با حمله نظامى امريكا به افغانستان و سرنگونى رژيم طالبان درافغانستان شرايط تازه اى رودرروى افغان هاى ساكن آلمان قرار گرفته است، دولت آلمان با تأكيد بر اين نكته كه شرايط در افغانستان تغيير كرده است از آنها مى خواهد كه بطور داوطلبانه به كشورشان بازگردند.
طبق آخرين آمار وزارت داخله (كشور) آلمان در سال، ۲۰۰۵ ۵۷۹۳۳ افغان در آلمان زندگى مى كنند كه از اين تغداد ۷۴۷۶ نفر در آلمان متولد شده اند. بايد اضافه كرد كه ۴۰۷۷ افغانى كه تابعيت آلمان را گرفته اند شامل اين رقم نمى شوند.
گروه زيادى از كسانى كه در سالهاى گذشته از افغانستان به آلمان آمده اند، تقاضاى پناهندگى كرده اند، آنها يا به عنوان پناهنده سياسى و يا به دلايل انسانى به عنوان پناهنده اجتماعى شناخته شدند و اقامت گرفتند.
در سال ۱۹۹۸ تعدادى از افغان هائى كه اقامت كوتاه مدت در آلمان داشتند اما شاغل بودند توانستند اقامت بگيرند.
با تغيير وضعيت سياسى در افغانستان، تمام گروه هائى كه به دليل سياسى و اجتماعى اقامت گرفته بودند با مشكل تمديد اقامت خود روبرو شدند و دولت آلمان طرحى را براى بازگشت داوطلبانه آنها تصويب كرد.
با وجود اينكه هنوز بازگشت اجبارى افغان ها به اجرا درنيامده اما بيشتر آنها نامه هائى را دريافت كرده اند كه در آنها وضعيت تازه افغانستان توضيح داده شده و با دلايل حقوقى به آنها گفته مى شود كه ماندنشان در آلمان براى دولت اين كشور، معناى سابق را ندارد.
در مواردى هم، كسانى كه براى تمديد اقامت خود به اداره خارجيان مراجعه كرده اند تنها توانسته اند اقامت هاى كوتاه مدت بگيرند.
با توجه به وضعيت اجتماعى و نا امنى در افغانستان، شرايط تازه نگرانى هاى جدى را برا ى افغانهاى ساكن آلمان بوجود آورده است.
در مصوبه وزارت كشور آلمان در تاريخ ۲۴ ژوئن سال، ۲۰۰۵ در مورد بازگشت افغان ها به كشورشان مواردى ذكر شده است كه طى آن براى گروهى كه شرايط خاصى را داشته باشند بطور مثال سن آنها بالاى ۶۵ سال باشد و زندگى آنها از طريق كمكهاى دولت آلمان تامين نشود، و يا كسانى كه بيش از ۶ سال ساكن آلمان باشند و مدت ۲سال مشغول كار باشند مى توانند اقامت بگيرند.
در مورد كسانى كه مى بايد برگردند اولويت به كسانى داده شده است كه جرمى مرتكب شده باشند و يا مردان مجردى كه زندگيشان از طريق كمكها ى دولتى تامين مى شود.
در ميان افغان هائى كه به دفتر مشاوره حقوقى مراجعه كرده بودند نگرانى در مورد وضعيت بچه ها بيشتر به چشم مى خورد.
سكينه بيش از ده سال است كه در آلمان زندگى مى كند. او ۷ فرزند دارد به جز دو نفر، بقيه درس مى خوانند.
او مى افزايد: «درست است كه طالبان ديگر در افغانستا ن نيستند، اما از كار هم خبرى نيست. امنيت وجود ندارد. هيچكدام از بچه هاى من حاضر نيستند برگردند. پسرم مى گويد اگر مرا مجبور كنند كه برگردم خودم را مى كشم.»
حبيب، يك افغان ديگر است كه ۶ سال در آلمان زندگى كرده است و همچنان اقامت موقت دارد.
او از وضعيت خود شكايت دارد و مى گويد در صورتى كه تضمينى براى كار و زندگيش در آنجا باشد بر مى گردد.
حبيب دولت آلمان را موظف مى داند كه چنين تضمينى به او بدهد: «من سالهاى زيادى از عمرم را در اينجا گذرانده ام. به من اجازه كار ندادند و تمام مدت در كمپ پناهنده ها زندگى كردم. حالا اگر در مملكت خودم بتوانم كار كنم حتما بر مى گردم. از غربت اينجا جانم به لبم رسيده است.»
بازگشت به عقب
زنان جوان افغان كه در آلمان بزرگ شده اند بيشتر از آنكه از وضعيت سياسى در هراس باشند از سنت ها و ارزش هاى اجتماعى نگران هستند.
يك دختر جوان كه نمى خواهد اطلاعات زيادى در مورد خود بدهد، مى گويد: «من باور نمى كنم كه بتوانم در افغانستان به عنوان يك زن، آزادانه زندگى كنم. درست است كه طالبان وجود ندارد اما افكار طالبان از بين نرفته هنوز هم مردم در مورد زنان همانطور فكر مى كنند» .
او مى افزايد: «در اينجا هم كه قوانين از ما دفاع مى كند نمى توانيم از ارزش هاى افغانى، بكلى بدور بمانيم. من هنوز هم به عنوان يك زن در آن جامعه (افغانستان) حقى ندارم. من از بازگشت مى ترسم. دلم نمى خواهد دوباره به عقب برگردم.»
مشكلات روانى
تعدادى از آنها مى گويند كه هنوز تحت درمان روانپزشكى قرار دارند و بازگشت به وخيم تر شدن حالشان مى آنجامد.
تشخيص كارشناسان و روانپزشكان در مواردى مى تواند براى ماندن آنها موثر واقع شود.
يكى از كسانى كه روزهاى تلخ زندگيش در افغانستان را هنوز فراموش نكرده زينب است.
زينب مى گويد: «چه كسى مى تواند فراموش كند كه در افغانستان بر سر هزاره ها چه آمد؟ آنها همسر مرا جلوى چشم من كشتند. من هنوز هم اغلب شبها با ترس از خواب مى پرم. بازگشت براى من يك كابوس است.»
اينكه در ماههاى آينده با افغان هاى ساكن آلمان در مورد بازگشتشان چگونه برخورد مى شود موضوعى است كه به وضعيت سياسى افغانستان هم مربوط مى شود.