Nimrooz
Vol. 16, No. 874, March 11, 2006
سال شانزدهم - شماره ۸۷۴ - شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۴
فرار عامل قتل ۳ زن از مجازات مرگ
در يك درگيرى مسلحانه با پليس
رئيس مافياى كوكايين تهران كشته شد
يك جوان ايرانى در دانشگاه كاروليناباماشين به صف دانشجويان زد!
نقشه۲مردبراى ثروتمند شدن
مادر بزرگ خواستار مجازات مرگ براى نوه اش شد
«حسام» عامل جنايت خيابان كتابى:
به پيشنهاد «مريم» مرتكب قتل شدم

فرار عامل قتل ۳ زن از مجازات مرگ
يكى از عاملان اصلى جنايت ميدان نوبنياد كه در آن سه زن گرداننده خانه فساد قربانى سرقت سه پسر جوان شده اند از مجازات اعدام گريخت.
اين سه پسر ،۲۴ ۲۰ و ۱۸ ساله كه «مهدى» ، «حسن» و «فرهاد» نام دارند هر كدام به ۶ بار قصاص نفس ـ اعدام ـ و تحمل ۲۵ سال زندان و ۵۴۰ ضربه شلاق محكوم شده بودند و هر كدام در برابر دو بار مجازات مرگ قرار داشتند. ساعت ۹ صبح يكشنبه ۱۴ اسفند ماه سال، ۷۹ «مرضيه» خدمتكار ميانسالى براى نظافت به طبقه دوم ساختمانى در حوالى ميدان نوبنياد رفت و بر خلاف تصورش با در بسته روبرو شد. وقتى غيبت صاحبخانه طولانى شد اين زن به همراه مرد آشنايى با كليد يدكى وارد آپارتمان شدند. آنان در اتاق خواب، «كتى» را ديدند كه روى تخت افتاده و نفس نمى كشد، دو دوست ديگر اين زن كه «شهرزاد» و «كبرى» نام داشتند نيز در گوشه اى از اتاق پذيرايى افتاده و از پاى درآمده بودند. با پاى گذاشتن پليس در قتلگاه اين سه زن، تحقيقات نشان داد جسد درون اتاق خواب متعلق به زن ۳۰ ساله اى به نام طاهره معروف به «كتى» است كه صاحبخانه بوده و با شيئى رشته مانند خفه شده بود و اجساد دو زن ديگر كه در فاصله كمى از هم روى زمين افتاده بود متعلق به «شهرزاد» - ۲۱ ساله- و «كبرى» - ۲۵ ساله ـ است. كارآگاهان با پى بردن به اينكه «كتى» و دو دختر ديگر گرداننده خانه فساد بوده اند و با توجه به مورد دستبرد قرار گرفتن جواهرات، پول ها و موبايل هاى قربانيان اقدام به مظنون گيرى گسترده اى كردند تا اينكه با رديابى اموال مسروقه در كمتر از ۹ روز توانستند سه عامل جنايت را به دام اندازند. در اعترافات تكاندهنده اين سه پسر جوان مشخص شد آنان از مدت ها پيش به خانه فساد رفت و آمد داشته اند و در شب جنايت با نقشه قبلى براى سرقت از «كتى» وارد خانه وى شده اند و هر كدام از قربانيان به دست دو تن از اين پسران به قتل رسيده است. مهدى، يكى از عاملان جنايت گفت: «كتى» با «فرهاد» دوست بود و من با او آشنا نبودم، وقتى نقشه دزدى از خانه «كتى» را كشيديم قصد به قتل رساندنش را نداشتيم. آن شب ساعت ۱۱ با حسن و فرهاد، به خانه «كتى» رفتيم، دو دختر ديگر هم در خانه اش بودند، وقتى «حسن» و «فرهاد» به قتل «كتى» دست زدند، سراغ مرجان، رفتيم كه مشكوك شده بود، او را من خفه كردم و بعد «پريسا» را نيز به قتل رسانيدم. قاضى جنايى تهران در رأى قضائى، هر كدام از متهمان را به خاطر شركت در قتل دو زن به دوبار قصاص نفس ـ اعدام ـ به خاطر شرب خمر و داشتن رابطه نامشروع به ۱۸۰ ضربه شلاق، مهدى به خاطر معاونت در قتل و سرقت به تحمل ۱۵ سال زندان و «فرهاد» نيز به خاطر سرقت به تحمل ۵ سال زندان محكوم شدند.
حكم مجازات مرگ سه عامل اين جنايت با وجود به تأييد رسيدن در ديوانعالى كشور بعد از گذشت ۵ سال به مرحله اجرا در نيامده است و در اين فرصت «فرهاد» كه در زمان جنايت ۱۸ ساله بود و دو قاتل ديگر به واسطه او با «كتى» آشنا شده بودند موفق شد رضايت اولياى دم دو تن از قربانيان خود را به دست آورد و از مجازات قصاص نفس ـ اعدام ـ نجات يابد. قاضى محمدرضا زمانى علويجه كه اين بار در مقام رياست شعبه ۱۱۵۷ دادگاه جزايى عمومى تهران به بررسى مجازات عمومى «فرهاد» پرداخت، وى را به خاطر ارتكاب دو جنايت به ۱۰ سال زندان، معاونت در قتل سوم به تحمل ۵ سال زندان و اقدام به سرقت به تحمل ۲ سال زندان ـ ۱۷ سال در مجموع- محكوم كرد. وقتى قرار شد با احضار «فرهاد» كه به خاطر اتهام قتل دو زن تحت رأى تأييد شده قصاص در زندان بسر مى برد به دادگاه جزايى عمومى تهران حكم جديد به وى ابلاغ شود مشخص شد وى با وجود اينكه اتهام سنگين قتل داشت و مشخص نبود مجازات مرگ وى از بين برود توانسته در اقدامى عجيب از زندان مرخصى بگيرد. اين در حالى است كه دو متهم ديگر اين جنايات با همان سرنوشت هنوز در زندان هستند و نتوانسته اند از اولياى دم قربانيان رضايت بگيرند.

در يك درگيرى مسلحانه با پليس
رئيس مافياى كوكايين تهران كشته شد
سركرده فرارى باند مردان قوى هيكل كه بارها در رويارويى با مأموران به تيراندازى هاى پراكنده پرداخته و حلقه محاصره را شكسته بود، هدف گلوله پليس قرار گرفت و از پاى درآمد
سركرده فرارى باند مردان قوى هيكل كه بارها در رويارويى با مأموران به تيراندازى هاى پراكنده پرداخته و حلقه محاصره را شكسته بود، هدف گلوله پليس قرار گرفت و از پاى درآمد. اين مرد شرور كه به «اليش» معروف است و در قالب تيم سازمان يافته اى به خريد و فروش مواد مخدر شيشه و كوكائين مى پرداخت، آخرين بار در تماس تلفنى به مأموران پليس اخطار كرده بود براى او دردسرساز نشوند. بنا به اين گزارش، از ۸ ماه پيش مأموران اداره يكم پليس آگاهى تهران به رديابى هاى عملياتى و اطلاعاتى هفت گروه شرور كه در قالب يك باند با شاخه هاى زنجيره اى به اقدامات تبهكارانه دست مى زدند، پرداختند و توانستند با دستگيرى ۶۳ مرد شرور و ۱۲ زن پرده از جزئيات فعاليت آنان بردارند و ۲۳ نوع اسلحه از آنان به دست آورند. تيم پليسى با شناسايى گردانندگان اصلى باند كه «حامد خطر» معروف ترين آنان بود، به بازجوئى هاى تخصصى دست زدند و پى بردند اعضاى اين گروه سازمان يافته كه جوانان شرور در نقاط مختلف تهران هستند، با اغفال دختران و برقرارى رابطه پنهانى آنان را وادار به همكارى با خود مى كنند و با اين روش در سطح گسترده اى به فروش قرصهاى روانگردان، شيشه و كوكائين دست مى زدند تا به ثروت ميلياردى دست يابند. هفت هدايتگر اصلى اين باند زنجيره اى كه همگى از مردان قوى هيكل بودند در تحقيقات كارآگاهان ادعا كردند در اقدامات مسلحانه اى به سرقت خودرو و خانه هاى ويلايى دست زده اند و با توجه به اختلافات درون گروهى اى كه بين آنان بود، با يكديگر به درگيريهاى مسلحانه مى پرداختند و بارها با آدم ربايى، گروگانگيرى يا اغفال دختران ثروتمند، تجاوز به آنان و اخاذى هاى ميليونى سعى داشته اند به اهداف خود برسند.
در همه اين تجسس هاى تخصصى، تيم تحقيق رد پايى از يك شرور مسلح به نام «عليرضا» كه به «اليش» معروف است، برخوردند و پى بردند اين مرد قوى هيكل از سه سال پيش كه پليس موفق به دستگيرى وى شده بود و با ترفندهايى براى رهايى، آزادانه در تهران مى چرخد و با وجود تحت تعقيب بودن از سوى اطلاعات، آگاهى و مأموران انتظامى توانسته زندگى زيرزمينى پنهانى اى را در برنامه اقدامات تبهكارانه اش قرار دهد. كارآگاهان وقتى در برابر اعترافاتى قرار گرفتند كه نشان مى داد «اليش» نقش محورى باند مردان قوى هيكل را بر عهده داشته است، در چند بار رويارويى كه با اين جوان مسلح داشتند، از سوى وى مورد حمله قرار گرفتند و «اليش» هر بار موفق به فرار از حلقه محاصره پليس شده تا جايى كه در تماس تلفنى با آنان ادعا كرده است هيچ گاه در دام پليس گرفتار نخواهد شد و اخطار داده بود تا دست از سرش بردارند.
<رد پايى در يك تسويه حساب
روز ۱۲ اسفندماه سال جارى يك زن و ۱۵ مرد به خانه اى در منطقه شهران حمله كردند و با اقدامى مسلحانه خودروى ب. ام. و به ارزش ۱۵۰ ميليون تومان را گروكشى كرده و به سرقت بردند. راز تسويه حساب دو گروه توزيع كننده مواد مخدر شيشه زمانى فاش شد كه يك سابقه دار حرفه اى غافل از اينكه مأموران كلانترى كن او را شناسايى خواهند كرد، با پاى خود نزد پليس رفت و ادعا كرد يك خودروى ب. ام. و متعلق به صاحب شركت حمل و نقلى كه در دست وى امانت بود، در حمله مسلحانه سارقان به سرقت رفته است. مأموران با شناسايى اين سارق تحت تعقيب كه به «فرامرز» معروف است، وى را بازداشت كردند و با پى بردن به اينكه صاحب اصلى ب. ام. و هيچ اطلاعى از شخصيت ناهنجار «فرامرز» نداشته است، رديابى خودروى ميليونى در رايانه پليس گشت ثبت شد تا اينكه ساعت ۲۱ و ۳۰ دقيقه شامگاه شنبه ۱۳ اسفندماه سال جارى مأموران گشت انتظامى دو مرد و يك زن را ديدند كه سوار بر خودروى ب. ام. و مسروقه در حال تردد هستند.
با دستور ايست پليس، سرنشينان خودرو به جاى توقف به سرعت آن افزودند و هنوز مسافتى را پشت سر نگذاشته بودند كه در گوشه اى توقف كردند. وقتى يكى از مأموران گشت پليس به خودروى ب. ام. و نزديك شد، سرنشينان آن درحالى كه درها قفل بود و شيشه ها پايين بود، مأمور پليس را به داخل خودرو كشيدند و با گروگان گرفتن وى، «اليش» كه پشت فرمان بود با اسلحه شاه كش به سمت مأمور ديگر پليس شليك كرد و تعقيب و گريز درحالى كه تيراندازى دوسويه بين «اليش» و مأموران بود، ادامه يافت. «اليش» براى فرار از دست خودروى بنز پليس با متوقف كردن خودروى ب. ام. و از آن پياده شد و درحالى كه دختر همراه و همدستش با وجود تقلا براى گرفتن اسلحه مأمور گروگان گرفته شده، موفق نشده بود، روبروى مأمور ايستاد و به سمت وى شليك كرد. در جريان اين تيراندازى با خطا رفتن گلوله هاى «اليش» ، وى از ناحيه سينه هدف گلوله پليس قرار گرفت و از پاى درآمد و دو همدستش درحالى كه سعى در فرار داشتند، بازداشت شدند. مردى كه همراه «اليش» بود، ابتدا خود را «مهدى» معرفى كرد، ادعا كرد پزشك است و حتى وسايل پزشكى همراه خود دارد و دختر ۲۱ ساله خود را «فاطمه» معرفى كرد و گفت يك ساعت پيش سوار خودروى ب. ام. و شده و دو سرنشين ديگر را نمى شناسد. بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، با انتقال اين مرد و دختر به اداره يكم پليس آگاهى، مشخص شد كه «مهدى» عضو باند مردان قوى هيكل است كه همراه ديگر دوستانش بازداشت شده بود و با سپردن وثيقه آزاد بوده است.

يك جوان ايرانى در دانشگاه كاروليناباماشين به صف دانشجويان زد!
طاهرى آذر از قاضى براى تشكيل دادگاه تشكر كرد و گفت كه مايل است درباره الله صحبت كند!
يك جوان ايرانى كه به تازگى از دانشگاه كاروليناى شمالى فارغ التحصيل شده، روز شنبه به ۱۸ مورد اقدام به قتل متهم شده است.
اتهامات محمدرضا طاهرى آذر كه ۲۲ سال دارد يك روز پس از آن مطرح شد كه پليس اعلام كرد او با خودروى خود به سمت يك پاتوق محبوب در خوابگاه دانشگاه رانده و حاضران وحشت زده را مصدوم كرده، به زمين انداخته و فرارى داده است.
طاهرى آذر كه در سال ۲۰۰۵ از اين دانشگاه فارغ التحصيل شده گفته است كه نيازى به وكيل مدافع ندارد و به تنهايى وكالت خود را بر عهده مى گيرد.
اعضاى دادگاه گفته اند كه او نام الله را بر زبان آورده است. جيم وودال يكى از وكلاى دادگاه گفت: ق€œمن كاملاً نمى توانستم بفهمم كه او چه مى گفت اما اظهار داشت كه در صدد تبيين قانون الله است. ق€‌ وى افزود: ق€œاو به نظر آرام و كاملاً آگاه از اوضاع مى آمد. ق€‌
طاهرى آذر تحت يك وثيقه ۵/۵ ميليون دلارى در زندان مركزى راليگ در ايالت كاروليناى شمالى تحت بازداشت قرار دارد.
به گفته وودال وكيل دادگاه ياد شده مبلغ اين وثيقه بر اساس تلاش طاهرى آذر براى كشتن عده اى با اتومبيل تعيين شده است.
هنگاميكه از طاهرى آذر پرسيده شد كه چيزى براى گفتن دارد، او از قاضى براى تشكيل اين دادگاه تشكر كرد و گفت كه مايل است درباره الله صحبت كند.
به گزارش خبرگزارى آسوشيتد پرس، درك پورچ، رئيس اداره پليس دانشگاه روز شنبه تأييد كرد كه طاهرى آذر به بازجويان گفته است كه قصد داشته ق€œمرگ يا قتل مسلمانان در سراسر جهان را تلافى كند. ق€‌
اتهام ديگر طاهرى آذر ق€œحمله بوسيله سلاح مرگبار به قصد وارد آوردن جراحت جسميق€‌ است.
گفته مى شود كه اين حادثه، دقايقى پيش از نيمروز جمعه در نزديكى مركز محوطه خوابگاه، جايى كه ميان ساختمانهاى دو كتابخانه، يك تالار غذاخورى و يك اتحاديه دانشجويان قرار دارد، رخ داده و هيچ كس در آن آسيب جدى نديده است.
طاهرى آذر كه تحصيلات خود در رشته روانشناسى و فلسفه را ماه دسامبر در همين دانشگاه به پايان رساند، با يك خودروى جيپ به سمت اين محوطه و دانشجويانى كه در آن گرد آمده بودند راند.
پنج دانشجو و يك بورسيه ميهمان كه صدمات جزئى ديده بودند پس از مداوا در بيمارستان دانشگاه مرخص شدند. به گفته پليس سه نفر ديگر نيز از مداواى سرپايى در محل حادثه سر باز زدند.
جف هوفمان، دانشجوى سال دوم دانشگاه كاروليناى شمالى به نشريه داخلى خوابگاه گفت: ق€œمن ديدم كه همه به نوعى پراكنده مى شوند چون يك ماشين به ميان ما مى آمد، يك لحظه بعد من روى شيشه جلوى ماشين افتاده بودم. ق€‌ بازوى او در اين حادثه صدمه ديد و باندپيچى شد.
گفته مى شود كه طاهرى آذر پس از آنكه با پليس تماس گرفت تا خود را تسليم كند، سه كيلومتر دورتر از محوطه خوابگاه در خيابان به انتظار مأموران ايستاد و به گفته درك پورچ، رئيس پليس دانشگاه كاروليناى شمالى، با بازجويان همكارى كرد. بازرسان اف بى آى، اداره تحقيقات فدرال نيز از طاهرى آذر بازجوئى كرده اند اما درك پورچ گفت نمى داند كه آيا اتهامات فدرال نيز عليه او اقامه خواهد شد يا نه. به گفته درك پورچ، محمدرضا طاهرى آذر روز جمعه به مأموران پليس گفت كه آنها چيزهايى در آپارتمانش كه نزديك كاربورو در كاروليناى شمالى واقع است، خواهند يافت كه انگيزه هاى او را روشن مى كند.
در پى اين اظهارات، مقامات مسئول از دفتر ايالتى اف بى اى خواستند كه با كمك واحد خنثى سازى بمب، خانه او را جستجو كنند اما به گفته درك پورچ هيچ شيئ خطرناكى نيافته اند.
اين مقام مسئول حاضر نشد درباره اشيائى كه در خانه طاهرى آذر يافته اند اطلاعات بيشترى بدهد اما گفت كه هم اتاقى هاى او كاملاً با مأموران همكارى كرده اند و مورد سؤظن قرار ندارند.

نقشه۲مردبراى ثروتمند شدن
دو مرد كه خود را كارشناس ميراث فرهنگى و سرهنگ معرفى كرده بودند با شيوه اى عجيب اقدام به كلاهبردارى چند ميليونى از زن جوان كردند. اين دو مرد با با طرح نقشه اى ادعا كردند، اگر دو زن آنها را به اسارت بكشانند اشياى عتيقه مربوط به دوره برده دارى مردان از زمين خارج مى شود.
مدتى پيش يك زن ۳۴ ساله به كلانترى رسالت كرج مراجعه كرد و با طرح شكايتى از دو مرد جوان گفت: مدتى از دوستى همسرم و آرايشگر محله مان مى گذشت كه او دو مرد ناشناس را به خانه ما آورد. آنها كه سوار بر خودروهاى مدل بالايى بودند پس از معرفى خود به عنوان سرهنگ سپاه و كارشناس سازمان ميراث فرهنگى و ارائه كارت هاى شناسايى جعلى ادعا كردند در محل سكونت ما، چند شىء عتيقه و زيرخاكى وجود دارد و در صورتى كه با آنها همكارى كنيم ضمن كمك به ثبت آثار تاريخى كشور و حفظ آثار فرهنگى، از ما تقدير خواهد شد.
آنها با ارائه نسخه هاى دست نويس و قديمى كه خطوط كج و معوجى روى آن وجود داشت ما را فريب دادند و ما تصميم به همكارى با آنها گرفتيم. آنها در مراجعه بعدى گاوصندوق بزرگى همراه خود آوردند و آن را در يكى از اتاق هاى منزل ما قرار دادندو گفتند مقدمات كار بايد توسط دو زن فراهم شود. به همين خاطر از خواهرزاده ام كه دختر جوان ۲۶ ساله اى بود خواستم به من كمك كند. اين زن با ناراحتى ادامه داد: آنها گفتند چون اين اشياء و عتيقه هاى زيرخاكى مربوط به سه هزار سال پيش و دوره برده دارى مردان توسط زنان است، بايد دو مرد توسط دو زن به اسارت كشيده شده و آنقدر مورد ظلم و ستم قرار گيرند كه از طريق يك مرتاض هندى كه موكل گنج است اشياى عتيقه از زيرخاك بالا بيايند. كار را شروع كرديم. طبق دستورات آن دو مرد، اقدام به بستن دست و پاهاى يكى از آنها و جوان آرايشگر كرديم و بعد با اصرار آنها نجاست به سر و صورتشان ماليديم. سپس با دو چاقو شروع به شكنجه شان كرديم. يكى از آنها به زيرزمين خانه ما رفت و مجسمه كوچك و زيبايى را آورد و گفت يكى از عتيقه ها از خاك بيرون آمده است. آن را در گاوصندوق گذاشت و كليد آن را برداشت و بعد به ما گفت بايد چند جلسه اين كار تكرار شود تا هر چه زير خاكى در خاك منزل ما است بيرون بيايد. با تكرار اين كار تعداد مجسمه ها به ۴ عدد رسيد. آنها در پايان كار گفتند چون شما عملى مكروه انجام داده و سر و روى ما را نجس كرده ايد بايد بابت هر مجسمه ۵ ميليون تومان كفاره بدهيد. آنها به هر طريقى كه بود از ما ۵ ميليون تومان گرفتند و گفتند گاوصندوق در خانه ما به امانت بماند تا آنها پول ما را از سازمان ميراث فرهنگى پس بگيرند. مدتى از اين ماجرا گذشت اما از آنها خبرى نشد و فهميديم آنها پس از وصول چك ها فرار كرده اند. به لحاظ حساسيت موضوع به دستور سرهنگ بزمون فرمانده انتظامى شهرستان كرج اكيپى از كارآگاهان دايره عمليات به سرپرستى سرهنگ شرف معاونت اطلاعات كرج مأموريت يافتند تا با استفاده از شگردهاى خاص پليسى پرده از راز اين كلاهبردارى عجيب بردارند.
تحقيقات پليسى حاكى از آن بودكه مرد جوان آرايشگر هيچ شناختى از دو مرد كلاهبردار نداشته و آنها پس از چند بار مراجعه به آرايشگاه وى در اسلام آباد كرج به بهانه كوتاه كردن مو، سر صحبت را باز كرده و به خانه زن شاكى رفت و آمد پيدا كرده اند. پس از اخذ پرينت مكالمات تلفنى از سوى اداره مخابرات كرج و بررسى شماره پلاك خودروهاى دو مرد كلاهبردار، كارآگاهان اداره اطلاعات كرج دو كلاهبردار فرارى را در شهرك مارليك كرج شناسايى كردند. ساعت ۱۹ عصر ۲۹ بهمن ماه سال جارى خودروى متهمان شناسايى شد آنها با مقاومت در برابر مأموران و انحراف سعى در فرار داشتند اما مأموران در يك اقدام ضربتى دو كلاهبردار را دستگير كردند. در بازرسى بدنى از اين متهمان يك برگ سفيد با خط هاى مختلف و عجيب كه از آن در كلاهبردارى استفاده مى كردند كشف شد.
