Nimrooz
Vol. 18, No. 879, April 28, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۷۹ - جمعه ۸ ارديبهشت ۱۳۸۵
تهران داغ داغ على مستعلى زاده- تهران
ترس از تحريم آمريكا، حزب الهى ها را طرفدار حقوق زنان كرد
سرود روز: انرژى هسته اى، خوب جائى را بسته اى
ناگهان همه آخوندها و حزب الهى ها طرفدار آزادى زنان شدند
فلاحيان دست رژيم را لو داد
جواب شيخها به هاشمى رفسنجانى
شما كه مرزهايتان را نميتوانيد كنترل كنيد چطور ميخواهيد ما مطمئن باشيم
بلوچ: نظامى كه از عده چند نفر ياغى بر نمى آيد چطور ميخواهد با آمريكا بجنگد
وضعيت كتاب در نمايشگاه كتاب امسال
دستورالعمل استاندارد حجاب يك روز عمر نداشت
هفته خوب و داغى بود. از اين بهتر نمى شود، كم كم مردم دارند اثر مبارك فعاليتهاى هسته اى را درك ميكنند. واقعاً هم اگر ماجراى هسته اى و تهديدهاى آمريكا نبود معلوم نبود حزب الهى ها كه با روى كارآمدن احمدى نژاد و گرفتن كارها به دست خودشان خيلى پررو شده و فرمان صادر كرده بودند كه دخترها بهتر است از مملكت اسلام بروند، با اين موجودات كارشان به كجا ميرسيد، اما هر چه تهديدها بيشتر ميشود به همان نسبت روى دولت و حكومت هم كم شده و از مردم آزارى دست بر ميدارند و براى اينكه مردم شورش نكنند هر كارى را مجاز مى شمارند. حالا فقط سئوال اين است كه آيا مردم مى فهمند كه همه اين كلك ها براى چى است. آيا مصاحبه على فلاحيان را با هشمهرى ماه ميخوانند تا از زبان مشاور امنيتى رهبر بشنوند كه بايد فعاليتهاى هسته اى مخفى ميماند و اعلام نمى شد. وزير اطلاعات آدمكش دوران هاشمى كه هنوز از سر تقصيرات خاتمى نگذاشته كه وى را از شغل نان و آبدار و خانمدار و عيش و عشرت دارش دور كرده است به اين ترتيب فاش كرده كه حكومت كارهاى ديگرى هم مخفى انجام ميدهد و غرب بيخودى نيست كه به گفته هاى آخوندها اطمينان ندارد و همانطور كه كويتى ها و سعودى ها به هاشمى گفته اند حكومت شما كه درو پنجره ندارد شما چطور ميتوانيد قول بدهيد در حالى كه به قول خودتان مرزهاى كشور در اختيارتان نيست و اسكله هاى غيرمجاز بيشتر از مجازهاست. گفته ميشود كه يكى از شيوخ در جريان ديدار هاشمى رفسنجانى به او كه گفته به ما اطمينان داشته باشيد، جواب داده مگر شما از همه چيز مملكتان خبر داريد. هاشمى گفته خب بله. شيخ دست كرده و از جيبش بريده روزنامه اى را در آورده كه نشان داده در تمام بيست و هفت سال گذشته قاچاق سيگار و ترياك به دست مأموران نظام و دور از چشم دولت انجام شده است از هاشمى پرسيده مگر اينها درست نيست. خب از كجا ميدانيد كه لاى اين همه ترياك و جنس هاى قاچاق كه در بازار تهران هست، بمب نبوده و مواد اتمى نيست. ما از كجا مطمئن باشيم كه يكهو مانند ماجراى چرنوبيل يكى از اين تاسيسات مخفى تان منفجر نشود و بادش به ما نرسد. هاشمى هر چه جز زده آن ها قبول نكرده اند كه در آراى خود به نفع ايران رأى دهند. هاشمى گفته اسرائيل دارد، خب چرا ما مسلمانان نداشته باشيم. جواب شنيده ما با آمريكا قرارداد بسته ايم و قلاده اسرائيل دست آنهاست. در ضمن تا به حال آنها خطرى براى ما فراهم نكرده اند چونكه كارى با آنها نداريم تازه اگر قرار است يك كشور مسلمان بمب اتمى داشته باشد، پاكستان دارد بس است، نمى خواهد شما داشته باشيد، به علاوه كه ما با اسرائيل روابطمان هم دارد بهتر ميشود اما از دست عراق صدام و شما ها نگرانيم. مگر جنگ يادتان رفته است. هاشمى گفته آن را صدام حسين درست كرد و شيخ جواب داده كه احمدى نژاد هم كسى مانند صدام است چه فرقى ميكند.

شعارهاى روز
خلاصه اين وضعيت كه روز به روز خرابتر ميشود درست است كه ممكن است باعث شود مردم از گير نظام راحت شوند و تا آن موقع معلوم نيست كه بمب بر سرشان نريزد اما تا همين الان چنان بادى در شكم آخوندها انداخته كه مشغول دادن امتياز به مردم شده اند، تا ديروز عبدالملك ريگى را ياغى ميگفتند اما حالا معلوم شده هم دويست ميليون تومان و صدهزار دلار به او پول داده اند و هم در مصاحبه هايشان از او با احترام ياد ميكنند و از وى ميخواهند كه به فكر مردم بيگناه باشد و آنها را آزاد كند. در زابل و در دانشگاه هاى زاهدان شايع است كه مأموران ميانجى از كسانى كه تصور ميكنند با ريگى ها ربطى دارند خواسته اند كه هر جور شده كار گروگان ها تمام شود يا آنها را آزاد كنند و يا بكشند. چرا كه زنده بودن آنها و پخش دائمى فيلم هائى از آنها كه مردم در تلويزيون هاى ماهواره اى مى بينند در حقيقت هر چه را نظام رشته بود پنبه كرده و به قولا مولانا احمدى معلوم نيست حكومتى كه نميتواند يك گروه مسلح دم مرز را كنترل كند و به دام بيندازد، چطور بلوف ميزند كه من ميتوانم با آمريكا بجنگم. گروهى كه نتوانستند صدام را- كه امريكا ظرف يك هفته كلكش را كند شكست دهند و سرانجام با خوارى به صلح تن دادند- چطور ميخواهند با آمريكا بجنگند. جز اينكه اميدوارند با واگذار كردن امتياز نفت و گاز سال هاى آينده پشت چين و روسيه قايم شوند و يا از همسايگان كمك بخواهند. اينها همه از آنجا اتفاق افتاد كه يك هفته بعد از اعلام طرح جديد مبارزه با بدحجابى و در حالى كه همه شان شروع كرده بودند به رجز خوانى هائى صد برابر قديم، با رسيدن خبر اينكه در چند نقطه جوانها با مأموران درگير شده اند و در اين وضعيت حساس كه شوراى امينت ممكن است رأى به تحريم كشور بدهد موقع درافتادن با جوانها نيست ناگهان ورق ها برگشت و احمدى نژاد درسهاى استادش مصباح يزدى را از ياد برد و شروع كرد به تعريف كردن از زنها و بعد هم زد زيركاسه مصباح كه هفته گذشته دولت خاتمى را به خاطر اينكه در جلسات دانشگاهى اش دختر و پسرها با هم بودند، آنها را مشتى رقاص خوانده بود، و اعلام كرد كه حضور زنان در ورزشگاه ها آزادست و كيهان و روزنامه هائى مانند جمهورى اسلامى و رسالت كه تا همين اواخر واسلاما سر ميداند و وعده ميدادند كه دولت امام زمان بدحجابى را تمام ميكند ناگزير شدند به صف هواداران حقوق زنان بروند. اگر اين معجزه تهديد آمريكا نيست پس چيست. بچه ها حق دارند كه در خوابگاه دختران تهران سرود ميخواندند انرژى هسته اى، خوب جائى رو بسته اى.

كتابهاى زير زمينى
اين مقاله را از نشريه دانشجوئى چكاوك بخوانيد كه درباره نمايشگاه كتاب نوشته كه امسال به طرز وحشتناكى است. در زمان شهردارى احمدى نژاد چندماهى وقت و سرمايه مردم به هدر رفت كه ميگفتند جاى نمايشگاه كتاب ترافيك تهران را به هم ريخته است اما از روزى كه دولت دست خودشان افتاده است، همه آن شعارها فراموش شده است. امسال كه اولين سالى است كه كار نمايشگاه به دست حزب الهى ها افتاده در حالى كه خودشان را كشته اند و هر تخفيفى كه لازم بود به ناشران داده اند ولى اولا ناشران خارجى حاضر نشده اند كه به شكل قبلى حاضر شوند و سانسور هاى حزب الهى را بپذيرند و از طرفى بخش كتاب هاى مذهبى چنان بزرگ است كه به نظر نميرسد كه بازديد كنندگان رغبتى به آن داشته باشند، جز آن كه قيمت سرسام آور كتاب حالى براى جوانها باقى نگذاشته و تمام نمايشگاه مثل چند سال گذشته ميشود مقامات دولتى و اطلاعاتى ها و آخوندهاى قم كه با دسته هاى بزرگ كوپن و بن دولتى ميرسند و با حضور آنها آژان ها و مأموران حراست نمايشگاه هم جانى ميگيرند و به جوانها بند ميكنند. اما مقاله چكاوك درباره اينها نيست و از زاويه ديگرى است: و نشان ميدهد كه كار مبارزه و سانسور اينها با كتابهائى كه به نظرشان ضاله است از اينها خرابترست.
اينكه بايد كتاب را يعنى كتاب هاى قديمى و چاپ اول را در زيرزمين و دخمه جست، آن قدر ناراحت كننده است كه بخواهيم به آن بيفزاييم كه خيلى از اين كتاب هاى پرده نشين، از قضا شاهكارهاى ادبيات است. از كارهاى چوبك گرفته تا كليات تمام و كمال سعدى عليه الرحمه و اين ميانه بازارى شده است براى آنها كه مى خواهند اين گسل فرهنگى را پر كنند و يا اين وسواس را دارند كه كتاب ها را آنچنان كه هست، داشته باشند و اى بسا اصلاً حال و حوصله نداشته باشند تا بعداً تورقى كنند و بخوانند. هرچه هست بهتر است بحث بر سر همين بازار مكاره باشد. اگر ميزان مطالعه در سال هر ايرانى همان دو دقيقه در سال مانده باشد و تيراژ كتاب هم همان ۲هزار جلد متوسط، نمى توان اين بازار را ناديده گرفت. به هر حال حجم عرضه و تقاضاى بازار زيرزمينى كتاب آن قدرها هست كه قابل اعتناء باشد، گرچه بنابر رسم آمارى ما هر چيزى كه رسمى نباشد كاملاً چشم پوشى مى شود، نمى توان آمار درست و درمانى از مبادلات كتاب هاى بى مجوز به دست داد. اما از آنجا كه تعداد اين زيرزمين ها در اين عده قليل كتابفروشى ها كه در راسته چند خيابان محصور است، به چشم مى آيد، مى توان حدس زد كه اگر مشترى و خريدارى نبود، چرخ كار و كسب اين فروشندگان نمى چرخيد. داخل اين مغازه ها كه بشويد، اول از همه چيدمان كتاب ها نشان مى دهد كه اينجا قرار نيست كتاب ها روبه روى نگاه باشند تا هر كدام را كه خواستى انتخاب كنى. مشترى ها معمولاً كاغذى دارند يا در ذهن يا در دست كه بر همان مبنا مى پرسند كه فلان كتاب را داريد يا نه. جالب اينجا است كه ميان اين كتابفروش هاى زيرزمينى، انگار دالانى است كه همه را به هم وصل مى كند تا مشترى ها جواب نداريم كمتر بشنوند. نداريم كه در دهان كتابداران مى چرخد هم قطعى نيست و اين نويد را مى دهد كه تا هفته اى ديگر جوينده، يابنده است و كتاب پيدا خواهد شد. ازجمله ترفندهاى كهنه سازى نيز يكى اين است كه جلد كتاب هائى كه برگ و بارشان را از دست داده اند را كنده و گذاشته اند بر صفحات افست شده. با اين حساب مشترى كتابى را در دست دارد كه جلدش از همان دوران چاپ كتاب به طريقه فيلم و زينك است و صفحاتش را همين هفته پيش به زيرا كسى سپرده  و كپى گرفته اند. از آنجا كه در اين كپى كارى دست هاى ناشى و چشم هاى كتاب نخوانده حضور داشتند، خيلى وقت ها، ،۲۰ ۳۰ صفحه اى درميان گيرودار انتشار زيرزمينى از ياد رفته و يا جوهر تمام شده و روى از آن نمانده و بدتر اينكه ممكن است تمام كتاب آنچنان نوسان جوهر داشته باشد كه عبارات به صورت كشدارى درمى آيد و در نهايت چشم خواننده را درمى آورد و پول و وقتش را هدر مى دهد.
اما برسيم به قيمت كتاب، مجوز انتشار نداشتن تنها دليل قيمت و نرخ در اين كتابفروشى هاى زيرزمينى است. كتاب هائى كه به نظر ۶هزار تومان بيشتر نمى آيد، ۱۶هزار تومان فروخته مى شوند، گرچه پشت جلد نوشته است ۱۰ تومان. اين قيمت را دل فروشنده ها تعيين مى كند، ممكن است، ديوان مسعودسعد سلمان را كه خريدار همگانى ندارد با ۵ هزار تومان بتوان خريد با حجمى بيش از هزار صفحه، اما كليات عبيد زاكانى از آن كتاب هائى است كه خريدار دارد و فروشندگان هرچه بخواهند با آن مى كنند و اين حكايت فروش گاه رنگ طنزى نيز مى گيرد، آن طور كه نوسان قيمت ها خواننده را به شك مى اندازد كه چطور اين بالا و پايين شدن را مى توان درك كرد و فروشنده توضيح مى دهد كه: همين گونه كه ملاحظه مى فرماييد حروف چاپى اين كتاب ريزتر و آن گران تر درشت تر است و هر كسى هم جاى خريدار باشد به عينه اين بينه را ديده و همان كتاب گران تر را مى خرد و با اين حساب كتاب هاى با افست ناخوانا بازار را گرم مى كنند و فتيله را بالا مى برند و شايد كه در اين چشم بندى حقه اى باشد. از اينها گذشته بدا به حال آن خريدارى كه با هزار آرزو براى گرفتن كتاب اصل مى آيد و با كتاب نصفه نيمه و سانسورنشده بازمى گردد و پس گرفتن كتاب هم حكايتى است كه ديگر مجالش نيست. برسيم به حرف اصلى. همان طور كه آمد بسيارى از اين كتاب هاى گرد و غبار گرفته از ادبيات جدى و اثرگذارى به شمار مى رود كه اگر خواننده جدى ادبيات يا آن كس كه بخواهد از سير تطور معاصرين و متقدمين سردربياورد، بايد به اين كتاب ها دستبردى بزند و بخواند. نكته ديگر هم اينكه شمار كتاب هائى كه اصلاً مشكلى ندارد و مى توان اين كتاب ها را به دست چاپ رسمى سپرد، كم نيست. گو اينكه در ماه هاى اخير چند كتاب كه به نظر مى آمد هيچ گاه مجوز انتشار نگيرند، به طبع رسيده اند. دايى جان ناپلئون از اين نمونه ها است. حالا جاى اين سئوال خالى است كه بهتر نيست مسئولى ميان اين زيرزمين هاى تلنبار از كتاب قدمى بزند و به سعه صدر نگاهى كند تا شايد بسيارى از كتاب ها كه اتفاقاً ارزشمند هم هستند از كنج عزلت به در بيايند.

درها باز شد
ناگهان همه درهاى بسته گشوده شد يك شبه و به شكلى كاملاً شگفت انگيز و غيرمنتظره! احمدى نژاد با اشاره به جاذبه هاى فراوان مسابقات فوتبال در نامه اى به رئيس سازمان تربيت بدنى نوشت: «ضرورت دارد با همكارى وزارت كشور و با برنامه ريزى صحيح و مقتضى شئون بانوان محترم، بخشى از مرغوب ترين مكان هاى تماشاگران در مسابقات فوتبال ملى و مهم به طور ويژه به بانوان و خانواده ها اختصاص يابد.» اين درست موقعى بود كه از سه روز قبلش نيروى انتظامى به فرماندهى باجناق رئيس جمهور مشغول دستگيرى بچه ها بودند و انگار كه با خشم و براى موفق نشدن برنامه كار ميكردند و انگار كه خودشان هم از اين دستور غليظ ناراحت بودند هر كس را كه به دستشان ميرسيد دستگير ميكردند.
در بخش ديگرى از نامه رئيس جمهور آمده است: «برخلاف تصور و تبليغ عده اى تجربه نشان داده است كه حضور انبوه خانواده ها و بانوان در محيط هاى عمومى، سلامت و اخلاق و عفاف را در آن محيط ها حاكم كرده است.» احمدى نژاد همچنين اظهار اطمينان كرده است كه بانوان ايرانى كه همواره پاسدار عفاف و كرامت زنان هستند و در تمام مراحل يار و ياور انقلاب اسلامى بوده اند امروز نيز پرچمدار ايجاد محيط سالم و امن اجتماعى خواهند بود.
اما اين دستور ناگهانى كه موجى از شعف و شگفتى را به خصوص در جامعه زنان به وجود آورد بلافاصله پس از يك اظهارنظر رسمى ديگر از سوى رئيس جمهور در هيأت دولت صادر شد. هيأت دولت يعنى حدود ۱۲ ساعت قبل از صدور دستور ورود آزاد زنان به استاديوم ها در بازى هاى ملى و حساس در حالى به اعلام موضع خود درباره مسأله مبارزه با بدحجابى پرداخت كه در طول روزهاى گذشته نهادهاى مسوول نيروى انتظامى موضوع بدحجابى را در حد بزرگترين معضل روز جامعه ارتقاء داده بودند.
احمدى نژاد در جمع هيأت وزيران سخنان مطرح شده در روزهاى گذشته به بهانه مبارزه با بدحجابى را «سخيف» توصيف كرد، در حقيقت حرفش به استاد خودش مصباح يزدى بر ميگشت و گفت: «حجاب و عفاف بسيار مهم و اصلى خدشه ناپذير و تضمين كننده سلامت حضور زنان در عرصه هاى اجتماعى است ولى اينكه هرگاه صحبت از فساد و ناهنجارى مى شود برخى منشاء و عامل آن را زنان عنوان مى كنند، نگرشى بسيار غلط و ظلم و جنايتى بزرگ است.» احمدى نژاد حتى سخنان و مواضع مطرح شده مصباح درباره مبارزه با بدحجابى را بزرگنمايى دانست و اشاره كرد كه برخى افراد با استفاده از تريبون هاى عمومى سخنانى را مطرح مى كنند كه ربطى به اسلام ناب محمدى ندارد. رئيس جمهور گفت: «شيوه هائى كه در گذشته براى جلوگيرى از بدحجابى به كار گرفته شده است كارآمد نبوده و مسائل فرهنگى يك شبه حل نمى شود.» او همچنين از دستگاه هاى فرهنگى و انتظامى خواست كه براساس جوسازى ها و جنجال ها دچار انفعال نشوند و گرفتار فضايى نشوند كه مشخص نيست مديريت آن برعهده كيست. «احمدى نژاد كه خودش قبل از اين كه براى نوكرى آحوندها انتخاب شود جزو كسانى بود كه در خيابان شعار ميداد و با تيغ موكت برى مردم را تهديد ميكرد، يكباره اصلاح طلب شد، همان طورى كه در دولت قبلى تيغ كش ها و حزب الهى ها اصلاح طلب شده بودند. شب بچه هاى دانشجو در خوابگاه جشنى به پا كرده بودند. چند بارى از طرف حراست به خوابگاه ها آمدند اما بچه ها جواب دادند كه مشغول سپاسگزارى از رئيس جمهور مردمى هستند. بايد قيافه حزب الهى هاى حراست كه روزهاى قبل براى دانشجوها شعار ميدادند كه اگر دولت جلويش را نگيرد در ورزشگاه ها خواهرانتان توسط لاتها بى ناموس ميشوند، تماشائى بود.
درست يك روز پيش از اظهارات شگفت انگيز رئيس جمهور، همفكران او در مجلس هفتم با احياى طرح ممنوعيت استفاده از ماهواره با عنوان» طرح استفاده مديريت شده از ماهواره «تلاش هاى خود را براى حفظ ارزش هاى اسلامى در جامعه پى گرفتند و حتى تا آنجا پيش رفتند كه از ۵۰۰ هزار تا ۵ ميليون تومان جريمه براى استفاده كنندگان از ماهواره تعيين كردند.اين در حالى بود كه با ادامه بحث هاى مربوط به مبارزه با بدحجابى كار به جايى رسيده بود كه مجازات بدحجابان هم از پيش مشخا شده بود: ۱۰ روز حبس!
در اين شرايط يك بار ديگر رئيس جمهور حزب الهى، شوك خبرى جديدى را به جامعه وارد مى كند. در شرايطى كه صحبت از انواع طرح هاى مبارزه با بدحجابى هر روز تيتر مطبوعات و موضوع بحث هاى شبانه در صداوسيماست و حجت الاسلام نقويان به صراحت در برنامه خبرى تلويزيون از تفكيك دختران و پسران در دانشگاه و حتى اشكال شرعى وجود مجرى زن و مرد در كنار يكديگر در تلويزيون صحبت مى كند و كارشناسان برنامه متفق القول از برخورد با پديده بدحجابى به عنوان فورى ترين حفظ كيان خانواده و سلامت جامعه ياد مى كنند، ناگهان محمود احمدى نژاد درست در نقطه جوش ماجرا به مسأله ورود مى كند و برخلاف رأى و نظر صريح همفكرانش در مجلس اصولگرايان، سخنانى مى گويد كه به همان اندازه كه ميمون و مبارك و خوشايند هستند تامل انگيز است و پرسش هم برمى انگيزد!
همزمان با نامه رئيس جمهور به رئيس سازمان تربيت بدنى اميررضا خادم، قهرمان كشتى كه بعد از فاميل شدن با خامنه اى [ برادرش داماد خواهر زن رهبر شده و دخترخاله آقا مجتبى وليعهد را گرفته ] رئيس كميته تربيت بدنى مجلس شده، تمام شعارهاى سابق را از ياد برد و ايجاد فضايى براى حضور زنان در ميادين ورزشى را امرى كاملاً طبيعى دانست و گفت: حضور بانوان تعديل كننده و كاهش دهنده موضوعات غيراخلاقى و نابهنجار در ميادين ورزشى است و از سوى ديگر بانوان نيز نيمى از جمعيت ايران را تشكيل مى دهند و علاقه مند به استفاده از تفريحات سالم و حضور در چنين فضاهايى هستند لذا به نظر مى رسد بايد زودتر از اينها اين اتفاق ها مى افتاد. «و هدايت ا... مرادزهى عضو فراكسيون ورزش مجلس نيز فراموش كرد كه هفته هاى گذشته در مجلس همه از بدحجابى و به خطر افتادن اسلام شكوه سرداده بودند. او هم زبان باز كرد همه خواهان حضور خواهران در ورزشگاه ها بودند و همه به اجرايى شدن اين مسأله و فراهم كردن زمينه هاى حضور زنان در ميادين ورزشى و حضور آنها براى تماشاى مسابقات در ورزشگاه ها، كمك خواهند كرد.
تا پيش از اين و در زمان رياست جمهورى خاتمى ورود خودخواسته و همراه با پافشارى گروهى از زنان در بازى ايران -بحرين به استاديوم آزادى به حساب ضعف و تساهل و تسامح بيش از حد دولت اصلاحات گذاشته شده بود و حتى نزديك به ۳ ماه پيش يعنى حدود ۵ ماه پس از آغاز به كار دولت نهم در بازى ايران- كاستاريكا گروه ۵۰ نفره زنان متقاضى ورود به استاديوم كتك خوردند، تحقير شدند و سرانجام هم نيروى انتظامى تهران بزرگ اجازه ورود به استاديوم را به آنها نداد.به جز خاطره تلخ بازى ايران- كاستاريكا، دولت نهم دستور ممنوعيت حضور زنان در ورزشگاه ها براى بازى هاى بسكتبال و واليبال را هم در كارنامه خود دارد كه بر خلاف بازى هاى فوتبال تا پيش از اين هرگز مشكلى براى حضور زنان نداشتند.
رئيس جمهور هر گونه برخورد غيرفرهنگى با مسأله بدحجابى در سطح شهر را ناكارآمد دانسته و به دستگاه هاى فرهنگى و انتظامى هشدار داده است كه گرفتار فضاى جنجالى موجود نشوند. اين در حالى است كه گشت هاى ارشادى پليس تهران از سه روز پيش كار خود را در سطح شهر آغاز كرده اند و توليدى هاى پوشاك و بخصوص مانتوفروشى هاى سطح شهر تذكراتى درباره مانتوها و شلوارهاى موجود در فروشگاه هاى خود دريافت داشته اند. اگرچه تاكنون دستورالعملى در اين زمينه صادر نشده است اما گشت ارشاد پليس تذكرات خود را در سطح شهر آغاز كرده و سردار طلايى كه در هفته گذشته سخنان اوليه و شديد خود را درباره مسأله بدحجابى تعديل كرده بود اعلام كرد كه اگرچه گشت هاى ارشاد كار خود را آغاز كرده اند اما تاكنون هيچ مورد بازداشتى و ارجاع به دادگاه نداشته ايم و افراد گشت ارشاد نيز تنها با اشخاصى برخورد كرده اند كه به شكل مانكن در خيابان ها حاضر مى شوند. رئيس پليس پايتخت كه هيچ توضيحى درباره معيارهاى تشخيا مانكن بودن زنان نداد، در آخرين اظهارات خود زنان داراى پوشش نامناسب را طعمه شيادان دانست و در حالى كه يك بار ديگر زنان بدحجاب را در كنار زنان خيابانى قرار مى داد گفت: «برخى از افراد بدحجاب فريب خورده هستند و بعضا براى اين كارها پول دريافت مى كنند» ولى سردار تا دستور از بالا رسيد همه چيز را از ياد برد و طرفدار حقوق زنان شد و گفت اصلا اين طور جلوگيرى كردن ها كار غلطى است كه با تعاليم اسلام نميخواند.!
كسى نمى داند اگر دستور حضور زنان در استاديوم را يك رئيس جمهور غيرحزب الهى صادر مى كرد كه به اندازه احمدى نژاد آخوندها قبولش نداشتند چه اتفاقى مى افتاد. اما خيلى ها مى دانند كه درهاى بسته، منتظر يك رئيس جمهور وابسته بودند تا از پس ۸ سال دولت اصلاحات ناگهان و هنگامى كه جاده هموار شده است از راه برسد و از خط پايان بگذرد. اما يك چيز مسلم است و همان است كه انصار حزب الله گفتند و اعلام داشتند كه با وجود دستور احمدى نژاد بعد از نماز جمعه تظاهرات عليه مانكن ها برپا ميكنند و اعلام داشتند مانكن با بخشنامه درست نميشود. آنچه ميمون و مبارك است اين كه حزب الهى ها هم ميفهمند كه همه آنچه به آنها درباره اسلام و اعتقادات و غيرت و اين حرفها گفته ميشود كلك و دكان قدرت است و به قول يكى از دانشجوهاى خوشمزه كم كم دارد زمانش ميرسد كه علما در خيابانهاى قم به رقص درآيند و اعلام دارند كه از اول اسلام رقص لازم بوده به خصوص بعد از نماز عشاء.

حجاب اجبارى
درست در همان روزى كه احمدى نژاد به توصيه مشاورانش حضور دختران را در ورزشگاه ها آزاد كرد و صدا و سيما با سروصدا آن را به عنوان يك عمل بزرگ به رخ مردم كشيدند و شب هم كلى گزارش تهيه كردند كه دختران از رئيس جمهور مردمى تشكر ميكردند از طرف شوراى انقلاب فرهنگى و با امضاى همان آقا دستورالعمل حجاب به همه مراكز دولتى و فرهنگى و دانشگاه ها ابلاغ شد. اين دستورالعمل را على مطهرى فرزند آيت الله مطهرى كه تازه همه معتقدند از روشنفكرترين آخوندها بود, همان كسى كه مردم شركت كننده در چهارشنبه سورى را چهارپا دانست، نوشته است و احمدى نژاد همه دستگاه هاى دولتى و فرهنگى را مجبور به اجرايش كرده است.

طرح حجاب برتر اسلامى
۱- پوشش اسلامى از ضروريات دين اسلام است و قابل انكار نيست.
۲- نظر به اينكه اين دستور اسلام آثار مستقيم اجتماعى دارد، اجراى آن نياز به نظارت دارد و با احكامى مانند نماز و روزه قابل قياس نيست.
۳- نظارت بر اين مسئله به عهده مردم و دولت اسلامى است و مبناى آن اصل مترقى امر به معروف؟ و نهى از منكر است. تا آنجا كه نياز به اعمال قدرت پيشگيرانه نيست وظيفه مردم است و آنجا كه مستلزم اعمال قدرت بازدارنده است به اجماع فقها وظيفه دولت اسلامى است.
۴-اعمال قدرت در اين گونه مسائل- در موارد ضرورى- عين آزادى است. همان طور كه در بهداشت عمومى، اجبار در واكسن زدن امرى ممدوح تلقى مى شود يا در فرهنگ عمومى، اجبار در سوادآموزى امرى پسنديده به شمار مى رود و مغاير با آزادى نيست، اجبار در برخى مسائل فرهنگى از قبيل نوع پوشش انسانها براى آن كه بنيان خانواده ها محفوظ بماند نيز امرى پسنديده و عين آزادى است.
۵-اعمال نظر در نوع پوشش مردم از طرف حكومتها چيزى نيست كه منحصر به ايران باشد، در اكثر كشورهاى جهان قانونى در اين زمينه وجود دارد منتها حدود آن متفاوت است. تقريباً در همه كشورها عريان مطلق بودن ممنوع است. در برخى كشورها از ناف تا زانو نمى تواند برهنه باشد و در برخى كشورها حد پوشش بيشتر است و در اكثر كشورهاى اسلامى خصوصاً مناطقى كه فرهنگ غربى نفوذ نكرده است، حدود پوشش عرفاً يا قانوناً همان حدودى است كه اسلام تعيين كرده است.
۶-فلسفه پوشش اسلامى در درجه اول استحكام بنيان خانواده است. اسلام مى خواهد هرگونه التذاذ جنسى اعم از بصرى، سمعى و غيره محدود به كادر خانواده باشد و اجتماع محيط كار و فعاليت باشد، لذا با كار اجتماعى بانوان مخالفت نكرده اما براى آن شرايطى قرار داده است: پوشش اسلامى، عدم اختلاط با مردان و پرهيز از هر گونه رفتار تحريك آميز. دولت اسلامى موظف است محيط مناسب براى فعاليت اجتماعى بانوان فراهم كند، و الا اى بسا كه ضرر اين فعاليت ها از نفع آنها بيشتر باشد.
۷-با توجه به فلسفه پوشش اسلامى كه عدم تحريك جنسى در جامعه باشد، پوشش اسلامى شامل مردان نيز مى شود، گرچه حكم حجاب به حسب طبيعت زن كه ميل به خودنمايى دارد بيشتر متوجه بانوان است. مردان نيز حق ندارند به گونه اى لباس بپوشند كه توجه زنان را به خود جلب كنند. دولت اسلامى در اين زمينه نيز وظيفه نظارت دارد.
۸- مسئله رقابت ذاتى ميان بانوان در خودنمايى را نبايد كوچك در نظر گرفت. اگر يك پوشش استاندارد و معين در كار نباشد اين رقابت شدت پيدا مى كند. معمولاً زن- قطع نظر از اين كه خود را به سلاح تقوا مجهز كرده باشد- تحمل ندارد كه زن ديگرى زيبايى ها و جاذبه هاى خود را به نمايش بگذارد و او كه احياناً زيباتر و جاذب تر است چنين نكند. در سالهاى اول انقلاب كه قانون حجاب مطرح شده بود، بسيارى از بانوان به اصطلاح متجدد و بى توجه به پوشش اسلامى در مصاحبه هاى خود با رسانه ها تشكر مى كردند كه ما را از رقابت طاقت فرسا با يكديگر نجات داديد. مى گفتند ما قبلاً براى آن كه از رقباى خود مثلاً در اداره عقب نمانيم بايد صبح زود بلند مى شديم و انواع آرايشها مى كرديم و لباس جديد مى پوشيديم، اما شما با قانون حجاب كه مثلاً همه بانوان بايد با شلوار و مانتوى بلند و راحت و بدون آرايش در محل كار حاضر شوند ما را راحت كرديد.
۹-نتيجه بى حجابى و بى بندوبارى را بايد در غرب ديد. انسان عاقل همواره از وقايع تاريخى عبرت مى گيرد و از نظر قرآن نيز يكى از منابع شناخت، تاريخ است. در غرب، خانواده مفهوم خود را از دست داده است و بيش از آن كه بر پايه عواطف زن و مرد استوار باشد، مانند شركتهاى تجارى برقرارداد اجتماعى استوار است و بسيارى از پيوندهاى خانوادگى ميان زن و شوهر به زور قانون و از ترس حمايت دولت از زن يا مرد برقرار مانده است. ظاهر زندگى آنها ملاك نيست، بايد به باطن آن نفوذ كرد.
اما ممكن است گفته شود كه ما هم مشكلاتى در اين زمينه داريم. پاسخ اين است: علت مشكلات ما در مسئله خانواده آن است كه به اسلام به طور كامل عمل نمى كنيم، بخشى از آن را عمل مى كنيم و بخشى را مهمل مى گذاريم. نظام خانوادگى اسلام يك كل تجزيه ناپذير است و همه اجزاء آن با هم نتيجه مى دهند. مثلا ازدواج در سال هاى آغاز جوانى، تشريفات ساده ازدواج، اهميت دادن به انتخاب دختر يا پسر، عدم اختلاط دختران و پسران و به طور كلى زنان و مردان در برنامه هاى اجتماعى، حمايت دولت از زن آنجا كه مرد مى خواهد از حقوق خود مثلا حق طلاق سوءاستفاده كند، طمع نكردن مرد به محصول كار زن و از اين قبيل، اجزاء اين نظام را تشكيل مى دهدكه همه با هم بايد عمل شوند، اگر برخى را مطابق اسلام و برخى را مطابق فرهنگ غرب عمل كرديم نتيجه نخواهيم گرفت.
۱۰- قطعاً دنياى غرب كه آزادى در قاموس آن بيشتر آزادى حيوانى است تا آزادى انسانى، در مقابل نظارت بر پوشش مردم موضع خواهد گرفت و در پشت پرده نفاق به عوام فريبى خواهد پرداخت، اما ما بايد در عقيده و موضع خود استوار باشيم و براين نكته پافشارى كنيم كه تأكيد بر پوشش مناسب، عين آزادى انسانى است هرچند با آزادى حيوانى منافات دارد، و ما شما غربى ها را نيز به اين راه دعوت مى كنيم تا مشكلات خانوادگى و اجتماعى تان كه بسيارى از متفكرانتان نيز نگران آنند كمتر شود.
اما اصل طرح: بديهى است كه اولين گام، جلب نظر بانوان است. تا خود آنها نخواهند، كارى انجام نخواهد شد. بنابراين لازم است با آنها دوستانه صحبت شود و فلسفه پوشش اسلامى به درستى براى آنها بيان گردد. حتى لازم است جلساتى با حضور بانوان سهل انگار در مسئله حجاب تشكيل و با آنها مستقيماً صحبت شود و به حرف آنها نيز گوش داده شود. در اين مرحله نقش صدا و سيما اساسى است. در گام بعد نياز به موارد ذيل است:
۱-مركزى تأسيس شود براى آموزش آمران به معروف و ناهيان از منكر در باب حجاب (مى تواند از مراكز موجود استفاده شود). فقط اين افراد با كارت ويژه حق دخالت خواهند داشت.
۲- حجاب استاندارد (شلوار و مانتوى راحت و بلند حداقل تا زانو و روسرى يا مقنعه، و به طريق اولى چادر، بدون تأكيد بر رنگ خاص) معرفى شود.
۳- دولت از ورود مراجعان با پوشش ناهنجار (مثلا شلوار تنگ و بلوز براى بانوان و شلوار تنگ و سينه باز براى آقايان) به ادارات دولتى جلوگيرى كند. اين نظارت بايد در اماكنى مانند فرودگاه ها نيز اعمال شود.
۴- در پارك ها امكانات لازم و اختصاصى براى ورزش صبحگاهى بانوان و احياناً دوچرخه سوارى و بدمينتون و پينگ پونگ و غيره فراهم شود به طورى كه بتوانند بدون حجاب به ورزش بپردازند.
۵- در ساحل دريا تأسيسات ويژه شناى بانوان به تعداد موردنياز برقرار شود و در فصل تابستان نظارت بر ساحل دريا جدى گرفته شود.
۶-زنانى كه به قصد جلب مشترى در خيابان ها پرسه مى زنند بازداشت و به مركزى كه فقط توسط بانوان اداره مى شود تحويل داده شوند. بديهى است كه برخورد با آنها مى تواند از تذكر و راهنمايى تا جريمه نقدى و حتى زندان براى افراد حرفه اى تنوع داشته باشد.
۷- برخى از دانشكده ها به دليل كمبود جا و اختلاط دختر و پسر زمينه ساز فحشاء شده اند، بايد اين گونه دانشكده ها ملزم شوند كه پسرانه يا دخترانه شوند. عبور از كنار اين گونه دانشكده ها انسان را به ياد كاخ هاى جوانان زمان رژيم شاه مى اندازد كه براى خواب كردن نسل جوان تأسيس شده بود.
۸- در همه دانشگاه ها مسئله نظارت بر پوشش اسلامى دختر و پسر و عدم آرايش بانوان، از درب ورودى دانشگاه تا مكان هاى ديگر جدى گرفته شود و افراد معاند كه بر كار خود اصرارمى ورزند به كميته انضباطى معرفى شوند.
۹- در برخورد با موارد ناهنجار پوشش، از تجسس در احوال شخصى مردم پرهيز شود. مثلا ممكن است دختر و پسر جوانى با لباس مناسب در حال قدم زدن باشند، مجاز نيستيم كه بررسى كنيم آيا با هم محرمند يا خير. در مقابل، ممكن است زن و شوهرى با لباس ناهنجار در حال قدم زدن در خيابان باشند، در اينجا مجازيم كه با آنها برخورد مناسب داشته باشيم.
۱۰- بازرسى از اماكن عمومى فرهنگى مثل مؤسسات پخش محصولات تصويرى يا بازى هاى رايانه اى يا سينماها جدى تر گرفته شود.
بديهى است كه كارهاى زيربنايى و مبارزه با علل به جاى مبارزه با معلول ها به قوت خود باقى است و هيچ يك نبايد جاى ديگرى را بگيرد. مثلا تأسيس ورزشگاه ها و اساساً ترويج ورزش همگانى و تأسيس كتابخانه ها و امكانات تفريحات سالم و به طور كلى پركردن اوقات فراغت مردم خصوصاً جوانان به طورى كه بى هدف درخيابان ها پرسه نزنند كمك شايسته اى به سلامت اخلاقى و پوشش مناسب آنها خواهد بود. سخن در اين است كه علاوه بر اين گونه فعاليت ها نياز به آن گونه نظارت ها نيز هست، زيرا به هر حال عده اى هستند كه تحت تأثير ماهواره ها و غيره نمى خواهند زندگى انسانى داشته باشند.
روشن است كه طرح فوق قابل كامل شدن است. لذا از نظرات همه دردمندان استفاده خواهد شد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •