|
مسعود بهنود
حجاب، موضوعى زنده پس از ۷۰ سال
• اجبارى شدن بى چادرى زنان كه در هفدهم دى ماه سال ۱۳۱۴ اتفاق افتاد، تا روزى برقرار بود كه رضاشاه سلطنت داشت و با استعفاى وى، دوباره زنان چادرى، خيابان ها را به تصرف خود درآوردند
• رضا شاه كه مبدع اوليه تحولات در لباس زنان و مردان بود، تا وقتى كه در ايران بود كمترين با سر برهنه و بدون كلاه در انظار ظاهر مى شد.
• همانطور كه كشف حجاب در دوران سلطنت پهلوى ها، روز آزادى زنان خوانده مى شد، اجبارى كردن حجاب در جمهورى اسلامى مقدمه اى بر آزادى زنان به حساب آمده است!
|
|
بهنود
|
چند هفته اى است كه در ايران، نمايندگان زن و مرد مجلس شوراى اسلامى و پليس جمهورى اسلامى با بحث پيرامون طرح حجاب، مد و لباس اسلامى، نشان داده اند كه پوشش زنان و مردان همچنان موضوعى مهم در نزد حكومتگران در ايران است.
شصت و نه سال پيش، رضا شاه پهلوى، كه از قرار معلوم بعد از سفرى به تركيه، تحت تأثير فرهنگ اروپائى آتاتورك قرار گرفته بود، با ظاهر كردن خانواده خود در اجتماع بدون آنكه چادرى بر سر و روبنده اى بر صورت داشته باشند، به تعبير روز «كشف حجاب» كرد كه به سرعت تبديل به قانونى شد كه در آن عبور و مرور زنان را در ملاء عام در صورت داشتن حجاب يا با سر پوشيده ممنوع مى كرد.
نه تغيير پوشش و ظاهر زنان و مردان به تصميم رضاشاه (كه به تعبير مخبرالسلطنه با چماق حكومت و به نوشته جلال آل احمد با سرنيزه آژان هاى نظميه به اجرا درآمد)، نخستين بارى بود كه در ايران حكومت به پوشش مردم كار مى داشت و نه، به نظر مى رسد، طرح مد و لباس و حجاب اسلامى كه نمايندگان مجلس شوراى اسلامى در حال بررسى آنند آخرين باشد.
به روايت تاريخ، دخالت در پوشش مردان در ايران متعدد است و به تعداد سلسله هاى پادشاهى مى رسد، اما زنان در همان پوشش سراپا پوشيده اى كه از زمان مسلمان شدن ايرانيان وضع شد در پنهان، پشت ديوارهاى قطور فرهنگ و سنت در خانه ها باقى ماندند تا دوران قاجاريه كه سوغاتى هاى فرنگ رسيد.
اول بار ناصرالدين شاه قاجار با هديه هائى كه از سفر اروپا براى حرمسراى خود آورد، تغييرى نه اجبارى به پوشش بانوان طبقات بالاى جامعه داد.
تحولات، آرام آرام ادامه يافت تا دوره پادشاهى پهلوى، تيمورتاش وزير دربار مقتدر و متجدد با تاسيس باشگاه ايران و دعوت قمرالملوك وزيرى به كنسرت بى حجاب و تشكيل جلسات مختلط رقص و ميهمانى، لباس هاى اروپائى زنان را به سطح جامعه كشاند.
پايان دوران بى حجابى اجبارى
اجبارى شدن بى چادرى زنان كه در هفدهم دى ماه سال ۱۳۱۴ اتفاق افتاد، تا روزى برقرار بود كه رضاشاه سلطنت داشت و با استعفاى وى، دوباره زنان چادرى، خيابان ها را به تصرف خود درآوردند و به شهادت عكس ها و گزارش ها، در آخر شهريور سال ۱۳۲۰ حضورشان آشكارتر از زنانى بود كه پرده از رخ و چادر از سر برداشته بودند.
در سى و هفت سال سلطنت محمدرضاشاه پهلوى، بى آنكه اجبارى در كار باشد، پوشش نسل ها آرام آرام شباهت خود را به زنان اروپائى كامل كرد، اما در راه پيمائى هاى ضدسلطنتى در پائيز سال ۵۷ زنانى وارد عرصه تظاهرات شهرى شدند كه پيش از آن در خانه ها بودند و چادر و يا روسرى داشتند.
آغاز حجاب اجبارى
يك سال از انقلاب گذشته بود كه زمزمه اجبارى شدن حجاب برخاست و اول بار زنان كارمند ادارات را شامل شد و با اولين مقاومت جامعه زنان، آيت الله اشراقى، داماد رهبر انقلاب كه اين موضوع را مطرح كرده بود، با ذكر اين كه اجبارى در كار نيست موج را مهار كرد، به ويژه كه آيت الله طالقانى هم با اجبار در اين كار مخالفت كرد.
در سال ۵۸ تظاهراتى كه از سوى برخى جمعيت هاى زنان عليه حجاب اجبارى برپا شد، آخرين مقاومت علنى با كارى بود كه تاسيس حكومت دينى، اجتناب ناپذيرش كرده بود.
