يا شيخ! دل هاى ما خفته است كه سخن تو در دلهاى ما اثر نمى كند؟
چه كنيم؟....
گفت: كاشكى خفته بودى كه خفته را بجنبانى بيدار گردد...
دلهاى شما مرده است كه هر چه مى جنبانى بيدار نمى گردد
حسن بصرى
حساب گذشته را آنگاه مى توان بست كه دست كم عبرت از آن به كمال رسيده باشد، حالى كه با وضوح تمام مى توان احساس كرد، رسوب كژ انديشى ها و ندانم كارى ها، در ذهنيت بسيارى از بازماندگان آن گذشته ها بر جاى مانده و چه بسا همين ته نشين ها است كه ما را در كار چاره جوئى حتى در بهترين شرائط كه حاصل زندگى در فضاهاى آزاد است، لنگ گذاشته است.