احمد بهارلو به دليل مصاحبه هاى تلويزيونى اش به يكى از چهره هاى مطرح در ميان ايرانيان بدل شده است.
ميزگردى با شما، عنوان برنامه اى است كه با اجراى احمد بهارلو هر هفته از تلويزيون صداى آمريكا پخش مى شود و بزودى قرار است پخش آن به شش بار در هفته افزايش يابد. برنامه هاى تلويزيونى صداى آمريكا از طريق ماهواره مستقيما در ايران قابل دريافت است.
دولت آمريكا جهت ايجاد تغييرات سياسى، در اقدامى روشن، ميليون ها دلار از بودجه ماليات دهندگان آمريكايى را براى پخش مستقيم برنامه به ايران هزينه كرده است.
بهارلو تأكيد مى كند كه برنامه او به عنوان تبليغات سياسى آمريكا ديده نخواهد شد و دولت آمريكا هيچ دخالتى در نحوه توليد برنامه ها نمى كند.
با اين وجود او نقش خود را «بى اثر» كردن اطلاع رسانى گمراهانه حكومت ايران ارزيابى مى كند.
جاى شگفتى نيست كه در مورد نتيجه اين اقدامات نظر يكسانى وجود ندارد. مسئله اين است كه رهبرى اين جريان توسط صداى آمريكا بر ترديدها دامن مى زند، خصوصا كه خيلى ها صداى آمريكا را به عنوان صدايى بى طرف نمى شناسند.
اشتباهات را تكرار نكنيد
سال ۱۹۷۹ محسن سازگارا سوار همان هواپيمايى بود كه آيت الله خمينى را به تهران آورد. قصد او اين بود تا كمك كند انقلاب اسلامى به ثمر رسد.
وى از بنيانگذاران سپاه پاسداران بود و به مقام هاى بالايى در جمهورى اسلامى رسيد.
اما او بعداً به دليل فعاليت هاى اصلاح طلبانه اش از چشم رهبران نظام افتاد. سازگارا اينك در تبعيد، به تدريس در دانشگاه يل (Yale) آمريكا مشغول است.
توصيه او به دولت آمريكا اين است كه: «مداخله نكنيد.»
او مى گويد به هر نحو براى دموكراسى و آزادى فشار بياوريد اما اشتباه عراق و افغانستان را تكرار نكنيد.
او مى گويد بهترين كار اين است كه اجازه داده شود گروه هاى مخالف ايرانى در داخل كشور رهبرى را بدست گيرند.
به باور او اين بار نبايد تلاش شود تا اپوزيسيونى در تبعيد ايجاد شود و چهره اى چون احمد چلبى برجسته شود. چلبى يكى از رهبران گروه هاى مخالف صدام و نزديك به وزارت دفاع آمريكا بود كه به باور بسيارى، مقامات آمريكا را در مورد وجود سلاح هاى كشتار جمعى در عراق به اشتباه انداخته بود.
سازگارا نصيحت كنان مى گويد: «اين مسائل را به مردم ايران واگذار كنيد.»
اعلام خطر
با اين حال صداهايى نيز شنيده مى شوند كه كمك دولت آمريكا براى تغيير رژيم ايران را فرياد مى زنند.
يكى از اين گروه ها مشخصا مى گويد به دليل افشاى برنامه هسته اى مخفيانه ايران و جلب توجه آمريكا در اين مورد، شايسته توجه بيشترى به خود است.
عليرضا جعفر زاده تا زمانى كه شوراى ملى مقاومت، گروه مرتبط با سازمان مجاهدين خلق ايران، مجبور به بستن دفتر خود در واشنگتن نشده بود، به عنوان سخنگوى آن سازمان فعاليت مى كرد.
وزارت امور خارجه آمريكا در فهرست سالانه خود درباره تروريسم، مجاهدين خلق را به عنوان يك گروه تروريستى معرفى كرده و مى گويد «مجاهدين خلق حامى روش هاى خشونت آميز براى سرنگون ساختن رژيم ايران است.»
جعفرزاده اينك به عنوان يك كارشناس مسايل ايران نظراتش را در شبكه خبرى فاكس نيوز آمريكا كه به عنوان رسانه اى نزديك به محافظه كاران اين كشور شناخته مى شود، ارائه مى كند.
او مى گويد اگر آمريكا مى خواهد رژيم ايران را تغيير دهد بايد سياستش را در مورد مجاهدين خلق تغيير دهد.
او ايران را به عنوان «اژدهايى پنج سر» معرفى مى كند كه بايد آن را كشت. او سپس كار هر يك از اين پنج سر را چنين فهرست كرده است: «حمايت ايران از گروه هاى تروريستى، دخالت در امور عراق، مخالفت با صلح خاورميانه، سركوب مردم ايران و خطر اتمى.»
مدل جنگ سرد
در عين حال، زمزمه هائى نيز براى به رسميت شناختن پادشاهى شنيده مى شود.
رضا پهلوى، پسر شاه سابق ايران، در آدرسى ناشناس در ويرجينيا همچنان رابطه خود را بوسيله تلفن و اينترنت با طرفدارانش در ايران حفظ كرده است.
او همچنين بر اين باور است كه نقشى براى ايجاد تغييرات غير خشونت آميز بر گردن اوست.
با اين وجود، دولت آمريكا در اين مورد با احتياط برخورد مى كند. كمتر كسى است كه او را به عنوان رهبر يك انقلاب تازه تصور كند.
در مقابل، آمريكا تلاش دارد تا با پخش مستقيم برنامه، مردم ايران را در اين زمينه درگير كند. هرچند تبعيديان با نفوذ در مجموع نسبت به سياست آمريكا با شك و ترديد برخورد مى كنند.
عباس ميلانى يك ايرانى دانشگاهى است كه اينك در دانشگاه استنفورد مستقر است و به «چهره هاى ارشد رسمى» در دولت بوش مشاوره مى دهد.
او معتقد است دولت آمريكا بايد به صورت آشكار و صريح با رهبرى ايران گفتگو كند.
او مى گويد چنين سياستى در زمان رياست جمهورى رونالد ريگان طى جنگ سرد و در گفتگو با اتحاد جماهير شوروى مفيد واقع شد.
او نگران تحريم ها عليه ايران است كه تاكنون نيز به مردم ايران آسيب هاى زيادى وارد ساخته اند. وى مى گويد كه تحريم هاى فعلى آمريكا «مصيبت بار» بوده اند.
او همچنين از اين مى ترسد كه حملات نظامى عليه تاسيسات اتمى ايران ده ها سال جريان اصلاحات او در ايران به عقب خواهد انداخت.
نگرانى واقعى بسيارى از ايرانيان تبعيدى اين است كه سياست فعلى آمريكا مى تواند نتيجه معكوس داده و نهايتا آيت الله ها در ايران را قدرتمندتر كند.