در مورد پوشش مردان اما داستان دراز دامن تر از زنان بود، گرچه هيچگاه تغيير پوشش مردان با قصه آزادى آنان در هم نياميخت و تغيير آنها به عنوان «آزادى مردان» نامگذارى نشد، كارى كه در مورد زنان صورت پذيرفت و هم برداشتن حجاب و هم گذاشتن آن در متن هاى رسمى به عنوان «گام بزرگ براى آزادى زنان» ثبت شد.
از سيد ضياء
داستان، از سيد ضياءالدين طباطبائى آغاز شد كه در شب سوم اسفند سال ۱۲۹۹ با برداشتن عبا و عمامه- بى آن كه در اعتقادات و رسم و آئين خود تغييرى داده باشد- كت و شلوار پوشيد و فرمان صدارت گرفت.
در دوران مدرنيسم رضاشاهى، پيش و بيش از زنان، پوشش مردان تحت نظر درآمد و در اولين گام، قانون لباس متحدالشكل نيروهاى نظامى تصويب شد و لباس تن نظاميان را فرنگى ماب كرد و بعد از آن ابتدا عبا كه در اواخر دوران قاجار لباس فرنگى و كراوات به زير آن خزيده بود، ناپديد شد و سپس لباس روحانيت از تن روحانيون سياست پيشه، به فرمان شاه به درآمد.
حاج آقا رفيع، مشاور رضا خان، صادق طباطبائى رئيس مجلس، اورنگ و محمد تدين نمايندگان مجلس اول كسانى بودند كه عبا و عمامه را براى ماندن در سياست از تن به دركردند، سپس زين العابدين رهنما و تجدد و گروهى ديگر از روحانيون به آنها پيوستند.
كلاه بر سر مردان
كلاه برسر مردان بيش از روسرى زنان مقاومت داشت، سردارسپه در زمانى كه با آخرين شاه قاجار مبارزه بر سر قدرت مى كرد، عكس هائى از وى را كه كلاه و كت كوتاه و شلوار به سبك اروپائى ها به بر كرده بود را به نشانه «عياشى و فرنگى ماب شدن شاه» در جامعه پراكند و در عوام اثرها كرد.
از كلاه بوقى تا كلاه لگنى
اولين تحولى كه به ابتكار تيمورتاش در دوران سلطنت پهلوى در لباس مردان داده شد، همان بود كه از مدتى قبل، نسل تحصيل كرده با خود از اروپا آورده بود و مردم عادى در برابرش مقاومت مى كردند و حتى ترانه هاى عاميانه عليه آن ها ساخته بودند. در اين تحول، لباده و عبا جاى خود را به سردارى [كت هاى بلند كه در اروپا هم معمول بود] داد و كلاه بوقى ديوانيان قاجار به كلاه لگنى تبديل شد.
كوتاه مدتى بعد از سلطنت رضاشاه، كلاه لگنى با دستور حكومتى به كلاه هاى لبه دار تغيير يافت كه استفاده از آن براى دولتى ها و ديوانى ها اجبارى شد و به كلاه پهلوى شهرت گرفت.
پوشش هاى شهرى و نو، نام پهلوى به خود گرفتند و به كلاه و كت مردان منحصر نماندند و حتى لباس هاى راحتى زنان و مردان را نيز شامل شدند و باز به تمسخر در ترانه هاى عاميانه و گاه مستهجن به آن اعتراض شد.
خروج كلاه از صحنه
اما كلاه لگنى مردان دو سال بيش تر نپائيد و باز هم به دستور حكومت، قانون جديدى نوشته شد و كلاه لگنى ممنوع و كلاه شاپوى اروپائى معمول گشت كه آخرين گام در راه يكسان كردن ظاهر مردان با همتايان فرنگى خود بود و سال ها پائيد و همزمان با برافتادن استفاده از كلاه در اروپا، در اواسط دهه چهل شمسى، در ايران هم كلاه ناپديد شد و موها و سر مردان در انظار عمومى ظاهر شد.
رضا خان كه مبدع اوليه تحولات در لباس زنان و مردان بود، خود كمتر با سر برهنه و بدون كلاه در انظار ظاهر مى شد.
انقلاب اسلامى، تحولات تازه
با انقلاب سال ۵۷ به ظاهر تغييرى در پوشش مردان مقرر نبود و اعضاى دولت موقت و نامزدان اولين انتخابات رياست جمهورى با كراوات و لباس هاى معمول در جهان در صحنه سياسى حضور داشتند.
ابوالحسن بنى صدر روحانى زاده اى كه اولين رئيس جمهور تاريخ ايران شد، تا مدت ها تنها كسى بود كه بدون كراوات در صحنه سياسى ظاهر مى شد و همو با گفتن جمله اى درباره اثر مغناطيسى موى زنان بر تحريك مردان سوژه ها به دست مخالفان خود و طنزپردازان داد، اما وقوع جنگ ايران و عراق و نا آرامى هاى سال هاى اول جمهورى اسلامى، به سرعت كراوات را از صحنه خارج كرد و به جاى خود كاپشن ها و پوشش هاى نظامى و چريكى را به صحنه آورد، كه گرچه قانونى و اجبارى نشد اما كسى جز با آن ظاهر، در جمع حكومت و رسانه ها ظاهر نمى شد.
غيبت كراوات
با پايان جنگ و نا آرامى ها، ديگر كراوات به صحنه بازنگشت، گرچه ظاهر مردان دگرگون شد و آراسته تر از اول انقلاب شدند ولى كراوات اگر بر گردن پزشكان و بعضى وكيلان دادگسترى باقى ماند، اما همزمان با رايج شدن محاسن براى مردان (نوعى اجبار ناگفته)، كروات و ريش تراشيده نشانه اى از غيرانقلابى بودن توصيف شد كه هنوز در فرهنگ حاكم بر ايران اتهامى سخت است.
اما تغيير در پوشش مردان و زنان، همزمان با جمهورى اسلامى، روحانيون را به عنوان سنتگراترين بخش جامعه، بى نصيب نگذاشته است و بازگشت لباده [عباهاى جلوبسته كه تنها در ميان روحانيون نوگراى شيعه رايج است] و مهمتر از آن راه يافتن عباهاى رنگ روشن كه در ميان چهره هاى شاخص جمهورى اسلامى، اول بار رهبر فعلى جمهورى اسلامى و بعد محمد خاتمى رئيس جمهور نوگرا آن را در انظار پوشيدند، نشان داد كه در آن كسوت هم نيازى به پيروى از مدهاى متفاوت احساس مى شود.
بعضى از ناظران، استفاده از شال هاى فلسطينى چارخانه و افزوده شدن آن به لباس روحانيت توسط آيت الله خامنه اى را هم مدى مى دانند كه در ميان هواداران نوع خاصى از حكومتدارى رايج شده و مانند همه مدهاى ديگر، نشانه اى است از نوعى طرز تفكر.
سابقه دخالت حكومت گران درمورد لباس مردم
تاريخچه طولانى دخالت حكومت هاى ايران در پوشش مردمان، به نظركارشناسان مسائل اجتماعى به تعبيرى بر مى گردد كه حكومت ها از مسئوليت و رسالت خود در ساختن جامعه و فرهنگ برعهده گرفته اند. چنانكه كشف حجاب در دوران سلطنت پهلوى ها، روز آزادى زنان خوانده مى شد و اجبارى كردن حجاب در جمهورى اسلامى نيز مقدمه اى بر آزادى زنان به حساب آمده است.
جامعه شناسان معتقدند تغيير پوشش و ظاهر زنان با مقوله شركت زنان در جامعه ارتباط ها داشته است چنانكه اگر در سال ۱۳۱۴ با برداشته شدن حجاب امكان تحصيل دختران طبقه كم تعداد شهرى و شركت آنان در فعاليت هاى اجتماعى فراهم گشت، در حكومت روحانيون نيز اجبارى شدن حجاب موجب شد كه اكثريتى از زنان جامعه سنتى كه قبلا مجال زيادى براى ورود به فعاليت هاى اجتماعى نمى يافتند، وارد عرصه شوند.
هم اينك در جامعه ايران با حكومتى مذهبى و سنت گرا، تعداد دختران در حال تحصيل با پسران برابر شده و زنان محجبه در حكومت سهم يافتند و حتى مدعى رياست جمهورى و فقاهت شده اند.
واكنش بخش سنت گراى جامعه و حكومت را در مقابل تحولات هفتاد ساله اخير در وضعيت زنان شايد بتوان در سخنان روز هفدهم دى امسال در مراسمى به همين مناسبت در زاهدان نشان داد.
در مراسم سالگرد هفده دى، حجت الاسلام على زاده، مدرس حوزه علميه سيستان و بلوچستان كشف حجاب را نشانه ابتذال كامل براى هويت زن مسلمان و ضربه به عفت و پاكدامنى جامعه توصيف كرده و اجبار به چادر را نشانه مقاومت در برابر تهاجم فرهنگى غرب خوانده است.
فاطمه آليا، از نمايندگان محافظه كار مجلس كه ماه هاست طرح مد ولباس اسلامى را دنبال مى كند در همين روز از برپايى جلسه كميسيون فرهنگى مجلس در اين باره خبر داد و گفت بايد مدهاى تازه را جايگزين مدهاى خارجى كرده و آن را از حالت تقليدى خارج سازيم.
تفاوت در شيوه ها
ناظران معتقدند همين اندازه كه محافظه كاران و سنت گرايان در ايران اين بار قصد دارند نه با اجبار و نيروى مسلح بلكه با الگو [مد] سازى و ترويج آن، در پوشش عمومى مردم دستكارى كنند، تفاوتى اساسى در نگرش حكومتدارى را به نمايش مى گذارند و با دو بارى كه در قرن بيستم زنان و مردان ايرانى با قانون و گاه با خشونت مجبور به رعايت پوشش مطلوب حكومت ها شده اند، تفاوت ها دارد.
|