Nimrooz
Vol. 18, No. 877, April 14, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۷۷ - جمعه ۲۵ فروردين ۱۳۸۵
از لابلاى متون- تهيه و تنظيم: پژواك
ارتشبد عبدالله هدايت، از عالى ترين مقام نظامى تا سلول زندان
او در دادگاه فرياد زد: من اولين ارتشبد اين مملكت هستم نه يك ماست بند!
(به انگيزه سى و هشتمين سالگرد فوت ارتشبد هدايت- ۲۲ فروردين ۱۳۴۷)
«عبدالله هدايت در سال ۱۲۷۸ خورشيدى در تهران در خانواده بزرگ و معروف هدايت چشم به جهان گشود. تحصيلات ابتدائى و دبيرستان را در مدرسه «آليانس» فرانسوى ها و دارالفنون تهران به پايان رساند، سپس وارد مدرسه نظام شد و با درجه نايب دومى فارغ التحصيل شد.
در سال ۱۳۰۲ كه سردار سپه تصميم گرفت عده اى از افسران جوان را براى تحصيل به اروپا بفرستد، او با ۴۶ افسر ديگر از جمله خويشاوندش سروان حاجيعلى رزم آراء (سپهبد و نخست وزير بعدى) عازم فرانسه شد و دوره دانشكده نظامى «سن سير» را در رشته توپخانه گذراند.
نايب اول هدايت در بازگشت به ايران به درجه سروانى رسيد و پس از چهار سال در حالى كه درجه سرگردى داشت بار ديگر براى تحصيل به فرانسه عازم شد. در اين سفر دوره دانشگاه جنگ فرانسه را هم با موفقيت گذراند. عبدالله هدايت درجات بعدى را به ترتيب و طبق مقررات ارتش دريافت كرد. در سال ۱۳۰۹ سرهنگ ۲ شد و در سال ۱۳۱۵ سرهنگ تمام شد. در سال ۱۳۱۹ به درجه سرتيپى رسيد. به نوشته ارتشبد حسين فردوست، سرتيپ عبدالله هدايت در زمانى كه وليعهد در دانشكده افسرى تحصيل مى كرد، استاد تاريخ نظامى كلاس او بود. بعد از شهريور ۱۳۲۰ و اشغال كشور به وسيله شوروى و انگليس، ارتش بزرگ و مجهز رضاشاهى مضمحل شد و اغلب افسران قديمى بازنشسته شدند و افسران تحصيلكرده در ايران و در خارج جانشين آنها شدند.
عده اى هم خود را به شهربانى و ژاندارمرى منتقل كردند. در تشكيلات جديد، سرتيپ عبدالله هدايت در هفتم آبان ۱۳۲۰ به فرماندهى دانشكده افسرى منصوب شد.
سرتيپ هدايت كه از افسران درستكار و تحصيلكرده بود بعد از شهريور ۲۰ به سرعت به مقامات مهم در ارتش رسيد. در اسفند ۱۳۲۰ به معاونت وزارت جنگ و دو سال بعد به معاونت ستاد ارتش منصوب شد.
در سال ۱۳۲۵ كه به دستور قوام السلطنه، مظفر فيروز- دست راست قوام- در رأس يك هيأت سياسى عازم آذربايجان شد، سرتيپ عبدالله هدايت در رأس يك هيأت نظامى همراه او به آذربايجان رفت. در اين سفر با وجود بند و بست هاى مظفر فيروز با شوروى و پيشه ورى و ديگر سران فرقه دموكرات آذربايجان، سرتيپ هدايت در مقابل همكاران نظامى پيشه ورى ايستادگى كرد و حاضر نشد درجه بالاتر افسران فرارى و درجه كسانى را كه از آن سوى مرز آمده و قارچ گونه «جنرال» شده بودند بپذيرد و همين امر باعث برخوردهائى بين او و مظفر فيروز شد.
سرتيپ عبدالله هدايت در اول فروردين ۱۳۲۶ به درجه سرلشگرى رسيد. در ششم تيرماه ۱۳۲۹ كه سپهبد رزم آراء نخست وزير شد او را به عنوان وزير جنگ به مجلس شوراى ملى معرفى كرد. بعد از ترور رزم آراء او در دولت دكتر محمد مصدق تا مدتى شغل مهمى نداشت و به گفته اى اين بركنارى به خاطر خويشاوندى اش با رزم آراء بود نه عيوب خودش.
در اول شهريورماه ۱۳۲۱ سرلشگر هدايت به اتفاق جمعى از اميران ارتش بازنشسته شد.
بعد از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سرلشگر عبدالله هدايت به اتفاق چند تن از اميران به خدمت فراخوانده شد، اما در دولتى كه سپهبد زاهدى در اول شهريورماه به شاه معرفى كرد اسمى از سرلشگر هدايت نبود. سپهبد زاهدى سرلشگر احمد وثوق را به عنوان معاون وزارت جنگ معرفى كرد، اما در ۱۵ شهريور همان سال اعلام شد كه سرلشگر عبدالله هدايت به وزارت جنگ منصوب شد كه حتماً به دستور شاه بود. يك سال بعد در اول مهر ماه ۱۳۳۳ هدايت به درجه سپهبدى رسيد و در كابينه حسين علاء هم مقام خود را به عنوان وزير جنگ حفظ كرد.
از اول شهريور ۱۳۳۴ دوران جديدى در زندگانى هدايت آغاز شد. در تقسيم بندى جديد ارتش، او به رياست ستاد مشترك منصوب شد. بعد از شهريور ۱۳۲۰ كه شاه جديد در دادن درجه به افسران گشاده دستى كرده بود تعداد سرلشگرها و سپهبدها بيش از اندازه زياد شده بود. بعد از ۲۸مرداد شاه تصميم گرفت همچنان كه در زمان پدرش ارتش ايران فقط يك سپهبد داشت، او هم درجه جديدى درست كند كه فقط يك نفر به عنوان عالى ترين مقام ارتش داراى آن درجه باشد. به اين دليل بود كه درجه ارتشبدى ابداع شد.
با اين انديشه روز اول مهر ماه ۱۳۳۷ كه درجه هاى افسران اعلام شد، در اول ليست ترفيعات ارتش نام سپهبد هدايت به عنوان «ارتشبد» نوشته شد و به اين ترتيب بود كه عبدالله هدايت به عنوان نخستين ارتشبد (ژنرال ۴ ستاره) ايران شروع به كار كرد.
درجه ارتشبدى هدايت به سادگى جا نيفتاد و باعث رنجش عده اى از اميران قديمى ارتش شد. از جمله سپهبد اميراحمدى (نخستين و تا سال ها تنها سپهبد ايران) هنگامى كه لايحه آن در كميسيون نظام مطرح شد، با اين لايحه مخالفت كرد. ظاهراً سپهبد يزدان پناه هم با اين تصميم موافقت نداشت، ولى چون دستور شاه بود، لايحه به تصويب رسيد.
درجه ارتشبدى برخلاف آنچه كه در آغاز مورد نظر بود به صورت درجه واحدى نماند و به تدريج افسران ديگرى هم صاحب درجه ارتشبدى شدند.
در بيشتر كتابهائى كه تاريخ نگاران و خاطره نويسان معاصر ايران درباره ارتشبد هدايت نوشته اند، او را مردى درويش مسلك، باسواد، پاكدامن، شجاع، وطن پرست و با ايمان معرفى كرده اند. آيا براى يك نظامى جز اين هم چيزى لازم است؟ پس چرا در چنين وضعى چنين مردى بايد چنان عاقبتى داشته باشد.
درباره علت مغضوب شدن او سخن بسيار است. اما از جريان هاى پشت پرده و عمق ماجرا كسى را اطلاع درستى در دست نيست. در تمام مدتى كه از نوجوانى خواننده دائمى جرايد و مجلات كشور بودم به ياد ندارم حتى در مطبوعات تندرو زمان، مطلب نامناسبى درباره سرلشگر هدايت خوانده باشم. بعد از آن هم كه روزنامه نويس شدم مى ديدم ارتشيان، رجال سياسى و همكاران روزنامه نگار من همواره از او به نيكى ياد مى كنند. او خويشاوند نزديك سپهبد رزم آراء بود ولى جاه طلبى ها و زد و بندهاى سياسى او را نداشت. تمام زندگى او را عشق به كار، عشق به وطن و عشق به ارتش پر كرده بود، براى او ديگر وقتى براى زد و بند در هيچ زمينه اى باقى نمى ماند. زمانى كه در دولت رزم آراء كميسيون تصفيه تشكيل شد اين كميسيون پس از مدتها بررسى و تحقيق كارمندان ارتشى و كشورى و نماينده هاى دو مجلس را به سه گروه الف-ب- جيم تقسيم كرد. گروه زيادى از مقامات عاليرتبه را به عنوان افراد ناشايست و به درد نخور كه براى كارهاى دولتى ناصالح هستند دربند «جيم» و «ب» قرار داد اما سرلشگر عبدالله هدايت جزو بند «الف» بود يعنى كسى كه شايستگى احراز مقامات عالى را دارد.
محمود طلوعى در كتاب بازيگران عصر پهلوى درباره ارتشبد هدايت چنين مى نويسد:
«ارتشبد عبدالله هدايت يكى از باسوادترين و شريف ترين افسران ارتش بود. علت واقعى بركنارى و تعقيب او هم اين بود كه در مقابل مداخلات آمريكائى ها در امور ارتش مقاومت مى كرد... اتهام سوءاستفاده پوششى براى بركنارى و تحقير اين مرد وطن پرست بود...»
دكتر باقر عاقلى در كتاب «روزشمار تاريخ ايران» درباره ارتشبد هدايت مى نويسد: ارتشبد عبدالله هدايت مردى سليم النفس، صحيح العمل و وطن خواه بود كه به تصديق دوست و دشمن هرگز دامن او آلوده به فساد و سوء استفاده نشد... محاكمه وى به عنوان سوءاستفاده در ساختمان هاى ارتشى ساخته و پرداخته شاه و به خواست آمريكائى ها بود.... هدايت در كميته نظامى پيمان بغداد (سنتو) چشم بسته تسليم مقامات نظامى آمريكا نمى شد و غالباً اين اختلاف نظرها به جرّ و بحث و سر و صدا منجر مى شد...»
در روز ۲۴ اسفند ۱۳۳۹ ارتشبد عبدالله هدايت در ميان بهت و حيرت نظاميان و غير نظاميان از رياست ستادبزرگ ارتشتاران بركنار و سپهبد عبدالحسين حجازى جانشين او شد و روز بعد (۲۵ اسفند) همراه با فرمان بازنشستگى اش فرمان سناتورى انتصابى او از تهران صادر شد. او را از ستاد ارتش فعال به مجلس سنا كه جايگاه رجال قديم و پيران بازنشسته بود فرستادند. اما سناتورى او حتى يك دوره چهارساله هم دوام نيافت زيرا پس از گذشت يك سال و نيم در روز ۶ شهريور ۱۳۴۱ او را به دادرسى ارتش احضار كردند و پس از چند ساعت بازجوئى قرار بازداشت ارتشبد بازنشسته سناتور عبدالله هدايت صادر شد. (ادامه دارد)
(برگرفته از كتاب شبه خاطرات تأليف دكتر على بهزادى- جلد دوم)

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ايران
ورزش
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
آخر هفته
حوادث
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   خواندنى ها   • 
•   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   •   ايران   • 
•   ورزش   •   داستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   تحقيق   •   آخر هفته   •   حوادث   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •