فرصت يك ماهه شوراى امنيت سازمان ملل به ايران براى تعليق غنى سازى اورانيوم رو به پايان است، اما در رفتار دولت ايران نشانه اى از عقب نشينى به چشم نمى آيد.
از سوى ديگر، دولت جورج بوش در واشنگتن، تلاش هاى خود را براى كمك به گروه هاى مخالف حكومت ايران افزايش مى دهد، مقام هاى ايرانى تهديد به قطع همكارى با آژانس بين المللى انرژى اتمى مى كنند، و گفتگوهاى دو كشور بر سر عراق كه بسيارى به آن اميد بسته بودند، ظاهرا نقش بر آب مى شود.
گويى كه هر يك از طرفين بدون توجه به ديگرى حرف خودش را مى زند. طرف ايرانى تأكيد كرده كه عقب نشينى نخواهد كرد و برخى تحليلگران آمريكايى مى گويند در موضعگيرى ايران نشانه هاى پوشيده اى مى بينند كه اين كشور برنامه غنى سازى ديگرى نيز دارد كه به موازات برنامه اعلام شده پى مى گيرد و تا كنون از جامعه جهانى پنهان نگاه داشته است.
در واشنگتن، به رغم حرف هاى بسيارى كه در مورد حمايت از گروه هاى مخالف جمهورى اسلامى زده شده، به نظر مى رسد بيشتر بحث موجود بين دو قطب كاملاً دور از هم نوسان مى كند.
اول، احتمال تقريبا غير قابل تصور يك حمله نظامى همه جانبه عليه تاسيسات هسته اى ايران؛ و ديگرى، پرسش دشوار تبعات برنامه همه جانبه اتمى ايران براى منطقه در صورتى كه اين كشور به چنين مرحله اى برسد.
در اين ميان به نظر مى رسد ديپلماسى راه به جايى نمى برد. صحبت ارتباط مستقيم ميان ايران و آمريكا بر سر مسئله عراق از چند هفته پيشتر به گوش مى رسيد، اما اكنون اين احتمال نيز به نظر دود شده و به هوا رفته است.
گفتگوى آمريكا و ايران در حقيقت بر مبناى نگرانى هر دو كشور از وضعيت بحرانى عراق طرح ريزى شده بود. و به اين دليل كه هم ايران و هم آمريكا دغدغه هاى امنيتى كلى ترى در منطقه خليج فارس دارند.
بسيارى تحليلگران بر اين باورند كه اساسا ريشه هاى تلاش ايران براى خودكفا شدن در برنامه هاى هسته اى را بايد در نگرانى هاى امنيتى اين كشور جست.
اما نكته بسيار مهم در اين ميان اين است كه هيچ مكانيزم پذيرفته شده اى براى ديدار و گفتگوى مقام هاى ايرانى و آمريكايى وجود ندارد.
حال اين وضعيت را مقايسه كنيد با مناقشه هسته اى موجود در شبه جزيره كره. در آن مناقشه، ايالات متحده و كره شمالى اين امكان را دارند كه در قالب مذاكرات شش جانبه و با حضور كشورهاى ديگر ديدار كنند، و در عين حال از گفتگوى مستقيم دو جانبه نيز پرهيز كرده باشند.بى ترديد گفتگو هاى شش جانبه بر سر بحران اتمى كره شمالى را نمى توان نمونه درخشانى دانست. اما شايد بتوان از آن به عنوان مثالى بهره برد كه شرايط ديدار مستقيم آمريكا و ايران را فراهم كند.