|
ايرج امامى: سانسور به كارگردان ها كمك كرده كه تكنيك و زبان خاصى براى ارائه افكارشان پيدا كنند و لذا كارشان خلاقيت بيشترى پيدا مى كند
هنرمند دلش مى خواهد كارش مخاطب بيشترى دارد لذا دنبال كارى كه ممنوعيت در پى داشته باشد نمى رود
-من به عنوان يك كارگردان چطور مى توانم نقش روحانيت را در زندگى مردم ايران نبينم.
گفتگوى گابريل تايرنى روزنامه نگار و منقد فيلم ايرلندى با دكتر ايرج امامى كارگردان فيلم هاى «وقت چيدن گردوها» و «روبه غروب» درباره فرهنگ فيلم و سبك سينماى امروز ايران و سياست و مميزى در هنر.
س: فيلم شما در زادگاهتان ايران ممنوع النمايش شده است چه نكاتى در فيلم وقت چيدن گردوها باعث جلوگيرى از نمايش آن در ايران شده است؟
ج: در واقع موضوع فيلم، قصه زندگى طلبه جوانى است كه براى مرور و مطالعه درس هاى مذهبى اش به امامزاده اى دور از شهر مى رود، اما با ديدن دختر زيباى متولى امامزاده عاشق او مى شود و از وظائف مذهبى خود دور مى شود. اصولاً انتخاب اين نوع قصه با اين كه هيچگونه مبالغه اى در كار نيست با ممانعت روبرو مى شود.
س: امروزه سينماى ايران جايگاه والائى در سينماى مدرن و هنر جهان دارد، خصوصاً موفقيت هاى چشم گير كيارستمى. دليل آن چيست؟
ج: اصولاً پس از انقلاب اسلامى نوعى انقلاب اجتماعى و فرهنگى نيز به وجود آمد. قبل از اين تحولات سينماى ايران غالباً سينماى هاليوود را كپى مى كرد. لاجرم پس از انقلاب اين شيوه قابل پسند جامعه نبود بنابراين كارگردان ها نيز سبك و شيوه كار را تغيير دادند. اكثراً بياتى تازه و زبانى جديد ابداع كردند كه بتوانند با تماشاچى رابطه برقرار كنند. داستانسرائى و قصه گوئى آنان ساده تر شد و اين سادگى در موفقيت سينماى امروز ايران سهم بسزائى دارد. شايد براى اين كه ما سوابق چند هزار ساله در زمينه قصه گوئى و داستان سرائى داريم و اين به شكل طبيعى در كار ما نمايان است. اين سبك نوعى سينما را به وجود آورده است، گروه كوچك سينمائى با بودجه ناچيز و قصه اى ساده و ساختارى پيچيده. بدون استفاده از جلوه هاى ويژه و تكنيك هاى مدرن و بدون كارگيرى وسائل و تجهيزات گران بها، سينمائى را به وجود آورده است كه از نظر هنرى با سينماى جهان مقابله مى كند. واقع گرائى استفاده از بازيگران غير حرفه اى يك نوع سينماى صادق و راستگو را به وجود آورده است كه از دروغ و فريب تماشاچى به دور است. مردم ايران امروزه به داشتن چنين سينمائى افتخار مى كنند. سينماى امروز ايران بزرگترين جوايز جهانى را به خود اختصاص داده است و اين مسئله به شناسائى سينماى امروز در جهان اعتبار بى شمارى داده است. موفقيت هاى جهانى سينماى ايران به مردمى بودنش يارى مى دهد، ولى بايد اشاره كرد كه ما در ايران دو نوع سينما داريم يكى سينماى هنرى و متفكر و ديگرى سينماى تجارى و تفريحى، آن سينماى تجارى دنباله همان خط تقليد و كپى كردن سينماى هاليوود را دارد با رعايت موازين اسلامى، در حالى كه سينماى مؤلف، يعنى سينماى متفكر و هنرى كاملاً خلاق است سينمائى است كه درون جامعه جوشش دارد و موضوع هايش تازگى دارد و نوآورى آن تماشاچى را غافلگير مى كند.
س: بعضى از بزرگترين هنرمندان جهان، آثارشان سانسور شده است، برخى از آنان از فضاى اختناق و سانسور شيوه اى براى رساندن پيامشان به مخاطب پيدا كرده اند و مى شود گفت گاهى موفق تر. فكر مى كنى سانسور هميشه چيز بدى است؟
ج: نه، خصوصاً در مورد سينماى ايران سانسور و ممانعت ها به كارگردانها كمك هم كرده است. بدين شكل كه تكنيك و زبانى خاص براى ارائه افكارشان پيدا كرده اند. راه ديگرى براى ارتباط برقرار كردن با تماشاچى و شايد همين امر باعث شده است كه كارشان از نظر هنرى خلاقيت بيشترى پيدا كند.
س: گاهى اين مطلب باعث مى شود يك اثر به خاطر ممنوعيت تماشاچى بيشترى پيدا كند و از نظر تبليغاتى به نفع فيلم باشد. اكثر آثار در موسيقى و هنرهاى ديگر اين طور عمل مى كند در سينما هم چنين است؟
ج: نه من گمان نمى كنم كه هنرمند حتماً از اول اين مسئله را انتخاب كند. من قصه را براى اينكه سانسور شود و يا از نمايش آن جلوگيرى شود انتخاب نمى كنم گرچه چنين تبليغاتى را به دنبال داشته باشد. ولى اگر اين اتفاق بيافتد خوب چاره اى نيست. هميشه مى شود انتظار چنين لحظه اى را داشت من خودم غالباً دنبال موضوعات اجتماعى مى روم بنابراين، اين ريسك را مى پذيرم كه شايد از نمايش كارم جلوگيرى شود. وقتى من شروع به ساختن فيلم «وقت چيدن گردوها» كردم تصور اين كه حتماً از نمايش آن جلوگيرى خواهد شد را اصلاً نداشته ولى اين اتفاق افتاد. بالعكس من تصور مى كنم هر هنرمندى علاقه دارد كارش مخاطب بيشترى داشته باشد. بنابراين دنبال موضوعى كه حتماً ممنوع النمايش شود نمى رود. ولى از جهتى هنرمند علاقه دارد فيلم دلخواه خود را بسازد فيلمى كه منعكس كننده عقايد و نوع تفكر او باشد. به عنوان يك كارگردان ايرانى من چگونه مى توانم نقش روحانيت را امروزه در زندگى مردم ايران حسن نكنم و نبينم. اين بخشى از جامعه ماست و من مى خواهم راجع به آن حرف بزنم و درباره زندگى آنها كه بخشى از مردم مملكت ما هستند فيلم بسازم. اين اجتناب ناپذير است آنها پاى در سياست گذاشته اند و حاكميت را تشكيل مى دهند. بنابراين علاقه ندارند فيلمساز راجع به آنها فيلم بسازد آنها با علاقه شخصى وارد اين حيطه شده اند اما علاقه اى به اين كه مورد توجه قرار بگيرند ندارند. آنها نمى خواهند كسى در مورد زندگى واقعى شان چيزى بنويسد و يا فيلمى بسازد. اين موانع و مشكلات در مسيحيت هم وجود داشته ولى هنرمندان مسيحى اين مرحله را سال ها پيش پشت سر گذاشته اند. فيلم من اولين فيلم سينمائى ايرانى است كه در مورد زندگى يك طلبه و عاشق شدن او حرف مى زند. احتمالاً هزاران طلبه هر ساله عاشق مى شدند، ولى كسى عشق آنان را در سينما نمى بيند.
س: ايران به خاطر اظهارنظرهاى اخير رئيس جمهور احمدى نژاد سر تيتر روزنامه ها و اخبار جهان بوده است شما فكر مى كنيد او منعكس كننده نظر اكثريت جامعه ايران است؟
ج: اين نوع اظهارنظرها تازگى ندارد. سخنرانى هاى اخير كه او كرده است تكرار حرف هاى ديگران است و چيزى اضافه تر از نظريات ديگران از شروع انقلاب تاكنون ندارد. اما بايد توجه كرد كه ما اكنون در زمان خاصى زندگى مى كنيم كه به اين نظريات توجه بيشترى مى شود و نظريات آنها را آگرانديسمان بيشتر مى كنند. ولى بايد گفت كه او منعكس شده قشر خاصى است كه با او رأى داده اند.
س: او با قاطعيت آراء نسبت به ديگر رقباى خود موفق شد.
ج: بله اما بايد توجه داشت اينها مسائلى سياسى است كه بيشتر احتياج به تشريح و مباحثه دارد، مردم ايران در مورد انتخابات اخير تصورات ديگرى داشتند. عده كثيرى هم از دو دوره قبل دچار نااميدى و بى تفاوتى شده بودند. بنابراين كليه اين مسائل در انتخاب كانديداى مورد نظر متأثر بود ولى البته همه اين مسائل باعث شد كه آن عده كه رأى دادند اكثريت را تشكيل دهند.
س: فكر مى كنى ارتباط غرب و ايران بدتر خواهد شد يا بهتر؟
ج: اين به حركات هر دو طرف مربوط مى شود. بستگى دارد هر دو طرف يعنى غرب و ايران چگونه رفتار كنند. اما من شخصاً فكر مى كنم بايد مسائل از طريق گفتگو و منطق سياسى حل شود تا حمله و زور.
س: درباره مسائل اتمى ايران چه فكر مى كنيد.
ج: من تصور مى كنم هر كشورى حق داشتن تكنولوژى هاى جديد را دارد. تكنولوژى اگر صلح آميز و دور از خشونت باشد و در راه صلح و انسانيت به كار گرفته شود هرگز چيز بدى نيست. البته اين مبحث از حدود بحث هنرى ما خارج است. اما من به عنوان يك طرفدار صلح و انسانيت با هرگونه سلاح خصوصاً سلاح كشتار جمعى مخالفم اين مخالفت در مورد همه كشورهاست، نه فقط در مورد ايران. به نظر مى رسد به دليل دوگانگى نوع جهت گيرى غرب در مورد كشورهاى داراى انرژى اتمى اين مسئله را در ايران به يك جريان ملى تبديل كرده است و غرور ملى را تشديد كرده است. بنابراين اين كه بگوئيم ايران حق داشتن تكنولوژى و انرژى هسته اى را ندارد نوعى دوگانه انديشى است كه غرب جهت رسيدن به اهداف خود به شكل بهانه درآورده است.
س: من اخيراً با بن اندرسون خبرنگارى كه اخيراً از ايران آمده است گفتگوئى داشتم كه نتيجه گيرى مى شود كه ايران آبستن انقلاب ديگرى است شما موافقيد؟
ج: البته مردم ايران در مواردى كه قابل بحث است ناراضى هستند و نارضايتى ها كم نيست در مواردى مثل: آزادى بيان و قلم و آزادى هاى شخصى و مسائل اقتصادى. اما انقلاب ديگر! اين نوعى ساده انديشى است من شخصاً همواره به سير تكاملى و تغيير جامعه از طريق حركت هاى فرهنگى و اجتماعى و تكامل رشد فكرى جامعه عقيده دارم. مردم ايران بايد خودشان با تكيه بر نيروى مردمى و شرايط جامعه تغييرات اقتصادى سياسى و فرهنگى را به وجود بياورند نه با تكيه بر نيروهاى خارجى.
س: وقتى به ايران فكر مى كنى براى چه چيزى بيشتر از همه دلتنگى مى كنى؟
ج: فيلمسازها در ايران را. ايران كشور بزرگ و زيبائى است با فرهنگى كهن. ايران داراى توانائى هاى بسيارى است و من دوست دارم بخشى از اين توانائى ها باشم.
|