Nimrooz
Vol. 18, No. 881, June 7, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۱ - چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۵
*عبدالله شهبازى
كالبدشكافى تخريب حسينيه دراويش گنابادى
از زمان وقوع درگيرى قم و تخريب حسينيه دراويش گنابادى (۲۴ بهمن ۱۳۸۴) به اين حادثه به ديده بدبينى نگريستم. شم سياسى و تجربه تاريخى به من مى گفت كه در اوضاع حساس كنونى منطقه و تهديدات عليه ايران اين بلوا نمى تواند طبيعى باشد. ولى چند و چون ماجرا برايم روشن نبود. نمى دانستم اين فتنه را كه برافروخته و تحريكات از جانب كه سازماندهى شده است: دراويش گنابادى، مقامات امنيتى قم يا محافل افراطى؟ در روزهاى اخير فرصتى پيش آمد تا با دو تن از مطلعين ساكن قم مصاحبه كنم و ابعاد حادثه را بسنجم. منابع اصلى يادداشت حاضر گفتگوى من با اين دو تن است: يكى از فضلا و مجتهدان جوان و مورد وثوق است و ديگرى از بنيانگذاران و گردانندگان هيأت فاطميون قم كه در ماجرا دخيل بود. سرانجام، گزارشى از نتيجه بررسى كميته تفحص در پيرامون حادثه قم ديدم. در اين گزارش آمده است:
«كميته بررسى كننده ماجراى تخريب حسينيه دراويش گنابادى در قم حمله به اين حسينيه را كارى اشتباه و ناشى از ارائه اطلاعات غلط به مسئولان، علما و مراجع تقليد دانست... كميته... در گزارشى به مسئولان اعلام كرد كه دراويش گنابادى يكى از فرق همراه با اسلام و تشيع و انقلاب بوده و از جانب آنان هيچ خطرى متوجه جامعه شيعى نيست. بر اساس اين گزارش، بزرگنمايى خطر اين گروه باعث تحريك گروه هائى از مردم و برخى از علما و مسئولان شد كه اين امر ماجراى تخريب حسينيه آنان در قم را به همراه داشت... كميته بررسى كننده اين ماجرا- كه در آن افرادى از وزارت اطلاعات، وزارت كشور، نيروى انتظامى و نيروى مقاومت بسيج حضور داشتند- اعلام كرد كه اختلاف بر سر مالكيت حسينيه دراويش گنابادى قم يك امر كوچك شهرى بود و مى توانست به وسيله شهردارى و اوقاف و مالك آن (شريعت) حل و فصل شود ولى با دخالت برخى نهادها و افراد غيرمسئول در اين ماجرا يك پديده محلى به يك ماجراى امنيتى و ملّى تبديل شد كه قطعاً كارى ناشايست بود. اين امر پس از ماجراى اهانت به ساحت حضرت رسول (ص) در اروپا و انسجامى كه در اعتراض به اين امر در جهان اسلام ايجاد شد يك امر تفرقه افكنانه محسوب مى شود و اين در حالى است كه ايجاد جنگ و تفرقه مذهبى در دستور كار دشمنان اسلام قرار دارد...»
گزارش فوق مؤيد فرضيات اوّليه و نتايج بررسى من بود. در نتيجه مصمم شدم كه ديدگاه خود را منتشر كنم. روشن است كه تعلقى به دراويش ندارم كه به عكس در مقالات و مصاحبه هاى خود از نقش كانون هاى استعمارى در تقويت يا ايجاد برخى از فرقه هاى دراويش، مانند بكتاشيان، گفته ام. بهرروى، نتيجه بررسى من به شرح زير است:
در ماجراى تخريب حسينيه دراويش گنابادى در قم سه نيرو مؤثر بودند: هيأت فاطميون قم، يكى از دستگاه هاى امنيتى كشور در استان قم، دراويش طريقت گنابادى.
مقتداى معنوى هيأت فاطميون حجت الاسلام شيخ مرتضى آقا تهرانى، از فضلاى ميان سال حوزه علميه قم، است كه در ماه هاى اخير، پس از صعود دولت دكتر احمدى نژاد، شهرت يافته است. او در انتخابات اخير سفرهايى به برخى نقاط كشور كرد و كوشيد تا نظر علما را به سود رياست جمهورى احمدى نژاد جلب كند. تهرانى اخيراً به عنوان معلم اخلاق دولت دكتر احمدى نژاد شهرت يافت و تصاوير وى در جلسات هيأت دولت را خبرگزارى ها پخش كردند. همين پيشينه كافى بود تا تهرانى را به آماج برخى انتقام جويى ها و دسيسه هاى پيچيده بدل كند. پيوند هيأت فاطميون با تهرانى از يكسو و پيوند تهرانى با احمدى نژاد به گونه اى است كه هر گونه عملكرد سوء و حركت افراطى از سوى هيأت فاطميون را به سادگى مى توان به تهرانى و از اين طريق به دولت احمدى نژاد نسبت داد و چنين القاء كرد كه حاميان معنوى و روحانى دكتر احمدى نژاد گروهى از روحانيون قشرى و افراطى هستند كه با به قدرت رسيدن دولت جديد فضا را براى يكه تازى و افراطى گرى مساعد يافته اند و مانع و رادعى نمى شناسند.
هيأت فاطميون قم از سال ها پيش در جستجوى مكانى براى انجام فعاليت هاى مذهبى- هيأتى خود بود ولى به دليل عدم تمكن مالى موفق نمى شد. رئيس هيأت، كه از مداحان معروف كشور به شمار مى رود، به شدت از عدم امكان مالى هيأت و نداشتن مكانى مناسب دلگير بود.
از سوى ديگر، سيد احمد شريعت، شيخ سلسله گنابادى، و برادر وى، دكتر سيد حسن شريعت، از مدتى پيش قصد داشتند در جوار ساختمان مطب دكتر شريعت و خانه مسكونى سيد احمد شريعت در نبش خيابان ارم (بهترين نقطه قم) حسينيه اى احداث كنند. آنان ابتدا به طور علنى ساخت و ساز را شروع كردند ولى يكى از دستگاه هاى امنيتى استان از ادامه كار جلوگيرى كرد. در نتيجه، مخفيانه ساخت و ساز را ادامه دادند و از طريق ساختمان شريعت و كوچه پشت احداث بنا را به پايان بردند. دستگاه امنيتى فوق، به رغم اطلاع، از عمليات ساخت جلوگيرى نكرد و اجازه داد كه بناى حسينيه، با صرف صدها ميليون تومان، به اتمام رسد. پس از اتمام و افتتاح ساختمان فوق، دستگاه امنيتى به سيد احمد شريعت مراجعه كرد و خواستار تعطيل آن شد. شريعت گفت كه حسينيه موقوفه است. پاسخ داده شد كه اگر موقوفه است بايد اداره اوقاف درباره صلاحيت متولى نظر دهد. اين خواست بهانه جويى و برخلاف عرف است زيرا بسيارى از مراجع و علما، كه نمى خواهند موقوفات مربوط به آنان زير نظر اداره اوقاف باشد، موقوفات را به نام خود ثبت مى كنند. اين گونه املاك از نظر ثبتى شخصى است ولى از نظر شرعى موقوفه به شمار مى رود. بهرروى، كمى بعد دستگاه امنيتى اعلام كرد كه متولى حسينيه از نظر اداره اوقاف صلاحيت ندارد و بايد ساختمان را به اوقاف تحويل دهد. اين در حالى است كه آقايان شريعت در قم به تدين شهرت دارند و پسر دكتر شريعت، به نام محمد شريعت، شهيد انقلاب يا جنگ تحميلى است و كوچه اى در محله صفائيه (منشعب از كوچه بيگدلى) به نام اوست. به علاوه، دراويش سلسله گنابادى در ميان طريقت هاى مختلف صوفيه معتدل ترين ايشان به شمار مى روند؛ برخلاف برخى از فرقه هاى صوفيه در موضع عناد با جمهورى اسلامى ايران قرار ندارند، از نظر شرعى قطعاً مسلمان شيعه محسوب مى شوند، و به تبع آن اموال و موقوفات شان محترم است و كسى حق تعرض به آن را ندارد. دراويش گنابادى نه تنها به تقليد از مجتهد جامع الشرايط باور دارند، و بنا به ادعاى خود ايشان بعضاً مقلد آيت الله العظمى خامنه اى مى باشند، بلكه حتى به احداث مكانى به نام «خانقاه» اعتقاد ندارند و مسجد را محل عبادت مى دانند. در وبگاه اين طريقت چنين مى خوانيم:
«اين سلسله چون در ظاهر و وظايف شرعيه هيچگونه اختلافى در اعمال و اعتقادات با علماى اعلام و شيعه حقه اثنى عشريه ندارند به حسب ظاهر و لباس و محل عبادت كه مسجد است تمايزى نداشته و حتى محل خاصى به نام خانقاه را كه موجب دوئيت و تشتت گردد معتقد نيستند چه بزرگ ترين علت ضعف و انحطاط اسلام را همين ايجاد فرق مختلف اسلام مى دانند... (سيد هبت الله جذبى اصفهانى، خلاصه اصول تعليمات و رويه سلسله نعمت اللهى سلطانعليشاهى گنابادى)».
دستگاه امنيتى حسينيه شريعت را تعطيل و مهروموم كرد و سپس مسئول دستگاه فوق، كه از وضع مالى هيأت فاطميون و علاقه و تلاش رئيس آن براى داشتن مكان آبرومندى مطلع بود، به وى پيشنهاد كرد كه مى تواند حسينيه آماده و مجهزى را در اختيار هيأت قرار دهد؛ حسينيه اى كه به قول مسئول فوق در دست «معاندين نظام» است و نظر مسئولين نظام و مراجع عظام بر خلع يد از آنان است. در اين زمان حجت الاسلام تهرانى در سفر آمريكا بود. دستگاه امنيتى از حسينيه رفع پلمب كرد و در روز عيد غدير خم (۲۸ دى ۱۳۸۴) مراسم افتتاح حسينيه با حضور اعضاى هيأت فاطميون و مسئولين استان در محل فوق برگزار شد. رئيس هيأت مى گويد كه در تماس تلفنى با تهرانى ايشان تنها اجازه داد كه اعضاى هيأت در مراسم افتتاح حسينيه شركت كنند نه بيش تر و هيأت قصد تصرف و استقرار در حسينيه را نداشت. از عيد غدير حسينيه در اختيار هيأت فاطميون قرار گرفت.
اندكى بعد تهرانى از آمريكا بازگشت و با مسئول دستگاه امنيتى ملاقات كرد. تهرانى از مقام امنيتى پرسيد كه چه مدارك كتبى دال بر نظر موافق مسئولين نظام با تصرف حسينيه شريعت در اختيار دارد. مسئول فوق گفت كه مدركى در اختيار ندارد. تهرانى پس از احراز عدم وجود مجوز شرعى و قانونى گفت: «به چه دليل اموال مسلمين را مصادره مى كنيد، مال مسلم محترم است.» در پى اين ملاقات تهرانى دستور خروج هيأت از حسينيه را صادر كرد و در ۵ بهمن ۱۳۸۴ هيأت مكان فوق را تخليه نمود.
آقاى.... (از بنيانگذاران و گردانندگان هيأت فاطميون) در گفتگو با من ديدگاه تهرانى را چنين بيان كرد:
«حاج آقا تهرانى جريان ملاقات با... [مسئول امنيتى] را برايم گفت. حجت شرعى مى خواهد. [مسئول امنيتى] مى گويد كه نظر دستگاه متبوعش است. حاج آقا مى گويد:» نظر دستگاه متبوع وى براى ما حجت شرعى ايجاد نمى كند. «[مسئول امنيتى] مى گويد: [نظر مراجع درباره تخريب حسينيه] در روزنامه ها هست. حاج آقا مى گويد:» روزنامه ها براى ما حجت نمى شود. از اوّل هم بچه ها اشتباه كردند. «(آن موقع [زمان اشغال] حاج آقا نبودند، در آمريكا بودند.) بعد حاج آقا فرمودند كه اينجا را خالى كنيد.
با حاج آقا كه صحبت كردم، حاج آقا فرمودند كه من اصلاً نظرم اين نبوده كه بروند تو. قبل از تلفن به حاج آقا [در آمريكا]، آقاى... [رئيس هيأت] با من تلفنى صحبت كرد كه اينجور و آنجور. من گفتم: فكر نمى كنم حاج آقا راضى بشوند. مى شود مثل جريان حسينيه شيرازى [حسينيه آيت الله سيد محمد شيرازى] و اصلاً درست نيست براى هيأت. من گفتم كه از حاج آقا تهرانى بپرس. من چهار روز قبل پيش حاج آقا [تهرانى] بودم، حاج آقا گفت: ديدى چى پشت سر من مى گويند؟ گفتم: چى مى گويند؟ گفتند: مى گويند از اوّل هم شما گفتيد بروند آنجا [حسينيه را اشغال كنند.] در حالى كه نظر من اين نبوده. گفتم: حاج آقا متأسفانه مى سازند. خود حاج آقا گفت كه من اصلاً نگفتم بروند.
اين ها مى خواهند توپ ببندند در زمين ما، والا پيشنهاد اصلى از طرف خود آقاى... [مسئول دستگاه امنيتى] بوده.»
با خروج هيأت فاطميون، دراويش در حسينيه مستقر شدند و به اموال باقيمانده از هيأت مطلقاً تعرض نكردند. پس از استقرار دراويش، دستگاه امنيتى اعلام كرد كه بايد مكان را تخليه كنند. دراويش گنابادى از سراسر ايران، به ويژه از كردستان و لرستان، براى حمايت از حسينيه وارد قم شدند و به مدت سه روز در خيابان ارم و كوچه منتهى به حسينيه تحصن كردند. دستگاه امنيتى اعلام كرد كه تحصن دراويش مخل نظم عمومى است و حاضر است با اتوبوس آن ها را به خارج از شهر قم هدايت كند. دراويش نپذيرفتند. در نتيجه گروهى به نام «مردم» عليه آن ها وارد عمل شدند. دراويش بر روى پشت بام هاى منتهى به حسينيه مستقر شدند و با چوب و سنگ مقابله كردند. نيروى انتظامى نيز وارد عمل شد. تا ساعت ۹: ۳۰ بعد از ظهر خيابان ارم مملو از جمعيتى كثير بود كه بيش تر آن ها براى تماشا گرد آمده بودند. در اين حادثه حدود ۱۲۰۰ الى ۲۰۰۰ نفر از دراويش دستگير و زندانى و حدود ۳۰۰ نفر زخمى شدند.
فرداى آن روز ساختمان حسينيه و ساختمان مسكونى شريعت و مطب دكتر شريعت با لودر تخريب شد، استاندار قم ماجرا را به عنوان توطئه صوفيه مطرح كرد و نمايشگاهى برگزار شد كه در آن عمليات غيراخلاقى برخى از گروه ها و فرقه هاى دراويش به گنابادى ها نسبت داده مى شد. منابعى كه با آنان مصاحبه كردم، هر دو، انتساب برخى مفاسد نسبت داده شده به حسينيه و دراويش گنابادى را، كه در رسانه ها انعكاس يافت، به كلى منكر بوده و آن ها را جعليات مضحكى دانستند كه مورد تمسخر مردم قم قرار گرفته است.
به اين ترتيب، در پى اين شعبده، سلسله دراويش گنابادى كه، چنان كه گفتم، در ميان فرقه هاى موجود دراويش معتدل ترين آنان به شمار مى رفت و داراى پيروان كثيرى در سراسر كشور، از جمله در لرستان و كردستان، است عملاً به يك معضل مهم امنيتى بدل شد؛ و در پيامد آن از يكسو دولت دكتر احمدى نژاد به سركوب فرقه هاى دينى بى آزار متهم شد و از سوى ديگر موج تبليغاتى گسترده اى عليه جمهورى اسلامى به راه افتاد.
يكى از منابع من، كه از فضلا و مجتهدان مورد وثوق قم است، گفت:
«بسيارى از مردم قم تا پيش از اين درگيرى اصولاً از وجود دراويش گنابادى در شهر قم مطلع نبودند. اين حادثه علاوه بر بزرگنمايى طريقت فوق و ايجاد مظلوميت شديد براى آن كاهش شديد محبوبيت دولت احمدى نژاد را در شهر قم سبب شد. مردم مى پرسند: چگونه است كه يهوديان و مسيحيان مى توانند در ايران داراى ملك و عبادتگاه باشند و دولت از حقوق آن ها حمايت مى كند ولى به ناگاه گروهى از دراويش معتدل مسلمان و شيعه، كه تاكنون بركنار از مسائل سياسى بودند، به عنوان نيروى معاند معرفى مى شوند و حق داشتن عبادتگاه و حتى وقف كردن اموال شخصى از ايشان سلب مى شود؟»
تشكيل كميته تحقيق و گزارش صريح و منصفانه آن دال بر محكوميت اقدام جاهلانه، و به گمان من توطئه سنجيده و سازمان يافته، اشغال و تخريب حسينيه شريعت اقدامى جسورانه و قابل ستايش از سوى دولت دكتر احمدى نژاد است كه بايد با ريشه يابى دقيق ماجرا و شناسايى انگيزه عاملان آن كامل شود. جسورانه از اينرو كه گزارش فوق برخلاف جو سنگينى است كه در پوشش مقابله با صوفيه و دفاع از حرمت و تقدّس شهر قم ايجاد شده بود. در گذشته نيز از اين گونه اقدامات خودسرانه و مشكوك رخ مى داد، كه بعضاً تبعات سنگين بين المللى داشت، ولى مسئولين وقت در قبال آن سكوت و با حادثه سازان مماشات مى كردند. دكتر احمدى نژاد با تشكيل كميته فوق نشان داد كه اجازه نمى دهد ماجراجويان خودسر يا دست هاى مشكوك در برهه حساس كنونى ماجراهاى ديگرى از اين دست بيافرينند.

پى نوشت:
پس از نوشتن يادداشت پيشين، به سندى دست يافتم (عكس زير) كه مؤيد تحليلم است دال بر غيرمعاند بودن دراويش گنابادى و حفظ حرمت آنان در سال هاى گذشته. اين سند به امضاى آيت الله محمد محمدى گيلانى، حاكم شرع وقت، است و به سال ۱۳۶۰ تعلق دارد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •