خود را شروع كرديم و خواستيم از حق خودمان دفاع كنيم. امروز مى بينيد در تمام دنيا نظام ها عوض شده. در هيچ كجاى دنيا ديكتاتورى و ظلم و ستم كارآيى ندارد. بايد به وضع مردم رسيدگى شود. ولى ما...

ولى شما...
ولى ما به نتيجه اى نرسيديم. در همين فعاليت ها ۱۶ نفر از افراد ما دستگير شدند. جرم شان چه بود؟ نوارى يا كتابى پخش كرده بودند. همين. در آن كتاب ها هم هيچگونه توهينى نشده بود، نه به هيچ شخصى نه به هيچ مسلكى. ما فقط خواستار احقاق حقوق ملى و مذهبى اهل سنت و بلوچ هستيم. اما آنها افراد ما را دستگير كردند. ما باز هم مبارزه [نظامى] را شروع نكرديم. با مقامات حرف زديم و گفتيم اين افراد چه كسانى هستند و جرمى نكرده اند. باز توجه نكردند. افراد ما را شكنجه كردند، كشتند و... تا (آنكه) ما به اين نتيجه رسيديم كه هيچ راهى وجود ندارد جز اينكه دست به اقدام مسلحانه بزنيم و مبارزه نظامى را شروع كنيم. يعنى آخرين راه همين بود.

شما كجا درس خوانده ايد؟ با اين مسائل چطور آشنا شديد؟
همين جا. در زندگى. ما ديديم كه هيچ كس از حق ما دفاع نمى كند. يك روزنامه نگار را مى گيرند دنيا برايش بسيج مى شود، ولى مسائل ما اصلا پيگيرى نمى شود. يك نفر را گرفته اند سى. دى داشته دستش را قطع كرده اند. همين امروز يكى را گرفته اند كه سى دى تاسوكى داشته، ناخنش را كشيده اند. بالاخره اينها قوم ما هستند. آيا ما چاره اى جز جنگ داريم؟ اينها در منطقه ما نسل كشى راه انداخته اند. آدم ها را فقط به جرم بلوچ و سنى بودن مى كشند. ما چه سياست ديگرى مى توانيم در برابر اينها اتخاذ كنيم. اينها راهى در چارچوب دموكراسى براى ما نگذاشته اند. هويت ملى و مذهبى ما را زير پا گذاشته اند و آن وقت مى گويند ما تجزيه طلبيم. نه.ما تجزيه طلب نيستيم. اگر تجزيه طلب بوديم حاضر به مذاكره نمى شديم. البته مذاكره هم نه با اينها. اينها قابل اعتماد نيستند. ما خواستار مذاكره در حضور سازمان هاى رسمى بين المللى هستيم. مذاكره در خانه و بيابان، مفيد نيست. اعتماد نداريم. اينها زير قولشان زده اند و مى زنند.

الان چند تا گروگان داريد؟
۶ نفر از تاسوكى هستند، يكى هم احمد شيخى، عضو عاليرتبه بسيج.

اين آخرى كه كشتيد كه بود بالاخره؟ جوان بود؟ كاره اى بود؟ كى بود؟
حميد رضا كاوه بود. سرهنگ آگاهى. فرمانده گارد ويژه. نمى دانيد چه كارهايى كرده بود.

پس گروگان ها را شناسايى كرده بوديد؟
بله، بعضى ها را شناسايى كرده بوديم. البته هدف فرماندار و استاندار بودند كه فرار كردند. حالا مرتب مى گويند ما اشرار و قاچاقچى هستيم. انكار نمى كنم در بين قوم ما قاچاقچى هم هست، اما بايد ببينند چرا اين مردم قاچاق مى كنند. چرا اينها بايد مردم را از بلوچ ها متنفر كنند، در حاليكه بلوچ هم يكى هست مثل بقيه ايرانى ها، فقط دستش به دنيا بند نيست. كسى صدايش را نمى شنود.

مى شود با اين گروگان ها حرف زد؟
]مكث مى كند] بله. ۶ ساعت ديگر زنگ بزنيد. درست ۶ ساعت ديگر.

گفتگوى ۶ ساعت بعد

دوباره تلفن زنگ مى خورد. آيا گوشى را بر مى دارند؟ برمى دارند. عبدالمالك است.
بيائيد با اين حرف بزنيد.
سلام عليكم

سلام. شما؟
امير هستم. امير هراتى.

شما را كى گرفتند؟
۲۵/۱۲ داشتم از زابل مى آمدم زاهدان. در تاسوكى اسير شديم.

شما چكاره هستيد؟
من افسر نيروى انتظامى هستم. ۲۳ سال در نيروى انتظامى خدمت كرده ام.

افسر؟
بله. در زاهدان خدمت مى كنم.از زابل داشتم مى آمدم. با ماشين شخصى بودم. اينها فكر كردند من نظامى هستم، مرا گرفتند. [صدايش مى لرزد]

الان در چه وضعيتى هستيد؟
از نظر روحى خيلى خوب هستم. برخورد برادران با ما خيلى خوب است. غذايى كه درست مى كنند اول براى ما مى آورند، بعد خودشان صرف مى كنند. ما خيلى راضى هستيم. خدا را شكر. برخوردشان با ما خيلى خوب است و از اين بابت هيچ نگرانى نداريم.

از چه بابت نگرانى داريد؟
]بغض در صدا پيدا مى شود] ما مى خواهيم برگرديم پيش خانواده خودمان. اگر درخواست اين برادران را انجام دهند ما هم بر مى گرديم پيش زن و بچه مان.

اگر الان مسئولين صدايتان را مى شنيدند، به آنها چه مى گفتيد؟
]صدا رنگ التماس مى گيرد] عاجزانه درخواست مى كنم مشكل برادران جندالله را حل كنند. اينها هم زندانى دارند. چند سال است زندانى هاى اينها بلاتكليف هستند. آنها را آزاد كنيد برگردند پيش زن و بچه شان، تا ما هم برگرديم سر خانه و زندگى مان. من خودم با آقاى شهريارى حرف زدم. گفتم شما كه نماينده ما در مجلس هستيد براى ما چه كار انجام مى دهى؟ در جواب من گفت: ما براى شما دعا مى كنيم. مرد حسابى! اين دعا را كه ما خودمان اينجا داريم شب و روز مى كنيم.

شما اهل كجا هستيد؟
من اصليتم زابلى است، منتها محل كارم زاهدان است.

شيعه هستيد؟
بله.

شما به عنوان يك شيعه چه احساسى به سنى ها داريد؟
والله اينها برخوردشان، نمازشان، احكام شان صد درجه از ما بهتر و دقيق تر است و به موقع تر.

آقاى هراتى، چند تا بچه داريد؟
]صدايش رنگ اشگ مى گيرد] خانم من ۵ تا بچه دارم۳ تا دختر، ۲ تا پسر. پسر دانشجو دارم.

اسم شان چيست؟
پسر بزرگم ميثم هراتى است. دانشجوست. پسر ديگرم سوم راهنمايى است، احسان هراتى. دخترم اول راهنمايى است، نسترن هراتى. يك دختر ديگر دارم كلاس چهارم دبستان است، محبوبه هراتى. و يك كوچولوى ديگرى هم دارم. دو سال و نيمش است. در خانه است.

پيام و تقاضاى شما چيست؟
عاجزانه در خواست مى كنم، شما را به آن خدايى كه همگى قبولش داريم، خواست برادران جندالله را انجام دهيد تا ما سر خانه و زندگى مان برگرديم. ما گناهى نكرده ايم. چرا زنگ مى زنند مى گوئيد اينها را بكشيد، شهيد كنيد؟ خدا را خوش مى آيد؟

يعنى مسئولين به اينها مى گويند شما را بكشند؟
بله. مى گويند اينها را بكشيد، ما شهيد زياد داريم. آخر اين درست است؟ از نظر انسانيت اين حرف واقعاً درست است؟

شما دوست داريد اين طورى شهيد بشويد؟ اين اسمش شهادت است از نظر شما؟
نه. من قبول ندارم. به هيچ عنوان. به هيچ عنوان.

در كجا شما را نگاه مى دارند؟ در كدام كشور هستيد؟
مشخص نيست. فكر كنم كوه هاى بلوچستان باشد. ولى چون چشم هاى ما را بسته بودند ما نمى دانيم ما را كجا آورده اند.

آقاى هراتى، احساس يك اسير چيست؟
ما مى خواهيم اين مشكل حل بشود. ما الان پنجاه و چند روز است كه اينجا به اين اميد نشسته ايم كه زندانى هاى اينها آزاد بشوند و ما برگرديم سر خانه و زندگى مان. ولى زندانى اينها را آزاد نمى كنند. اينها را سر مى دوانند. مردم بيگناه را اذيت مى كنند. مى كشند. خواسته ما اين است كه چهارتا زندانى اينها را آزاد كنند تا ما برگرديم.

پرسيدم احساس يك اسير چيست؟
ما مى خواهيم بر گرديم پيش زن و بچه مان.

فكر مى كنيد اگر آنها حرف اينها را گوش نكنند، اينها شما را مى كشند؟
بله. صد در صد.

مى دانيد چه جورى مى كشند؟
]سكوت] نمى دانم. نه. ولى اگر اين كار نشود صد در صد ما را مى كشند. شما را به خدا صداى ما را به گوش مسئولين برسانيد. ما گناهى نكرده ايم. صداى ما را به گوش همه برسانيد. كارى كنيد خواسته هاى برادران جندالله و خواسته ما انجام شود.

اميدوارم. از او خداحافظى مى كنم. انگار به سيم تلفن چسبيده. مى رود. يا او را مى برند. نمى دانم. سكوت سنگينى حاكم مى شود.

آقاى ريگى، هستيد؟
]صدايى گرفته] بله.

عجب شرايط سختى است. نه؟
بله سخت است.

هر دو طرف در وضع بدى هستند.
كاملا طبيعى است. ما هم از حال اينها كه اينجا اسير هستند، رنج مى بريم، هم از حال ملت خودمان كه آنجا تحت شكنجه و آزار قرار دارند. همين امروز به من خبر دادند كه ريخته اند به خانه هاى مردم. زن ها را گرفته اند. مردم بيگناه. ما حتى به دولت گفتيم شما خودتان را با مردم بيگناه درنيندازيد. بگذاريد اين جنگ بين ما و شما بماند. ما نظامى هستيم، شما هم نظامى هستيد. همديگر را مى توانيم بالاخره تحمل كنيم. ولى در اين ميان يك ملتى از شيعيان و فارسان در منطقه هستند و يك ملتى از اهل سنت و بلوچ كه هر دوهم بيگناه و بى سلاح و بى دفاع هستند. ولى اينها چون زورشان به ما نمى رسد، خشم، دشمنى، كينه و عداوت خود را روى مردم بيگناه خالى مى كنند. اصلا آنها ما را نه فقط مسلمان، كه اصلا انسان هم نمى دانند. به خدا قسم ما در منطقه مشكلاتى داريم كه فكر نكنم در هيچ گوشه دنيا باشد. الان وضعيت اقتصادى بسته است، مردم نمى توانند كار وبار كنند. ۵۰ هزار ۶۰ هزار نفر از مردم بلوچستان طريق ارتزاق شان فقط مرزهاى پاكستان و افغانستان بوده كه آنها را مسدود كرده اند. مردم را با دو تاقه پارچه مى گيرند به رگبار گلوله مى بندند. مردم با دو تا صندوق مرغ از پاكستان مى آيند آنها را مى گيرند. پس چكار كنند؟ مردم ناچارند. براى امرار معاش ناچارند. وقتى همه اين راه ها را مى بندند مردم طرف دزدى و فساد و اعمال ناشايست مى روند. يعنى حكومت خودش مى خواهد مردم اينطور باشند، براى اينكه مى خواهد اهل سنت سركوب شوند، از بين بروند.

مسائل ريشه اى تر است. مى خواهيد با چهار گروگان حلش كنيد؟
نه. ما اين عمليات را كرديم و از دولت خواستيم بيايند مسئله را ريشه اى حل كنند. اما آنها جواب ما را با منطق زور مى دهند. ۲۲ هزار نيرو فرستاده اند به منطقه و هر كه را سر راهشان مى بينند مى گيرند و مى زنند و مى كشند. هيچ كس هم در دنيا صداى ما را نمى شنود. كجا هستند اين سازمان هاى حقوق بشرى؟ چرا صداى ما را نمى شنوند؟

آقاى ريگى، مطمئن هستيد كه دست اينها به شما نمى رسد؟
ما مطمئن هستيم.

از كجا؟
از اينجا كه ما در درگيرى هاى زيادى اين مأموران را تجربه كرده ايم. اينها ادعاهاى بزرگ بزرگ مى كنند، ولى در عمل اين طورى نيست. در يك درگيرى با ما ۲۰۰ تا ماشين آوردند با ۱۷۰۰ تا نيرو. از زمين و هوا هم حمله كردند. حمله از ۷ صبح شروع شد تا ۵/۴ ما نگفتيم آتش بس. خود دولتى ها زنگ زدند كه بگذاريد ما جنازه هايمان را جمع كنيم. ما اينها را كاملاً مى شناسيم، قدرت شان را مى دانيم. دست شان به ما نمى رسد، به مردم بيگناه مى رسد.

براى اينكه شما مى توانيد حمله كنيد و بعد برگرديد پاكستان.
نه. آنها به خاطر اينكه افكار عمومى را قانع كنند، و چون از شرمندگى جواب ديگرى ندارند بدهند، اين چيزها را مى گويند. ما آن شبى كه عمليات شد در كمال آرامش از صحنه عمليات بيرون آمديم، رفتيم افغانستان و نه پاكستان و بعد هم برگشتيم به خاك ايران. مقامات افغان هم اين را گفتند، ولى اينها چسبيده اند به پاكستان. من انكار نمى كنم. بسيارى از افراد ما در خاك پاكستان هستند. خانواده ها و كسانى كه مجبور به فرار شده اند. با زن و بچه ها. ولى افرادى كه كار عملياتى مى كنند در خاك ايران هستند.

يعنى شما الان در خاك ايران هستيد؟
من؟

بله.
من در خاك ايران هستم.

آقاى ريگى! رابطه شما با ايران چيست؟ دنبال بحث جدايى هستيد؟
اگر آنها به خواسته هاى ما توجه نكنند و سياست هاى شوم خود را در منطقه اجرا كنند، تا وقتى هستند ما با آنها همين وضع را داريم. الان اينجا شيعيان مى توانند عقايد خود را علنا اعلام كنند، ولى اگر اهل سنتى بلند شود و نكته كوچكى بگويد او را مى گيرند و گوشه زندان مى خوابانند. وضع معيشت مان هم كه اين است. ما در چنين وضعيتى اصلا نمى توانيم زندگى كنيم. اين زندگى نيست. ما به اين نتيجه رسيده ايم كه مرگ به اين زندگى ترجيح دارد.

من پرسيدم در رابطه با ايران. شما خود را ايرانى مى دانيد؟
بله. ما ايرانى هستيم. ايران وطن ماست، آب و خاكش متعلق به همه ايرانيان است. ما نمى خواهيم وحدت ملى و يكپارچگى از بين برود. من خودم مستقيم و بدون هراس با همه مقامات حرف مى زنم. گفته ام كه ما نمى خواهيم وضع منطقه خراب شود، آن هم در اين شرايط و موقعيتى كه ايران در آن هست. ولى اگر اين سياست ها در مورد ما اعمال شود ما مجبوريم سياستى را انتخاب كنيم كه ما را به پيروزى نزديك مى كند. اگر شما با زور به ماجواب بدهيد، از نظر ما هيچ فرقى بين شما و يك بيگانه نيست. اين را صراحتاً گفته ام، ولى اينها فكر مى كنند وقتى ما از مذاكره حرف مى زنيم، براى اين است كه ضعيف هستيم. آنها همه را مثل خودشان مى دانند. آنها چون خودشان هر وقت ضعيف هستند حرف از مذاكره مى زنند، فكر مى كنند بقيه هم همين طورهستند. ولى ما ضعيف نيستيم. به خاطر برخى مصالح سياسى، اجتماعى و منطقه اى؛ و به خاطر اينكه ما ايرانى هستيم و نمى خواهيم مشكل ايجاد بشود، مايل به مذاكره ايم.

فكر مى كنيد آنها زندانيان شما را آزاد كنند؟ به نظر نمى آيد.
مهلت ما الان تمام شده. البته از اين مهلت چند روزى هم بيشتر صبر مى كنيم، اگر حل نشد دست به اقدام ديگرى مى زنيم و افراد بزرگ ترى را مى گيريم. از آدم هاى اصلى شان مى گيريم. آن وقت معامله مى كنند.
.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •