Nimrooz
Vol. 18, No. 878, April 21, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۷۸ - جمعه ۱ ارديبهشت ۱۳۸۵
دكتر كاظم وديعى
اسلام عافى و صميم
هديه نسل بعد- شايد
003606.jpg
وديعى
طى اعلاميه اى از سوى مركز بهداشت اصفهان به مردم اخطار شده بود كه «قمه» نزنيد، زيرا اين عمل موجب ايدز و هپاتيت مى شود. همين اعلاميه مردم را به «خون دادن» براى كمك به بيماران تشويق كرد. رسانه ها اين خبر را چنانكه بايست پخش نكردند مبادا خاطر بعضى متعصبان آزرده شود. اعلاميه تأكيد مى كند قمه زنى موجب كزاز و هپاتيت B و C و ايدز مى شود و در كمال صراحت اين عمل را منع و اهداء خون را توصيه مى كند. كاش رونوشتى از اين بخشنامه به جا و مفيد و هدايت كننده در خدمت روحانيون عتبات عاليه عراق كه در توسل به خشونت به بهانه عزا دست سنگدلان تاريخى را از پشت بسته اند نهاده مى شد تا آن تصاويرى كه مسلمانان را در چشم جهانيان سبع و بى رحم و دور از تمدن مجسم كرده است از تلويزيون ها محو شوند. اعلاميه فوق غير مستقيم مى نماياند كه خون زيادى در تن عزاداران است، آن را مى ريزند تا سبك شوند و مى شود نتيجه گرفت كه اگر خود ويرانگرى به خون خود ريختن منتهى نشود لابد منجر مى شود به ريختن خون ديگرى. در جهان مسلمان مسلمانان همه جا و شيعيان به ويژه، ابتدا خود را مى زنند و سپس همديگر را و اين نه با اسلام ارتباط دارد و نه زائيده اشغال و استعمار است بلكه ناشى از تبليغات نادرستى است كه سركرده ها را به همه جا و همه چيز مى رساند و مريدان ساده دل را به هيچ جا و به هيچ چيز.
اگر اين استعداد خودزنى را در قالب سازمان هاى افراطى بريزند اساسنامه هائى از نوع اساسنامه PLO و فتح قديمى (كه بعداً اصلاح شد) يا اساسنامه حماس كه هنوز اصلاح نشده است، را موجب مى شود. نخست وزير جديد فلسطين اسمعيل هانيه كه به اعتدال در ميان حماسى ها معروف است مى گويد: حماس يك جنبش آگاه و پخته و سياسى است و نمى گويد حماس يك سازمان مسلح است با اساسنامه اى كه در آن به وضوح از خود ويرانگرى بنام پيروزى در راه خداوند و اهتزاز پرچم حماس بر هر ذره از خاك فلسطين به مدد جهاد صحبت به ميان آورده شده است. (بندهاى ۸ و ۱۵ و غير آن). ولى اين اساسنامه موجب شد كه غربى ها حماس را تروريست بدانند. محاافل غرب معمولاً تكيه مى كنند بر عمليات حماس كه تاكنون ۴۲۷ كشته و ۲۴۲۷ زخمى به جا نهاده است، ولى نمى گويند طرف مقابل چه كرده است؟ با اتكاء به اين اعداد و براهين بود كه بعد از پيروزى انتخاباتى حماس غربى ها گفتند از اين پس كمك مالى به فلسطين قطع مى شود مگر آن كه حماس اسرائيل را به رسميت بشناسد و ديگر قضايا. اروپا كه گفته بود كمك خود را به حماس ادامه مى دهد، از دادن آن دريغ كرد، در عوض ايران پنجاه ميليون دلار از جيب ملت ايران به آن داد، اين ضد و نقيض گفتن ها و عمل كردن ها ريشه در عدم تعادل سياست جهانى در باب مسائل خاور نزديك و ميانه دارد و مى رساند كه سازمان هاى تروريستى (با ضوابط غرب) وقتى به قدرت برسند تطهير مى شوند.
