سخنگوى دهقان چه گويد نخست
كه نام بزرگى بگيتى كه جست؟
كه بود آن كه ديهيم بر سر نهاد؟
ندارد كس از روزگاران بياد؟
مگر كز پدر ياد دارد پسر
بگويد ترا يك به يك از پدر
كه نام بزرگى كه آورد پيش
كرا بود زان بر تران پايه پيش
پژوهنده نامه باستان
كه از پهلوانى زند داستان
چنين گفت كايين تخت و كلاه
گيومرت آورد كو بود شاه!
استاد بزرگ فردوسى در اين سروده آگاهى هاى عميق و پر ارزشى را به ما مى دهد.
-نخست اين كه تاريخ گذشتگان ما در هنگامه هائى به خاطر حمله و هجوم بيگانگان و پيش از آن به خاطر عدم وجود نگارش آسان، از پدر به پسر شفاهى مى رسيده است و خانواده هاى بزرگان و انديشمندان، آگاهى ها و علوم و تاريخ گذشته را شفاهى به نسل هاى پس از خود منتقل مى كرده اند.
-نكته دوم اين كه نخستين شهريار ايران كه بر تخت شاهى مى نشيند و تاج كيانى بر سر مى نهد و نخستين زندگى شهريگرى را در جهان پايه مى گذارد، گيومرتن، كيومرث، گيومرث كه به معنى فناناپذير و هميشه جاودان است، بوده است.
دو نام و واژه «گيو» و «مارتن» كه از ريشه سانسكريت و اوستائى و پهلوى است در اكثر زبان هاى جهان با تغيير و تحولى اندك استفاده مى شود.
مارتن، مرتن، مترا، ميترا همه از يك جايگاه برخاسته و در لهجه ها و گويش هاى متفاوت و مختلف شكل و شمايل ديگرى گرفته است.
چنانچه استاد فردوسى سروده است بينش اوستائى در رابطه با پيدايش حيات بر روى زمين با نور و خورشيد و آفتاب و روشنائى پيوندى بزرگ داشته است كه تمامى انديشه ها و اديان جهان نيز اين را از ايران كهن اقتباس نموده اند.
چو آمد به برج حمل آفتاب
جهان گشت با فرو آئين و تاب
بتابيد زانسان ز برج بره
كه گيتى روان گشت ازو يكسره
و يا: كه گيتى دوان گشت ازو يكسره
چه دوان را بگيريم و چه روان، هستى ما بر روى كره زمين را استاد فردوسى از آفتاب و خورشيد مى داند و اين دانش يادگار انديشه كهن و هزاران ساله ايرانيان بوده است.
گيومرتن و فنا ناپذير كه نخستين شهريار شهريگى ايرانشهر است زندگى در آشيانه و مأوا را نيز براى انسان به ارمغان آورده و او را از كوچ ها بازداشته است:
گيومرت شد بر جهان كه خداى
نخستين به كوه اندر آن ساخت جاى
سر تخت و بختش برآمد زكوه
پلنگنيه پوشيد خود با گروه
نه تنها ميترا و يا گيومرت زندگى ساكن در آشيانه كوه را متداول مى كند بلكه لباس پوشى و پوشش را نيز براى نوع بشر مى آورد.
اديان ديگر همين داستان ايران كهن را به گونه اى ديگر و پوشش از برگ درختان و آشيانه گرفتن در باغ عدن براى «آدم» را نقل كرده اند...
تقريباً تمامى نشانه هاى شهريگرى را استاد فردوسى به گيومرت نسبت داده و حتى رام نمودن جانوران و بنيان انديشه نبرد هميشگى نيكى با بدى، اهريمن با اهورامزدا را:
دد و دام و هر جانور كش بديد
زگيتى به نزديك او آرميد
دو تا ميشدندى بر تخت اوى
از آن بر فروزان شده بخت اوى
برسم نماز آمدنديش پيش
از آنجا يگه بر گرفتند كيش
به گيتى نبودش كسى دشمنا
جز اندر نهان ريمن اهريمنا
برشك اندر اهريمن بدسگال
همى رأى زد تا بياگند يال- يعنى رشك و حسد نخستين عامل كينه نبرد و پيدايش بدى است.
بدينگونه آنچه را كه بگفته شاهنامه، نخستين انسان و شهريار شهريگر (متمدن) ايرانى گيومرتن براى جهان مى آورد همانى است كه ميترا آورده است:
شهريگرى، آشيانه نشينى، لباس پوشى، پرستارى آفتاب و خورشيد، كيش دارى و داراى نظم و آئين بودن.
www. awesta. net