يكى از متهمان كه مرد ۳۸ ساله اى بود در بازجوئى ها گفت: تا دو سال قبل در زمينه خريد و فروش خودرو فعاليت داشتم. يكى از مشتريانم از من خواست تا با استفاده از دستگاه گنج يابم همراه او به شهر كرمان سفر كنم. او جنس هاى قلابى را كه از چهار راه استامبول خريدارى كرده بود يك روز قبل زير خاك و در محل مورد نظرش مى كاشت و با استفاده از دستگاه با دريافت مبلغ پنج ميليون تومان شش قطعه مجسمه برنز را به جاى زير خاكى از خاك درمى آورد. به همين طريق موفق شديم تا در شهرستان اراك هم ۱۰ ميليون تومان به دست آوريم. پس از آشنايى با يك آرايشگر جوان و اغفال او موفق به جلب اطمينان خانواده دوستش شديم و به روش هاى مختلف و با عنوان كارشناسان ميراث فرهنگى موفق شديم مبلغ ۵ ميليون تومان از آنها كلاهبردارى كنيم.
با اعترافات اين متهم و همدست وى مأموران موفق به شناسايى مرد جوان ديگرى كه خود را «مرتاض هندى» معرفى مى كرد شدند.
«آقايارى» داديار شعبه هشتم هر يك از اين متهمان را به خاطر كلاهبردارى از طريق انجام اعمال متقلبانه و جعل عنوان با قرار وثيقه پانصد ميليون ريالى روانه زندان كرد.

مادر بزرگ خواستار مجازات مرگ براى نوه اش شد
دختر دانشجويى كه به قتل پدرش اعتراف كرده در آستانه محاكمه اش با دو نظر متفاوت از طرف بازماندگان مقتول درباره تعيين سرنوشت خود روبرو شده است.
اين دختر متهم شده كه با خوراندن سم سيانور، پدرش را به قتل رسانده است.
اكنون كه پرونده اش براى انجام محاكمه به دادگاه كيفرى تهران فرستاده شده مادرش و ساير اعضاى خانواده هيچ شكايتى براى مجازات او در دادگاه مطرح نكرده اند ولى مادربزرگش تقاضاى اعدام وى را دارد.
اين پيرزن) به عنوان مادر مقتول و ولى دم (ديروز به دادگاه كيفرى رفت و با طرح شكايتى خواستار قصاص نوه خود شد. پيرزن به قاضى عزيز محمدى، رئيس شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى تهران گفت: «نوه ام) يعنى دختر دانشجو (مى خواست مرا هم فريب بدهد تا رضايت مرا بگيرد ولى اين دختر با بى رحمى پسرم را كشته و بايد مجازات شود.»
ماجراى اين پرونده جنايى از روز بيست و دوم اسنفدماه سال گذشته آغاز شد. در اين روز مأموران پليس آگاه شدند كه مرد ميانسالى را به علت مسموميت شديد به بيمارستان لقمان الدوله تهران برده اند و با همه تلاش پزشكان، جان سپرده است.
بازپرس كشيك ويژه قتل همراه مأموران در بيمارستان حاضر شد و دستور داد، جسد براى تشخيص نوع مسموميت به پزشكى قانونى منتقل شود در حالى كه عنوان مى شود اين مرد دست به خودكشى زده است.
پزشكان قانونى پس از آزمايش سم شناسى اعلام كردند كه اين مرد با سم سيانور مرده است و مأموران پليس هم احتمال دادند كه ممكن است وى به دست يكى از بستگانش در منزل مسموم شده و به قتل رسيده باشد. در آغاز تحقيق از اعضاى خانواده پسر بزرگ مرد فوت شده به پليس گفت: «پدرم با خواهر بيست و دو ساله ام به نام مريم اختلاف شديدى داشت و مرتبا با هم جر و بحث داشتند. ما هم به مريم مشكوك هستيم و احتمال مى دهيم كه او پدرمان را كشته باشد.»
به دستور بازپرس، مريم بازداشت شد و در بازجوئى پرده از راز قتل پدرش برادشت. اين دختر دانشجو به مأموران گفت: رفتارهاى پدرم مرا آزار مى داد. بيشتر اوقات مست مى كرد و مرا مورد تعرض قرار مى داد. ديگر نمى توانستم اين رفتارهاى وحشيانه او را تحمل كنم. چند روز قبل از قتل با پسرى به نام محمود آشنا شدم و از او خواستم كه براى من سيانور تهيه كند، به دوستم گفتم سيانور را براى آزمايش هاى دانشگاهى ام مى خواهم. پس از تهيه سيانور آن را در ليوان شربت ريختم و به پدرم خوراندم... مريم پس از اين اعتراف، به اتهام قتل پدر روانه زندان شد و با گذشت چند ماه از اين جنايت سرانجام پرونده اتهام اين دختر دانشجو به شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى تهران ارجاع شد تا محاكمه شود.
همانگونه كه اشاره شد، خانواده مريم تاكنون عليه او شكايتى نكرده اند ولى مادربزرگش خواستار مجازات مرگ براى او شده است.

«حسام» عامل جنايت خيابان كتابى:
به پيشنهاد «مريم» مرتكب قتل شدم
عامل جنايت در خانه ويلايى شماره ۱۴ خيابان كتابى جزئيات تازه اى از اقدام هولناك خود را بازگو كرد.
حادثه اين قتل ظهر روز شنبه ۶ اسفندماه سال جارى رخ داد و در جريان آن زن ۴۲ ساله اى قربانى توطئه مرگبار پسرش شد.
عامل ۲۰ ساله جنايت «حسام» نام دارد و پس از اينكه پى برد قادر به ازدواج با دختر مورد علاقه اش نيست، با همفكرى او نقشه از ميان برداشتن اعضاى خانواده اش را طراحى كرد.
اين متهم در حالى كه خونسرد و آرام بود، در گفت وگو با خبرنگار ما جزئيات تازه اى از چگونگى حادثه را مطرح كرد. وى ادعا كرد: يك ماه قبل از اينكه مادرم را بكشم، مريم پيشنهاد داد تا به اتفاق هم فرار كنيم ولى من چون سه بار سابقه فرار ناموفق را تجربه كرده بودم نپذيرفتم. من يك بار به بندرعباس فرار كردم ولى از سوى پليس دستگير و تحويل خانواده ام شدم. بار دوم چند شبانه روز به ديزين فرار كردم ولى بازهم پليس مرا به خانواده ام برگرداند. دفعه سوم كه سوار بر پرايد به جاده هراز رفته بودم خودروام را به داخل دره ۸۲ مترى فرستادم ولى باز هم زنده ماندم. با توجه به اين شرايط چاره را در كشتن خانواده ام ديديم. مريم پيشنهاد داد كه پدر و مادرم را از ميان برداريم. من هم پذيرفتم ولى تنها موفق به كشتن مادرم شدم. ماجراى علاقه مندى ام به مريم را با خانواده ام مطرح كرده بودم. آنها اصلاً فرصت اظهارنظر به من نمى دادند. درباره همه چيز مى خواستند خودشان تصميم بگيرند. من در طول ۲۰ سال زندگى ام حتى يك جوراب با سليقه خودم نخريدم چه برسد به اينكه بخواهم همسر آينده ام را خودم انتخاب كنم.
خانواده ام دو سال قبل همين معامله را با برادر بزرگترم كردند، آنها وقتى فهميدند او عاشق دخترى شده كه از خودش چند سال بزرگتر است، قبول نكردند آنها با هم ازدواج كنند ولى چون او كار داشت توانست برود و زندگى آينده اش را انتخاب كند. مريم به خاطر ثروت پدرو مادرم با من ازدواج نكرد. او تا دو هفته بعد از آشنايى مان اصلاً نمى دانست كه مادرم مديرعامل شركت است. او مرا به خاطر خودم مى خواست، چون او هم مثل من تنها بود. پدر و مادرش سال ها قبل از هم جدا شده بودند و او با مادر بزرگش زندگى مى كرد.
اين متهم ادامه داد: تنها كسى كه در طول زندگى ام دست محبت به سرم كشيد مريم بود، شايد به خاطر اينكه والدينم از نظر عاطفى به ما توجهى نمى كردند ما به دخترانى از خودمان بزرگتر علاقه مند و وابسته مى شديم. از بى توجهى هاى والدينم خسته شده بودم. ما نقشه قتل ها را طورى طراحى كرده بوديم كه كسى متوجه نشود. ولى يك اشتباه همه چيز را خراب كرد، اگر اتر قبل از ظهر به دستم مى رسيد شايد پدرم را نيز كشته بودم. مى خواستم خواهرم را كه كلاس دوم دبستان است، خودم بزرگ كنم. به گزارش رسيده، قرار است بزودى به دستور بازپرس هنرمند، از شعبه چهارم دادسراى جنايى تهران اين دو متهم براى آزمايش هاى روحى ـ روانى به پزشكى قانونى معرفى شوند.




سارقين نقابدار در چنگال قانون
اين سارقان متهم به سرقت مسلحانه از ۱۱ بانك و مركز تجارى در تهران هستند




نقابداران مسلحى كه اقدام به ۱۱ فقره سرقت مسلحانه از بانكها و شركتهاى هواپيمايى كرده بودند، دستگير شدند.
سه عضو اين گروه مسلح از سوى كارآگاهان اداره يكم پليس آگاهى بازداشت شده اند و تجسسها براى دستگيرى متهم ديگر پرونده ادامه دارد. سردار «مرتضى طلايى» رئيس پليس تهران بزرگ با بيان اين مطلب افزود: اعضاى اين گروه در تمامى سرقتهاى خود به صورت مسلحانه و درحالى كه نقاب بر چهره داشتند، به بانكها و مراكز تجارى مورد نظر خود حمله كرده و تنها يك مورد ناموفق عمل كرده بودند.
رديابى اعضاى اين باند به دنبال شكايت يكى از ساكنان منطقه شهريار صورت گرفت. اين مرد وقتى از سوى همسايه اش به صورت مسلحانه مورد تهديد قرار گرفته بود، با مراجعه به پليس خواستار تعقيب قضائى همسايه مسلح خود شده بود. با دستگيرى اين مرد، مشخص شد او از اعضاى يك باند از سارقان مسلح بانكها و مراكز تجارى تهران و شهرهاى حاشيه جنوبى تهران است. با توجه به اطلاعاتى كه اين متهم از همدستان خود در اختيار پليس آگاهى قرار داده بود، مأموران دو همدست او را بازداشت كردند.
از متهمان بازداشت شده سه قبضه سلاح كمرى به دست آمده است و آنان در تحقيقات پليسى به ۱۱ فقره حمله مسلحانه به بانكها و مراكز تجارى اعتراف كرده اند.
به دستور بازپرس توكلى از شعبه پنجم دادسراى جنايى تهران، متهمان تا انجام تحقيقات تكميلى با صدور قرار قانونى در اختيار پليس آگاهى قرار گرفته اند.
< نخستين سرقت ساعت ۸ و ۳۰ دقيقه صبح روز ۲۰ خردادماه سال ۸۳ دو مرد مسلح با حمله به بانك صادرات شعبه ميدان خراسان پس از تهديد با اسلحه ۷۰۰ هزار تومان پول نقد موجود را سرقت و با موتوسيكلت فرار كردند.
< دومين سرقت سه روز بعد از سرقت اول، دو سارق نقابدار مسلح به بانك ملى شعبه ميدان جمهورى حمله كردند. سارقان درحالى كه هر يك كلت كمرى به دست داشتند، كارمندان را تهديد كرده و مبلغ ۲ ميليون تومان پول نقد موجود را به سرقت بردند.
< سرقت سوم در سومين سرقت سه سارق نقابدار مسلح به بانك تجارت شعبه پل چوبى حمله كرده و يك ميليون تومان پول نقد را به سرقت بردند.
< چهارمين سرقت چهارمين تهاجم مسلحانه اين گروه نقابدار ظهر روز ۲۰ دى ماه سال ۸۳ رخ داد. در جريان اين اقدام تبهكارانه سارقان نقابدار به صورت مسلحانه وارد بانك تجارت شعبه ايرانشهر شده و ۲ ميليون تومان پول نقد را به سرقت بردند.
< پنجمين سرقت سارقان نقابدار در پنجمين سرقت خود در گروه سه نفره به صورت مسلحانه به آژانس هواپيمايى سفربار در ميدان فردوسى حمله كرده و ۴ ميليون و ۳۰۰ هزار تومان پول نقد را به سرقت بردند.
< ششمين سرقت سرقت ششم دزدان مسلح از يك آژانس هواپيمايى به نام سبك بار در خيابان ويلا رخ داد. سارقان درحالى كه نقاب به چهره داشتند، با تهديد اسلحه ۶۰۰ هزار تومان پول نقد موجود را به سرقت بردند.
< سرقت هفتم اين بار دزدان در گروه سه نفره به بانك تجارت شعبه هادى ساعى واقع در منطقه شهر رى حمله برده و ۶ ميليون و پانصد هزار تومان پول نقد موجود را به سرقت بردند.
< سرقت هشتم در هشتمين سرقت بانك صادرات شعبه خيابان فداييان اسلام هدف حمله سه سارق نقابدار مسلح قرار گرفت. دزدان نقابدار اين بار ۴ ميليون تومان پول نقد موجود را برداشته و با موتوسيكلت پا به فرار گذاشتند.
< سرقت نهم دزدان نقابدار با حمله به بانك ملت شعبه باقرآباد ورامين پس از تهديد مسلحانه كارمندان بانك، ۵ ميليون تومان پول نقد را دزديدند. آنها هنگام فرار وقتى با مقاومت مردم روبرو شدند، با پاشيدن اسيد به چهره چند نفر، آنها را مجروح و محل حادثه را ترك كردند.
< سرقت دهم در دهمين حمله مسلحانه دزدان نقابدار به يك درمانگاه در منطقه قرچك ورامين حمله كردند. آنها كه دو نفر بودند، پس از برداشتن ۸۰۰ هزار تومان پول نقد موجود سوار بر خودرو پيكان قرمزرنگى شده و متوارى شدند.
< سرقت يازدهم در آخرين اقدام مسلحانه، دزدان كه روز چهارم بهمن ماه سال جارى رخ داد، سارقان سوار بر خودرو پيكان قرمزرنگ به يك پمپ بنزين در منطقه ملارد حمله كردند، ولى با عكس العمل بموقع كارگران اين محل بدون هيچ سرقتى پا به فرار گذاشتند. وى همچنين به دستگيرى ۶ عضو يك باند سرقت خودرو اشاره كرده و گفت: اين متهمان به ۱۰۰ فقره سرقت خودرو در نقاط مختلف تهران اعتراف كردند.





شعله هاى كينه براى آتش زدن۱۲بى گناه




شعله هاى كينه پسرى جوان كه براى انتقام از پدر و برادرش به دفترخانه ثبت اسناد رسمى حمله كرده بود، ۱۲ زن و مرد را ميان آتش گرفتار كرد. در اين آتش سوزى مرگبار، با به قتل رسيدن برادر مهاجم خشمگين، خود وى نيز آتش گرفت و همراه قربانيان نقشه شوم خود روانه بيمارستان شد. ساعت ۱۰ صبح ديروز ـ سه شنبه ۹ اسفند ماه سال جارى- جوان ۲۸ ساله اى در حاليكه گالن بنزينى در دست داشت وارد دفترخانه اى در خيابان ۲۷ بلوار دهكده المپيك شد. جوان خشمگين بدون اعتنا به اينكه چند مراجعه كننده در حال انجام كارهايشان بودند به مشاجره با پدر و برادرش كه مسؤول دفترخانه بودند پرداخت و در اقدامى ناباورانه گالن بنزين را به دست گرفت. با پاشيده شدن بنزين روى اثاثيه و كسانيكه در داخل آن حضور داشتند آتش از بخارى به همه جاى دفترخانه سرايت كرد و فريادهاى مردان و زنان بلند شد. همسايگان اين ساختمان وقتى پى به آتش سوزى بردند، مأموران آتش نشانى را در جريان گذاشتند و مأموران ايستگاه هاى ۶۹ و ۲۰ همزمان با مأموران كلانترى ۱۴۱ شهرك راه آهن به محل آتش سوزى رسيدند كه همه در داخل شعله هاى آتش گرفتار شده بودند و براى نجات جان خود فرياد مى زدند. آتش نشانان با يك عمليات اضطرارى توانستند با خاموش كردن آتش ۲ زن و ۱۰ مرد را كه بشدت دچار سوختگى شده بودند نجات دهند و به بيمارستان سوانح و سوختگى شهيد مطهرى انتقال دهند. وقتى در بازرسى داخل ساختمان و در طبقه پايين دفتر خانه جسد سوخته مرد ۴۵ ساله اى به دست آمد و مشخص شد وى برادر مهاجم خشمگين بوده و به قتل رسيده است بازپرس هنرمند از شعبه چهارم دادسراى امور جنايى تهران وارد عمل شد.
در تحقيقات قضائى و پليسى مشخص شد كه عامل آتش سوزى پسر ۲۸ ساله مسؤول دفترخانه است و بارها در اعتراض به بى توجهى پدر و برادرش نسبت به وى دست به اقدامات تخريبى زده است. اين تجسس ها نشان داد عامل حادثه با اختلافى كه داشت و اصرار بر اينكه بايستى پدر، دفترخانه را به نام او كند قبلاً نيز به آنجا حمله كرده بود كه يكبار با همراه داشتن گالن بنزين تهديد به آتش سوزى كرده بود اما منصرف شده بود و بار ديگر به تخريب كامپيوترها دست زده بود. در بررسى هاى پليسى روشن شد كه قربانى اصلى اين آتش سوزى وقتى بدنش در حال سوختن بود به طبقه اول ساختمان دويده است و داخل آزمايشگاه بعد از اينكه اورا داخل پتويى پيچانده اند به خاطر شدت سوختگى جان باخته است. بازپرس ويژه قتل وقتى دريافت كه مرد كينه جو خودش نيز با توجه به بستن درهاى خروجى ساختمان دچار آتش سوزى شده و در بيمارستان بسترى است دستور داد تا وى تحت الحفظ معاينه شود و قبل از ترخيص بازداشت شود. بنابه گزارش رسيده؛ در اين آتش سوزى جوان ۲۸ ساله ـ عامل آتش سوزى ـ دچار ۴۵ درصد سوختگى، اما معلى قرائى- مراجعه كننده ـ ۲۲ درصد سوختگى، پدر عامل آتش سوزى ۴۳ درصد سوختگى، ولى الله صدقيانى، ۶۵ درصد سوختگى، فاطمه تيمورى ۲۰ ساله دچار ۲۲ درصد سوختگى، على اكبر عدالت ۵۰ درصد سوختگى، سياوش ظفرمند دچار ۲ درصد سوختگى، معصومه جوادى ۲۰ ساله ۷۶ درصد، سيد كمال هاشمى، اكبرافشارى- سرپايى و ارشد خداوردى دچار ۱۸ درصد سوختگى شده است.




جزئيات توطئه خونين يك زن




مرد وقتى اعتنايى به اصرار همسرش براى طلاق نكرد، در توطئه زنانه اى گرفتار شد و به قتل رسيد. پليس در افشاى جزئيات اين جنايت، پرده از راز قتل خاموش ديگرى در يك زمين كشاورزى برداشت.
ساعت ۱۸ عصر روز ۲۴ دى ماه سال جارى در خانه شماره ۴ ميدان ابوذر شميران نو مرد ۲۵ ساله اى به نام «مالك اميرى» با ضربات چاقو به قتل رسيد و همسر جوان وى فرارى شد. وقتى بازپرس ويژه قتل به همراه تيم پليس آگاهى تهران در قتلگاه اين مرد به تجسس هاى جنايى دست زد، مشخص شد قربانى از مدت ها پيش با همسر جوانش اختلاف داشت و بارها اين زن درخواست طلاق داده بود. با اين سرنخ و روشن شدن اينكه زن نيز ناپديد شده است، كارآگاهان در جست وجوهاى ويژه اى در يكى از كوچه هاى اطراف محل جنايت، گوشى تلفن همراه زن جوان را پيدا كردند كه داخل جوى آب انداخته شده بود. ساعتى از فاش شدن جنايت نگذشته بود كه تيم تحقيق موفق شد زن را در خانه يكى از آشنايانش رديابى كند و اين زن توطئه گر را بازداشت كند. وقتى زن در برابر تحقيقات پليسى سكوت كرد، كارآگاهان در شاخه ديگرى از تجسس ها پى بردند كه اين زن يك دوست صميمى دارد كه مى تواند رازهاى پنهان وى را فاش كند. بدين ترتيب، اين زن آشنا تحت بازجوئى قرار داده شد و ادعا كرد زن از مدت ها پيش با مردى رابطه پنهانى دارد و با يكديگر تماس تلفنى بسيارى داشته اند. با اين افشاگرى مشخص شد كه اين زن بارها از شوهرش خواسته بود او را طلاق بدهد، اما با امتناع وى روبرو شده بود، پس انگيزه زيادى براى قتل اين مرد داشته است. مرد جوان با وجود اعترافات گمراه كننده زن تحت تعقيب قرار گرفت و رد پاى وى در منطقه مال و خيابان دوستان شيراز به دست آمد و كارآگاهان با اعزام به مخفيگاه وى، اين مرد ۲۶ ساله را در اقدامى غافلگيرانه بازداشت كردند. عامل اصلى جنايت، ابتدا هرگونه دخالت در قتل «مالك» را منكر شد، اما وقتى پى برد راز رابطه پنهانى اش فاش شده است، با اعترافات هولناكى پرده از جزئيات توطئه زنانه برداشت. وى گفت: من به آن زن علاقه مند بودم و مى خواستيم با يكديگر ازدواج كنيم. او با مالك اختلاف داشت، اما قربانى حاضر نبود همسرش را طلاق بدهد تا اينكه تصميم گرفتيم او را به قتل برسانيم. وى افزود: «ساعت ۱۰ صبح جنايت بعد از اينكه با موبايل او تماس گرفتم و شنيدم مالك در خواب است، به خانه اش رفتم. آن زن را به پايين پله ها فرستادم و با ضربات چاقو به جان قربانى افتادم، سپس پتو را روى جسد انداخته و فرار كردم.» متهم كه بررسى ها نشان داد جوان شرورى است، وقتى پذيرفت كه مى خواست با زن زندگى آرامى را آغاز كند، پرده از قتل ديگرى برداشت و ادعا كرد در مرداد ماه سال ۸۰ مردى به نام «رحمان» را كه مزاحم خواهرم شده بود به انتهاى كوچه لاله واقع در منطقه آسته اصفهان داخل زمين هاى كشاورزى كشاندم و با اعتراض به مزاحمتش او را به زمين كوبيدم و با ضربات چاقو دست به قتل زدم. بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، زن نيز وقتى در برابر اعتراف مرد مورد علاقه اش قرار گرفت، با پذيرفتن طراحى توطئه قتل شوهرش گفت: در فرار از صحنه قتل موبايل را داخل جوى آب انداخته تا با سوختن سيم كارت مشخص نشود متهم به قتل قبل از جنايت با من تماس داشته است.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   • 
•   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •