Nimrooz
Vol. 18, No. 881, June 7, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۱ - چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۵
دكتر پرويز داورپناه
ستارخان، قهرمان قهرمانان
كوى و بازار تو ميدان سپاه دشمن
شيهه اسب و هياهوى سوارانت كو؟
شفيعى كدكنى (م. سرشك)
003876.jpg
انقلاب مشروطيت يكى از درخشان ترين صفحات تاريخ مبارزات ملت ايران است
صدمين سالگرد مشروطيت بارديگر به ما فرصت مى دهد كه خاطره فداكاريها و قهرمانيهاى مبارزان و مجاهدان خود را گرامى بداريم و از آزادى و آزادانديشى آنان تجليل بعمل آوريم.
تاريخ كهنسال ميهن ما مشحون از جنبش و كوشش محروم ترين مردم و چهره هاى درخشانى از آنان عليه جباران و ستمگران و در راًس اين جنبش ها است.
كاوه آهنگر، يعقوب رويگر و نادر پوستين دوز كه عليه ظلم و ستم داخلى و خارجى قد برافراشته، دست به اسلحه برده و مبارزه را تا سرحد پيروزى رسانيده اند، در تاريخ ميهن ما فراوانند.
صرف نظر از جنبه داخلى، مبارزه عليه استعمار نيز از اواسط حكومت خاندان قاجار در دستور كار انقلابيون ايران قرار مى گيرد. جنگهاى ايران و روس ايرانيان را متوجه استعمار روسيه ميكند و پس از جنگهاى هرات استعمار انگليس بعنوان يك خطر جدى ملت ايران را تهديد ميكند.
كشتن ناصرالدين شاه به دست ميرزا رضا كرمانى، مردى كه از ميان مردم برخاسته بود و بخاطر مردم دست به اين كار زده بودو با همان لحن مردم كوچه و بازار از آن دفاع كرد و بدون آن كه گرفتار حقه بازى و لفاظى سياسى شود، مرد و مردانه و مانند همه مردم حقيقت بين كوچه و بازار به مظفرالدين گفته بود «بله بقصد كشتن شاه بابا وارد حرم شدم و قلب شاه بابا را بهمين منظور هدف قرار دادم.» نشانه روحيه انقلابى و جهت گرفتن آن در مسير توسل به آخرين علاج يعنى قيام مسلحانه بر ضد ظلم و جور و زور است.
امّا در ميان همه فرازهاى اين فرايند، جنبش انقلابى ى مشروطه خواهى جائى ديگر و در ميان همه چهره هاى آن سيماى ستارخان جلائى ديگر دارد.
ستارخان سررشته نبرد اصلى و قاطعانه با استبداد محمد عليشاهى يعنى نبرد مسلحانه عليه آنرا به كف گرفت و تا بساط جابرانه او را در هم نپيچيد، آرام نگرفت و برجاى ننشست.
رهبر بى رقيب نهضت انقلابى مشروطيت و نيروهاى انقلابى مردم در اين زمان از بين پائين ترين اقشار ملت ايران برخاسته، متجلى به خصائص و صفات ايشان بود. پافشارى، مردانگى و از خود گذشتگى ستارخان و وفاداريش نسبت به منافع مردم در راه مبارزه عليه سلطه ظلم و استبداد و تجاوز خارجيان و صحت نظرش در انتخاب راه مبارزه مسلحانه در برابر خشونت و جبر استبداد و مقاومتى كه از خود در اين راه نشان داد به او مقامى شامخ در بين چهره هاى درخشان تاريخ ايران داده است.
اين خصائل و صفات به ستارخان اجازه داد كه از مرحله ساده ترين مجاهد متناسب با پيشرفت مبارزه و تشديد آن به مرتبه رهبرى و پيشوائى مبارزه نائل آيد.
ستارخان، قهرمان درخشان ستاره انقلاب مشروطيت وسردار ملى ايران در بيست و هشتم مهرماه ۱۲۴۵ شمسى در سرزمين سرسبز قره داغ و در يك خانواده روستايى چشم به جهان گشود.
ستارخان پس از كوچ خانواده اش به تبريز در جوانى با نشان دادن دلاوريها در مبارزه با ستم و خودكامگى، نامش بر سر زبانها افتاد.ستارخان چنانچه از تصاويربه جاى مانده، آشكار است، مردى بلند قامت و قوى هيكل باچشمانى روشن و نافذ بود كه سوار بر اسب در كوچه هاى تبريزبا رشادت در برابر نيروهاى دولتى مقاومت مى كرد.
ستارخان با شروع نهضت مشروطه در راس مجاهدان آذربايجان قرار گرفت و چنان درايت و نبوغ نظامى از خود نشان داد كه به يك چهره جهانى تبديل شد و از سوى ملت ايران به سردار ملى ملقب شد.
در روزگاران سخت قيام تبريز و در ايامى كه تعداد مجاهدين كه در مقابل هزاران سپاه خونخوار استبداد مقاومت مى كردند از تعداد انگشتان دست تجاوز نمى كرد، ستارخان با شجاعت و رشادت بى پايان خود، نهضت را به بهترين وجه رهبرى نموده، آن را از ظلمات دوران سختى گذرانده به سمت پيروزيهاى بعدى و عقب راندن نيروهاى دولتى از تبريز و فتح تهران رهنمون ساخت. سردار ملى در پيكارهاى رهايى بخش مردم آذربايجان، خدمات گرانقدرى به انقلاب و آزادى كشور كرد. در اين زمان در ايران كوچكترين نشانه اى از آزادى نبود
ستارخان با وجود اين كه از نعمت سواد بى بهره بود، نسبت به مسائل نهضت آگاهى كامل داشته و با دقت و امعان نظر خاص در مورد آنها تصميم مى گرفت.تصميماتى كه بكرات صحت آنان در برابر ترديد، دو دلى و تزلزل تحصيل كردگان زمان ثابت و مسلم شد.
هنگاميكه تقى زاده هاى محقق!! (كه به راه خيانت به نهضت پيوستند) ميدان را خالى گذارده و فرار كرده بودند، ستارخان مردانه مقاومت كرده، راه صحيح مقابله با دژخيمان محمد عليشاه را انتخاب نمود و صداى شليك تفنگهاى او و يارانش، ولوله سياست بازانى را كه در صدد تحكيم پايه هاى استبداد بودند، محو كرد.
ستارخان هميشه پيشاپيش سربازان خود و در مركز خطر جنگيد و هر گز خيال تسليم و شكست بخود راه نداد.
داستان عمل قهرمانانه اش در سرنگون كردن پرچمهاى سفيد تسليم در برابر استبداد بر سر در خانه ها در بعض محلات تبريز در سخت ترين لحظات مبارزه در ايامى كه بيش از سى هزار سرباز و اجير دولتى، عده قليل او را در محله اميرخيز محاصره كرده بودند، سرمشقى از مقاومت و پايدارى در لحظات سخت نبرد است. پس از سرنگونى بيرق هاى سفيد بود كه شهر يك پارچه از جاى جنيد و تا سراسر ايران را به جنبش نياورد، از پاى ننشست.
در چنين شرايطى بود كه ستارخان قدعلم كرد، ورق را برگرداند و با اين شاهكار خود جانى تازه در كالبد مردم دلمرده داد. مردمى كه شراره هاى انقلاب را خاموش شده مى پنداشتند تا ديدند هنوز اخگرى از خطه اى از كشور برخاست، به سوى آن رو آورده و دلهاى خود را با نور آن روشنى دادند.
ستار خان شجاعت را با فروتنى، رزمندگى را با جوانمردى، سپاهيگرى را با درايت، و صداقت را با مردم دوستى توام داشت.اين قهرمان آزادى با اين ويژگى هاى برجسته در يك لحظه حساس و تاريخى به پا خاست كه دموكراسى نوپاى ايران با كودتاى محمد على شاه از بين رفته و ظلمت استبداد، سراسر كشور را فرا گرفته بود.
جواب دندانشكن اين «اسب فروش بيسواد» به كنسول روس در تبريز كه مى خواست به هر حيله او را از جنگ بازداشته و وادار به تسليم كند و باو پيشنهاد كرده بود كه پرچم تزار روس را بر بالاى خانه خود نصب كند تا از حمله
دولتيان در امان باشد، در روزگارى كه وكيل با سواد تبريز، تقى زاده در سفارت انگليس پنهان شده بود، بهترين دليل بر احساسات عالى ميهن پرستانه وى و مقاومت و مبارزه آگاهانه اش دربرابر دخالت خارجيان در امور مملكت بود.
ستار خان در جواب كنسول روس گفته بود «ژنرال كنسول، من ميخواهم هفت دولت به زير بيرق ايران بيايد. من زير بيرق بيگانه نروم.»
ستارخان به صحت راه مبارزه مسلحانه براى نبرد با استبداد پى برده بود و در اين راه مردانه پايدارى كرد. وى با وجود خيانت هائى كه سياست بازان حرفه اى (آنانكه تا قبل از پيروزى مجدد مشروطه، ميدان مبارزه را خالى گذارده و يا به ثناگوئى از محمد عليشاه مشغول بودند) در حق او كردند و با ايجاد تفرقه و نفاق بين مجاهدين او را عليل و خانه نشين كردند، هر گز بدنبال جاه طلبى و ارضاى هوس شخصى نرفت و در خدمت به مردم وفادار ماند و با زبان ساده و عاميانه ميگفت «من سگ توده هستم و ميخواهم پاسبان اين توده باشم.»
مقاومت و پايمردى مردم تبريز به فرماندهى ستارخان در آن روزهاى خطرناك و پيروزى درخشان آنها بر دشمن بى رحم و سرتاپا مسلح نه تنها ملت ايران بلكه جهانيان را به شگفتى واداشت.
در اين زمان، نام ستارخان، سردار ملى كه در آن موقع نماد قهرمانيهاى تبريزيان و مبارزات ملت ايران شناخته مى شد
در صفحه اول جرايد دنيا، چاپ شده از سوى نشريات «بوكاچف» و «گاريبالدى» لقب گرفت.
بر اثر جانبازيهاى مجاهدان آذربايجان به سركردگى ستارخان بود كه استبداد صغير سقوط كرده و فاتحين تهران دست به تشكيل دولت زدند. در واقع تحقيرى كه بر اثر بمباران مجلس و استيلاى استبداد صغيربه كشور تحميل شده بود با دلاورى و از خود گذشتگى مردم تبريز و در پيشاپيش آنان، ستارخان شسته شد.
فاجعه پارك اتابك كه در آن ستارخان به دست دشمنان ملت زخمى شد، نقطه شومى در تاريخ مشروطه شد و پس از آن حادثه ناگوار كه درتاريخ چهاردهم مرداد ۱۲۸۹ يعنى در چهارمين سالروز صدور فرمان مشروطه كه نيروهاى مسلح دولتى پارك اتابك را محاصره كرده و سردار ملى را از پا زخمى كردند، مسير نهضت مردمى و ضد امپرياليستى مشروطه را منحرف كرده و در كانال خواست هاى استعمارگران و ايادى آنها يعنى همان كهنه درباريان و ضد انقلابيون انداخت. ستارخان بعد از نبرد باغ اتابك زمينگير شد و معالجات پزشكان حاذق تهران براى مداواى پاى او به جائى نرسيد و چهار سال و اندى پس از اين رويداد جانگداز در تهران زندگى كرد، تا اينكه در تاريخ ۲۵ آبان ماه ۱۲۹۳ شمسى برابر ۱۶نوامبر ۱۹۱۴ ميلادى در يك خانه اجاره اى در تهران در حالى كه ۴۸ سال بيشتر نداشت، چشم از جهان نامردمى ها فرو بست.
مزار اين گرد دلاور كه آزاديخواهى صادق بود، در باغ طوطى شهر رى است.
از پشت بام باغ اتابك / تا كوچه باغهاى اميرخيز / يك جاده خون / يك كاروان شهيد را / همپاى شبگريزى اين فوجهاى بى سردار / همراه مى برد/ تا آستانه «ستار» / «ستار» / بر كوهه دريده زين / را نشكافته / با آن گلوى خونين چه تلخ مى خواند. / آواز اين قبيله چه زيباست. /... / باد از هراس شب / در زير چتر خونى باران / پر مى كشد به كوه / تا خفيه گاه ايمن خورشيد / و از ستيغ سربى البرز/ اين صبح سربلند/ كه مى رويد / آواز تازه عاشق هاست / آواز اين قبيله چه زيباست. (ايرج جنتى عطايى)
ستارخان صد سال پيش راه صحيح مبارزه مسلحانه در برابر استبداد محمد عليشاهى را به مبارزان و مجاهدان انقلاب مشروطه نشان داد، راهى كه هر زمان، اگر همه راههاى مسالمت آميز و دموكراتيك مردم در برابرمستبدين مسدود گردد، هنوز هم براى سرنگونى ديكتاتورها معتبر است.
درآئين برگزارى صدمين سالگرد انقلاب مشروطيت در تجليل و بزرگداشت همه مبارزان و مجاهدان و سردارملى، ستارخان، اين قهرمان قهرمانان مشروطيت بكوشيم.
منابع:
۱ ستارخان / آلما قوانلو برنامه مستند راديو تصويرى ياران ۱۳۸۴ لس آنجلس ۲ پدرم ستارخان/ نادعلى همدانى سازمان انتشارات اشرفى. ۳ ديدار همرزم ستارخان/ نصراله فتحى (آتشباك) انتشارات گوتنبرگ.4 رهبران مشروطه / صفايى انتشارات جاويدان. ۵ قيام آذربايجان و ستارخان/ اسماعيل اميرخيزى نشر كتابفروشى تهران. ۶ تاريخ مشروطه ايران/ احمد كسروى انتشارات اميركبير.7 تاريخ هجده ساله آذربايجان/ احمد كسروى انتشارات امير كبير. ۸ مشروطه سازان / محمد على صفرى نشر علم. ۹ تاريخ بيدارى ايرانيان / ناظم الاسلام كرمانى انتشارات اميركبير.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •