|
هارون نجفى زاده در مزار شريف
درس معلم ار بود زمزمه محبتى...
در حالى كه دولت افغانستان مى گويد در تلاش است تا براى رشد آموزش و پرورش كودكان اين كشور گامهاى بلند بردارد، در اغلب مكاتب (مدارس) اين كشور، خشونتهاى فيزيكى عليه دانش آموزان، همچنان ادامه دارد.
كارشناسان معتقدند ضرب و شتم و تهديد دانش آموزان كه در بسيارى از مكتب هاى افغانستان رواج دارد، تاثيرات منفى بر روحيه آنها مى گذارد و در بسيارى موارد از علاقه كودكان به رفتن به مكتب مى كاهد.
ضرب و شتم، تهديد و خشونت عليه دانش آموزان از سوى آموزگاران آنان در مكاتب افغانستان، پديده اى است كه از سالها پيش رواج داشته و هنوز هم در اغلب مكاتب اين كشور به قوت جريان دارد.
تلاشهاى دولت افغانستان براى معيارى سازى نظام آموزشى اين كشور، تأثير كلان بر رفع خشونت مكتبى به دنبال نداشته است.
عبدالله، پسر بچه ۱۳ ساله از تجربه خشونت در مكتب مى گويد: «انگشتانم هنوز هم درد دارد. وقتى درس را ياد نمى گرفتم معلم فيزيكم عادت داشت قلم را در ميان انگشتانم بگذارد و با خطكش چوبى به پشت دستم بكوبد. درد روزمره انگشتان، دلم را از مكتب رفتن زده بود. روزى كه فيزيك داشتيم، احساس مى كردم كه شكنجه مى شوم.»
خشونت در مكاتب، به انواع مختلف صورت داده مى شود و رايج ترين آن، ضرب و شتم كودكان به وسيله چوب يا خط كش، گذاشتن قلم در ميان دو انگشت و فشار دادن انگشتان دانش آموز، وادار كردن بچه ها به ايستادن روى يك پا و گوشمالى دادن و مانند اينها.
اغلب آموزگاران در كلاس هاى اول تا پنجم ابتدايى در افغانستان براى تنبه دانش آموزان، چوب هائى سخت به همراه دارند كه سعى مى كنند با توسل به آن، كنترل شان بر كلاس درسى را حفظ كنند.
برخى هم كودكان را با سيلى مى زنند و بعضى ها به دانش آموزان دشنام مى دهند.
خشونت عليه كودكان مكاتب در روستاها نسبت به شهرها بيشتر صورت مى گيرد. اما در شهرهاى افغانستان هم بسيارى از كودكان زير سن ۱۸ سال، گاهى هم پسران دانشجو در دانشگاهها، مورد چنين خشونتهايى قرار مى گيرند.
برخى از دانشجويان دانشكده پزشكى بلخ در مزار شريف، مى گويند كه استادان به آنها ناسزا مى گويند.
چرا خشونت؟
قدسيه ظاهر در يكى از مكاتب شهر مزار شريف در شمال افغانستان، آموزگار است.
او كه سالهاست در مكتب متوسطه سلطان غياث الدين شهر مزار شريف مشغول آموزش دادن كودكان است، باور دارد كه تنها راه اداره مؤثر دانش آموزان، استفاده از ابزارهاى تنبه كننده است.
خانم ظاهر مى گويد: «شاگردان مكتب تنها در صورتى حاضر مى شوند، درسهاى خود را در خانه بخوانند كه ترس از معلم در دل آنها راه يافته باشد. و الا، بچه ها هيچ اهميتى به تلاش و زحمت معلمان، قائل نخواهند شد.»
وى مى افزايد: «بايد دانش آموزان را وادار به تحصيل كرد.»
سيد محمد موسوى، يكى از فرهنگيان ولايت بلخ هم با خانم قدسيه هم نظر است.
موسوى مى گويد: «بچه هاى افغانستان در مرحله اى قرار ندارند كه خود به ارزش و اهميت آموزش پى ببرن. تا زمانيكه آنها بالغ مى شوند و به رشد فكرى مى رسند، نياز است وادار به تحصيل شوند و به همين خاطر هم هست كه آموزش در افغانستان تا يك مقطع معين، اجبارى شده است».
خشونت اكتسابى است
اما اين نظرى است كه در جامعه افغان مخالفان زياد هم دارد. نصيره حبيب، آموزگارى است كه مى گويد ۱۸ سال سابقه كارى دارد.
او باور دارد كه خشونت در مكتب تاثيرات «عجيب و غريب» بر فكر و روان كودكان افغان دارد و مى افزايد: «اگر امروز ما به عنوان آدمهاى بزرگ سعى كنيم با خشونت عملكردهاى بچه ها را اصلاح كنيم، فردا روز آنها سعى خواهند كرد با خشونت چيزى را حاصل كنند.»
نصيره حبيب مى افزايد: «بنابرين، خشونت از دوره كودكى و نوجوانى پيشه بچه ها مى شود و وقتيكه آنها بزرگ شدند، جز خشن بودن و برخورد خشونت آميز با مردم و جامعه، چيزى ديگرى را بلد نخواهند شد.»
عبدالعزيز، مدير يك مكتب متوسطه در مزار شريف نيز با خانم حبيب موافق است.
او مى گويد: «وقتيكه چوب استاد عليه شاگرد بلند مى شود، در واقع در همين زمان است كه روان شاگرد ناراحت مى شود. چشمان شاگرد، بيرون مى زند، شاگرد مى ترسد، ناآرام مى شود، دلش از مكتب سياه مى شود و چه بسا كه ترك مكتب مى گويد.»
او مى گويد مصائب و مشكلات ديرينه افغانستان ريشه در خشونت و برخورد ناسالم عناصر اين جامعه داشته و مى افزايد كه حالا افغانستان در مسيرى قرار گرفته است كه بايد در آن خشونت نهى شود.
به نظر اين آموزگار افغان، بايد بيشترين تلاش در زمينه رفع خشونت در ميان صنفهاى آموزشى در مكاتب افغانستان انجام پذيرد تا در دراز مدت، آينده سازان افغانستان خشونت را يك پديده اى منفى و غيرمطلوب بدانند، نه وسيله دست يابى به اهداف.
اين درست همان چيزى است كه در افغانستان كنونى، جامعه جهانى و دولت افغانستان به دنبال دستيابى به آن اند. دولت افغانستان ظرف چهار سال گذشته با تشويق ميليون ها كودك براى رفتن به مدارس سعى دارد سطح بينش و فرهنگ مردم افغانستان را بلند ببرد.
در اين زمينه گامهاى بزرگ برداشته شده است: ساختمانهايى براى مكاتب بازسازى يا ساخته شده، مواد درسى در سطوح مختلف بازچاپ گرديده، آموزگارانى هم دوره هاى آموزشى را گذرانده اند. اما در زمينه طرد و رفع خشونت مكتبى، كمترين گزارش از كاركرد دولت افغانستان شنيده شده است.
|