بنابراين همان ترديد كه بر مصاحبات اسمعيل هانيه و خالد مشعل رفته بر مجموعه تداركات و تدابيرات غرب نيز جايز است.
حركات اسلام سياسى بنيادگرا چنان وحشتى ايجاد كرده است كه اسمعيل هانيه مى گويد: از پيروزى جنبش اسلام گرا وحشت نكنيد. هانيه در مصاحبه اى با نيوزويك مى گويد، ما مشتاق جنگ و خونريزى نيستيم. معهذا غرب در وحشت است.
مكانيسم ايجاد وحشت در ديگرى نزد مسلمانان و به ويژه نزد شيعيان از خودزنى شروع مى شود و نزد سازمان هاى مسلح با ترور. در ايران تحريك احساسات مذهبى به حكم قرآن نيست بلكه ريشه در ضعف فرد دارد كه با خودزنى مايل است در طرف مقابل ترس ايجاد كند. در جماعات جنوب شهر تهران و بسيارى از شهرها دو چاقوكش رقيب كه بر سر نسق گيرى رقابت دارند به وقت روياروئى آن يكى كه ضعيف تر است به خود در ابتدا ضربه اى مى زند تا حريف را با فوران خون بترساند. در دسته هاى قمه زن ابتدا عملياتى براى گرم شدن وجود دارد و سپس براى خود زدن. اينك با تعصبات جارى ناشى از تحقير اشغال در عراق، كار از اين مرحله گذشته و خودزنى به ديگر زنى و سپس به همديگر زنى تبديل شده كه حتى مقتدا صدر از ترس جنگ شيعه و سنى براى بيرون كردن اشغالگر دعوت به اتحاد مى كند. ولى آن مؤمن متعصب خودزن هر روز آن گنبد منفجر شده مقدس را مى بيند و خون در رگش مى جوشد و هيچكس را جز سنى مقصر نمى داند. در حالى كه هرگز رهبران او مقصر را معرفى نكرده و نمى كنند.
در غرب دو مشكل وجود دارد: نخست مى ترسند از شوريدن توده ها، دوم مى ترسند از نرسيدن نفت و گاز. (رجوع كنيد به مقالات متعدد سياسيون و جامعه شناسان و حتى فلاسفه در همه جرايد اروپا). محيط چنان وحشت زده است كه آندره گرى بين فيلسوف و محقق نسبتاً جوان مى گويد در قرن ۱۷ دكارت از شر متعصبان از كشور خود فرار كرده و به هلند رفت تا امان يابد ولى امروز هيچ جاى امنى در روى كره وجود ندارد و زكى لعيدى محقق مى گويد از مراكش تا اندونزى هر جا در كشورهاى مسلمان انتخاباتى برگزار شود مسلمانان متعصب آن را مى برند. تئووان گوگ فيلمى ساخت تا زندگى زنان را در جوامع اسلامى نشان دهد و جابجا در هلند كشته شد. دور نرويم هر جا ايدئولوژى افراطى حكومت كند وحشت قرين مردم و جهان مى شود. دوران شوروى را به ياد بياوريد. نظام افراطى اسلام سياسى در ايران به بهانه صنايع هسته اى مردم را بسيج مى كند و مردم ساده لوحانه قدرت خود و نابودى غرب را باور مى كنند و اين مكانيزم رعب آورى به مدد فنون جديد مرتباً دست بالا را مى نگرد. چه مى شود كرد؟
پرزيدنت بوش صدور دموكراسى را به مدد لشكركشى آزمود. در انتخابات عراق چلبى كه نامزد حمايت شده پنتاگون بود يك درصد آراء را به دست آورد و شيعيان كه هميشه اكثريت داشتند و هرگز به قدرت راه نداشتند اكثريت را بردند و به قدرت رسيدند پس مى شود منهاى زشتى كار اشغال، قبول كرد كه صدور دموكراسى، ناممكن هم نيست هيچ بسود رفتن به دموكراسى هم هست. اروپائيان معتقد به صدور دموكراسى نبودند و پيوسته با قدرت سرِ كار در كشورهاى اسلامى به صورتى معامله كرده و كنار مى آمدند. امروز ديد اروپا جزئاً تغيير يافته است و رسماً در مبارزه با تروريسم همدوش آمريكاى بوش است.
در غرب مبارزه با بنيادگرايان در گرو جاى جغرافيائى ذخاير نفت و گاز است. اين يكى را نمى شود جابجا كرد و تا پيدايش انرژى جانشين جنگ و گريزهاى بسيار ميان غرب و حركات اسلامى خواهد بود. محاسبه از دو طرف اشتباهاتى دارد. در غرب شيفتگى به ضوابط غرب گاهى واقعيات را از نظر دور مى دارد مثال زنده تروريسم حماس و قدرت گرفتن ان است معلوم نيست آن ضوابط هميشه درست باشد. سازمان مجاهدان ايران سالها صدها امضاء گرفت از مشاهير و سياسيون آمريكا و اروپا ولى يكشبه تروريست شناخته شد. كدام حكم را باور كنيم. مى گويند اين سازمان اطلاعات بسيارى در باب مقاصد اتمى ايران به غرب داده است اينك اين سازمان در تحت امر سربازان بلغارى است و معلوم نيست دوست آمريكايند يا يك سازمان تروريستى يا يك گوشت دم توپ، اگر سياستى اقتضا كند.
در جهان اسلام بسيار بر «الجنونُ فنون» ساطع از تظاهرات امتى و غيرت جنگى مسلمانان و بمب اتم تكيه مى شود. ولى اين محاسبه درست نيست. ملل اسلامى محال است يك جا عليه غرب بسيج شوند و تظاهرات ولو به هر بهانه برپا شود وقتى مردم ديدند امامزاده معجز نمى كند گرچه مسجد و گنبدش منفجر شود به فكر مى افتند و اما نفت بايد صادر شود و به دست مشترى برسد وگرنه كيسه خليفه تهى مى ماند و توده فقير را نمى توان به پرداخت خمس و زكوة مجبور كرد كه دست تهى دراز است و بيت المال تهى از عهده پس كشاندن آن برنمى آيد. مى ماند بمب هنوز ساخته نشده اتمى كه ريشش دست روسيه و هزينه اش در گرو تحويل صحيح و سالم نفت است و به ياد آوريم كه شوروى مرحوم كه قهرمان جنگ سرد بود و قريب ۵/۱ ميليارد را مجذوب كرده بود و خروشف كه كفش بر ميز سازمان ملل مى كوفت بمبى به غرب خالى نكرد و در كوبا موشك ها را پس كشاند. زيرا از عواقب كار و از تلافى ها وحشت داشت. امروز هم آقاى احمدى نژاد كه در سازمان ملل هاله نورى! بر او نشست اگر صاحب بمب هم شود جرأت افكندن ندارد زيرا قدرت آتش حريفان بسيار برتر از آن است كه ايشان مى پندارند.
پس غرب و حركات اسلامى در جنگ فرساينده سردى كه هر دو را معطل داشته و راه حل بر آن ندارند گرفتارند. روزبروز و مورد به مورد عمل مى كنند. اخيراً در مصاحبه اى با صداى آمريكا جوانى ليسانسيه از من پرسيد كه چه كنم كه بيكارم و در عين حال رئيس جمهور مى گويد براى ضريح حضرت معصومه مقدار دويست كيلوگرم طلا كم داريم كه بايد تهيه شود. جوان با ايمان و معتقد به ائمه اطهار مى گفت به او كه دارد باز هم مى دهند ولى از من كه ندارم مى گيرند. چيزى در اين حد كه عبرت انگيز بود و هست. مردى از رضائيه مى گفت غرض نابودى است تا به جز مسكو، واشينگتن، پاريس و برلين بر كره زمين نماند و ديگرى و ديگرى در همين مايه ها كه جملگى نشان از فقر و وحشت داشت. در جريان اعتصاب كاركنان شركت واحد ابتدا گرفتند و زدند و زندان كردند و فردا صبح به قول يكى از اعضاى هيأت مديره سنديكاى مربوط به هر كدام پنجاه هزار تومان بن كارگرى دادند (حق ضرر و زيان). در آمار آمده بود كه از هر هفت نفر ايرانى يك نفر بسيجى است و در مجلس نماينده اى گفت: «رشد ۲۹ درصدى بودجه نيروهاى مسلح كافى نيست.» آقاى رفسنجانى اخيراً گفت غرب البته طاغوت است ولى خود ما هم بى تأثير نبوده ايم. رفسنجانى مى گويد نبايد فك پلمب كارخانه نطنز رابرمى داشتند (مصاحبه با احمد زيدآبادى). اين قبيل اخبار نشانه عبور از بحران نيست. تنها مؤيد وجود خود بحران است.
غرب در عراق مجبور به افزايش هزينه هاى امنيتى است پس از كار بازسازى ها بسيار عقب مانده است و اين حرف برآمده از گزارش بازرس ويژه آمريكا در امور بازسازى ها است. برابر اين گزارش يك سوم از ۱۸ ميليارد دلارى كه دولت آمريكا به بازسازى اختصاص داده بود صرف امور ديگرى شده است و از ۱۳۶ طرح مورد نظر تنها ۴۹ طرح در زمينه آبرسانى و بهداشت تحقق مى يابد و در نهايت به ۶۰ طرح اكتفاء خواهد شد. ملاحظه مى شود كه در محاسبات همه جا خللى هست. چه در ايران، چه در عراق چه در آمريكا. اينها نشانه هول و وحشت و جنگ سرد و تهديدهاى دائمى غرب و شرق است. فرد هاليدى استاد روابط بين المللى دانشگاه لندن معتقد است كه سخنان مبارزه جويانه جرج بوش به نفع احمدى نژاد است. ايشان مى گويند كه نظام ولائى ايران از ثبات و استحكام برخوردار است. مى شود اين سخن را باور كرد زيرا ايشان دليل اين ثبات و استحكام را در بهاى هر بشكه ۶۰دلار نفت مى دانند. فرد هاليدى سخن مهمترى دارد و آن اين كه ايران به دنبال آن است كه در سراسر خاورميانه و آسياى مركزى و در امر فلسطين قدرت بلامنازع باشد. اما حرف ايشان مربوط به قبل از انفجارات اخطار دهنده بقاع متبرك سامره بود. ايران ناگزير است حد خود را بشناسد و ژنرال عون در لبنان مذاكراتى دارد با رهبر حزب الله كه به جرگه قدرت ملى درآيد و از كسوت يك سازمان مسلح وابسته به ايران و سوريه رها شود زيرا دنيا از باب افراط هائى كه بنام اسلام مى شود تنگ حوصله شده. نشان به آن نشان كه اروپا رفته رفته از سياست اغماض كامل و معامله و كنار آمدن با قدرت هاى حاكم در جهان اسلام دورى مى گيرد و قدرت هاى رو به رشد جهان اسلام اخوان المسلمين جديد و حماس نوين اند و ياران آنها حتى در محافظه كارترين كشور اسلامى يعنى عربستان.
در حال حاضر هيچ كشور اسلامى به قدر عربستان سعودى ناگزير از اقدام به اصلاحات در همه شئون اجتماعى نيست. اين كشور با سه مسئله عمده روبروست. اول ارتجاع و محافظه كارى سنتى وهابى كه بايد در همه شئون تعديل شود دوم احساس خطر از باب شيعيان افراطى درون كشور كه محروميت و عقده هاى عميق از باب گذشته دارند. سوم توسعه نفوذ ايران در عراق. آمريكائيان بسيار اميدوارند تا اين اصلاحات مورد نظر سرعت گيرد ولى عربستان تحمل فشار آمريكا را هميشه ندارد. در يك جمله عربستان يا بايد عوض شود يا سقوط كند. القاعده در كمين سقوط سعودى هاست ولى حالا ديگر القاعده جاذبه اى منفى پيدا كرده است. تا قبل از حوادث سامره كه به هر حال اخطارى است به ايران، عربستان نگران جنگ شيعه و سنى نبود و اينك مى بيند كه اگر حكومت وحدت ملى در عراق پا نگيرد احتمال بسيار به جنگ هاى عقيدتى مى رود. كاتوليك و پروتستان ها نيز اين جنگ را داشتند. پس شدنى است.
اما عربستان اعتبارى دارد در جهان اسلام از باب قدرت مالى اش و حرف شنوى كشورها از پادشاه سعودى كه پيوسته از همه حمايت كرده و واسطه و ضامن همگان در حسن رابطه با آمريكا بوده است. در حال حاضر آمريكا عربستان را متهم به تعذيه كردن تعصبات اسلامى و ترويج آموزش هاى افراطى مى كند. عربستان مى داند و دريافته است كه بايد دگرگون شود. اما استقرار يك اسلام عافى و معتدل در كشورى كه همه قدرت خود را از نفت و سنن سخت جا افتاده وهابى دارد آسان نيست. از سال ۲۰۰۳ به اين طرف مركز مكالمات ملى مأموريت مهمى به عهده گرفته است. انتخابات در تمام شئون و سطوح، افزايش دستمزدها، افشاى ستم به زنان و ترويج آموزش صحيح در مدارس و سياست درهاى باز از جمله مباحثات مركز فوق است. علماى بسيار به اين جهاد نفس پيوسته اند تا به نهى و پرهيز از ترور و ديگر انحرافات بپردازند. بعضى از اعضاى مهم القاعده هم مثل شيخ على خذايرى به آنها پيوسته اند. از كتب درسى مباحث خشونت و نفرت حذف شده و حرمت به ديگرى تدريس مى شود. ملك عبدالله يك كلمه را دائماً تكرار مى كند و آن هم اصلاحات است. در نظام ايران در دوران پهلوى اسلام عافى تدريس مى شد. در نظام كنونى علماى متعصب راه خشونت گرفتند و اينك عربستان كه به راه خشونت مى رفت به سمت اسلام عافى هدايت مى شود. گفتنى است كه از هر دو مرد سعودى يك نفر همسر خود را كتك مى زند و اينك مجازات ها عليه اين رسم غلط است.
به موازات اصلاحات همه جانبه در عربستان سعودى، دولت اين كشور قصد دارد به بهانه طرح عظيم عمران مكه و به خصوص محله هاى همجوار با هزينه كردن ۲۰ميليارد دلار اصلاحات بسيار در امور اداره حج صورت دهد تا از فجايعى كه هر ساله وسيله حاجيان و افراطيون صورت مى گيرد جلوگيرى كند. روزنامه عكاظ چاپ مكه هر روز اين اصلاحات را شرح مى دهد تا مكه بزرگترين مركز اجتماعى جهان سوم جاذبه اى تازه اى به اعتبار شعار ملك عبدالله «ايمان صميم» پيدا كند. (مجله لوموند ۲-دسامبر ۲۰۰۵).
در سال هاى گذشته خشونت حتى خانه كعبه را درگرفت در واقعه سال ۲۰۰۳ تعداد كشته شدگان به ۲۲۴ نفر از نظامى و غير آن رسيد. افسانه و رويا و سيماى آن مكان محترم صدمه ديد. وقت آن بود كه اصلاحات آغاز و عربستان از نو پا گيرد. اگر چنين شود عربستان نقشى كليدى در بازسازى اسلام و دور كردن بنيادگرايان خواهد داشت. فاجعه سامره به دنبال فاجعه خانه خدا نقطه عطفى است در حركات اسلام سياسى. اگر كار اخوان المسلمين و حماس به خشونت نرود نسل بعد ما روى اسلام بخشنده و صميم را خواهد ديد.

صفحه اول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ايران
ورزش
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   خواندنى ها   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   •   ايران   •   ورزش   • 
•   داستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •