Nimrooz
Vol. 18, No. 878, April 21, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۷۸ - جمعه ۱ ارديبهشت ۱۳۸۵
سياوش اوستا
از وحشى گرى به شهريگرى و جنگ هاى آن!
003597.jpg
عباسى
استاد فردوسى يافتن آهن و كشف آتش را به فرزند سيامك پور گيومرث نسبت مى دهد.
پس از كشت و دامدارى، دوران آتش و آهن پديد مى آيد
به فرمان شاه جهان بد همه
سپاهى و وحشى و مرغ ورمه
سپاهى دد و دام و مرغ و پرى
سپهدار با كبر كنداورى
پس پشت لشكر گيومرث شاه
نبيره به پيش اندرون با سپاه
هوشنگ پيش از كشف آهن و آتش با بدى و اهريمن مى جنگند و پيروز مى شود و نيكى را پايه مى نهد:
بهم در فتادند هر دو گروه
شدند از دد و دام ديوان ستوه
بيازيد هوشنگ چون شير جنگ
جهان كرد بر ديو نستوه تنگ
كشيدش سر و پاى يكسر دوال
سپهبد بريد آن سر بى همال
چو آمد مر آن كينه را خواستار
سرآمد گيومرث را روزگار
جهاندار هوشنگ باراى وداد
به جاى نيا تاج بر سر نهاد
عدد هفت كه در انديشه شهريگرى ميترا و يا گيومرت جايگاه ويژه اى داشت در هنگامه پادشاهى شاهِ داراى هوش و هنگ تيز جايگاه ويژه اى داشته و او بر هفت كشور حكم مى راند:
چو بنشست بر جايگاه مهى
چنين گفت بر تخت شاهنشهى
كه بر هفت كشور منم پادشاه
به هر جاى پيروز و فرمانروا!
به فرمان يزدان پيروزگر
به داد و دهش تنگ بسته كمر
و زان پس جهان يكسر آباد كرد
همى روى گيتى پر از داد كرد
هوشنگ به پيروى از كيش ميترا فقط يزدان را مى شناسد و بس، هيچ رابط و پيام آورى ميان او و خدا نيست و بدين سان است كه با پديد آوردن آهن، شهريگرى آريائى با شمشير و تبر و اره و تيشه، شاهراه نوينى را در جهت ساختن تمدن هاى شهرنشينى به جاى غارنشينى گيومرث مى گشايد:
نخستين يكى گوهر آمد به چنگ
بدانش زآهن جدا كرد سنگ
سرمايه كرد آهن آب گون
كزان سنگ خارا كشيدش برون
چو بشناخت آهنگرى پيشه كرد
كجا زو تبر اره و تيشه كرد
چون اين كرده شد چاره آب ساخت
ز دريا بر آورد و هامون نواخت
بسنجيد پس هر كسى نان خويش
بورزيد و بشناخت سامان خويش
از آن پيش كاين كارها شد بسيج
ببُد خوردنى ها به جز ميوه هيچ
همه كار مردم نبودى به برگ
كه پوشيدنيشان همه بود برگ
پرستيدن ايزدى بود پيش
نيارا همين بود آئين و كيش
استاد فردوسى سير تحول و تكامل زندگى انسان آريائى را از غارنشينى و شهريارى كشورها و آشيانه سازى و در خدمت خويش در آوردن حيوانات را چنان زيبا و پر محتوا و مختصر و اهورائى مى سرايد و شرح مى دهد كه تا به امروز هيچ انديشمند و دانشمندى نتوانسته است آنچنان زيبا و پر محتوا آنچه را كه او در هزار سال پيش با استناد به اوستاى نخستين و اصيل برايمان به يادگار گذاشته است تكرار كند.
پيدايش آتش كه يكى از اصلى ترين لازمه هاى زندگى بشر متمدن بوده است را استاد فردوسى به هوشنگ شاه نسبت مى دهد و مى گويد كه جشن آتش و سده را نيز او پايه مى گذارد:
برآمد به سنگ گران سنگ خورد
هم آن و هم اين سنگ بشكست خورد
فروغى پديد آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
... پديد آمد آتش از آن سنگ باز
.................
شب آمد برافروخت آتش چو كوه
همان شاه در گرد او با گروه
يكى جشن كرد آن شب و باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده كرد
زهوشنگ ماند اين سده يادگار
بسى باد چون او دگر شهريار
پلنگينه پوشى كه لباس شاه و نزديكان او بود به سپاهيان و مردم شهرها نيز منتقل شده و:
ز پويندگان هر كه مويش نكوست
بكشت وز ايشان بر آهيخت پوست
چو سنجاب و قاقم چه روباه نرم
چهارم سمور است كش موى گرم
بدينگونه از چرم پويندگان
بپوشيد بالاى گويندگان!
هنگامه شاه هوش و هنگ مرحله نوين و تازه اى از شهريگرى انسان آريائى است كه پوشش برگ جاى خود را به پوشش پوست حيوانات مى دهد و روزبروز با كشفيات و خلاقيت هاى تازه، تمدن تازه پاى سرزمين ميترا گيومرث، گسترده تر مى شود.
و چنانچه استاد فردوسى مى سرايد نسبت به پيشروى تمدن پادشاهى جنگ و جدال با ديوها، كه سياهان بومى سرزمين هاى مجاور بوده اند دنبال مى شود و چه ديوان (بوميان سياه پوست) و شاهان و سپاهيانى كه در اين جنگ و نبردهاى تحميل شهريگرى به زندگى قبيله اى و وحشى قربانى مى شوند و خواهند شد.
www.awesta.net

صفحه اول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ايران
ورزش
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   خواندنى ها   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   •   ايران   •   ورزش   • 
•   داستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •