نگرانى ها و بدبينى هائى كه سفير پيشين بريتانيا از تهران به همراه آورد
سر ريچارد دالتون، سفير پيشين بريتانيا در تهران كه بتازگى مأموريتش در ايران به پايان رسيده، طى گفتگو با بخش فارسى بى بى سى گفت كه به پيدا شدن راه حلى براى مسئله هسته اى ايران در كوتاه مدت اميدى ندارد و نسبت به آن خوشبين نيست.
دالتون مى گويد وقتى واكنش رسانه هاى ايران به اظهارات احمدى نژاد در مشهد را كه طى آن از غنى سازى اورانيوم خبر داده شد مشاهده مى كند، بدبينى اش بيشتر مى شود.
او ادامه مى دهد: «در حالى كه با تأسف زياد و با بسيارى خاطرات خوش ايران را ترك كرده ام، با خود نگرانيهاى زيادى نيز همراه آورده ام؛ نگرانى از بابت آينده رابطه ايران با كشورهايى كه خير خواه ايرانند، از جمله بريتانيا و ساير كشورهاى عضو اتحاديه اروپا و همچنين نگرانى از بابت آينده مردمان بسيار خوبى كه ظرف سه سال فراموش نشدنى در ايران با آنها ملاقات كردم» .
سفير پيشين بريتانيا در تهران پيش بينى مى كند كه شوراى امنيت سازمان ملل متحد با عمل نكردن ايران به خواسته هاى اين شورا بسيار جدى برخورد خواهد كرد و اشتباه خواهد بود كه ايرانيها فرض كند روسيه و چين يا مثلاً كشورهاى غيرمتعهد در موقعيتى اند كه آنها را از چنين موقعيت مشكلى خارج كنند.
وى مى گويد برخى از بهترين خاطرات دوران مأموريتش در تهران به توافقاتى مربوط مى شود كه در سالهاى ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ ميلادى بر سر مسئله هسته اى ايران ميان دولت ايران و دولت بريتانيا منعقد شد و به عقيده وى، اين توافقها بذر تفاهمى بين المللى را در دل خود داشتند.
سر ريچارد دالتون در بخش ديگرى از گفتگويش با بخش فارسى بى بى سى به باورها و تصوراتى پرداخت كه از ديرباز در ايران درباره بريتانيا و نقش آن در امورداخلى ايران و ديگر كشورها وجود دارد.
او در اين زمينه گفت: «اين تصور كه ما تأثيرگذار هستيم البته مايه تفاخر است و البته كه ما تلاش داريم در اتحاديه اروپا، پيمان ناتو، روابط بين قاره اى اروپا و آمريكا و در كشورهاى مشترك المنافع نقش مهمى ايفا كنيم اما اغراق كردن در خصوص نقش بريتانيا پسنديده نيست زيرا اين خود ايرانيانند كه فرجام خود را تعيين مى كنند، اينكه كشور و جامعه آنها چگونه توسعه خواهد يافت و چگونه مناسباتشان با جامعه جهانى تعريف خواهد شد را خود آنها تعيين مى كنند، آنها قربانيان قدرتهاى عظيم جهانى نيستند، كسى به آنها زور نمى گويد و تحت فشارهاى غير منصفانه نيستند» .
وى با اشاره به اينكه بسيارى در ساختار قدرت و در دولت ايران بريتانيا را كشور دشمن تلقى مى كنند و اين موضوع باعث طرح اتهامات به گفته وى، بى پايه عليه بريتانيا مى شود ادامه داد: «اينكه فلان سخنران هر موقع مشكلى رخ مى دهد، دست پنهان دشمنان را مقصر عنوان مى كند، به برقرارى روابط سازنده صدمه مى زند، ما روزانه از خروجيهاى رسانه هاى مختلف ايران مى شنويم كه سفير بريتانيا به عنوان كانون توطئه معرفى مى شود و عنوان مى شود كه دولت بريتانيا برنامه درازمدتى براى صدمه زدن به ايران دارد، در حالى كه در واقع عكس اين صحت دارد؛ ايران كشورى با ظرفيتهاى بالقوه فوق العاده و اهميت زياد براى منطقه خاورميانه، اروپا و بريتانياست، ما خواستار همكارى عادى با ايرانيم و متأسفيم كه به واسطه وضعيت ايجاد شده، چنين امرى تقريباً غير ممكن شده است».
دالتون در عين حال كسانى را كه طى دو سه سال اخير بارها به تظاهرات در مقابل سفارت بريتانيا و حتى حمله به اين سفارتخانه دست زده اند معرف نظر اكثريت مردم ايران نمى داند و مى گويد: «در دوران مسئوليت من هفت بار تظاهرات خشونت آميز در مقابل سفارت برپا شد كه طى آن تمام شيشه هاى سفارتخانه شكسته شد، سه يا چهار مورد به سمت سفارتخانه شليك شد و علاوه بر شعارهاى عادى مرگ بر انگليس و مرگ بر آمريكا، اتهامات شخصى زيادى هم عليه من طرح شد، البته ما از حق اقليت براى تظاهرات عليه مان حمايت مى كنيم اما تأكيد داريم كه تظاهرات در هر كجاى جهان، چه در بريتانيا و چه در كشورهاى ديگر بايد مسالمت آميز باشد و همچنين تأكيد داريم كه بر اساس تعهدات ايران در چهارچوب كنوانسيون وين، مقامات ايرانى بايد امنيت حريم سفارت و مأموران ديپلماتيك و كاركنان ايرانى را كه براى سفارت كار مى كنند تضمين كنند، در حالى كه پليس ايران تلاش زيادى براى حفاظت از ما به عمل آورد، اما اين تلاشها مانع از حركتهاى بسيار ناپسند اقليت محدودى نشد».
وى در ذكر مشكلاتى كه طى دوران مأموريت سه ساله اش در تهران با آنها مواجه بوده است گفت: «مشكلى ديگرى كه موفق نشدم خودم را با آن سازگار كنم، موانع عظيمى بود كه در مسير ملاقات با مقامات ارشد ايرانى وجود داشت، اين موانع به واسطه تلاش فوق العاده نظام براى كنترل ديپلماتهاى خارجى و محدود كردن تماسهاى آنها ايجاد شده بود، به نحوى كه تلاش مى كردند تنها امكان تماس با افرادى وجود باشد كه آنها مى خواستند، در نتيجه به جاى تجربه كردن مهمان نوازى كه ايرانيان بدان شهره اند، از بسيارى از مناسبات رسمى متأسفانه تجربه تلخى براى من برجاى مانده است» .