Nimrooz
Vol. 18, No. 871, February 17, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۷۱ - جمعه ۲۸ بهمن ۱۳۸۴
دفاع كلانتر از شليك منجر به مرگ
زن فرانسوى با صورت پيوندى يك مرده ظاهر شد
سارق مسلح به جرم كشتن رئيس بانك و سرقت مسلحانه، به اعدام محكوم شد
مردى كه مى خواست همسرش را پس از طلاق بكشد
پرونده ربايندگان ۳۵۰ كودك به ديوان عالى كشور ارجاع شد
تفريح دختر ۱۸ ساله باخودروها ى دزدى
آموزش دزدان حرفه اى ۱۵ساله
شرط عجيب هووى دوم

دفاع كلانتر از شليك منجر به مرگ
رئيس سابق يك پاسگاه در شهريار كرج كه متهم به قتل عمد است، در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد.
به گزارش رسيده، روز ۵ خرداد ماه سال جارى سرقت از محلى به پاسگاه ۱۶ شهريار گزارش مى شود كه با پيگيرى ماجرا، مأموران، سارق را مورد شناسايى قرار داده و صبح روز بعد براى دستگيرى اش به محل مراجعه مى كنند اما در پى امتناع سارق، رئيس كلانترى با شليك گلوله سارق را به قتل مى رساند. پدر و مادر متهم با حضور در جايگاه، اشد مجازات (قصاص) براى متهم به قتل را خواستار شدند. متهم به قتل كه ۴۷ ساله است با حضور در جايگاه به قضات گفت كه اتهام قتل عمد را قبول ندارد و به طور اشتباهى در حين انجام وظيفه، به جاى اين كه تير را به زانوى متهم شليك كند به پهلوى او زده و سبب مرگ او شده است.
وى در ادامه گفت: روز پنجم خرداد ماه سال جارى دو نفر به پاسگاه مراجعه كرده و گفتند كه شب گذشته ۳ نفر با يك موتور وارد باغ آنها شده و بعد از بستن دست و پاى آنها با سيم برق ملحفه اى بر سر آنها كشيده و شروع به زدن آنها كرده اند. پس از انجام تحقيقات مشخص شد كه يكى از سارقان «اسماعيل» است كه با مراجعه به منزل آنها، اقرار كرد كه وسايل مسروقه در پشت بام خانه شان است براى همين يكى از سربازان به پشت بام رفت و وسايل مسروقه را تحويل داد. با سوار كردن «اسماعيل» به ماشين، پدر و برادرش شروع به قدرت نمايى كردند و همسايه ها با آنها همراه شدند تا مانع بردن «اسماعيل» شوند.
متهم به قتل ادامه داد: در همين حين «اسماعيل» با كوبيدن سرش به يكى از سربازان، فرار كرد و وارد يك خرابه شد؛ من نيز به دنبال او وارد خرابه شدم. طبق محاسبات حدود ۲۳ متر با او فاصله داشتم كه «اسماعيل» برگشت تا فاصله من تا خودش را ببيند در همين حين قصد شليك به پايش را داشتم كه به خاطر گرمى هوا، خستگى و فاصله دور، نشانه گيرى ام درست نبود و تير به پهلويش اصابت كرد.
وى در ادامه اظهاراتش گفت: هنگام انتقال «اسماعيل» به بيمارستان اطرافيان وى همسايه ها، پدر و برادرش- شروع به تخريب ماشين كردند و حتى يك ته موزائيك به سمت من پرت كردند و با جا خالى دادن من، به شيشه پشت ماشين برخورد كرد و شكست؛ در هر صورت من اتهام خود را قبول ندارم و اين قتل به صورت غير عمد رخ داده است.

از سوى دادگاه كيفرى استان تهران بررسى شد
ماجراى دوچرخه سوارى خونين ۲ دوست
پسر جوانى كه در جريان دوچرخه سوارى دوست خود را به قتل رسانده است در برابر ۵ قاضى دادگاه كيفرى استان تهران از خود دفاع كرد.
اين محاكمه قضائى در حالى برگزار شد كه قضات ديوانعالى كشور اعلام كردند در ارجاع پرونده اين جنايت به دادگاه اطفال اشتباه كرده اند و دادگاه كيفرى صالح به رسيدگى بوده است. بنا به اين گزارش، در ابتداى جلسه، نماينده دادستان وقتى در جايگاه قرار گرفت با اعلام اينكه دادگاه كيفرى استان را صالح به رسيدگى در اين پرونده نمى داند و «محمد» بايستى در دادگاه اطفال محاكمه شود از قرائت كيفرخواست امتناع كرد. سپس وقتى خانواده مقتول خواستار قصاص نفس ـ اعدام ـ محمد شدند، اين پسر پشت تريبون دفاع ايستاد و پذيرفت دو سال پيش دوستش را در جريان اختلاف بر سر دوچرخه سوارى به قتل رسانده است. «محمد» گفت: من و «ايمان» ، وقتى با دوچرخه جلويش پيچيدم درگير شديم، او عصبانى بود و دعواى ما بالا گرفت به گونه اى كه لباس هايمان پاره شد، خيلى عصبانى شده بودم و با چاقو چهار ضربه به او زدم، پدرم اين صحنه را ديد و خيلى سريع «ايمان»، را به بيمارستان رساند اما كار از كار گذشته بود. بنا به گزارش رسيده، دو سال پيش وقتى پرونده به دادگاه ويژه اطفال ارجاع داده شده بود، «محمد» مجنون شناخته شده و به ۵ سال زندان و پرداخت ديه از سوى پدرش محكوم شده بودم كه قضات ديوانعالى كشور اين رأى را نپذيرفتند و با اعلام اشتباه در ارجاع پرونده به دادگاه اطفال اين بار پرونده را به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع دادند.

پيچيدگى دردستگيرى
قاتل دكتر داروساز
قتل مرموز يك دكتر داروساز كه قربانى توطئه شومى شده است پليس را در برابر معماى پيچيده جنايى قرار داده است.
در اين جنايت كه ۶ ماه پيش رخ داد، دكتر ۴۹ ساله با انگيزه اى غير از سرقت وقتى سوار بر خودروى پژو پرشياى خود داروخانه اش را ترك كرد، به قتل رسيد. بنا به اين گزارش، صبح سه شنبه ۱۹ مرداد ماه سال جارى زنى به پليس مراجعه كرد و خواستار رديابى شوهرش شد. اين زن به مأموران گفت: همسرم دكتر داروسازى به نام «مصيب رضايى» است، ساعت ۲۳ شامگاه دوشنبه وقتى خبرى از او نشد به موبايلش زنگ زدم باز جوابى نشنيدم، با نگرانى به سرايدار ساختمان داروخانه نيكان زنگ زدم و پى بردم شوهرم ساعت ۱۰ شب با پژوى پرشياى سياه رنگش آنجا را ترك كرده است. ساعت ۱۱ و ۴۵ دقيقه ظهر هنوز دقايقى از مراجعه اين زن نزد پليس نگذشته بود كه مأموران كلانترى ۱۳۸ جنت آباد با پيدا كردن خودروى پرشياى دكتر رضايى در خيابان شاهين شمالى كه بدون سرنشين رها شده بود به جستجوى فضاى سبز خيابان پرداختند و پيكر بى جان دكتر داروساز را پيدا كردند. دستان دكتر رضايى را با سيم شارژ موبايلش از پشت بسته بودند و او را از محل رها شدن خودرويش تا عمق فضاى سبز روى زمين كشيده بودند و اين در حالى بود كه جز سرقت كيف پول دكتر داروساز، كيف سامسونت و موبايلش داخل خودروى رها شده وى قرار داشت و مورد دستبرد قرار نگرفته بود. مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران با دستور بازپرس حسينى از شعبه هفتم دادسراى امورجنايى تهران براى دستگيرى عامل اين جنايت وارد عمل شده اند و با وجود گذشت ۶ ماه هنوز سرنخى براى افشاى راز اين جنايت نيافته و خود را در برابر پيچيدگى معماى قتل دكتر داروساز مى بينند.

زن فرانسوى با صورت پيوندى يك مرده ظاهر شد
زن فرانسوى ۳۸ ساله اى كه جراحان صورت يك زن مرده را به چهره اش پيوند زده اند، براى اولين بار در يك نشست خبرى، در برابر خبرنگاران و دوربين هاى تلويزيونى ظاهر شد و اعضاى تيم جراحى به تشريح اين عمل جراحى بى نظير در جهان پرداختند.
در اين نشست خبرى كه جريان آن بطور زنده و مستقيم از شبكه هاى تلويزيونى فرانسه و انگليس پخش مى شد، زن جوان فرانسوى به گفتگو با خبرنگاران مطبوعات و گزارشگران تلويزيونى پرداخت و ضمن قدردانى از جراحان خود، همچنين از خانواده زنى كه اعضاى صورتش را پس از مرگ به وى هديه كرده بودند، تشكر كرد. اين زن ۳۸ ساله كه ايزابل نام دارد، ۶ ماه قبل با حمله يك سگ بزرگ روبرو شد و سگ وحشى شده، با دندان هايش، صورت او را كند. در اين حمله، ايزابل بينى، لب ها، چانه و بطور كلى تمامى صورتش را از چشم ها به پايين، از دست داد و در حقيقت اسكلت هولناكى از چهره اش باقى ماند.
پزشكان فرانسوى پس از معاينات مختلف، اعلام كردند كه مى توانند چهره يك مرده را به صورت او پيوند بزنند.
سرانجام يك تيم جراحى در اقدامى بى نظير يك زن را كه به تازگى مرده بود، انتخاب كردند تا چهره او را كه شامل بينى، لب ها و چانه بود براى پيوند جدا كنند. جراحان با موافقت خانواده اين زن مرده، توانستند در چند مرحله عمل حساس جراحى صورت مرده را بر روى استخوان چهره ايزابل پيوند بزنند.
اين عمل جراحى در بيمارستانى در شمال فرانسه و توسط ۸ تيم پزشكى متشكل از جراحان برجسته چهار ماه قبل انجام شد و اين عمل ۲۱ ساعت به طول انجاميد كه نتيجه بسيار رضايت بخش بود.
دكتر سرپرست تيم گفت: فقط بايد به بيمار اجازه بدهيم تا اعصاب پيوند زده شده به صورت او تحرك لازم را پيدا كند، چهار ساعت بعد از عمل خون در بافت هاى پيوندى به جريان افتاد و ۲۴ ساعت بعد از عمل وقتى ايزابل به هوش آمد بر روى يك تكه كاغذ خطاب به پزشكان نوشت: مرسى!
بعد از عمل، پزشكان نگرانى هائى درباره عواقب اين عمل پيوندى داشتند ولى حالا تمام اين نگرانى ها برطرف شده و هفته گذشته ايزابل هم غذا خورد و هم صحبت كرد.
او نمى توانست به راحتى لب هاى پيوندى خود را تكان دهد و پزشكان گفته اند لب ها به تدريج حالت عادى خود را پيدا خواهند كرد. ايزابل خطاب به خبرنگاران گفت: خوشحالم از اينكه حالا مثل بقيه يك صورت خوب و عادى دارم و از پزشكان وخانواده «دونور» كه اين اعضاء را به من بخشيده اند، تشكر مى كنم.

سارق مسلح به جرم كشتن رئيس بانك و سرقت مسلحانه، به اعدام محكوم شد
سارق مسلحى كه با حمله به بانك ملى اصفهان رئيس بانك را با شليك گلوله به قتل رسانده بود، در دادگاه كيفرى اين شهر به اعدام محكوم شد. ساعت ۱۳ ظهر روز ۴ دى ماه امسال دو پسر جوان در حالى كه صورت هاى خودشان را پوشانده بودند وارد بانك ملى شعبه ابن سيناى اصفهان شدند و با تهديد اسلحه و شليك هوايى از رئيس بانك و كارمندان خواستند تا هرچه پول دارند در اختيار آنها قرار دهند.
لحظاتى بعد وقتى كارمندان پول ها را روى پيشخوان باجه گذاشتند، يكى از سارقان بسرعت شروع به ريختن دسته هاى اسكناس در داخل كيسه اى كرد كه همراه داشت. در اين هنگام همدستش كه اسلحه در دست داشت با شليك دو گلوله، كارمندان و مشتريان بانك را به قسمت انتهايى سالن راند تا همه آنان را در اتاقى زندانى كند. رئيس بانك براى نجات جان كارمندان و مشتريان به سمت سارق مسلح هجوم برد، دزد مسلح هم رئيس بانك را هدف قرار داد و با شليك دو گلوله او را از پاى درآورد. در همين لحظات كارمندان و مشتريان به دزدان هجوم بردند و هر دو را به دام انداختند.
پس از دستگيرى سارقان، رئيس بانك به بيمارستان منتقل شد ولى به علت خونريزى شديد روى تخت بيمارستان جان سپرد.
سارق مسلح هفته پيش در دادگاه كيفرى اصفهان به پاى ميز محاكمه رفت و قاضى دادگاه اين مرد را به ۲ بار اعدام محكوم كرد. يك بار اعدام بخاطر سرقت مسلحانه و يك بار هم به جرم قتل عمدى رئيس بانك.
حكم متهم رديف دوم اين پرونده همدست قاتل كه پول ها را درون كيسه مى ريخت بزودى توسط قاضى دادگاه اصفهان صادر مى شود.

مردى كه مى خواست همسرش را پس از طلاق بكشد
مردى كه بخاطر نفرت از همسر سابق خود اتومبيل پيكان او را آتش زده بود و مى خواست با يك كلت كمرى وى را به قتل برساند از سوى پليس تهران دستگير شد.
دو روز قبل اين زن به نام «عزت» به پليس مراجعه كرد و گفت: من در يكى از خيابان هاى نيروى هوايى تهران زندگى مى كنم. ديشب اتومبيل پيكانم كه جلوى در خانه پارك بود، به آتش كشيده شد و مطمئن هستم كه اين كار همسر سابقم حميد است چون او هميشه مرا تهديد مى كرد.
بعد از اين شكايت مأموران به سراغ حميد همسر سابق عزت رفتند و بعد از يك تلاش چند ساعته او را در خيابان خاوران تهران دستگير كردند.
در بازرسى از خانه حميد يك قبضه كلت كمرى و چند تير فشنگ جنگى پيدا شد. بعد از دستگيرى و بازجوئى از حميد وى اعتراف كرد كه اتومبيل همسر سابقش را آتش زده است و حتى مى خواسته وى را با كلت كمرى به قتل برساند.
حميد انگيزه خود را از اين كار نفرت بيش از حد از همسر سابقش اعلام كرد اما در مورد علت اين اختلاف و درگيرى حرفى نزد. به دستور بازپرس پرونده وى بازداشت شد و تحقيقات از او ادامه دارد.

پرونده ربايندگان ۳۵۰ كودك به ديوان عالى كشور ارجاع شد
حكم اعدام و حبس زن و شوهر اصفهانى كه بيش از ۳۵۰ كودك را در شهرستان هاى مختلف ربوده بودند براى تائيد به ديوان عالى كشور فرستاده شد.
اين زن و شوهر سال گذشته با يك اتومبيل، شهر به شهر مى رفتند و پس از ربودن دختران و پسران نوجوان طلاها و اشياى گرانبهاى آنها را مى دزديدند و شوهر نيز پيش از رها كردنشان به برخى از دختران تجاوز مى كرد.
بعد از شكايت تعدادى از والدين اين كودكان به پليس و با گذشت سه ماه بالاخره مأموران پليس موفق شدند اين زن و شوهر بزهكار را شناسايى و دستگير كنند.
قاضى مسئول رسيدگى به پرونده اين زن و شوهر بعد از محاكمه آنها مرد را به اعدام و همسرش را بخاطر معاونت در جرم به ۲۷ سال و ۶ ماه حبس محكوم كرد.
حكم صادره با اعتراض زن و شوهر روبرو شد و پرونده براى بررسى نهايى به ديوان عالى كشور ارجاع شد.

تفريح دختر ۱۸ ساله باخودروها ى دزدى
دخترجوان وقتى اقدام به سرقت پرايد مى كرد نمى دانست كه دقايقى بعد ازسوى صاحب خودرو دستگيرمى شود.
اين دختر ۱۸ ساله تاكنون به ارتكاب دومورد سرقت خودرو اعتراف كرده است. وى هنگامى كه ازسوى مأموران پايگاه دوم آگاهى تهران تحت بازجوئى قرارگرفت، در اين باره گفت: مدتى قبل هنگامى كه دركنار خيابان ايستاده بودم، خودرو پرايدى در مقابلم توقف كرد. سوار شدم. لحظاتى بعد درحالى كه به ظاهر با هم دوست شده بوديم، پسرجوان درمقابل يك سوپرماركت توقف كرد. او براى خريد مقدارى خوراكى خودرواش را ترك كرد. درهمين لحظه من با خودروى پرايد آنجا را ترك كردم.
چندروز بعد وقتى در خيابان مشغول رانندگى بودم مأموران به اتهام بدحجابى مرا بازداشت كردند. آنها بدون اينكه درباره مالكيت خودرو ازمن تحقيق كنند، تنها خودرو را توقيف كرده و مرا آزاد كردند. دو روز بعد از آزادشدنم بارديگر به همان شيوه يك خودرو پرايد را دزديدم. اين بار پس از گذشتن از چند خيابان درمقابل پاساژى توقف كردم تا مقدارى وسيله خريدارى كنم ولى ساعتى بعد هنگامى كه كنار خودرو برگشتم دركمال تعجب صاحب خودرو را در چندمترى پرايد ديدم. او هم مرا با كمك مردم دستگير و تحويل مأموران كلانترى داد. اين متهم باتوجه به اعترافاتش براى انجام بازجوئى هاى قضائى به شعبه پنجم داديارى دادسراى جنايى تهران انتقال داده شد. وى در جريان بازجوئى هاى قضائى به داديار «قندى زاده» گفت: قصد سرقت نداشتم. تنها دوست داشتم با خودرو در خيابان هاى تهران گشتى بزنم. ولى هربار پس از سرقت از سوى پليس بازداشت شدم. اين دختر كه حاضر به معرفى خانواده اش نشده بود، ادامه داد: اگر خانواده ام از اين كار من اطلاع پيداكنند مرا از خانه طردمى كنند. حاضرم به زندان بروم ولى آنها را درجريان قرار ندهم. داديار رسيدگى كننده به پرونده متهم را تا انجام تحقيقات تكميلى دراختيار پليس قرارداد.

آموزش دزدان حرفه اى ۱۵ساله
پسران نوجوان وقتى توسط اعضاى دو شبكه بزرگ اغفال مى شدند، تحت آموزش براى ارتكاب سرقت قرار مى گرفتند. اواخر آبان ماه مردى به دادسراى يافت آباد مراجعه كرد و گفت: از مدتى قبل پسر نوجوانم توسط يك جوان ۳۲ ساله اغفال شده و آن جوان پسرم را براى فساد به خانه اى مى برد.
اين طور كه من متوجه شده ام در آنجا از پسرانى كه همسن و سال پسرم هستند سوءاستفاده مى كنند و بعد با ضرب و شتم و تهديد آنها را وادار به سرقت مى كنند. وى گفت: از روزى كه پسرم حاضر نشده ديگر با آنها همكارى كند پسرم را به شدت كتك زده و به او گفته اند كه او را به باغهاى شهريار مى برند و به قتل مى رسانند. با اين شكايت به دستور دريانى ـ معاون دادستان و سرپرست دادسرا ـ پرونده در اختيار داديار شكرى قرار گرفت. با دستورات داديار پليس به صورت مخفيانه دو خانه را زيرنظر تحقيقات گرفتند. تحقيقات نشان مى داد كه اين خانه دو طبقه به چند پسر مجرد اجاره داده شده و افراد مشكوكى به اين خانه در رفت و آمد هستند. با صدور رأى ورود به منزل توسط داديار شكرى مأموران شبانه به خانه وارد شده و موفق به دستگيرى ۸ تن از اعضاى اين باند شدند. با دستگيرى اعضاى باند معلوم شد سردسته باند جوانى به نام «رضا» است و اعضاى باند علاوه بر اين خانه مخفيگاه ديگرى نيز در خيابان هاشمى دارند و از اين خانه براى توزيع مواد مخدر و مشروبات الكلى استفاده مى كنند. مأموران در يك عمليات ويژه به اين مخفيگاه وارد شده و سه جوان را به همراه سه نوجوان شهرستانى دستگير كردند و در مرحله ديگرى از عمليات نيز موفق به دستگيرى شش تن ديگر از اعضاى باند شدند. يكى از اين نوجوانان پس از دستگيرى در اعترافات خود گفت: چند روزى بود كه از خانه مان فرار كرده بودم. هيچ جايى براى زندگى نداشتم براى همين وقتى با جوانى در پارك آشنا شدم كه به من پيشنهاد كرد به خانه او بروم، استقبال كردم. در آن خانه چند روز از من پذيرايى كردند ولى بعد از آن به من تجاوز كرده و گفتند كه بايد در سرقت ها همراه شان باشم. در سرقت ها آنها به من چگونگى سرقت را آموزش مى دادند. به دستور داديار شكرى ۱۲ متهم پرونده تحت آزمايش اعتياد قرار گرفتند و به علت اعتياد، سرقت، نگهدارى مواد مخدر، ايجاد مزاحمت براى نوجوانان و انجام امور غيراخلاقى روانه زندان شدند. به گزارش خبرنگار ما از اين دو خانه فساد ۴۸ هزار دلار پول نقد، وسايل داخل خودرو، مواد مخدر و... كشف شد. با صدور دو كيفرخواست توسط داديار شكرى پرونده به دادگاه عمومى جزايى و كيفرى استان تهران جهت صدور رأى ارجاع شد.

شرط عجيب هووى دوم
گروه حوادث- شرط عجيب مردى براى ازدواج با هووى دوم باعث طرح يك پرونده جنجالى در دادگاه عمومى شهررى شد.
مرد جوان وقتى پس از گذشت ۴ سال از ازدواج پنهانى اش وقتى متوجه شد، همسر دومش نتوانسته شرط مورد نظر را به جا آورد، طلاق او را تقاضا كرد. بنابه اين گزارش، مدتى قبل مرد جوانى با مراجعه به شعبه ششم دادگاه خانواده دادگسترى شهررى دادخواستى را براى جدايى از همسر دوم خود ارائه داد. وى در دادنامه خود به قاضى محمدى گفت: ۴ سال قبل با زنى آشنا شدم. على رغم اينكه ازدواج كرده و فرزند داشتم، بخاطر اينكه او را زن مناسبى براى ازدواج تشخيص دادم پيشنهاد تشكيل زندگى مشترك را به او دادم. با موافقت او به دفتر ثبت ازدواج مراجعه كرديم. هنگام ثبت واقعه ازدواج چند شرط را در اين باره مطرح كردم و او تمامى شرط ها را براى زندگى آينده مان پذيرفت. براساس اين شرط ها، قرار شد همسر نخستم به هيچ وجه از ماجراى ازدواج ما اطلاعى نداشته باشد و اگر روزى اين اتفاق رخ داد، از هم جدا شويم. از طرف ديگر او پذيرفت براى مخفى ماندن اين ماجرا نام او در شناسنامه من ثبت نشود ولى نام و مشخصات من در شناسنامه او درج شود. بدين ترتيب زندگى پنهانى ما آغاز شد. تا چند هفته قبل ما مشكلى نداشتيم و من با رعايت تمامى جوانب سعى مى كردم عدالت را ميان آنها رعايت كنم. تا اينكه چند روزى به دليل بيمارى پسرم نتوانستم به خانه زن دومم سر بزنم. او كه تصور كرده بود فراموشش كرده ام، چندبار با خانه زن اولم تماس گرفت و سراغ مرا گرفت. همسر نخستم كه در غياب من به تلفن ها جواب مى داد، نسبت به اين ماجرا مشكوك شده و به تحقيق در اين باره پرداخت. تا اينكه با پيدا كردن خانه آن زن پى برد كه او هوويش است. وقتى او ماجراى تلفن ها را با من در ميان گذاشت ابتدا سعى كردم با انكار همه چيز شرايط را مثل قبل بكنم ولى موفق نشدم بنابر اين مجبور به اجراى شرطى شدم كه اول ازدواج گذاشته بوديم. زن دوم اين مرد نيز با پذيرش شرط هاى مطرح شده گفت: من قصد بر هم زدن زندگى او را نداشتم. تنها اشتباهم دوست داشتن زياد از حد شوهرم بود. وقتى در چند روز او حتى يك بار به من سر نزد، نگران شدم. ولى در تماس تلفنى با خانه هوويم متوجه شدم حال او خوب است.
در اين هنگام عصبانيت جاى نگرانى را گرفت. مى خواستم هر طور شده او را پيدا كرده و درباره غيبتش بپرسم. وقتى قاضى دادگاه قصد صدور حكم طلاق را ميان اين زوج داشت، هووى دوم مدعى شد علاوه بر مهريه ۱۴ سكه اى او، شوهرش بايد نيمى از خودروى پژويى كه در زمان زندگى مشتركمان خريده است، به نام او كند. اين در حالى بود كه مرد جوان ادعا مى كند خودرو را به صورت اقساطى خريدارى كرده و پولى بابت خريد آن پرداخت نكرده است. به دستور قاضى «محمدى» قرار است استعلامى از محلى كه مرد خانواده ادعا مى كند خودرو را از آنجا خريده است، انجام شود تا در اين باره تصميم گيرى كند.

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ايران
ورزش
داستان
تاريخ
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   خواندنى ها   • 
•   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ايران   •   ورزش   •   داستان   •   تاريخ   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •