Nimrooz
Vol. 18, No. 881, June 7, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۱ - چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۵
دكتر كاظم وديعى
ابهام در ابعاد صنايع هسته اى ايران
003834.jpg
چينى ها از در عقب وارد بازار نفت شدند. آنها واماندگى كشورهاى نفتى را مى خرند و عقده عقب ماندگى آنها را از طريق سرمايه گذارى هاى كلان- ضمن بالا بردن قدرت خريد آنها- ذوب مى كنند.
غربى هاى به ظاهر دموكرات عهد استعمار و در باطن فاتح و مفتخر به نظام دولت- ملت خود در كار امتيازات نفتى با مردم كشورهاى نفت دار و دولت هاى آنها درست رفتار نكردند. ارزان خرى و گرانفروشى و حساب سازى، حداقل گناه آنهاست كه بارها به وقت تجديد قراردادها و يا ملى شدن ها افشاء شد. اما گناه بزرگ آنها نگهداشتن كشورهاى نفتى در پس افتادگى هاى فنى بود و نيز تحقيراتى در باب ارزش هاى جامعه و تعدى ها و دخالت ها كه آتش درون جامعه را افروخت.
اين است كه امروز چينى ها خود را مرهم گذار آن زخم ها نشان مى دهند. امتيازات نفتى را به كلان ترين بهاء مى خرند و كشورهاى فقير را سريعاً پر و بال دلارى مى بخشند و از همه مهمتر به موازات هر امتياز، طرح هائى اقتصادى و عمرانى ارائه مى دهند.
نگاهى به حلقه دوستان نفتى اخير چين مى رساند كه ايران و ونزئلا و پاكستان و كره شمالى، سودان و آنگولا و برمه و زيمبابووه از جمله بهترين اند. چين در ايران طبق يك قرارداد ۷۰ميلياردى از بابت نفت و گاز، ساخت تانكر و كارخانه هاى نيروزا را به عهده گرفته مشاركت مى كند. در پاكستان چين به تأمين بعضى سلاح هاى مورد نياز مى پردازد ولى به موازات آن در طرح هاى مربوط به انرژى اتمى و ساختمان بندرعظيم گوادر شركت مى كند. در كره شمالى كه چين همجوار آن است به تأمين مواد غذائى و سوخت كمك كرده و به خصوص نقشى كليدى در برنامه اتمى آن كشور به عهده مى گيرد. در سودان چين صاحب چهل درصد تأسيسات زيربنائى نفتى است و از لحاظ سياسى حق وتوى خود را در سازمان ملل عليه حسن البشير كه دارفور را به آتش آشوب ها كشانده است به كار مى برد. در ونزوئلا چين ۲۵۰ ميليون دلار كمك كرده و يك ميليارد دلار در نفت آن كشور سرمايه گذارى نموده است تا لوله هاى نفت آن كشور به ترعه پاناما برسند. در آنگولا چينى ها دو ميليارد دلار براى ساختن مدارس و خانه و جبران خسارات جنگ چهار ساله تخصيص داده اند. در زيمبابووه چينى ها متوجه استخراج زغال سنگ و پلاتينيوم اند و بالاخره در برمه متوجه ذخاير گاز و تهيه چوب هاى صنعتى اند. همه اين كشورها فقير و وامانده و يا در حال توسعه اند. اينها همه مشتى از خروارند. نكته اى است دقيق كه روزى بايد آن را شكافت كه چگونه چين از كمونيسم خود، به جهان سرمايه دارى رو كرده در حالى كه هشتصد ميليون زارعان چين روزى يك دلار عايدى دارند.
در مقالات پيشين خوف آمريكا را از باب نفوذ سريع و آسان چين در كشورهاى به اصطلاح در حال رشد يا واماندگان فنى برنموديم. اينكه روزبروز غرب از باب گران شدن نفت نگران است و اعتمادش از سرزمين هاى اسلامى بريده شده پس توسل به ساختمان نيروگاه هاى اتمى مطرح و به اجرا درآمده اند. چين در اين زمينه هم از رقابت با آمريكا كوتاهى نمى كند به طورى كه در حالى كه آمريكا ساختمان ۱۹ نيروگاه اتمى را براى سال ۲۰۲۰ در تعهد ملى دارد چين ۵۲ نيروگاه تازه اتمى را تا همان سال خواهد ساخت. ژاپن تا سال ۲۰۱۰ پنج نيروگاه اتمى جديد مى سازد و هندوستان به بركت قراردادهاى جديدى كه با آمريكا بسته است اميدوار است ظرفيت نيروگاه هاى اتمى خود را تا شش سال ديگر سه برابر كند. وقتى بدانيم كه در حال حاضر ۴۴۰ نيروگاه اتمى در جهان به كار مشغول است و اين رقم ظرف ۱۵ سال آينده به ۶۴۴ خواهد رسيد (منبع آمار AIEA) درمى يابيم كه وضع و موقع عملياتى ايران از باب ايجاد و توسعه صنايع هسته اى و نيروگاه ها كه سابقه اش به ۳۵ سال قبل مى رسد چه ميزان دشوار است و نيز دولت ايران ناگزير است براى تحقق آرزوئى كه دارد به مذاكرات و همكارى هاى سالمى تن در دهد.
صنايع هسته اى در سال هاى ۷۰ و ۸۰-۹۰ به سبب خطراتى كه براى بشريت ايجاد مى كنند (به ياد آوريم واقعه چرنوبيل را) مورد نهى اكثريت ملل بودند. ولى در اين فاصله ترقيات فنى از آسيب پذيرى آنها كاسته است به طورى كه كشورى مثل فرانسه امروز ۷۸درصد برق خود را از نيروگاه هاى اتمى تأمين مى كند بى آن كه تاكنون نقصى فنى جامعه را تهديد كرده باشد. به همين جهت است كه با اطمينان به فن آورى خود دست به ساختمان نسل جديدى از نيروگاه ها زده و آن را به كشورهاى ديگر پيشنهاد مى كند. هر نيروگاه اتمى در حال حاضر سه ميليارد و اندى دلار هزينه برمى دارد. ايران مسلماً به پيش از يك نيروگاه براى مساحت وسيع خود و احتمالاً صدور برق اتمى به كشورهاى مجاور احتياج دارد ولى ايران كه كار ساختمان نيروگاه اتمى بوشهر را با اروپائيان آغاز كرد بعد از انقلاب به ساخته ها زيان بسيار رساند و كار را با هزينه گرافى به دست روس ها سپرده است. روس ها آن را به موقع تحويل ندادند و معلوم نيست كى محصول نيروگاه بوشهر به بازار آيد. از بعد از بستن شيرگاز روسيه به كشور اوكراين شهرت روس ها آسيب ديده است، يعنى اعتماد به آن كم شده و به همين دليل است كه در تهران زمزمه هائى است از باب عدم اطمينان به معامله با روس ها. روس ها كه در كار فروش اسلحه به ايران چك و فرز عمل مى كنند در امور ديگر محتاط اند ايرانيان به طور طبيعى در اخذ فن آورى و تجدد و تمدن صنعتى نگاهشان هميشه به غرب بوده است، امروز كه تندى هاى رياست جمهورى ايران غرب را بدبين كرده است، مى ترسند كه از بابت قيموميت صنعتى به دام روس ها بيفتند. اين زمزمه ها روزبروز بلندتر مى شوند.
مسلماً نيروگاه دوم ايران كه در سال هاى قبل انقلاب قرار بود در آذربايجان احداث شود به هر دليل كه فكر كنيم، بهتر است به دست روس ها ساخته نشود. مذاكراتى كه در هفته گذشته در مجامع و جلسات سياسى و علمى وابسته به شوراى مصلحت صورت گرفته و مسئوليت ضمنى آقاى روحانى در اين باب حائز اهميت بسيار است.
بارى غير از بهاى بيش از سه ميلياردى هر نيروگاه مسئله دفن زباله هاى اتمى و سوخت و اعتماد مردم كمال اهميت را دارد. اينك ۱۷درصد كل برق جهان ما از نيروگاه هاى اتمى است و اروپا ۳۳درصد از اين ۱۷درصد كل را دارد و ۹ كشور مهم اروپائى دست اندركار و مصرف كننده اين برق يا دارنده آن است. پس مى شود پذيرفت كه در اين زمينه اروپائيان از دقت و مهارت بالائى برخوردارند و نزديكى ايران به اروپا به سود جلب اعتماد طرفين است.
ايران براى ايجاد و توسعه صنايع اتمى براى مصارف داخلى و صلح آميز متعهد شده است. امروز صاحب يك نيروگاه است و با وسعت و قدرت مالى كه دارد مى تواند چهار نيروگاه اتمى دائر كند و از اين بابت سود بسيار برد. يعنى نه تنها شبكه برق اتمى داخل را تأمين كند، بلكه به عراق و افغانستان و جمهورى هاى شمالى مجاور و تركيه و حتى به خود پاكستان بفروشد. امارات عربى نيز در آينده مشترى خواهند شد. تكيه ما بر اين مهم از آن جهت است كه هيچ كشور ديگر در اين منطقه امكانات ايران را ندارد. پس نظام هر چه و حكومت هر كه باشد ما بايد به اين منبع بزرگ عمران و ثروت رو كنيم. داشتن برق بدون ترس از ايجاد اكسيد دو كربن CO2 نعمتى است كه فاصله ما را با جهان مترقى كم مى كند.
اين كار با حلم و حوصله، نه با بوق كرنا و يا بلوف ها و تظاهرات توخالى، بايد صورت گيرد و ابداً ربطى به ماهيت نظام و تبليغات ضد آمريكائى مورد استفاده رياست جمهورى ندارد.
اين كار به يك ظرافت سياسى نياز دارد. اينكار محتاج اعتقاد به توسعه و عمران است در كشورى كه فقر و بيكارى و تورم و ضعف مديريت اقتصادى اش به تصديق مسئولان و كارشناسان رسيده است.
اين كار با رجز سياسى و تكرار هل من مبارز و نفى جهانى كه هر چه قدر هم به ما در گذشته بى اعتنائى كرده، ولى ابواب علوم دقيقه را بر ما هم گشوده سر و سامان نمى گيرد.
اين كار به روحيه اى نياز دارد كه ايران و مسائل ايران را هدف خود قرار دهد و دائماً از سر ضعفى درونى تاخت و تازى به برون نكند.
اين كار با اعلان جنگ لفظى هر روزه و تكرار اين كه «تنگه هرمز به عنوان نقطه كنترل و فشار اقتصادى در مسير انتقال انرژى...» سامان نمى پذيرد. نمى توان از ابرقدرت ها خواست تا «ايران را به عنوان يك قدرت بزرگ منطقه بپذيرند»، زيرا ايران اگر قدرتى بزرگ در اين منطقه باشد خود به خود مورد تصديق قرار مى گيرد و حريمش محترم داشته مى شود. اما ايرانى كه جهان را وسيله بمب نساخته اى تهديد مى كند، پيوسته مورد تهديد است.
ايران را چگونه مى توان بزرگ و متعالى و مقتدر شناخت وقتى حريم خصوصى افراد مورد حمايت قانون نيست. مشكلاتى هست در اين باره كه با همه محدوديت ها در رسانه هاى داخلى به آن اشاره ها مى شود و مشكلاتى هست از باب اعتبار سخن مسئولان در باب حرمت معاهدات بين المللى كه به آن امضاء رسانده اند. دنيا مى داند كه حريم دريائى ايران در تنگه هرمز تا كجاست ولى وقتى ايران اين و آن را بهانه هاى مختلف تحقير و تكذيب و تهديد كند، اين رفتار تعبير مى شود به تهديد براى جنگ و وقتى جنگ اعلان شود هيچكس حريم ندارد حتى ايران در تنگه هرمز. پس ابتدا بايد ثابت كرد كه ايران در معرض توهمى است يا اتهامى از بابت داشتن بمب اتمى و ساختن آن. ديگر اعضاى اين باشگاه اتمى دهها و صدها بمب اتمى دارند و كارشان با همگنان و رقبا پيش مى رود، چگونه است كه ايران ناسازگارى جهانى دارد؟ ايران امروز قادر به زدن ضربه به هيچكس نيست زيرا دشمنى ندارد كه تهديدات او را باور كرده باشد.
بارى نه چين و نه روسيه، هيچكدام آن صلاحيت كافى را ندارند تا از نظر ملاحظات سياسى و فنى به ايران در زمينه صنايع هسته اى و به كار و راه انداختن بى دبّه و دردسر نيروگاه هاى اتمى خدمت رسانند. زيرا چين خود در كار نيروگاه هاى جديد از غرب مدد مى گيرد و روسيه نيز در چرنوبيل از بابت فنى امتحان بدى داد و ايمنى نيافريد و در كار به پايان رساندن نيروگاه بوشهر نيز از باب زمان تحويل و گزافه خواهى در بخش هزينه هاى مالى امتحان بدى داد. در حالى كه فرانسوى ها مدت ساختمان و تحويل نيروگاه ها را به چهار سال و نيم رسانده اند معلوم نيست چرا روس ها در ايران، اين همه طول داده اند در حالى كه نه رقيبى دارند و نه مزاحمى.
هندوستان سريعاً با آمريكا معامله كرد و به رمز فن آورى هاى تازه رسيد به طورى كه تا چند سال ديگر ظرفيت خود را سه برابر مى كند. ما نبايد باور كنيم كه هندى ها بى مشورت با آمريكا در اين زمينه به ايران خدمت رسانى خواهند كرد.
افكار عمومى در همه جاى جهان به موافقت با از سر گرفتن و بازسازى هاى نيروگاه ها روى كرده است. سوئدى ها كه وقتى به عواقب اين صنعت مظنون بودند اينك پنجاه درصد آنها با توسعه برق اتمى موافقت دارند و انگليس ها ۵۳درصدشان موافق اين طرح اند.
در ايران چنين گمانه زنى ها وجود ندارد ولى تبليغات آقاى احمدى نژاد با به صدا درآوردن زنگ مدرسه و كيك ۱۱۴كيلوئى زرد و آن نطق ها بر مردم اثر كرده حتى جزو غرور حاليه شده است. اگر به موازات آن ترميمى در سياست خارجى صورت نگيرد اين حباب تبليغات به هوا مى پرد و نااميدى رخ مى دهد.
بنابراين فريضه است براى دانشمندان ايرانى كه جوانب فنى و علمى و سياسى و ملى و اقتصادى آن را برنمايند زيرا نكات نگفته و شكافته نشده بسيار است كه گرد و خاك هاى سياسى مسئولان فرصت به طرح و شرح آنها نمى دهد. مردم شايد ندانند كه اين يك امر اقتصادى است و نه سياسى كه اتم داشته باشيم يا نه؟ مردم شايد ندانند كه علماى جهان صنايع هسته اى را از باب محيط شناسى و عوارض اقتصادى مورد بحث قرار مى دهند نه از باب سياسى. آقاى احمدى نژاد بيهوده فرض مى كند كه قضيه سياسى است پس بايد با سياست حرف از آن به ميان آورد، عيب اين روش آنجاست كه رقباى سياسى آقاى احمدى نژاد از باب مخالف با ايشان به اين ميدان قدم مى نهند و كار از قلمرو و كارشناسى خودش بيرون مى افتد.
براى ورود بفهمى كلى از جنبه هاى غير سياسى امر نيروگاهها كارشناسان ما را به چهار نكته مهم هشدار مى دهند به شرح زير:
۱-زباله سوخت اتمى را نبايد دوباره با دستكارى هاى فنى و علمى به كار گرفت و به سمت تهيه مواد لازم براى سلاح هاى اتمى رفت.
۲-تشديد ضوابط ايمنى براى پرهيز از خطرات احتمالى.
۳-دفن بهتر و دقيق تر زباله هاى راديواكتيو.
۴-جلوگيرى از آلودگى ها در استخراج اورانيوم.
ايران امور عمده كارشناسى را به روس ها سپرده است. روس ها اگر كادر لازم را براى صنايع ايران تربيت نكنند مشكلات بسيار هديه ايران مى كنند. در حال حاضر از كم و كيف صنايع هسته اى ايران همه بى خبريم. ولى منكر دستاوردها نمى توان شد.
برگرديم به سياست چين در كشورهاى وامانده فنى و جمع بزنيم آن تدبيرهاى مالى چينى ها را كه فقرا را يكشبه غنى مى كند تا كنترل مواد اوليه معدنى و نفتى را در جهان به دست داشته باشد. روس ها به سبب ذخايرى كه دارند كمى تواناترند ولى همانكار را مى كنند به اضافه سلاح فروشى زير لباس ايمنى. چين و روسيه براى ايرانمسئله ساز خواهند شد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •