Nimrooz
Vol. 18, No. 871, February 17, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۷۱ - جمعه ۲۸ بهمن ۱۳۸۴
خاطرات همسر سفير انگليس از تعزيه در ايران
ليدى شل همسر سفير انگلستان در ايران تعزيه هاى محرم ايران در دوره محمد شاه قاجار را روايت كرده است. تعزيه خوانان در دوره قاجاريه
ناصرالدين شاه و تعزيه و محرم

خاطرات همسر سفير انگليس از تعزيه در ايران
ليدى شل همسر سفير انگلستان در ايران تعزيه هاى محرم ايران در دوره محمد شاه قاجار را روايت كرده است. تعزيه خوانان در دوره قاجاريه
تعزيه صورت نمايشى بازسازى سازى شده از اعتقادات مردم شيعه ايران است كه با آيين هاى نمايشى كهن اين سرزمين همراه شده و گونه اى از نمايش هاى ايرانى را به وجود آورده است.
هنرمندان ايرانى حماسه امام حسين (ع) و يارانش در صحراى كربلا را با آئين هاى ايرانى بازسازى كردند. اوج دوران تعزيه خوانى در دوران قاجاريه بود. هنرمندان اين دوره چنان اين مراسم را برگزار مى كردند كه هر بيننده اى را به خود جلب مى كرد.
نوشته زير ديده هاى ليدى شل همسر سفير انگلستان در دوره محمد شاه قاجار است:
ماه دسامبر امسال مصادف با ماه محرم، يعنى دوره ماتم و ندبه و زارى ايرانى ها بود. در اين ماه، شيعيان مراسمى به عنوان يادبود و ذكر مصيبت امام حسين و خانواده اش در صحراى كربلا برگزار مى كنند. اين واقعه به قدرى ايرانى ها را تحت تأثير قرار داده است كه جريان آن را به صورت يك برنامه نمايشى درآورده اند و شبيه انجام شعائر مذهبى دوران گذشته در انگلستان و ساير جاها، در صحنه اجرا مى كنند. در اين واقعه، امام حسين پسر فاطمه، دختر حضرت محمد با زنان و بچه هاى خود به همراه هفتاد تن از ياران كه خود اكثر آنها از بستگانش بودند، در صحراى كربلا مورد حمله لشكريان تحت فرمان «عبيدالله» فرمانده قشون «يزيد» (حكمران دمشق و دومين خليفه از سلسله بنى اميه) قرار گرفت. امام حسين چند روز با رشادت فراوان به دفاع برخاست ولى در آخر كار آب «نهر فرات» را به رويش بستند و تمام خانواده و يارانش را، چه بر اثر تشنگى و چه به علت جنگ هلاك كردند. امام حسين نيز در پايان كار كشته و سر او به وسيله «شمر» از بدن جدا شد. بايد صحنه هائى را كه براى يادآورى اين واقعه ترتيب داده شده و حركات ايرانى ها را ديد، تا بتوان وضع را كاملاً تصور كرد.
اين برنامه معمولا ده روز ادامه دارد، كه هر روز به مدت چند ساعت اجرا مى شود.
يكى از برنامه هاى اين ده روز، نمايش «ايلچى فرنگ» است كه به عنوان سفير خيالى يكى از كشورهاى اروپايى (محتملا يونان) در بارگاه «يزيد»، به هنگامى كه سر بريده امام حسين را به بارگاهش مى برند حضور دارد. معمولا اشتياق فراوانى وجود دارد كه مدل لباس اين سفير حتما به صورت اروپايى باشد و بالاتر از همه كج كلاه پردارى هم به سر نهاده باشد.
به دستور صدراعظم، عمارت بزرگى كه گنجايش چندين هزار نفر را دارد براى نمايش تعزيه بنا شده كه تمام خصوصيات يك تئاتر جديد را داراست ولى صحنه نمايش آن به جاى آنكه در جلو ساختمان باشد، به صورت يك سكوى بلند در وسط قرار گرفته و بدون واسطه پرده از همه طرف براى تماشاگران قابل ديدن است- در اطراف صحنه دو رديف جايگاه ويژه ساخته اند.
از سفراى خارجى معمولاً به وسيله صدراعظم دعوت مى شود كه در مراسم اجراى تعزيه شركت كنند و غالبا من نيز جزو مدعوين اين برنامه ها بودم.
تمام محوطه پر از جمعيت مى شد كه تعداد آنها به چندين هزار نفر مى رسيد. قسمتى از محل تماشاچيان به زن ها اختصاص داشت و آنها در حالى كه خود را كاملاً در چادر پيچيده بودند، روى زمين مى نشستند.
لباس امام حسين و خانواده و يارانش به صورت همان دوران تهيه شده بود و آنها را ابتدا، در حالى كه عازم سفر به «كوفه» بودند به نمايش در آوردند. براى تجسم اين مسافرت، شترها و اسب هاى زره پوشيده را با كجاوه در اطراف صحنه حركت مى دادند و در همان حال صداى طبل و شيپور از دور و نزديك شنيده مى شد. پس از مدتى لشكريان «يزيد» پديدار شدند، فرمانده آنها نطقى كرد و امام حسين در حال نوحه خواندن براى جنگ به سراغش رفت و چندى بعد در حالى كه خودش و اسبش پوشيده از تيرهاى چوبى بودند، به وسط صحنه بازگشت. بعد، آب نهر فرات به روى آنها بسته شد و به دنبال آن نوحه سرايى شدت يافت و جنگ مغلوبه شد. پس از چندى «شمر» خشم آلود و سوارانش، زره پوشيده و سوار بر اسب جلو آمدند. «شمر» نطقى كرد و امام حسين در حالى كه از مصيبت خانواده خود اندوهگين بود با وقار به آن جواب داد. سپس پسر جوان امام حسين- على اكبر- براى جنگ از صحنه خارج شد و پس از مدتى جسد او را به داخل آوردند و بالاخره كشته شدن «سكينه» و «رقيه» دختران كوچك امام حسين، سر و صداى گريه و ناله جمعيت را به اوج رساند، تا آنكه جبرائيل از آسمان به زمين آمد و به همراه ساير فرشتگان همراهش- كه داراى بال هاى پرزرق و برق بودند- از اين عمل شنيع درباره اولاد پيغمبر اظهار تنفر كردند. فرداى آن روز (روز آخر تعزيه) آيين به خاكسپارى امام حسين و خانواده اش در كربلا انجام گرفت.
در اين برنامه ها معمولا گفتار و نوحه خوانى از حركت و عمليات بيشتر است. حسين به صورت يك شخص آرام و خونسرد و با وقار مجسم شده و نقش «سكينه» را كه دخترى ۱۲ ساله بود، يك پسر كوچك اجرا مى كرد كه واقعاً شايستگى فراوانى داشت. شخصيت «شمر» در قالب يك ميرغضب سنگدل و بى رحم به صورتى بسيار عالى اجرا مى شد و پسرهاى كوچك رل زن هاى امام حسين را عرضه مى كردند. در تمام اين ماه، تمامى زن ها و اغلب مردها لباس سياه در بر مى كنند.

ناصرالدين شاه و تعزيه و محرم
دوستعلى خان معيرالممالك نوه ناصرالدين شاه از ايام محرم و تعزيه خوانى در دوره قاجار مى نويسد. تعزيه خوانى در تكيه دولت در دوره ناصرالدين شاه
ماه محرم در دوره قاجاريه به ويژه در دوره ناصرالدين شاه قاجار شور و حال ديگرى داشت. در اين ماه همه شهرهاى ايران سياه پوش مى شدند و آئين هاى ويژه اين ماه برگزار مى شد. عزادارى ها در دوره ناصرالدين شاه قاجار و با ساخت تكيه دولت به اوج خود رسيد. مطلب زير بخشى از يادداشت هاى دوستعلى معيرالممالك نوه ناصرالدين شاه از كتاب «يادداشت هاى از زندگى خصوصى ناصرالدين شاه قاجار» از مراسم تعزيه خوانى در تكيه دولت است.
در دو ماه محرم و صفر تهران عزاخانه حقيقى بود. از هيچ نقطه و به هيچ بهانه صداى ساز و آواز برنمى خاست و مجلس سرورى برپا نمى شد مگر سلام تحويل كه در دو ماه مزبور با تمام كيفيت منعقد مى شد. دست كم دويست مجلس سوگوارى در نقاط مختلف شهر تشكيل مى شد و دسته هاى سينه زن روز و شب در حركت بودند.
پوششى فراخ بر سقف تكيه دولت افراشته و به اصطلاح تكيه را مى بستند. مكان مزبور تا اواسط دوره مظفرى يك طبقه بلندتر بود و طاقى از چوب داشت. چون طبقه چهارم از چند محل شكست آورده و بيم آن مى رفت كه ناگهان بر سر خلق فرو ريزد مظفرالدين شاه، مسيو «بتن» نام مهندس فرانسوى را كه از ديرباز در تهران مى زيست به فرنگستان فرستاد و او سقف آهنى تكيه دولت را با خود آورد و طبقه شكسته را برچيده طاق جديد را به جايش استوار ساخت.
هر يك از طاق نماهاى تكيه به شاهزاده يا به امير و وزير و يا به حكمرانى تعلق داشت كه با جار و چراغ و آئينه و گلدان و قاليچه و اثاثيه ديگر آن را زينت مى كردند و چهل چراغ ها و قنديل ها از سقف آن آويخته عكس صاحب طاق نما يا يكى از پدرانش را بالاى آن قرار مى دادند. حكام، پيشكاران خود را از مركز حكمرانى براى بستن طاق نماها به تهران مى فرستادند. دير بزرگ به خرج شاه آراسته مى شد. بر گرد تخت وسط كه جايگاه تعزيه خوان ها بود شش چراغ برق بزرگ مى آويختند و در ايام عاشورا روز و شب تعزيه دارى معمول مى گرديد. روزها از ساعت دو بعدازظهر تا نزديك غروب و شب ها از دو ساعت از شب گذشته تا نيمه شب تعزيه خوانى ادامه داشت.
طاقنماهاى طبقه اول تا سوم مخصوص اهل اندرون بود كه بانوان در طبقه اول و دوم و خدمه در طبقه سوم قرار مى گرفتند. در دهه اول ماه محرم بالغ بر دو هزار تن از خانم هاى وزرا و اشراف و همراهان شان به اندرون مى آمدند.
از در بزرگ نارنجستان تا در تكيه دولت در دو سوى تجيرى سرخ فام كشيده و خيابانى به عرض سه ذرع بين آن براى عبور اهل حرم مى گذاشتند. هنگام رفتن به تكيه بانوان با مهمان هاى خود دسته دسته از ميان تجيرها مى گذشتند و كنيزان سينى هاى عدس و برنج بو داده و لوازم چاى به دست از دنبالشان روان بودند. گاه شاه در ابتداى تجير به تماشا مى ايستاد و با هر دسته از راه مزاح سخن مى گفت. چون اهل حرمسرا به طبقات بالاى تكيه رفته جا مى گرفتند آغانور محمدخان كليددار در را از پس آنان قفل مى كرد. جايگاه شاه بالاخانه وسيعى بود كه «ارسى» بزرگى رو به ديوانخانه داشت.
زن هاى شهر از صبح با قاليچه و غذايى مختصر آمده جا مى گرفتند و بيشتر آنان براى شب نيز ميماندند. منبرى بيست پله از سنگ مرمر يكپارچه كه نظام الدوله معيرالممالك در زمان حكومت خود در يزد سفارش داده و با وسايط نقليه آن عصر به تهران حمل كرده بود در صدر تكيه قرار داشت. اطراف آن متجاوز از سيصد روضه خوان گرد مى آمدند و براى گرم كردن مجلس يكى پس از ديگرى به منبر رفته پس از خواندن چند شعر مرثيه بزير مى آمدند، تا آنكه شاه به تكيه آمده در جايگاه مخصوص قرار مى گرفت. آنگاه آقا سيد ابوطالب معروف به «خاتم» كه مردى آگاه و سخنور و طرف ملاحظه و احترام مردم بود به منبر مى رفت و به آوازى نسبتا خشن ولى رسا ذكر مصيبتى كرده به دعاى شاه مجلس را ختم مى ساخت.
پس از ختم روضه خوانى تعزيه آغاز مى شد. تعزيه خوان ها كه يكصد تن بودند در يكى از دالان هاى وسيع تكيه گرد مى آمدند و جوان نابالغ و خوش آوازى كه بچه خوان ناميده مى شد اندكى پيش تر از آنان ايستاده به صوتى رسا و مؤثر چند بيت از بندهاى معروف «محتشم» كاشى را مى خواند. سپس همگان هم آواز نوحه سر داده آهسته به راه مى افتادند و يكدور، دور تخت گرديده بر آن مى شدند و برابر جايگاه شاه سر فرود آورده به رديف مى ايستادند. معين البكا تعزيه گردان كه داراى قامتى متوسط، چشم هائى درشت، ابروانى پرمو و ريشى پهن و بلند بود كلاهى از پوست بخاراى گل درشت بر سر، جبه اى سياه در بر و شالى پهن بر كمر داشت، عصاى بلندى را به دست مى گرفت و مقدم بر همه ايستاده چنان باوقار و مناعت به چپ و راست و به لوله هاى نسخه اشعار تعزيه كه به دور شال زده بود مى نگريست كه گويى اين بساط را از وجود خود برپا مى دانست.
در اين هنگام پنجاه فراش سرخ پوش هر يك صندلى زرينى به دست از پله ها بالا آمده آنها را گرد تخت مى چيدند سپس حاجب الدوله فراشباشى كه رئيس بر هشتصد فراش بود همراه نايب هاى فراش خانه با لباس سياه و عصا بر دست وارد مى شد. سيد «قراب» در وسط تخت به نوحه سرايى مى ايستاد و فراش ها با سردارى هاى ماهوت سرخ يراق گردش به سينه زنى حلقه مى بستند. سيد «قراب» نيز بيتى چند از محتشم ياد مى كرد و در پايان فراش ها هم آهنگ فرياد «يا حسين» سر داده سينه زنان بيرون مى رفتند آنگاه دسته زنبوركچيان به درون مى آمد.
علم زنبوركخانه را كه به طاقه شال هاى گران بها و زرى هاى قديمى و پرهاى الوان مزين بود آهسته پيش مى آوردند تيغه اش با لنگرى مخصوص به پيش و پس نوسان مى كرد.
حركت دادن علم شاه كه روز سوم محرم معمول مى گرديد به راستى تماشايى بود. علم مزبور را كه پنجه بزرگى از زرناب بر بالايش مى درخشيد به اندرون مى آوردند. انيس الدوله متصدى بستن و زينت آن بود و پس از آنكه علم را به انواع جواهر و طاقه شال و زرى هاى گران بها مى آراست آن را كنار حوض بزرگ اندرون قرار داده «دوستگاهى» هاى پر از شربت گردش مى نهادند. زن هاى شاه و ديگر اهل اندرون كه بالغ بر سه هزار تن مى شدند گرد علم حلقه مى بستند و انيس الدوله در پائين آن ايستاده شربت مى داد.
روز هفتم محرم خلعت هاى شاهانه ميان مباشران تكيه تقسيم مى شد بدين ترتيب كه سه ساعت پيش از آغاز تعزيه، ميزى چند وسط تخت گذارده بالغ بر دويست طاقه شال روى آن مى نهادند. آنگاه مباشران يك يك آمده برابر غرفه شاه مى ايستادند و پس از آنكه طاقه گرانبهايى به گردنشان حمايل مى شد تعظيمى رسا كرده مى گذشتند. سپس شاه از جايگاه خود مشت مشت مسكوك نقره به زير مى پاشيد.
آخرين نغمه در روز عاشورا ـ از روز هفتم دسته هاى سينه زنى و زنجيرزن و قمه زن و غيره در شهر به گردش مى آمدند و شب ها با مشعل و شيپور و موزيك، ولوله اى برپا مى ساختند. در سراسر شهر و درون تكيه ها نوحه گرى و روضه خوانى تا سپيده دم ادامه داشت و از هر گوشه و كنار بانگ عزاداران به گوش مى رسيد. بامداد عاشورا قمه زن ها در امامزاده زيد گرد مى آمدند و كفن بر گردن افكنده فرق ها را به ضرب تيغ مى شكافتند. آنگاه گروهى به سوى تكيه دولت و دسته اى به قصد مجلس تعزيه دارى كه نايب السلطنه در سيدنصرالدين برپا مى ساخت رهسپار مى شدند. گروهى نيز بدن را سوراخ كرده قمه و كارد و قفل هاى گران از آن مى گذراندند. هر ساله تيغ زن ها بنا به رسم تنى چند زندانى از دولت مى خواستند و شاه نيز به آنها مى بخشيد.
انيس الدوله و شكوه السلطنه و همطراز هاى آن دو در حياط و تالار جنبى مجلس تعزيه دارى باشكوهى منعقد مى ساختند و بسيارى از بانوان ديگر در خانه خود روضه خوانى هاى مختصر برپا مى داشتند. اهل اندرون و خانم هائى كه از خارج دعوت مى شدند به نوبت در هر يك از مجالس مزبور براى استماع ذكر مصيبت شركت جسته پس از ختم مجلس به خوردن قاهوت و برنج و عدس بو داده و كشيدن غليان مى نشستند.

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ايران
ورزش
داستان
تاريخ
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   خواندنى ها   • 
•   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ايران   •   ورزش   •   داستان   •   تاريخ   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •