Nimrooz
Vol. 18, No. 877, April 14, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۷۷ - جمعه ۲۵ فروردين ۱۳۸۵
سيروس على نژاد
هزار و يك شب به روايت شفاهى
روايت هاى شفاهى هزار و يك شب نوشته محمد جعفرى (قنواتى) كتاب كم برگ و پربارى است كه نشان مى دهد اين قصه هاى با شهرت آفاق كه گرد جهان گرديده و از بغداد و مصر سر در آورده تا چه حد ايرانى است و اصل و نسب ايرانى دارد.
در عين حال نويسنده چنان بى طرفانه به قضيه مى نگرد كه مى نويسد: «به گمان من تلاش براى وابستگيِ كامل هزار و يك شب با يك فرهنگ ويژه اعم از عربى، هندى يا ايرانى نمى تواند استدلال هاى علمى و قابل دفاعى به همراه داشته باشد زيرا متن و ساختار هزار و يك شب در مقابل چنين تلاش هائى سد غير قابل عبورى ايجاد مى كنند» .
بهانه نوشتن كتاب، جستجوهاى نويسنده در زمينه قصه است. وى كه از چند سال پيش ثبت و ضبط قصه در مناطق جنوب ايران را دنبال مى كند، در يكى از برنامه هاى ضبط متوجه مى شود كه راوى قصه اى كاملاً منطبق با هزار و يك شب تعريف مى كند.
در جستجوهاى بعدى در مى يابد كه راوى كتاب هزار و يك شب را نمى شناسد و نامش را هم نشنيده است. سپس به نوارهاى ديگر خود مراجعه مى كند و قصه هاى ديگرى را كه با قصه هاى هزار و يك شب منطبق اند كشف مى كند، آنگاه قصه هائى را كه ديگران در كتابهاى ديگر ضبط كرده اند، دنبال مى كند و تصميم مى گيرد تمام روايت هائى را كه به نوعى منشاء هزار و يك شبى دارند به صورت كتاب مستقلى در آورد.
كتاب البته تنها همين روايت ها نيست، بلكه در سه بخش تنظيم شده كه بخش اول آن را مقدمه كتاب تشكيل مى دهد. مقدمه جانانه اى كه نشان مى دهد كه قصه هاى هزار و يك شب چه اندازه رگ و ريشه ايرانى دارد.
وى اين رگ و ريشه را نه تنها در متون كلاسيك كه در ادبيات شفاهى و در ميان مردم نشان مى دهد و ترديدى باقى نمى گذارد كه بيشتر يا بسيارى از قصه هاى هزار و يك شب، اصل و نسب ايرانى دارد و هنوز هم در نواحى مختلف كشور بر سر زبان قصه گويان است و بدين ترتيب كوشش محسن مهدى را كه «با انكار شباهت هاى اساسى تعدادى از قصه هاى هزار و يك شب با برخى از متون هند و ايرانى بر اصالت عربى بودن اين قصه ها و هم چنين خود كتاب» تأكيد مى كند (۱)، بر باد مى دهد.
با وجود اين متواضعانه مى گويد «به همان ترتيب كه نمى توان با استناد به گفته هاى مسعودى و ابن النديم اين كتاب [ هزار و يك شب ] را در هيأت فعلى آن، يك كتاب ايرانى ناميد، همچنين نمى توان با استناد به قصه هائى كه ترديدى در عربى بودن آنها وجود ندارد، آن را كتابى تام و تمام عربى محسوب كرد» .
بخش دوم كتاب «درباره روايت هاى كتاب» نام گرفته و نويسنده در آن به برخى قصه هاى هزار و يك شب پرداخته و نشان داده كه قصه هائى را كه خود او در جنوب ايران ضبط كرده، پيش از او در ايران به وسيله چه كسان ديگرى و در كدام نواحى ثبت و ضبط شده و مشابهت ميان آنان چيست يا تفاوت ميان آنها كدام است.
اين بخش حقيقتا خواندنى است و اصل و نسب قصه ها را نه تنها در ادبيات شفاهى بلكه همچنين در متون كلاسيك ايران از شاهنامه گرفته تا طوطى نامه و داستان هاى عاميانه دنبال مى كند.
بخش سوم كتاب قصه ها و حكايت ها نام دارد و در آن نويسنده دوازده قصه و حكايت را از زبان مردم جنوب نقل مى كند. نقل قصه ها و حكايت ها به شكل زنده يعنى به همان صورتى است كه در زمان ضبط نوار و بر سر صحنه گذشته است. يعنى اگر نويسنده يا ديگران در زمان نقل قصه دخالت كرده و چيزى گفته اند، آن دخالت ها و گفته ها نيز نقل شده است.
مشخصات كتاب
روايت هاى شفاهى هزار و يك شب
محمد جعفرى (قنواتى)
نشر علم
تهران- ۱۳۸۴
۱- Muhsin Madi- the Thousand and one nights- New York 1995

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ايران
ورزش
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
آخر هفته
حوادث
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   خواندنى ها   • 
•   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   •   ايران   • 
•   ورزش   •   داستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   تحقيق   •   آخر هفته   •   حوادث   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •