در آستانه تصميم گيرى شوراى امنيت در باره برنامه هسته اى ايران، كوفى عنان دبير كل سازمان ملل متحد خواستار گفت و گوى مستقيم آمريكا و ايران شده است تا از اين طريق راه حلى براى بحران هسته اى جمهورى اسلامى پيدا شود.
پيش از اين برخى از سران اروپايى نيز درخواستى مشابه درخواست عنان از آمريكا كرده بودند، اما پاسخ آمريكا به آنها «نه» بوده است.
البته آمريكا چند ماه پيش به زلمى خليلزاد، سفير خود در بغداد اجازه داد تا با مقام هاى ايرانى در باره عراق مذاكره كند، اما با وجود موافقت بى سابقه طرف ايرانى با اين موضوع، مذاكره اى به صورت رسمى و علنى بين دو طرف صورت نگرفت و نهايتا مقام هاى ايرانى به دلايلى نه چندان روشن از بيهوده بودن مذاكره با آمريكا و منتفى شدن آن تا زمانى نامعلوم خبر دادند.
به نظر مى رسد پيرامون مذاكراتى كه قرار بود بين آمريكا و ايران صورت گيرد، مسائلى پنهان جريان داشته و همين مسائل پنهان ابتدا به اعلام آمادگى دو كشور براى مذاكره و سپس منتفى شدن مذاكره منجر شده است.
چند روز پيش رسانه هاى عربى به نقل از جلال طالبانى رئيس جمهورى عراق گزارش دادند كه بين مقام هاى ايرانى و آمريكايى در شهر بوكان در استان اربيل عراق ديدارى صورت گرفته است.
اين خبر از سوى طرف ايرانى تكذيب شد، اما چنانچه به واقع ديدار محرمانه اى بين دو كشور صورت گرفته باشد، راز منتفى شدن مذاكرات رسمى دو طرف را بايد در آن جست و جو كرد.
پيش از منتفى شدن مذاكرات دو كشور، طرف آمريكايى اصرار داشت كه مذاكره با ايران به مورد عراق محدود شود، اما طرف ايرانى به گفت و گويى فراتر از آن از جمله در باره پرونده هسته اى جمهورى اسلامى تمايل نشان مى داد و احتمالاعلاقه مند بود تا از «كارت عراق» در بازى با آمريكا بر سر پرونده هسته اى استفاده كند.
ممكن است همين اختلاف نظر نهايتا به چشم پوشى طرف ايرانى از انجام مذاكره منجر شده باشد.
نظر نهايى آمريكا در باره برنامه اتمى ايران اين است كه جمهورى اسلامى از خواست دستيابى به چرخه سوخت هسته اى صرف نظر كند و در اين مورد نيز آمريكا نه حاضر به نرمش است و نه ميلى به ارائه امتياز سياسى و اقتصادى خاصى به ايران در ازاى تعليق غنى سازى (بيش از آنچه در پيشنهاد سه كشور اروپايى و طرح روسيه مطرح شده است) دارد.
به عبارت ديگر، آمريكا بر اين باور است كه اگر ايران بخواهد بر مواضع كنونى خود در مذاكره دوجانبه اصرار ورزد، مذاكره به شكست خواهد انجاميد.
در اينجا اين پرسش مطرح مى شود كه آيا شكست نتيجه مذاكرات مى تواند دليل قابل قبولى براى خوددارى آمريكا از مذاكره با دولت ايران باشد؟
برخى از سياستمداران آمريكايى از دولت جورج بوش مى خواهند كه حتى به فرض شكست مذاكرات، آمريكا به عنوان آخرين آزمون با ايران به گفت و گو بنشيند؛ اما مقام هاى دولت بوش ظاهرا از دو جهت نگران اين مسأله هستند.
دولت جورج بوش كه جمهورى اسلامى را به تلاش براى ساخت سلاح كشتار جمعى و بزرگ ترين دولت حامى تروريسم متهم كرده و در «محور شرارت» جاى داده است، از آن بيم دارد كه مذاكره با ايران به مفهوم پذيرش «مشروعيت» جمهورى اسلامى از سوى ايالات متحده تعبير و تفسير شود.
از همين رو، برخى از محافل متنفذ در آمريكا كه سوداى «تغيير رژيم» در ايران را در سر مى پرورانند، با هر نوع مذاكره اى مخالفند.
مهم تر از اين اما، پرهيز آمريكا از مطرح شدن پرونده هسته اى ايران به عنوان بحرانى دوجانبه بين تهران و واشنگتن است.
آمريكا همواره تأكيد مى كند كه برنامه هسته اى ايران مورد نگرانى «جامعه جهانى» است و قاعدتا هر گونه حركتى كه اين مناقشه را به سطح يك اختلاف دوجانبه تقليل دهد، باعث نگرانى كاخ سفيد است.
به باور مقام هاى آمريكا، در حالى كه مذاكرات سه كشور اروپايى با ايران به نتيجه نرسيده و آغاز غنى سازى توسط ايران باعث قطع مذاكرات شده است، دليلى براى آغاز دور جديدى از گفت و گوى تهران و واشنگتن بر سر اين مسأله وجود ندارد؛ بويژه اينكه آمريكا پيشنهاد تازه اى براى ارائه به جمهورى اسلامى ندارد و جمهورى اسلامى نيز به نوبه خود علامتى حاكى از نرمش احتمالى در مذاكره با آمريكا ارسال نكرده است.
به نظر مى رسد گروهى از سياستمداران آمريكايى بر اين تصورند كه مذاكره با ايران درباره پرونده هسته اى ضمن آنكه به نتيجه ملموسى نمى رسد، دو «پيام غلط» را به جامعه جهانى ارسال مى كند:
نخست اينكه، آمريكا هنوز به تصميم مشخصى در باره ايران نرسيده و بنابراين ممكن است براى تحريم ايران چندان جدى نباشد. چنين پيامى قاعدتا متحدان آمريكا را براى اعمال فشار بر ايران مردد مى كند.
پيام دوم هم اين است كه در پرونده هسته اى ايران، طرف اصلى جامعه جهانى نيست، بلكه ايالات متحده آمريكاست. چنين پيامى نيز به ويژه در دنياى اسلام تصوير آمريكا را بيش از پيش تيره مى كند و به تلقى رويارويى غرب مسيحى و شرق اسلامى در سطح جهان دامن مى زند.