مرا دوبار فريب دهيد!
جمهورى اسلامى تبديل به تهديد اصلى جهان شده است
صفا حائرى
پاريس (نيمروز)- اگر تا چندى پيش احتمال و امكان حمله آمريكا به ايران تقريباً از نظرها «دور، يا بسيار دور» مى آمد، اينك مدتى است كه اين احتمال، كه همواره روى ميز رئيس جمهور آمريكا- اما در گوشه اى- بود، روبروى جرج بوش قرار گرفته، نه تنها بسيارى از اطرافيان او رسماً به مطالعه تمام زواياى آن مشغولند كه حتى آنهائى هم كه در كاخ سفيد چنين چيزى را باور نمى داشتند حالا آن را باور كرده اند.
اين چنين، جوزف سيرين سيونه، از مأموران عاليرتبه سابق سازمان مركزى اطلاعات آمريكا (سيا) و كارشناس مسائل امنيتى و گسترش سلاح اتمى، در مقاله تازه اى كه در نشريه/ فارن پوليسى/ چاپ كرده مى گويد: اگر تا به حال احتمال حمله هدفمند نظامى (آمريكا به ايران) را به پاى وبلاگ نويسان (افرادى كه سايت هاى اينترنتى شخصى دارند) و يا طرفداران تئورى هاى توطئه مى گذاشتم، حالا نظرم اين است كه عده اى در حكومت، از جمله شخص معاون رئيس جمهور (ديك چنى) به اين نتيجه رسيده اند كه بهترين اقدام كوبيدن ايران است، وارد آوردن چنان ضربه اى كه رژيم را كاملاً متزلزل كند...
به گمان نويسنده مقاله «مرا دوبار فريب دهيد»، پس از يادآورى شرايط قبل از حمله به عراق، طرفداران حمله به ايران دست بالا را در حكومت بوش دارند، به ويژه كه به نوشته سيمور هرش، يكى از آگاه ترين خبرنگاران به اصطلاح «تحقيقاتى»، پرزيدنت بوش به اين نتيجه رسيده كه او «تنها رئيس جمهورى است كه شهامت بريدن دست مسئولان ايرانى را براى دستيابى به سلاح اتمى دارد و بعد از او هيچ رئيس جمهورى، خواه محافظه كار يا دموكرات، چنين شجاعتى را از خود نشان نخواهد داد.»
از نظر «نومحافظه كاران»، جمهورى اسلامى تبديل به «تهديد اصلى» شده به ويژه كه براساس اطلاعاتى كه (به وسيله آنها) به مطبوعات آمريكائى درز داده مى شود، برنامه هاى هسته اى ايران «بسيار پيشرفته تر از آن است كه تصور مى شود.»
قابل يادآورى است كه به گزارش خبرگزارى ايران/ ايرانيوز در ۱۰آوريل (۲۱فروردين) «رئيس جمهور (احمدى نژاد) تا دو، سه روز ديگر دستيابى ايران به غنى كردن اورانيوم به ميزان ۵/۳ درصد را اعلام خواهد كرد و در اين صورت جمهورى اسلامى نياز به اقدامات ديگر ندارد و عملاً عضو باشگاه اتمى جهان خواهد شد.»
بايد دانست اورانيومى كه تا سطح ۵/۳ درصد غنى شده باشد مصرف غير نظامى دارد و از جمله براى سوخت كارخانه برق اتمى به كار مى رود، در حالى كه براى ساختن بمب اتمى، اورانيوم بايد تا سطح اقلاً ۹۰درصد غنى گردد كه نياز به داشتن حدود ۵۰هزار سانتريفوژ است كه مرتب به صورت «آبشار» كار كنند.
اين درست همان چيزى است كه آمريكا و اسرائيل، همدست با اتحاديه اروپا ولى همچنين چين و روسيه، نمى خواهند كه بشود و به همين دليل شوراى ۱۵ عضوى امنيت سازمان ملل، پس از دو هفته چانه زدن ديپلماتيك ميان ۵ عضو دائمى شورا كه داراى حق وتو هستند، يعنى آمريكا، روسيه، چين، انگلستان و فرانسه، در بيانيه اى، از ايران خواست تمام برنامه هاى هسته اى اش را، به ويژه غنى كردن اورانيوم، به حالت تعليق درآورد، درخواستى كه توسط تهران رد شده است.
به نوشته سيمون هرش در ماهنامه «نيويوكر»، عمليات و اقدامات براى شناسائى هدف هاى نظامى و هسته اى كه بايد مورد حمله قرار گيرند توسط كماندوهائى كه وارد ايران شده و از كمك اقليت هائى چون اعراب و بلوچ ها برخوردار هستند در خاك ايران آغاز شده و برخى از اين تأسيسات كه در دل كوه ها ايجاد شده اند به وسيله مينى بمب هاى اتمى معروف به «بونكر باستر» منهدم خواهند شد.
در حالى كه رئيس ديپلوماسى انگلستان، جك استرا، اين اخبار و اطلاعات، به ويژه استفاده از جنگ افزارهاى اتمى را «جنون آميز» ناميده و سخنگويان ايرانى نيز آنها را بخشى از «جنگ روانى» آمريكا و اسرائيل عليه ايران مى دانند و اطمينان مى دهند كه جاى «هيچگونه نگرانى» نيست، هر لحظه بر تعداد ناظران و كارشناسان ايرانى و غربى كه ابراز نگرانى مى كنند افزوده مى شود.
بنابر تحليل يك كارشناس نظامى، در حالى كه ايرانى ها خودشان را براى يك حمله از نوع عراق از سوى آمريكا و متحدان آن كشور آماده مى كنند، در طرح ايران فقط بمباران «بسيار سنگين» تمام تأسيسات هسته اى و نظامى ايران در نظر گرفته شده، «با شروع از چند شليك اخطار دهنده، با فرستادن موشك هاى نوع «كروز» به هدف قانع كردن آيت الله هاى حاكم بر جدى بودن تصميم آمريكا و در دنباله آن، كوبيدن تعدادى از مراكز حساس نظامى و اتمى، قبل از صدور دستور حملات نهائى، كه اقلاً شامل ۴۵۰ نقطه در چهار گوشه ايران خواهد شد و احتمالاً در چندين نوبت و چند هفته صورت خواهد گرفت، شايد تا سرنگون شدن رژيم فعلى.
مسئولان نظامى ايران، به ويژه فرماندهان سپاه پاسداران مى گويند خود را براى پاسخ دادن به «هرگونه» حمله دشمن آماده كرده اند.
ولى يك كارشناس نظامى ايرانى مى پرسد: «ما چگونه مى خواهيم جلوى حمله چند صد جنگنده و انواع موشك هاى آمريكائى را كه از زمين و هوا و دريا رها خواهند شد بگيريم؟ مگر ما چند موشك ضد موشك داريم؟ مگر فرماندهان نظامى ما نمى دانند كه تقريباً تمام جنگنده هاى آمريكائى مجهز به دستگاه هاى فريب موشك هستند؟ مگر نمى دانند كه نيروى هوائى ما قدرت مقابله با جنگنده هاى مدرن را ندارد؟ آيا با چند صد هزار بسيجى و يك ميليون پاسدار و سرباز مى خواهيم مانع فرو آمدن بمب هاى سنگين هواپيماهاى غول پيكر ب ۵۲ بشويم؟»
در اينجا، بايد يادآور شد كه در جريان آخرين مانورهاى دريائى در خليج فارس، ايران اعلام كرد چهار جنگ افزار تازه و به گفته فرماندهان پاسداران، «بى سابقه» در دنيا را «با موفقيت» آزمايش كرده، از جمله موشك چندين سر فجر ،۳ اژدر /هوت/ كه «سريعترين اژدر در نوع خود در دنيا» معرفى شد، قايق پرنده و موشك «ماوراء افق».
به گفته يك تحليل گر سياسى، گيريم كه تمام اين جنگ افزارهاى بى نظير، كه معلوم نيست چرا ايران آنها را در بازارهاى بين المللى براى فروش عرضه نمى كند؟ وارد توليد انبوه شده باشند، ولى از نقطه نظر زمانى، با توجه به بلند شدن صداى طبل هاى جنگ از كاخ سفيد، آيا آبى نيست كه فرماندهان سپاه و مسئولان سياسى ايران به آسياب دشمن ريخته اند؟