Nimrooz
Vol. 18, No. 878, April 21, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۷۸ - جمعه ۱ ارديبهشت ۱۳۸۵
ابراهيم نبوى
از اردبيل تا لس آنجلس
آقا! شرمنده! من هم يواش يواش دارم به سردار شرمندگى تبديل مى شوم. اين سفر آمريكا بكلى من را از كار و زندگى و روز آنلاين و بقيه قضايا انداخته است. پريروز رفتم به لس آنجلس، واقعاً آدم وقتى به لس آنجلس مى رود انگار در قلب تهران است. درست برعكس، آدم وقتى به شمال تهران مى رود، انگار در لس آنجلس است. و البته وقتى به جنوب تهران مى روى انگار كه در يك جاى ديگر هستى. در لس آنجلس واقعاً احساس مى كردم در قلب جامعه ايران هستم، در وطن، در تهران خودمان، همه چيز برايم يادآور تهران بود، به ياد تهران سه ساعتى در هر روز در ترافيك بوديم، مثل تهران همه پشت سر هم حرف مى زدند. و همه جا صداى فارسى حرف زدن مى آمد، حتى آمريكايى هاى لس آنجلس هم به نظر مى آمد لهجه تهرانى دارند. بوى وطن بخصوص در چلوكبابى ها مى آمد، البته صداى وطن هم مى آمد. دو برنامه استندآپ كمدى در لس آنجلس داشتم، در هر دو برنامه سالن پر از جمعيت بود. روز بعد هم برنامه اى در سن ديه گو داشتم، و همين يك ساعت قبل آمدم به سن خوزه. با عرض شرمندگى از اينكه پنجشنبه طنز ننوشتم و امروز هم به جاى طنزنويسى دارم شرح سفر را مى نويسم، راستى يك سفرنامه دارم مى نويسم اندرباب سفر آمريكا. ضمنا كتاب پارادوكس و الف نون در فرنگستان منتشر شد.

اضمحلال
فعلا موضوع انرژى اتمى كمى يخ زده است. به نظر مى رسد همه به اين توافق دارند مى رسند كه قضيه بايد به آرامى متوقف شود. جشن دستيابى به انرژى هسته اى به مدت يكى دو روز موضوع مهمى بود و فعلا در حال سقوط از اهميت به سر مى برد. الفنون در كمال خشم و خشونت اعلام كرد: حكومت اسرائيل رو به اضمحلال است. آگاهان افزودند: با توجه به اينكه حكومت آمريكا و حكومت هاى اروپايى هم در حال اضمحلال هستند، باز هم خدا را شكر كه حكومت ايران در حال شكوفايى بسر مى برد. مسوولان امور بهداشتى تأكيد كردند در هنگام شكوفا شدن و شكوفه زدن خودتان را كنار بكشيد كه نفتى نشويد.

عشرت طلا، دوستت داريم وحشتناك
بالاخره عشرت شايق بانويى كه در هنگام حضور و ظهور در استاديوم ورزشى رعشه به جان مردان انداخته و باعث چيز در ميان آنان مى شود، در يك اظهار نظر كاملاً شگفت انگيز گفت: «در حالى كه اكنون مردان در رقابت با زنان، با اين مدل مو و لباس و حتى آرايش ابرو و صورت، گوى سبقت را از زنان ربوده اند، اينكه هنوز مصداق مبارزه با بى حجابى را فقط مبارزه با زنان بى حجاب در نظر مى گيرند، خود جاى ترديد دارد». آگاهان پيشنهاد كردند كه از اين به بعد آقايان موارد زير را در سراسر تابستان و بقاياى بهار سال جارى حتما رعايت كنند:
اول: كليه برجستگى هاى خود را بپوشانند و مواظب باشند كه ديده نشود.
دوم: علاوه بر رعايت حجاب خواهر، مادر، دختر و ساير بانوان محل، حجاب خود، برادر، پدر و پسر و ساير پسرهاى محله را رعايت نمايند.
سوم: بى حجابى مرد از بى غيرتى زن اوست.
چهارم: برادران در هنگام نگاه كردن به همديگر چشم شان را درويش كرده و به كليه دراويشى كه مى بينند حمله كنند.
پنجم: برادران غيور از برداشتن زير ابرو، زدن رژ لب، رژ گونه، انواع سايه چشم و زدن اكليل خوددارى كرده و بدون اين كارها كارشان را بكنند.
ششم: از اين پس برادران نه خواهران و نه ساير برادران را تحريك كنند.
هفتم: اصولا بهتر است كه فرقش را از بين ببريم كه مشكل بدحجابى برادران هم حل شود-!

خاتمى به سفر استانى رفت
خاتمى هم سفرهاى استانى اش را شروع كرد. عكس هاى سفر استانى خاتمى به گلستان منتشر شد. به نظر مى رسد كه اگر عمه هاشمى رفسنجانى هم به سفر استانى برود سه برابر استقبال كنندگان احمدى نژاد به استقبال عمه مذكوره مى آيند.

قمپز به عمه
آقا! محض رضاى خدا اين حرف هائى كه در جلسات خصوصى گفته مى شود، منتشر نكنيد، گندش در مى آيد و قضايا خراب مى شود. سه روز قبل احمدى نژاد در يك جلسه خانوادگى با باجناق هاى فاميل گفت: «تونى بلر گفته خودم و خودش بريم مذاكره، حالا ببينم برم يا نرم.» وى همچنين به اصغر پسرعموى خاله سكينه اش گفت: «صدبار حسنى مبارك تلفن زده به من توى گوشى تلفن فوت كرده، من خودم صداى فوتش رو مى شناسم.» وى همچنين به پسر زريبافان گفت: «عموجان! اين بابات هم مى دونه كه چهار بار كوفى عنان خودش رو كشت تا با من حرف بزنه، ولى من گفتم وقت ندارم.» در پى اعلام خبر درخواست تونى بلر براى مذاكره خصوصى با احمدى نژاد كه اولين بار خبر آن توسط عمه شخص فوق الذكر اعلام شد، دولت انگليس اعلام كرد: «بلر درخواستى براى ديدار با احمدى نژاد نداشته است.»

اين شصت سفير
ديگر چه فرقى مى كند! وقتى قرار است برادر حسنقلى سفير باشد، چه فرقى مى كند برود كنار و برادرحسينقلى بشود سفير ايران در بوركينافاسو يا ولتاى عليا. قائم مقام وزارت خارجه (معلوم نيست منظور از وزيرخارجه آيا آصفى است يا لاريجانى يا ظريف يا جوان ناكام منوچهر ميم) اعلام كرد: «شصت سفير ايران در كشورهاى مختلف دنيا تغيير مى كنند.» آگاهان اعلام كردند كه علت تغيير اين شصت سفير اين بوده است كه اصولا قرار است هر دوماه سفرا تغيير كنند تا همه كارها با كارشناسى و نظم و دقت پيش برود.

هنوز زنده اند
بازهم خدا خيرش بدهد كه خبرشان را به ما داد، وگرنه ما فكر مى كرديم همه شان به رحمت ايزدى رفته اند. اسدالله بادامچيان، امتداد منطقى آخرين دايناسور ترى سراتوپس عصر يخبندان دوم زمين شناسى اعلام كرد: «برخى از اصلاح طلبان هنوز زنده اند.» در پى اين خبر امت شهيدپرور شگفت زده شده و اظهار داشتند: واه! مگه مى شه؟ پس چرا ما نديديم شون؟ كدوم شون زنده هستند؟ همچنين آگاهان جناح راست افراطى كه همه شان عينك دودى زده و به شكل مشكوكى دست شان توى جيب شان روى چيز سفتى بود، گفتند: فعلا زنده اند، ترتيب شون رو مى ديم.
البته دوستان بعد از خواندن خبر ملاقات خوش تيپ اصلاحات كه همان على مزروعى باشد با يك مقام سفارت آلمان كه در آن تأكيد شده بود كه با هماهنگى وزارت امور خارجه صورت گرفته است گفتند راست مى گويد بادامچيان. يكى نيست به وزير امور صنفى روزنامه نگاران بگويد دوستان تا چين و ماچين بدون هماهنگى و بى هماهنگى رفته اند. همين روزها با آمريكا هم دارند مك دونالد مى خورند تازه شما با «هماهنگى وزارت خارجه» با يك مقام آلمانى گفتگو كرده اى. واقعاً كه راست گفت بادامچيان.

آبى، سفيد، قرمز
آقا! بچه ام مهره مار دارد. من نمى دانم اين جذابيت پنهان خرده بورژوازى كه باعث شده تا زندگى دوگانه كيارستمى را اينقدر جذاب كند، چه قدرت عجيبى دارد. ژوليت بينوش، بازيگر سه گانه كيشلوفسكى و چندگانه ديگر، به دعوت كيارستمى سفرى به تهران كرد و مطابق معمول به عنوان يك موضوع عجيب مورد بررسى قرار گرفت. ژوليت بينوش گفت: «از رانندگى مردم تهران وحشت كردم.» آگاهان گفتند: «حالا كجاشو ديدى؟»

پول نمى دى، كار نمى كنه**
شما چه انتظارى داريد؟ فكر مى كنيد مردم با نور زنده اند؟ بالاخره كلى خرج و مخارج دارند. الكى كه نيست. علت اينكه آقاى هاشمى شاهرودى هر سه ماه يك بار مثل ستاره هالى پيدا مى شود و با بخشنامه هايش ملت را حالى به حالى مى كند و مى رود، مكشوف شد. براساس آخرين اخبار واصله معلوم شد آيت الله شاهرودى در مدت ۶ سال تصدى اش بر دستگاه قضائى، حقوقى دريافت نكرده است. آگاهان گفتند: «خب طبيعى است، وقتى بهش پول نمى دين، اون هم كار نمى كنه، درست برعكس، مرتضوى هر ماه حقوق اش رو مى گيره و حسابى كار مى كنه.»
در همين راستا آگاهان پيش بينى كردند كه احتمالا منبع مالى درآمد آقاى هاشمى شاهرودى از يكى از منابع زير است:
اول: منبع آب تهران
دوم: منبع آب كرج.
سوم: يك منبع ديگر
چهارم: هيچكدام
همچنين آگاهان حالات زير را متصور شدند:
يك: آقاى هاشمى شاهرودى براى اينكه شبهه اى در كارش ايجاد نشود، هيچ حقوقى از قوه قضائيه نمى گيرد، در عوض از يك جاى ديگرى حقوق مى گيرد كه شبهه بيشترى در كارش ايجاد مى شود.
دو: آقاى هاشمى شاهرودى اصولا خودش پول دارد و محض رضاى خدا كار مى كند، ميزان رضايت خداوند از كارش هم از همين كارهايى كه در اين مدت انجام داده معلوم است.
سه: آقاى هاشمى شاهرودى اصولا هيچ احتياجى به اينكه پول داشته باشد ندارد، چون چيزى از دنيا نمى خواهد كه به پول نياز داشته باشد، ايشان از طريق امداد غيبى زندگى مى كند، مثلا سر ماه سر تاقچه خانه شان يك دفعه به اندازه يك ماه حقوق حاضر مى شود. ظاهرا تمام وزرا، برخى مسوولان عاليرتبه و رئيس جمهور و غيره همه از همين امداد غيبى استفاده مى كنند كه قرار است بزودى اين كمك ها در يك كميته امداد غيبى سازماندهى شود.

سفر مازندران لغو شد
در پى اعلام سفر رئيس جمهور م. ش. نگ. مملكت به مازندران، دفتر رئيس جمهور اعلام كرد كه اين سفر انجام نمى گيرد و لغو مى شود. تعدادى از ناآگاهان گفتند كه علت لغو سفر رئيس جمهور به مازندران اين بود كه برخى فرمانداران اين استان مشاركتى هستند و به همين دليل از نظر رئيس جمهور جزو مملكت ايران به شمار نمى آيند و لذا رئيس جمهور نيز به مردم اين نقاط رحم كرده و از سفر به آنجا خودددارى مى كند. اما آگاهان دلايل ديگرى را براى لغو اين سفر برشمردند.
اول: اصولا استان مازندران يك استان سرسبز و زيباست و چشم اندازهاى زيبايى دارد و رئيس جمهور مى ترسد در جريان سفر با ديدن اين چشم اندازها چشمش ناراحت بشود و مريض شود. البته قبلا قرار بود تا جايى كه ممكن است تعدادى از جاده هاى آسفالت اين استان را تبديل به جاده خاكى كنند تا مراسم استقبال در آنجا صورت بگيرد، ولى چون اين كار را نكردند، رئيس جمهور هم سفر را لغو كرد.
دوم: اصولا در استان مازندران تعداد زيادى دانشگاه و تعداد بسيارى از مردم تحصيلكرده وجود دارد كه ديدن آنها ممكن است باعث ايجاد سردرد در رئيس جمهور بشود، لذا رئيس جمهور به دلايل پزشكى سفر مذكور را لغو كرد.
سوم: اصولا چون در استان مازندران نه حرم امام رضا قرار دارد، نه حرم حضرت معصومه و مردمش هم لباس محلى نمى پوشند و لر هم نيستند، رئيس جمهور نمى داند وقتى به آنجا رفت بايد چكار كند، بنابراين به آنجا نمى رود.

صفحه اول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ايران
ورزش
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   خواندنى ها   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   •   ايران   •   ورزش   • 
•   داستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •