Nimrooz
Vol. 18, No. 879, April 28, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۷۹ - جمعه ۸ ارديبهشت ۱۳۸۵
شاهرخ گلستان- بى بى سى
گزارشى از كنسرت مرضيه
موسيقى هم در ايران زير سلطه آقازاده هاست!
بسيارى از چهره هاى شاخص نسل جديد، نام هاى آشنايى دارند پسرانى كه پا جاى پاى پدرانشان گذاشته اند و انتظار زيادى در علاقه مندان ايجاد كرده اند
استفاده از نام و اعتبار پدر توسط فرزندان، ريسك بزرگى است كه مى تواند باعث خدشه دار شدن يا شهرت بيشتر آن نام شود

شاهرخ گلستان- بى بى سى
گزارشى از كنسرت مرضيه
«مرضيه» خواننده پر سابقه و سرشناس موسيقى ايران، سه سال بعد از آخرين كنسرتى كه در «ومبلى» لندن اجرا كرد و مدت ها خبر چندانى از او نبود، دوشنبه هفدهم آوريل بر صحنه تالار معروف «المپيا» ى پاريس ظاهر شد و برگزيده اى از آهنگ هاى خاطره انگيز قديمى اش را خواند.
در برگزارى اين كنسرت كه با تبليغات وسيعى همراه بود و پوسترهاى بزرگ مرضيه را مى شد در بيشتر ايستگاه هاى متروى پاريس ديد، يك اركستر بزرگ با بيش از پنجاه نوازنده طراز اول اپراى پاريس او را همراهى مى كردند.
رهبرى اركستر را «محمد شمس» موسيقيدان و آهنگساز ايرانى بر عهده داشت و هم او بود كه آهنگ هاى ترانه هاى مشهورى مثل «سنگ خارا» ، «برگ خزان» ، «دل رسوا» و يا «امشب شب مهتابه» را براى اجراى اركستر سمفونيك تنظيم كرده بود و چه موفقيت آميز از عهده بر آمده بود.
«مرضيه» كه در فروردين ماه امسال هشتاد و دو سالگى را پشت سر گذاشت و بيش از شصت سال است كه مى خواند، شفافيت صدا و قدرت خوانندگى خود را به خوبى حفظ كرده است.
او چند سالى پيش براى من تعريف كرد كه پس از انقلاب اسلامى كه آواز خوانى زنان ممنوع شد و او حتى جرأت نمى كرد در خانه خودش آواز بخواند، به كنار رودخانه اى كه نزديك محل اقامتش در حومه تهران بود مى رفت و در جايى كه صداى ريزش آب، صداهاى ديگر را مى پوشاند، صدايش را در اوج سر مى داد و به زندگى اش به عنوان يك خواننده معنا مى بخشيد.
مرضيه كه از نوزده- بيست سالگى در اپرت ها و تابلو موزيكال هاى «جامعه باربد» ، ساخته هاى استادش «اسماعيل مهرتاش» را هم مى خواند و هم بازى مى كرد و از تجربه و اعتماد به نفس بسيارى بر خوردار است، نزديك به دو ساعت در لباس بلند آبى فيروزه اى اش، ايستاد و صداى رسا و گيرايش را به ميان جمعيت انبوهى كه تالار بزرگ «المپيا» را پر كرده بودند، پراكند.
بر خلاف ده- دوازده سال گذشته كه به دليل همكارى هاى مرضيه با «سازمان مجاهدين خلق» و «شوراى ملى مقاومت» كنسرت هاى او هميشه رنگ و بوئى سياسى داشت و گاه با تشنجات و نا آرامى هائى همراه بود، برنامه او در «المپيا» در محيطى صميمانه و بدون تظاهرات سياسى برگزار شد و «مرضيه» هيچ يك از ترانه هاى سياسى يا انقلابى سال هاى اخيرش را نخواند و شنوندگانش را در همان حال و هواى خوش آثار هنرمندانى مثل خالقى، بديعى، ياحقى، و تجويدى و اشعار رهى معيرى، نواب صفا، معينى كرمانشاهى و بيژن ترقى مسحور كرد.
از جذاب ترين قطعات اين كنسرت، اجراى دو صدايى ترانه «بوى جوى موليان» بود كه مرضيه آن را همراه با نوه اش «جانان خرم» خواند.
اين ترانه كه آهنگ آن را روح الله خالقى روى شعر معروف رودكى ساخته است، نخستين بار حدود چهل سال پيش با صداى بنان و مرضيه از راديو ايران پخش شد و محبوبيت بسيار يافت. و اجراى تازه آن با صداى «مادربزرگ» و «نوه» كه براى نخستين بار پا به صحنه مى گذاشت خاطره به ياد ماندنى «كنسرت المپيا» شد.
«جانان» كه ۲۸ ساله است در كنسرواتوار ملى پاريس به تحصيل اشتغال دارد و مى توان او را از اميدهاى آينده موسيقى ايران دانست

موسيقى هم در ايران زير سلطه آقازاده هاست!
بسيارى از چهره هاى شاخص نسل جديد، نام هاى آشنايى دارند پسرانى كه پا جاى پاى پدرانشان گذاشته اند و انتظار زيادى در علاقه مندان ايجاد كرده اند
استفاده از نام و اعتبار پدر توسط فرزندان، ريسك بزرگى است كه مى تواند باعث خدشه دار شدن يا شهرت بيشتر آن نام شود
از قديم الايام رسم همين بوده است: پسران مسگر و خياط و بقال راه پدرانشان را ادامه مى داده اند! هر پسرى كه به سن كار كردن مى رسيده، پيشه پدر را پيش مى گرفته و احتمالا در غير اين صورت مورد غضب واقع مى شده است. اين قضيه امروز هم وجود دارد؛ هر چند كه كمتر.
نسل دوم هنرمندان از راه رسيده اند. تعداد هنرمندانى كه راه پدرانشان را ادامه داده و اينك به مرز شهرت و موفقيت رسيده اند، كم كم رو به افزايش است.
از كامكارها كه بايد گذشت! انگار موسيقى در اين خانواده موروثى است و كسى در اين موضوع شكى ندارد. پسران و دختران و عروس و دامادها يكى پس از ديگرى وارد گروه مى شوند و همگى هم خوش مى درخشند. آخرين اثر آن ها تكنوازى سنتور سياوش، پسر پشنگ كامكار است كه او نيز توانسته با وجود سن كم، خودى نشان دهد و پا جاى پاى بزرگترها بگذارد.
همايون، پسرشجريان
بدون شك، موفق ترين نسل دومى، همايون شجريان است كه علاوه بر حضور در كنار پدر، توانسته شخصيت مستقلى از خود بروز دهد و به همه ثابت كند لياقت به دوش كشيدن نام پدر را دارد. زمانى كه اولين آلبوم او (نسيم وصل) منتشر شد، شايد هيچ كس انتظار نداشت كه همايون به سرعت محبوب و موفق شود. خيلى ها تنها از روى كنجكاوى، آلبوم را مى خريدند و عده ديگرى مى پرسيدند كه آيا خودش به تنهايى خوانده است؟!
استقبال از اين آلبوم ولى به بيش از حد انتظار رسيد. خبر موفقيت همايون، دهان به دهان مى چرخيد و ديگر كسى تنها از روى كنجكاوى اين كه پسر استاد شجريان چه كرده، اقدام به خريد آلبوم نمى كرد. همايون پس از ۳ سال، موفق به انتشار چهار آلبوم مستقل شده و به جز آلبوم سوم (شوق دوست) كه نتوانست منتقدان و طرفداران او را راضى كند، بقيه آلبوم هايش از محبوبيت و فروش بالايى برخوردارند. هنوز كه هنوز است اما اين سؤال را مى توان از گوشه و كنار شنيد كه در موفقيت اين آقازاده ها، چه مقدار نام پدر و چقدر هنر خودشان نقش داشته است؟ اصلا آيا استفاده از اين حسن شهرت، به سود پسر است يا به ضرر او؟
خيلى از كارشناسان معتقدند اگر چه اين مسأله از يك سو مى تواند به شهرت زود هنگام آن ها منجر شود، اما از سوى ديگر، مسؤوليت سنگينى را بر دوش شان قرار مى دهد كه مبادا خدشه اى به نام پدرانشان وارد كنند. محمدصالح علاء در اين باره مى گويد: مشكل اين عزيزان، اين است كه سايه سنگين پدر را بر سر خود احساس مى كنند. آن ها هر چقدر هم كه هنرمند باشند، ممكن است عده اى بگويند كه تحت تأثير شهرت و محبوبيت پدرشان به موفقيت رسيده اند.
احسان، پسر ايرج
خواننده ديگرى كه اين روزها توانسته طرفداران زيادى براى خود دست و پا كند، احسان خواجه اميرى، پسر ايرج است. وقتى اسم اولين آلبوم خود را گذاشت من و بابا و عكس خود و پدر را دست در گردن هم روى جلد انداخت (!) تصور همه اين بود كه او هم از كسانى است كه مى خواهند با استفاده از شهرت پدر محبوب شوند. من و بابا فروش آنچنان زيادى هم نداشت. اما احسان با خواندن تيتراژ چند سريال، كم كم ثابت كرد كه توانايى جبران آن حركت نه چندان جالب را دارد و اصولا با داشتن توانايى خواندن، نيازى به اين قبيل كارها ندارد. ترانه سريال «براى آخرين بار» او به سرعت گل كرد و چندى بعد، آلبوم دوم خودش به نام همين سريال را منتشر كرد كه توانسته به يكى از پرفروش ترين آلبوم هاى زمان خود تبديل شود. هر چند كه او هم جاى زيادى براى پيشرفت دارد و حالا حالاها او را قابل قياس با پدرش نمى دانند.
حافظ، پسر شهرام
پسر شهرام ناظرى را هم كم كم بايد جزو اين آقازاده ها به حساب آورد. حافظ، زمانى در كنسرت هاى پدرش دف و سه تار مى زد و پس از آن براى ادامه تحصيلات به آمريكا رفت. او اگرچه هنوز به اندازه همايون و احسان خواجه اميرى به شهرت نرسيده، اما با پايان تحصيلاتش به تدريج آثار خود را رو مى كند. حافظ پايان نامه خود را در زمينه تلفيق موسيقى شرق و غرب ارائه كرده و تعدادى از قطعات او به زودى منتشر مى شوند. وى همچنين كنسرت هاى پژوهشى در اين مورد برگزار كرده و پدرش نيز اخيراً به او پيوسته است تا تور آمريكاى شمالى را با يكديگر اجرا كنند.
پدران و پسران ديگر
نمونه هاى ديگرى غير از موزيسين هاى فوق را هم مى توان نام برد كه اگرچه در زمينه كار پدر فعاليت مى كنند، اما به اندازه چهار نفر مذكور موفق نشده اند:
مهدى سپهر يكى از خوانندگان قبل از انقلاب و اوايل دوره موسيقى پاپ بعد از انقلاب است كه پسرش نويد نيز در زمينه آهنگسازى فعاليت مى كند. او تعدادى از آثار پدرش را هم ساخته است و با خوانندگان ديگرى هم همكارى داشته.
داوود گنجه اى نيز از اساتيد قديمى موسيقى و ساز كمانچه است كه در شوراى موسيقى وزارت ارشاد هم مسؤوليت دارد و پسرش كامبيز از نوازندگان خوب تمبك به شمار مى رود.
فرزاد فخرالدين اما راه خود را به كلى از پدرش جدا كرده. پدر رهبر اركستر ملى است، اما فرزاد در گروه هاى راك و متال (اغلب زيرزمينى) گيتار الكتريك مى زند!
آيين، پسر پرويز مشكاتيان نيز اخيراً با همكارى پدرش آلبومى را منتشر كرده كه در آن در كنار پدر به دونوازى سنتور و تمبك مى پردازند.
به اين ليست مى توان افراد ديگرى هم افزود. اما در مقابل، عده ديگرى از هنرمندان هم هستند كه فرزندانشان را در رشته ديگرى غير از رشته خودشان مشغول كرده اند: از جمله عزت الله انتظامى كه هر سه پسرش در زمينه موسيقى فعاليت مى كنند. يا گلشيفته فراهانى كه اگرچه اكنون بيشتر هنرپيشه است، اما تحصيلات خود را در هنرستان موسيقى با ساز تخصصى پيانو به سرانجام رسانده است.
پگاه آهنگرانى (دختر منيژه حكمت، كارگردان) هم در هنرستان موسيقى با ساز ويولنسل فارغ التحصيل شده.
صبا و نيما، پسران حسين عليزاده هم هر دو در رشته عكاسى تحصيل كرده اند. هر چند كه در نواختن ساز نيز تبحر دارند و صبا در گروه نور به سرپرستى كريستف رضائى، كمانچه مى نوازد.
به هر حال آن چه مشخص است، اين كه پيشينه خانوادگى در گرايش اين بچه ها به موسيقى مؤثر بوده و يكى از عوامل موفقيت شان به شمار مى رود. اگر همايون شجريان مى تواند اعتبارى براى خود رقم بزند، بدون شك محصول ۱۳ سال شاگردى استادى چون محمدرضا شجريان بوده است.
صالح علاء در اين باره مى گويد: يكى از نكات مهم در موفقيت هر هنرمند، تحصيل دانش حرفه اى، عشق مداوم و استاد خوب است. اعتقاد دارم همه آدميان بالقوه خواننده اند. حال اگر كسى شاگرد استاد شجريان هم باشد كه درصد موفقيت اش بالاتر مى رود. اما مطمئنا اين پدرها براى پسران خود بيش از شاگردهاى ديگر، دلسوزى و مراقبت مى كنند و مطمئنا براى هر كسى مقدور نيست كه سال ها از نزديك در مكتب استادى چون شجريان شاگردى كند. بنابراين موفقيت خواننده اى مثل همايون چندان عجيب نيست.
داوود گنجه اى موفقيت و مهم تر از آن ماندگارى آقازاده ها را بسته به زمان مى داند: فعلا كه هيچ كدام از اين ها نتوانسته اند از زير سايه پدرانشان خارج شوند. البته اگر همايون را با پدرش در همين سن مقايسه كنيم، برابرند. اما بقيه خيلى جا دارند تا به سطح پدران خود برسند.
در كل مى توان گفت كه استفاده از نام و اعتبار پدر توسط فرزندان، يك ريسك بزرگ به شمار مى رود. اگر موفق نشوى كه به اعتبار پدر خدشه وارد كرده اى و برايت مى خوانند: گيرم پدر تو بود فاضل...! و اگر هم موفق شوى، احتمال دارد بگويند به خاطر اسم پدرش بوده! اما مسلما اين قضيه امتيازات مثبتى هم براى آقازاده ها به همراه دارد كه براى شروع به كار مى آيد. اما در نهايت، اين خود آن ها و هنرشان است كه باعث مى شود نامشان در تاريخ ثبت شود يا به اعتبار خانوادگى آن ها نيز لطمه وارد كند.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •