Nimrooz
Vol. 18, No. 878, April 21, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۷۸ - جمعه ۱ ارديبهشت ۱۳۸۵
پرويز جاهد
گفتگو با ژوليت بينوش به مناسبت سفرش به تهران
راج كومار هنرپيشه هندى درگذشت
استقبال لبنانى ها از فيلم كوه بروكبك

پرويز جاهد
گفتگو با ژوليت بينوش به مناسبت سفرش به تهران
ژوليت بينوش بازيگر سخت گير و كم كارى است. در طول سالهاى گذشته او در فيلم هاى معدود اما مهمى ظاهر شد و نقش هائى متفاوت و فراموش نشدنى و ماندگار بر پرده سينما آفريد.
از ژولى افسرده و تنها و غمگين فيلم آبى كريستف كيشلوفسكى گرفته تا زن پريشان و مضطرب فيلم پنهان ميشل هانكه.
بدون شك او جايگاه مهمى در سينماى امروز فرانسه و اروپا دارد و مى توان به راحتى او را در كنار بازيگران بزرگ اين سينما مثل ژان مورو، كاترين دونوو، سيمون سينيوره، ماريا اشنايدر، آنا كارينا و ايزابل هوپر قرار داد.
ژوليت بينوش چند روز قبل وارد ايران شد و يك هفته مهمان عباس كيارستمى فيلمساز سرشناس ايرانى بود. با اينكه او سعى كرد سفرش بى سروصدا باشد و كسى از اهالى مطبوعات و رسانه هاى گروهى متوجه حضور او در ايران نشود اما نتوانست و سرانجام در دام خبرنگاران روزنامه شرق افتاد.
با اين حال او در اين سفر كوتاه جز چند ديدار دوستانه و خصوصى با برخى از بازيگران و سينماگران ايرانى در هيچ جمع مطبوعاتى يا سينمايى رسمى ظاهر نشد و جز با روزنامه شرق و مجله فيلم با هيچ رسانه داخلى ديگرى گفتگو نكرد.
گفتگوى من نيز از طرف بى بى سى با او پس از چندين روز تلاش براى برقرارى ارتباط با او و كيارستمى سرانجام در آخرين شب اقامت او در تهران در مهمانى شام سفارت فرانسه، دو ساعت قبل از پرواز و ترك خاك ايران صورت گرفت. پس از انجام اين گفتگو ژوليت بينوش به همراه كيارستمى عازم فرودگاه مهرآباد شد.
پرويز جاهد: ممكن است درباره علت واقعى سفرتان به ايران توضيح دهيد. در اين باره حرفهاى ضد و نقيضى در مطبوعات ايران منتشر شد. آيا براى بازى در فيلم كيارستمى به تهران آمديد يا صرفا يك سفر عادى بوده است؟
ژوليت بينوش: قبل از هر چيز بايد بگويم كه طبيعت من كنجكاوى است. دوست دارم سفر كنم، بدانم و ياد بگيرم. من با عباس كيارستمى از قبل در تماس بودم. ما درباره يك ايده با هم حرف زديم البته نه به اين مفهوم كه دقيقا چه اتفاقى خواهد افتاد.
ايده اين بود كه چند روز با هم باشيم و همديگر را بهتر بشناسيم و من گفتم كه بهتر است به ايران بيايم و اين سفر اجازه خواهد داد كه من فقط يك پيش فرض در باره ايران نداشته باشم و ديد بازى نسبت به ايران، سادگى مردم و زندگى شان، سنت ها و مسائل انسانى شان داشته باشم.
سنت مردم ايران يك سنت خوشامد گويى و واقعاً مهمان نوازانه است و اين در دنيايى اتفاق مى افتد كه مردم از يكديگر مى ترسند. اگرچه كشور شما تا حد زيادى به دنيا نزديك است. اين شيوه برخورد و خوشامد گويى نسبت به غريبه ها واقعاً برايم خوشايند بود.
از طرفى من عاشق مناظر و چشم اندازها هستم. به نظر من در چشم اندازهايى با ساختمان ها و كارخانه هاى زياد نوعى از مفهوم پوچى زندگى نهفته است.
ما با اتومبيل به اصفهان سفر كرديم و من واقعاً از اصفهان خوشم آمد و من به اندازه خود اين سفر از آن لذت بردم. اصفهان مكانى فرهنگى با تاريخى دراز است و جايى است كه شوق را در شما برمى انگيزد. من خيلى تحت تأثير مردم آنجا قرار گرفتم.
شما يكى از بازيگران مشهور عالم سينما هستيد اما در اين مدت كه ايران بوديد كم گفتگو كرديد و كمتر در محافل ظاهر شديد. چرا؟
من اصلا انتظار نداشتم با كسى در اينجا گفتگو كنم چرا كه صرفا به عنوان يك دوست و براى ملاقات با يك دوست وارد ايران شدم.
مى خواهم درباره ارتباط و همكارى تان با كيارستمى بيشتر توضيح دهيد.
اگر كسى مثل من به دنبال سكوت باشد اين سفر فرصت خوبى برايش خواهد بود. ما مى توانيم در سكوت با همديگر زندگى كنيم بدون اينكه چيزى بخواهد اين فضا را پر كند.
اگرچه ما از دو فرهنگ متفاوت آمده ايم. وقتى تو سفر مى كنى به سكوت احتياج دارى. به خاطر اينكه اگر اين فضا را پر كنى ديگر هيچ امكانى براى برخورد وجود نخواهد داشت و من اعتقاد دارم كه برخورد اصلى در سكوت روى خواهد داد چرا كه تو با يك نقطه خنثى شروع مى كنى. در اين سفر من و كيارستمى به تماشاى فيلم هاى او نشستيم.
آيا قبلا هيچ فيلمى از او ديده بوديد؟
البته ده سال قبل من طعم گيلاس را ديده بودم و اين بار كلوزآپ را كشف كردم كه واقعاً مرا تكان داد. ما در اين باره صحبت كرديم كه چگونه يك نفر تلاش مى كند با دروغ و خلق يك داستان، شخص ديگرى باشد.
كلوزآپ واقعاً فيلم جذابى است چرا كه در باره خلق كردن است. درباره آدم نا اميدى كه با خلق يك دنياى خيالى مى خواهد اميدش را به دست آورد.
چه جنبه هائى از فيلمهاى كيارستمى برايتان جالب بود؟
او سعى مى كند جهان را بهتر از آنچه هست بسازد نه اينكه آن را بدتر سازد. صرفا با رسيدن به واقعيت با تمام سادگى و جدى بودنش. سعى مى كند آنچه را كه شاهدش هست ثبت كند بدون تأكيد بر جنبه هاى دراماتيك زندگى. تنها شاهد زندگى بودن و من اين جنبه از كار او را خيلى دوست دارم.
آيا فكر مى كنيد اين همان جنبه از فيلمهاى كيارستمى است كه اغلب فرانسوى ها دوست دارند؟
من فقط از طرف خودم حرف مى زنم و نمى توانم نظر عام را بگويم.
آيا اين درست است كه مى خواهيد در فيلم جديدش بازى كنيد.
اين برداشت يك سوء تفاهم است. در حال حاضر من نمى توانم با قاطعيت بگويم كه با هم چه كار خواهيم كرد. ما يك ايده داريم ولى واقعاً نمى دانيم چه خواهيم كرد. همه چيز در تغيير است خصوصا در فيلمهاى كيارستمى كه به ايده ها، هوا و خيلى چيزهاى ديگر بستگى دارد و در باره عدم قطعيت در زندگى است.
ممكن است در باره اين ايده بيشتر توضيح دهيد.
كيارستمى ايده اى دارد كه داراى هر دو جنبه كمدى و تراژدى است و من اين دو وجهى بودن زندگى را دوست دارم چرا كه زندگى هرگز يك وجهى نيست. او مرا با اين ايده شگفت زده كرد. البته اين يك داستان واقعى است و كيارستمى داستان پرداز خيلى خوبى است.
در صورت ايفاى نقش در اين فيلم آيا نقش يك زن فرانسوى را بازى خواهيد كرد؟
فيلم كيارستمى مربوط به واقعيت است. من نمى توانم فرانسوى بودنم را انكار كنم اگرچه بيشتر جهانى فكر مى كنم و اصلا شوونيست نيستم.
به هر حال آنچه مسلم است در اين فيلم، نقش يك زن ايرانى را نخواهيد داشت.
نه. من قادر به انجام اين كار نيستم. من عاشق اين كارم ولى افسوس كه نمى توانم.
كيارستمى معمولا با بازيگران مشهور و حرفه اى كار نمى كند و در فيلمهايش غالبا از نابازيگران و مردم عادى استفاده مى كند و به نظر من اين يكى از ويژگى هاى سبكى و بسيار مهم فيلمهاى اوست. سوال من اين است كه به عنوان يك بازيگر مشهور حرفه اى، در صورت حضور در اين فيلم چگونه خود را با اين سبك تطبيق مى دهيد؟
من بازيگر حرفه اى نيستم (بلند مى خندد). من ابتدا خودم را به عنوان يك انسان و بعد به عنوان يك بازيگر مى بينم و هميشه دوست دارم در بازيگرى حقيقت را در نظر داشته باشم.
ما زندگى اى را خلق مى كنيم كه در باره بازيگرى نيست بلكه در باره اعتقاد و بودن است. بنابراين براى من هيچ تناقضى در اين زمينه وجود ندارد. به نظر من شما به عنوان يك بازيگر بايد تكنيك و خيلى چيزهاى ديگر را فرا بگيريد اما زمانى هم مى رسد كه بايد تكنيك را فراموش كنيد و صرفا به احساس درونى و يا نقطه نظر خود متكى باشيد.
بنابراين من به بازيگرى اعتقاد دارم و در عين حال معتقدم كه بايد از قيد آن رها شد. وقتى مى بينم بازيگرى دارد بازى مى كند در واقع او مرا به جهان خارج از فيلم پرتاب مى كند ولى يك بازيگر خوب طورى بازى مى كند كه تو بازى او را نمى بينى و صرفا به كاراكتر او اعتقاد پيدا مى كنى.
شما غالبا نقش زنان شكننده، آسيب پذير، اندوهگين و نا اميد را در سينما بازى كرده ايد...
و قدرتمند.
و در عين حال قدرتمند. مثل شخصيت شما در نقش ژولى در آبى كيشلوفسكى يا شخصيت دختر جوان فيلم «سبكى تحمل ناپذير هستى.» چرا دوست داريد نقش اين گونه زنان را تصوير كنيد. چه چيزى در شخصيت شماست كه شما را به چنين زنانى نزديك مى سازد. ژوليت بينوشى كه من الان مى بينم زنى شاد و سرخوش و بازيگوش است و اين روحيه چندان با روحيه زنانى كه نقش آنها را بازى مى كنيد جور نيست.
بنابراين وقتى زنى را مى بينم كه مى توانم چيزى را در او بفهمم و يا كسى بتواند چيزى را در او ببيند، به نظر من اين يك نوع درمان است و به اعتقاد من بازيگران درمان گرند. ما مسئول انتخاب هائى هستيم كه مى كنيم و به نظر من فيلم بايد يارى گر انسان ها چه زن و چه مرد باشد.
لحظه هائى در «سبكى تحمل ناپذير هستى» هست كه من دوست دارم. لحظه هائى در آبى هست كه متناقض بنظر مى رسد مثل فيلمهاى كيارستمى كه نمى توانيد بگوييد كمدى است يا تراژدى.
من عاشق فيلمهاى كمدى هستم مثل Jet Lag كه در آن كمدى بازى كردم. براى من فيلم به معنى آوردن چيزى به درون زندگى من است. مثل يك احساس يا يك واكنش. چيزى كه همراه من باشد نه اينكه تمام زندگى ام را فراموش كنم بلكه مثل يك ميكروسكوپ كمك مى كند تا با زندگى ام بيشتر در تماس باشم.
در اين صورت انتخاب هاى من بسيار قوى خواهند بود چرا كه من با قلبم انتخاب مى كنم. اما اين به معنى آن نيست كه من نمى توانم بخندم. البته مى توانم شاد هم باشم.
آيا فكر مى كنيد سينماى امروز فرانسه بازنماى جامعه امروز فرانسه هست و مى تواند تنش ها و بحران هاى موجود در آن را منعكس كند.
تو بايد تصوير خودت را در سينما ببينى. تو مى روى سينما تا درمان شوى. در كشورى مثل فرانسه سينما بايد چيزى بگويد. مثل ايران كه سينما در آن خيلى مهم است. چرا كه سوى ديگر مردم را نشان مى دهد. اينكه چگونه زندگى مى كنند و ما چطور در باره آنها فكر مى كنيم. بين ايران و فرانسه راه زيادى نيست. با هواپيما فقط پنج ساعت راه است. به همين دليل به اينجا آمدم تا با فيلم هاى كيارستمى بيشتر آشنا شوم.
آيا هيچ ارتباطى بين زندگى واقعى مردم ايران و تصويرى كه در فيلمهاى ايرانى از آنها نشان داده مى شود ديده ايد؟
من فقط ۷ روز اينجا بودم و اين زمان كافى نيست تا در اين باره قضاوت كنم. اما وقتى كه اينجا رسيدم، آنچه مرا واقعاً شگفت زده كرد زنان سياهپوش بودند.
با حجاب اسلامى راحت بوديد؟
براى من جالب بود چرا كه من هيچگاه در كشورم و هيچ جا از آن استفاده نكردم. داشتن حجاب براى من به عنوان يك خاطره خوب باقى مى ماند. وقتى با اتومبيل بيرون مى رفتيم داخل اتومبيل هوا خيلى گرم مى شد و من دلم مى خواست حجاب ام را بردارم اما همراهانم مى گفتند نمى توانى. پوشش سياه براى من... مى دانم يك سنت و يك عادت است اما مى خواهم بدانم كه آيا آنها انتخاب ديگرى هم دارند؟ اين پرسش من است.
نسل جديد زنان ايران را چگونه ديديد؟
سرشار از زندگى. وقتى به خانه آنها مى رفتم آنها را كاملاً متفاوت مى يافتم. يك نوع آزادى در درون.
آيا در اين مدت چيزى در فرهنگ ايرانى بود كه برايتان آزاردهنده باشد؟
من واقعاً از رانندگى مردم تهران شگفت زده شدم. قبلا هرگز مشابه آن را نديده بودم. من دوست داشتم يك روز در خيابان هاى تهران رانندگى كنم اما واقعاً از رانندگى اين مردم وحشت كردم.
رانندگى كيارستمى چطور بود؟
عباس راننده خوبى است ولى ديشب يك راننده تاكسى نزديك بود هر دوى ما را به كشتن دهد.

راج كومار هنرپيشه هندى درگذشت
مرگ راج كومار بازيگر نام آور سينماى هند ميليون ها تن از مردم اين كشور را سوگوار كرد.
در كشورى كه سينما از جايگاهى ويژه در فرهنگ عامه برخوردار است احساسات جريحه دار شده دوستاران هنر هفتم در مراسم تشييع جنازه اين هنرپيشه شش كشته برجاى گذاشت.
فيلمهاى راج كومار در دهه ۱۳۴۰ در ميان ايرانيان نيز طرفداران بسيارى داشت. راج كومار روز پنجشنبه در سن ۷۸ سالگى درگذشت.
وى از ۵ سالگى بازيگرى را شروع كرد و در ۲۲۰ فيلم بازى كرده و علاوه بر بازى در فيلم ها ترانه هاى بسيارى را نيز خوانده بود. دولت ايالتى بخاطر مرگ راج كومار سه روز عزاى عمومى اعلام كرد. در مراسم تشييع جنازه راج كومار بيش از يك ميليون نفر گرد آمدند.

استقبال لبنانى ها از فيلم كوه بروكبك
در حالى كه همجنس گرايى هنوز در جهان عرب يك تابو محسوب مى شود اخيراً نوعى انعطاف پذيرى نسبت به اين موضوع در بيروت مشاهده شده است.
لبنان تنها كشور عربى است كه فيلم موسوم به كوه بروكبك، كه در باره رابطه دو گاوچران همجنس گراى آمريكايى است، در آن به نمايش درآمده است.
اين فيلم كه موفق به كسب جايزه اسكار شده به كارگردانى آنگ لى، كارگردان معروف سينما تهيه شده است.
سه ماه طول كشيد تا فيلم كوه بروكبك، در بيروت به نمايش درآيد. معمولا فيلم هاى آمريكايى يكى دو هفته پس از ورود به بازار در لبنان نشان داده مى شوند ولى لبنانى ها مطمئن بودند كه اين فيلم هرگز در اين كشور نمايش داده نخواهد شد.
لبنان كشورى است كه در آن روابط همجنس گرايان خلاف طبيعت تعبير شده و داشتن يك چنين روابطى مجازات يك سال زندان را به همراه دارد.
البته يكى دو صحنه فيلم را اداره سانسور فيلم لبنان سانسور كرده است ولى توزيع كنندگان فيلم مورد بحث مى گويند با توجه به عدم اجازه نمايش فيلم در ديگر كشورهاى عرب، دادن جواز نمايش به اين فيلم و اينكه تنها يكى دو دقيقه فيلم سانسور شده آنان را متعجب كرده است.
يكى از روزنامه هاى لبنان از سانسور فيلم انتقاد كرده و گفته است كه مقامات اداره سانسور تصور كرده اند كه لبنان هنوز در قرن هاى گذشته زندگى مى كند.
توزيع كنندگان فيلم كوه بروكبك، در لبنان مى گويند استقبال از فيلم، بيش از حد تصور آنان بوده است و آنها در نظر دارند براى چند هفته ديگر نيز به نمايش فيلم ادامه دهند.
داستان فيلم در باره مشكلاتى است كه مردان همجنس گرا قبل از پذيرفته شدن همجنس گرايى در جوامع غربى با آن روبرو بوده اند.

صفحه اول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ايران
ورزش
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   خواندنى ها   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   •   ايران   •   ورزش   • 
•   داستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •