Nimrooz
Vol. 18, No. 881, June 7, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۱ - چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۵
تهران داغ داغ- على مستعلى زاده- تهران
دو ماه است با سه هزار نيرو، ياغى ۲۳ ساله را نگرفته اند اما ميخواهند با آمريكا بجنگند
سئوال هاى جدى دانشجويان حقوق: آيا عبدالملك ريگى بزرگتر از آمريكاست
پول كمك به گدايان را رؤسا صرف ساخت نمازخانه مرمر كردند
دستورعمل جالب پاسگاه شهرك قدس تهران به مردم
لباس هايتان را روى بند نيندازيد تا دزدان نفهمند كه ثروتمند هستيد
جوانى كه آگهى پخش ميكرد، به خاطر ترس صاحب خانه كشته شد
وضعيت خيابان هاى تهران: گدائى، ناامنى، تجاوز، رژه فاحشه ها
نيروى انتظامى به جاى تامين امنيت، دنبال آزار دختران بدحجاب
003867.jpg
تهران داغ است و در بعضى از كوچه ها هم درخت هست كه سبز و بهارى شده است و سايه اى دارد كه گاهى بچه ها به خاطر فرار از خانه هاى كوچك و قوطى كبريتى در زير آن سايه ها درس ميخوانند. اما در درونش تا بخواهى گرم و داغ است. صحبت يك جا و دو جا هم نيست. بلوچستان و سيستان اينطور كه روسايش ميگويند به كلى ناامن است و نظام با دو سه هزار نيرو حريف يك جوان بيست و سه ساله ياغى نشده است و فرمانده منطقه اش ميگويد كار عبدالملك ريگى از نظر نظامى ارزشى ندارد، چون مرزها باز است و او به داخل مرز افغانستان و پاكستان ميرود. چند تا جواب نوشته اند دانشجويان كه برايتان نقل ميكنم، به كمدى شبيه است اما سئوالهائى فوق العاده جدى است.
اين نامه را دانشجويان به خاطر نگرانى از تعقيب و زندانى شدن امضا نكرده اند فقط نوشته اند هزار و دويست دانشجوى حقوق.
سئوال اول: شما كه حريف يك جوان كه چند تا تفنگ دارد نميشويد چطور ميخواهيد با آمريكا بحنگيد. چطور سردار فرمانده نيروى دريائى سپاه پريشب در سيماى دو ظاهر شده و ميگويد ما ديگر در اندازه كشورهاى منطقه نيستيم و خودمان را براى جنگ با آمريكا آماده كرده ايم.
سئوال دوم: اين كه دشمن ميزند و فرار ميكند در خاك همسايه كه چيز جديدى نيست. پس منتظر باشيد كه در نواحى شرقى و جنوبى هم همين اتفاق بيفتد. عبدالملك ريگى كه بزرگتر از آمريكا نيست
سئوال سوم: اين همه خرج از كيسه ملت براى ايجاد نفوذ در پاكستان و افغانستان به كجا رفت. اين همه ادعاى داشتن نفوذ در ميان مسلمانان به كجا رفت وقتى كه همسايگان مسلمان هم ايرانى ها و شيعه ها را ميكشند و هم به ياغى ها پناه ميدهند.
سئوال چهارم: آيا بهتر نيست اول به فكر امنيت كشور باشيد بعد از جنگ با آمريكا و ديگران استقبال كنيد.
سئوال پنجم: در پاسخ اين اتهام چه ميگوئيد كه شما چون در اداره كشور ناتوان هستيد تنها چاره را در ايجاد جنگ و كشتن جوانها ميبينيد كه هم به مردم تحمل ميدهد و مصرف را كم ميكند و هم از جمعيت ميكاهد كه خيلى زياد شده اند.
سئوال ششم: پشت ذهن استاندار بلوچستان چيست وقتى كه ميگويد جمعيت زياد باعث ناامنى استان شده است و وقتى در خانه اى چهل نفر زندگى ميكنند، خب بالاخره چند تاشان هم شرور ميشوند. آيا نه اين است كه استاندار به فكر نسل كشى به خصوص در ميان سنى ها افتاده است.
با خواندن سئوالات فنى و دقيق دانشجويان دانشگده هاى حقوق واقعاً پشت آدم ميلرزد. و به جست و جو برميايد كه كجا استاندار چنين حرفى زده است. كوشش بسيار بالاخره به نتيجه مى رسد و روزنامه خبرگزارى جمهورى اسلامى [ يعنى ايران] روز سه شنبه اين طور نوشته است:
«استاندار سيستان و بلوچستان شيوع شمار زياد اعضاى خانوار را در ميان برخى از خانواده هاى اين استان عامل معضلات اجتماعى دانسته است.حبيب الله دهمرده در جمع گروهى از دانشجويان مراكز آموزش عالى زاهدان گفته: خانواده اى در اين استان زندگى مى كند كه شمار فرزندانش ۴۴ نفر است، اين امر بطور قطع مشكلات عديده اى براى اجتماع به وجود مى آورد. وى اضافه كرده در حالى كه يكى از مشكلات عمده سيستان و بلوچستان فقر فرهنگى و اقتصادى است در اين خطه بويژه در منطقه بلوچستان برخى خانواده ها بيش از ۴۰ فرزند دارند. دهمرده، پرسيده اين تعداد فرزند چگونه تربيت مى شوند، آيا نبايد انتظار داشته باشيم كه از بين همين افراد چند نفرشان شرور شوند؟»
به اين استاندار تازه از راه رسيده كه خودش هر روز با هيجده محافظ در محل مأموريت حركت ميكند و دو خيابان هم آنطرف تر از استاندارى قدم نميگذارد و به بهانه اينكه از بلندى ميترسد از سوار شدن بر هلى كوپتر هم ابا دارد و به گفته همكارانش ميگويد به اين خلبانهاى محلى اعتمادى نيست. همه شان يك جورى هستند. بله به اين استاندار بايد گفت ريگى و مانند او به خاطر امثال تو و اين تفكرات منحط ياغى ميشوند. وگرنه در هر حرفى كه ميزنند علاقه به ايران نهفته است. اينها در زمان رژيم گذشته چرا ياغى نشدند و خودشان رفتند و دادشاه را كه آن آمريكائى را در سال سى كشته بود گرفتند و كشتند.
به هر حال بقيه سئوال هاى دانشجويان هم جدى است و در حدى است كه اينها اگر علاقه اى داشته باشند كه جواب مردم را بدهند، بايد به آن گوش كنند.
اشاره دوم دانشجويان به فرمانده دهقانى است كه آنقدر پرت و پلا گفت تا بالاخره آن يكى برادرش كه دست كمى از او ندارد يعنى سردار افشار مأمور شد كه اعلام دارد او مزخرف زياد ميگويد. دهقانى كه قرار شده است بعد از اين يك قلاده الكترونيك توسط مركز صنايع نظامى برايش ساخته شود چندى قبل گفت اگر آمريكا به ايران حمله كند ايران هم اسرائيل را هدف قرار ميدهد. تصور كنيد كه حال رئيسشان چطور شد. و چه فرياد ها كشيد.
تازه يكى هم بايد به اين استاندار صفركيلومتر بگويد ازدياد جمعيت كه توصيه خمينى و دارو دسته او بود و چطورست كه وقتى پاى محاسبه ميآيد به آن پز ميدهيد ولى وقتى بى قابليتى هايتان آشكار ميشود آن را علت ميشماريد. به زبان ديگر مردم از جمعيت بكاهند. كار كنند و حقوق نخواهند. سربه زير و آرام باشند و هر وقت هم علما گفتند گوشت دم توپ شوند كه شما و اعوان و انصارتان حكومت كنيد. خب همينطورى است كه مردم نگاه به افغانستان ميكنند و ميگويند آقا بهتر است كه آمريكا بيايد. تا به حال ميگفتند كه اين حكومت زورش به هيچ كس در دنيا نمى رسد به جز مردم بيچاره ايران. حالا معلوم شد كه زورش به عبدالمالك ريگى هم نميرسد چه رسد به جمعيت جوان تهران كه اگر به راه بيفتد نه از منبر نشانى باقى ميماند نه از سردار دهقانى كه در تلويزيون حرفهائى زده كه موضوع جوك تلويزيونهاى آمريكا شده وقتى كه سخن از سلاح هائى گفته است كه هيچ كس در دنيا ندارد و آمريكائى ها خوابش را هم نمى بينند.

تجاوز در خيابانها
در خبرها خوانده ايد كه يك ماه است همه بحث مملكت بر سر اينست كه زنان به ورزشگاه ها بروند يا نروند، ستون اسلام به لرزه افتاده و رئيس جمهور يك غلطى كرده كه بگويد من فناتيك نيستم و همه به جانش افتاده اند و از غلط كردن پشيمانش كرده اند. طرح تبليغاتى او به نتيجه رسيد و مشتى آدم ساده لوح راه افتاده اند كه بله آخوندها نميگذارند اين بچه كار كند. دلش ميخواهد. اينها از خود هم نميپرسند كه اين بچه را اصلا چه كسى نماينده مملكت ايران كرده است. اما اين بازى در زمانى است كه وضع اقتصادى كشور در بدترين نقطه هاست. سرمايه دارهاى ايرانى در حال فرارند. كارخانه ها بدون صاحب مانده و مانند روزهاى اول انقلاب توسط كارگران فتح شده كه هشت ماه است حقوق نگرفته اند، سرمايه گذارهاى خارجى هم دمشان را گذاشته اند روى كولشان و از ترس حمله آمريكا رفته اند. هزاران كارگر هم در قشم و عسلويه و نقاط ديگر مانده اند. در اين ميان شوراى امنيت هم دارد عليه جمهورى اسلامى تصميم ميگيرد. آنوقت رئيس جمهورش سرگرم اين بازى هاى تبليغاتى است و مردمش نگران و گرفتار. بهار شده است ولى ميتوان نگرانى را در قيافه مردم در خيابان ها ديد. حالا بشنويد كه در چنين زمانى كه هر روز ادعا و ادعا و رجز خوانى پشت هم رديف ميشود كلانترى هاى جمهورى اسلامى هميشه پر است از دخترهاى جوان ترسيده اى كه منتظر پدرشان هستند كه برايشان سند مالكيت براى وثيقه بياورد. تازه قهرمان ملى سعيد مرتضوى كه مدتى است دلش براى خودنمائى لك زده در سيماى جمهورى اسلامى وعده ميدهد كه شهر را از مظاهر تمدن غربى پاك ميكنيم. اما در همين زمان كلانترى شهرك قدس براى همه مردم به در خانه هايشان كاغذ راهنماى امنيت فرستاده كه خلاصه اش اين است كه به ما اطمينان نداشته باشيد و خودتان به فكر خودتان باشيد و ديوارها را بلندتر كنيد و گيت هاى اصافى پشت پنجره ها بگذاريد ،و غريبه كه زنگ زد در را باز نكنيد و به كلانترى خبر بدهيد. اين اتفاق در جائى ميافتد كه هفته گذشته يك مرد جوان كه داشته از سر بيكارى و براى به دست آوردن لقمه نانى آگهى هاى تجارتى به در خانه ها ميبرد و پخش ميكرد توسط صاحب خانه كشته ميشود. اين در حالى است كه مدام آخوندها از ناامنى در شهرهاى دور آمريكا دم ميزنند و تمدن غرب را رو به سقوط ميبينند. حالا پاسگاه نيروى انتظامى تذكراتى داده است.
اول آن كه به افراد ناشناسى كه به خانه نزديك ميشوند مشكوك باشيد.

دوم ديوارهاى خانه را بلند كنيد
سوم پرده هاى كلفت بيندازيد كه از بيرون معلوم نباشد كه كسى در خانه هست يا نيست.
حتى المقدور چراغ ها را روشن بگذاريد [قابل توجه اداره برق كه از مردم صرفه جوئى ميخواهد.]
چهارم اگر كسى به شما حمله كرد مقاومت نكنيد. كيفتان را بدهيد اما به كلانترى خبر بدهيد.[يك موردش كه در روزنامه كيهان چاپ شده حاكى است كه زنى بعد از آن كه كيفش را زدند به كلانترى مراجعه كرده و افسر نگهبان گفته خانم ما اگر بخواهيم پرونده براى شما درست كنيم بايد دويست نفر نيرو داشته باشيم همين امروز در منطقه ما هشتاد تا كيف زنى اتفاق افتاده است]
پنجم افراد خانه بهتر است كه قبل از ساعت تاريكى در خانه گرد بيايند و حتى المقدور با هم از خانه خارج شوند.
ششم براى آمد و رفت به خانه هميشه از يك مسير استفاده نكنند.
وقتى خانه نيستند راديو و يا تلويزيونى را با صداى بلند روشن بگذارند.
به كسانى كه به اسم مأمور انتظامى حتى با لباس به آن ها مراجعه ميكنند اعتماد نكنند و حتى كارت شناسائى هم ممكن است تقلبى باشد [پس مردم چكار كنند. فقط به كلانترى مراجعه كنند و دويست سيصدهزار تومان خرج كنند.]
اما جالب ترين بخش توصيه هاى امنيتى بند چهارده آن است كه از مردم ميخواهد از پهن كردن لباس هاى زياد خود روى بندهائى كه از بيرون ديده ميشود خوددارى كنند چون به اين وسيله دزدان متوجه ميشوند كه در خانه افراد ثروتمندى جمع هستند [كه بايد گفت به به از اين امنيت. اصلا چطور است كه مردم لباس هاى خود را نشويند يا بهتر از همه آنست كه از ايران بروند همان طور كه دوباره موج مهاجرت به راه افتاده است.]

امنيت
حالا چرا كلانترى ها و پاسگاه ها نگران هستند. يك نمونه اش را بخوانيد و بگوئيد در كجاى دنيا چنين وضعيتى حاكم است:
دو جوان ۲۳ و ۲۵ ساله با اعتراف به ۱۳ فقره تجاوز و زورگيرى از زنان جوان با قرار يكصد ميليون تومانى روزانه زندان شدند.
۲۴ اسفندماه سال گذشت زن جوانى با مراجعه به كلانترى ۱۴۰ باغ فيض از دو جوان ۲۳ و ۲۵ ساله شكايتى مطرح كرد و گفت: «دو مرد ناشناس روز گذشته در حالى كه در خيابانى به سمت خانه ام مى رفتم، مرا به زور سوار خودروشان كرده و به خانه اى بردند. اين دو پسر جوان كه بين ۲۲ تا ۲۵ سال سن داشتند در اين خانه مرا مورد تجاوز قرار دادند و پس از اين موضوع حدود ۱۲۰ هزار تومان پول نقدى را كه با خود همراه داشتم با تلفن همراهم از من سرقت كردند.
با اعلام شكايت اين زن جوان تحقيقات مأموران براى شناسايى اين دو جوان كه متهم به آدم ربايى، تجاوز به عنف و سرقت بودند آغاز شد.
ماموران در مراحل ديگر بازجوئى از اين زن متوجه شدند زن جوان كه سيما نام دارد با ميل و خواسته خودش سوار خودرو اين دو مرد شده و به خانه آنها رفته است. به اين ترتيب مشخص شد پس از اينكه زن جوان همراه اين دو مرد وارد خانه آنها شده اموالش از سوى اين دو مرد به سرقت رفته است كه به همين خاطر سيما به مأموران مراجعه و از دو جوان شكايتى مطرح كرده است. تحقيقات مأموران در اين زمينه ادامه داشت تا اينكه ۱۵ ارديبهشت ماه سال جارى زن جوان ديگرى نيز به همان كلانترى مراجعه و شكايتى مشابه سيما مطرح كرد.
اين زن جوان به مأموران گفت: دو مرد جوان پس از اينكه مرا به زور سوار خودروشان كردند، به خانه اى در غرب تهران بردند و در آنجا پس از تجاوز من مبلغ ۳۶۰ هزار تومان چك، سه ميليون تومان پول نقد و ۷ هزار دلار را كه براى رهن خانه اى همراهم بود سرقت كرده و مرا از خانه بيرون كردند.
با مطرح شدن شكايت دوم تحقيقات مأموران ادامه يافت تا اينكه مشخص شد اين زن جوان نيز با ميل و خواسته خود وارد خانه اين دو جوان شده اما در يك لحظه دو جوان ۲۳ و ۲۵ ساله او را غافلگير و اموالش را سرقت كرده اند. مأموران كلانترى ۱۴۰ باغ فيض با مطرح شدن شكايت دوم و شباهت آن با مورد ديگرى كه چندى پيش در همين كلانترى مطرح شده بود به ادامه بررسى ها پرداختند. در تحقيقات مشخص شد در هر دو مورد زنان جوان با خودرو پژو ۴۰۵ به خانه اى در غرب تهران منتقل شده اند. از سوى ديگر با كمك اين دو زن چهره فرضى متهمان چهره نگارى شد و عكس چهره نگارى در اختيار مأموران گشت پليس قرار گرفت. در ادامه تحقيقات مشخص شد يكى از اين دو متهم از افراد سابقه دارى است كه پيش از اين به اتهام زورگيرى در زندان به سر برده و به تازگى آزاد شده است. اين در حالى بود كه يكى از شاكيان پس از چند روز از مطرح شدن شكايتش به مأموران مراجعه كرده و گفته بود شماره تلفن همراه يكى از متهمان را دارد. به اين ترتيب مأموران به رديابى خط تلفن همراه يكى از سارقان پرداخته و پس از چند روز موفق به شناسايى و دستگيرى متهمان شدند. اين دو متهم در بازجوئى ها خود را على و سعيد ژاپنى معروف به پيمان معرفى كردند و پس از مواجهه حضورى با دو شاكى پرونده اتهامات خود را پذيرفتند اما پس از چند ساعت بازجوئى به ۱۳ فقره تجاوز به زنان ديگر اعتراف كرده و گفتند: علاوه بر تجاوز به طعمه هايمان اموال و پول هاى نقدشان را نيز سرقت مى كرديم سپس آنها را در محل خلوتى در شهر رها مى كرديم. با اعترافات دو متهم پرونده، رئيس كلانترى ۱۴۰ باغ فيض از صدور قرار يكصد ميليونى متهمان و انتقال آنها به زندان خبر داد.[پايان خبر]
ملاحظه كرديد اولا مأموران با سابقه فورا و در همه موارد كشف كرده اند كه شاكى ها فاحشه تلفنى هستند. كه بايد اين كشف را به آنان تبريك گفت و از رئيس جمهور براى اين مأموران تيزبين ارتقاى درجه خواست. ديگر اين كه در شهر تهران و روز روشن سيزده مورد تجاوز به زنان واقعاً كه نادر است، چه رسد به اينكه كارشناسان معقتدند ادعاى اين كه زن هاى شاكى از زنان خيابانى بوده اند به كلى دروع است و براى پوشاندن بى كفايتى مأموران و ناامنى خيابانها منتشر ميشود مانند آنكه گفته ميشد همه زنانى كه توسط سعيد حنائى در مشهد كشته شدند خيابانى بودند. كه اين گفته باعث شد كه شوهر يكى از آن ها با چاقو به رئيس دادگسترى خراسان حمله كرد و گفت بى ناموس حالا زنم كشته شده، تو هم آمده اى و ما را بى آبرو ميكنى. زن خودت خيابانى است. البته اين مرد بيچاره كه بچه هايش در خانه بى سرپرست مانده بودند به تير عدالت اسلامى گرفتار شد و به سيزده سال زندان محكوم شد. يك سال بعدش روزنامه هاى مشهد نوشتند با دلرحمى رئيس دادگسترى وى بخشيده شد و از زندان آزاد گرديد. مرد بيچاره در همان زندانى بود كه سعيد حنائى در آن پادشاهى ميكرد. و اگر هم فشار مطبوعات نبود اعدام كردن وى غيرممكن بود.

گدايان تهران
حالا بپردازيم به گدايان تهران. شهرى كه نگين خاورميانه بود. هفته گذشته راديو و تلويزيون پر بود از تبليغات بر سر طرح ساماندهى متكديان.
طرح ساماندهى متكديان و برخورد با كلاشان و گروه هاى حرفه اى كه با هيأت و شكل و ظاهر افراد نيازمند در سطح شهر ظاهر شده و اقدام به تكدى گرى مى كنند، از زمانى كه شهردارى تهران اطلاعيه اى براى هشدار به متكديان پايتخت چاپ و منتشر كرد، صورت جدى ترى به خود گرفت و از ميان آن داستان ها كشف شده است. براساس اين طرح كه آخرين خبرها حاكى از آغاز تدريجى آن از بيست ودوم ارديبهشت ماه جارى است متكديان قرار بود پس از جمع آورى و انتقال به مراكز نگهدارى، قرنطينه شده و پس از تعيين تكليف و دسته بندى هاى اوليه به دستگاه هاى ذيربط انتقال داده شوند.
رسول خادم، كشتى گير سابق كه از تصدق سر فاميل شدن با خامنه اى به عضويت شوراى شهر تهران منصوب شده است، در سيماى جمهورى اسلامى با قيافه يك فيلسوف گفت ۸۵ تا ۹۰ درصد از متكديانى كه در سطح شهر مى بينيم به مجموعه هاى سازمان يافته با پشتوانه هاى حرفه اى و شيادى تعلق دارند. خبرنگار تلويريون هم از وى نپرسيد كه اين رقم را از كجا آورده ايد. لابد اگر ميپرسيد اين بچه خادم پررو مى گفت اگر دروغ بود مى گفتم صد در صد. به گفته اين آقا اين افراد عمدتا از حاشيه هاى شهر هدايت مى شوند و ظاهرى ترحم برانگيز براى خود مى سازند.»
خادم به شهروندان توصيه كرد كه به هيچ وجه نسبت به متكديان پراكنده در سطح شهر ترحم نكنند و از كمك به آنها خوددارى كنند. او همچنين تصريح كرد: «مسلما بدون همكارى مردم، طرح ساماندهى متكديان و برخورد با كلاشان به جايى نخواهد رسيد و با كندى يا توقف روبه رو خواهد شد.»
رئيس كميسيون اجتماعى، فرهنگى شوراى شهر تهران احساسات پاك مردم نسبت به گداها را موجب بازارگرمى آنها دانست و گفت: «سوءاستفاده از احساسات مردم از سوى گداها به حدى رسيده كه حتى اتباع بيگانه نيز به ايران مى آيند و متكدى مى شوند و به اين ترتيب پايتخت ايران به محفل بين المللى تكدى گرى تبديل شده است.» فقط كافى بود كه اين عضو شوراى شهر قدمى در ميدان انقلاب ميزد و ميديد كه چه كسانى به گدائى مشغولند. يا كافى بود در جلسه خانه هنرمندان شركت داشت و در آن از زبان عزت الله انتظامى هنرپيشه مشهور ميشنيد كه چطور يك هنرپيشه مشهور و سالخورده كه هيچ ممر درآمدى ندارد و گاهى شب ها در خيابان ميخوابد با گريم كردن خود در خيابانهاى كرج از مردم گدائى ميكند. شايد مقصود خادم هم همين بوده است
حالا گوش كنيد كه بچه خادم امام رضا كه همه زندگيش از محل گدائى شمع از حرم گذشته است و نام خانوادگى خادم را از همين جا دارد و همه مشهدى ها ميدانند، به مردم ياد ميدهد كه ديگر به كسانى كه حكومت آنها را به گدائى انداخته، كمك هم نكنند چرا كه ايشان دو تا گداى تقلبى كشف كرده است كه هميشه بوده اند و اتفاقا از همه جا بيشتر در مشهد. زادگاه همين خادم.
چرا چنين تبلغاتى ميشود دليلش اين است كه حكومت ميخواهد وانمود كند وضع همه مردم خوب است و اگر گدائى هست تقلبى است. در روزنامه ها هم نوشته اند:
شغل پردرآمد!
بازار تكدى گرى و درآمد گداها به قدرى رونق گرفته كه حتى كودكان آنها حاضر نيستند با دريافت ۲۰۰ هزار تومان از اين كار دست بكشند. اما همين رئيس كميسيون فرهنگى، اجتماعى شوراى شهر تهران وقتى خبرنگاران او را پيچاندند ناگزير شد با اعلام اين موضوع از كمبود امكانات و ظرفيت و توان محدود دستگاه هاى مسوول و اجرايى در ساماندهى متكديان به عنوان عامل مهم ديگرى در افزايش حضور متكديان در سطح شهر ياد كرد.
رسول خادم همچنين با استناد به مواد قانونى ۷۱۲ و ۷۱۳ قانون مجازات اسلامى گفت: تكدى گرى براساس قانون جرم است و بايد با متكديان برخورد قضائى صورت بگيرد. با اين وجود خادم وجود ضرب الاجل در طرح ساماندهى متكديان و برخورد با كلاشان را نپذيرفت و گفت: «براساس دستورالعملى كه سال گذشته طبق مصوبه شوراى عالى ادارى تهيه و تنظيم شده است، هر يك از دستگاه هاى اجرايى وظايف مشخصى در اين طرح دارند كه با استفاده از اعتبارات پيش بينى شده از محل بودجه جارى خود به اين وظايف عمل خواهند كرد.»
اگر قبول نداريد به حرف يك نماينده شوراى نگهبان در مجلس توجه كنيد كه ناتوانى سازمان بهزيستى را مهمترين مشكل در ساماندهى متكديان دانست و گفت: باوجود مكاتبات رئيس جمهور هنوز سازمان مديريت و برنامه ريزى و وزارت رفاه نسبت به تخصيص بودجه هاى لازم به بهزيستى براى ساماندهى متكديان و بى خانمان ها اقدامى صورت نداده اند. در حالى كه از محل همين بودجه ساختمان مجلل بزرگى در شمال تهران براى روسا خريده اند. كه فقط نمازخانه آن ميليون ها خرج مرمرش شده است.
ملاحظه كرديد. با تبليغات وسيع بودجه اى توسط رئيس جمهور مردمى براى جمع آورى گدايان كنار گذاشته شده و روساى بهزيستى آن را خرج خود كرده اند كه در حقيقت هم دزد و هم گدا خودشان هستند. و علاوه بر همه اين ها دروغگو و رياكارند چون كه براى تظاهر به مسلمانى و نمازخوانى سالن مرمر درست كرده اند.
به همين دليل نماينده قلابى مجلس مى گويد سازمان بهزيستى به دليل ناتوانى هنوز نتوانسته است تمام بى خانمان هاى جامعه هدف خود را كه شامل معلولان، سالمندان و افراد ناتوان هستند تحت پوشش قرار دهد، به شكلى كه حدود ۲۰۰ بى خانمان مربوط به اين سازمان، همچنان بلاتكليف بوده و در مركز نگهدارى اسلامشهر رسوب كرده اند.
مسوولانى كه بايد اين كارها را درست كنند همه شان در كار تبليغاتند وقتى كه احمد نوريان، معاون اجتماعى شهردار تهران نيز گفت: افراد مستمند در ميان متكديان بسيار كم است و متكديان حرفه اى به صورت سازمان يافته، با به كارگيرى افراد، حتى كهنسالان و خردسالان، سودجويى مى كنند.
او افزود: براساس مصوبه سال ۷۸ دولت، هماهنگى هاى لازم با ۹ دستگاه مختلف در ساماندهى متكديان صورت گرفته است، به طور مثال شهردارى و نيروى انتظامى در جمع آورى و تحويل متكديان به اردوگاه، قوه قضائيه، سازمان بهزيستى و كميته امداد در تعيين تكليف و تحت پوشش قرار دادن آنها مشاركت دارند.معاون شهردار تهران با بيان اين كه طى ماه هاى گذشته جمع آورى متكديان با روندى كند آغاز شده بود، تصريح كرد، متكديان پس از جمع آورى به مركز قرنطينه در نظر گرفته شده منتقل و سپس تفكيك و تعيين تكليف مى شوند.
نوريان گفت: افراد حرفه اى و سازمان يافته طبق قانون به حبس محكوم مى شوند و افراد بيكار نيز در اردوگاه ها توسط وزارت كار و سازمان فنى و حرفه اى آموزش ديده و در صورت نياز صاحب حرفه مى شوند. اما چون بودجه و امكانات نيست اين ها دوباره به خيابان ها فرستاده ميشوند و حتى بك لقمه نان هم به آنها داده نمى شود آيا بهتر نيست به جاى آنهمه خرج و كارمند و انگشت نگارى به اين ها لقمه اى نان داده شود كه جلو در اداره بهزيستى شاهد تجمع مدام گرسنگان نباشيم.
اين حضرات كافى بود كه فيلم فقر و فحشاى مسعود ده نمكى آدمكش مشهور و سردسته لباس شخصى ها را كه تازگى فيلمساز شده است ببينند. ببينند كه مادرى كه دو فرزندش فاحشه شده اند چه ميگويد. ببينند زنى كه در كنار ميدان انقلاب آدم ميفروشد چه ميگويد. اما بهتر است كه اين فيلم پولش به ده نمكى داده شود. چنان كه داده شد اما براى حفظ كيان اسلام و فاش نشدن اين كه در شهر ام القراى اسلام كه روى دريائى از نفت خفته است چه ميگذرد به نمايش عمومى درنيامد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •