Nimrooz
Vol. 18, No. 871, February 17, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۷۱ - جمعه ۲۸ بهمن ۱۳۸۴
كاظم وديعى
بسيج براى خلافت
003606.jpg
وديعى
اسلام سياسى به احياء خلافت بر سرزمين هاى اسلامى مى انديشد. تجربه كشور به كشور اين حركت براى مقابله با غرب كفاف نداد. براى رسيدن به اين هدف استفاده از روش هاى خشونت بار حتماً ضرور نيست. وقتى بسيج مردم ميسر باشد و سازمانها به روش هاى قانونى آشنا باشند اين حركت مى تواند به پيروزى خود اعتماد داشته باشد. تجربه ايران احمدى نژاد، تجربه اخوان المسلمين مصر و تجربه اخير سازمان حماس فلسطين به آنها آموخت كه پيروزى آنها الزاماً با ترور تحصيل نمى شود و بسيج مردم برترى دارد در انظار جهانيان زيرا لكه ننگ توسل به ترور را مى پوشاند و اما بسيج مردم در گرو اهرم هاى جنباننده خلق بى رفاه و فقير است و تأمين حداقل معيشت و قدرت خريدى براى آنها و اين مهم در اسلام پايگاه هائى تاريخى دارد و خمس و ذكات و خيرات و مبرات و بنياد كمك به مستضعفان به مدد دريافت وجوه از برادران ثروتمند نفت فروش خاورميانه راه را باز كرده و مى كند.
رهبران اخوان المسلمين اخيراً به مانند گذشته ها اقدام كمال اتانورك را در الغاء خلافت نابجا اعلام كرده اند. آنها در جهان اسلام خاورميانه مرزها را جز به صورت ظاهر اعتناء ندارند. شعار اصلى آنها مبتنى است بر «آنها المؤمنين اخوه» و نام سازمانى و حركت سياسى آنها هم از همين شعار استخراج شده است.
در هفته هاى اخير روشن شد كه تظاهرات و مبارزات اسلام سياسى در چهارچوب تاكتيك ها و استراتژى هاى منطقه اى سرزمين هاى اسلامى تدارك مى شوند. به اين معنى كه اين سرزمين ها هر يك حلقه اى از حلقات بزرگى است كه مرزهاى خلافت ادعائى را ضامن اند بنابراين فشارها متوجه واحدها و كشورهائى است كه حداكثر آمادگى را براى شكستن نظام برجا دارند. چنانكه در تظاهرات و اعتراضات مربوط به آن كاركاتور نابجا سوريه مركز ثقل حركات شد و پس از آن عالماً و عامداً به لبنان سرايت داده شد. زيرا در چشم رهبران اخوانى سوريه ميوه رسيده است كه به زودى به دامن آنها مى افتد. نظام اسلامى در سوريه در سى چهل سال گذشته با قدرت قبيله اى و جمهورى نظامى موفق شد تا اسلام بنيادگراى سياسى اخوانى و شعب آن را در انقياد قرار دهد. ولى اين فشارها منتهى به زيان مردم و عدم امكان رشد دموكراسى شد. از جمله وقايع يكى هم كشتار بنيادگرايان اخوانى در سال ۱۹۸۲ در شهر حمات در جنوب حلب بود كه شورش اخوانى منتهى به پانزده هزار كشته شد. از آن پس اخوانى ها در سوريه گرچه ظاهراً ضعيف شدند ولى به تجديد سازمان و ترميم روش هاى مبارزاتى پرداختند و امروز مؤسسات فرهنگ اسلام سياسى با عمق و وسعت و شمار زياد كار مى كنند. سوريه با حكومت نظامى جمهورى اسدى خود با توسعه طلبى در لبنان و دنبال كردن طرح تاريخى سوريه بزرگ اعتماد غرب را نسبت به خود ضايع كرد ولى در داخلى هم شرايطى را به وجود آورد كه مغاير طرح دموكراتيزاسيون آمريكا بعد حمله به عراق بود. اين است كه امروز به دامن ايران افتاده زيرا حتى سعودى ها در محظور كمك به سوريه اند. اتحاد با ايران سوريه را از حمايت هاى جهانى به دور كرده و اينك تنها نيروى جانشين در سوريه اسلام سياسى است. براى عقب راندن اخوانى ها در سوريه دو احتمال است يكى قبول اخوانى ها بر تكيه كردن به قانون و حرمت معاهدات بين المللى و به رسميت شناختن اسرائيل و ديگرى توافق غربيان بر حفظ نظام اسدى به شرط و شروطى. معهذا از بازى هاى ديگر هم نبايد غافل شد. به دليل سست بودن و به دور ماندن از بطن جامعه نظام سوريه در دام اخوانى هاست و فعلاً مركز ثقل حوادث شده است. بايد به ياد بياوريم كه طى ساليان دراز سوريه به همه گروه هاى افراطى پناه داد و از اين كار دو بهره مى بُرد يكى به بهانه شرخرى از كمك هاى مالى كشورهاى نفتى كه به حضور افراطيون در خاك خود حساسيت داشتند دوم جلب محبت افراطيون با محدود داشتن آنها تا در سوريه اخلال نكنند. ولى بازى با افراطيون باخت هم دارد.
غرب كه خود را هدف دائمى بنيادگرايان معرفى مى كند بر اين باور است كه راهى جز دموكراسى براى خاورميانه نيست. اين حرف زيباست ولى گاهى خود غرب بازى دموكراسى را به افراطيون و در نهايت به اخوان المسلمين مى بازد. از جمله دو هفته قبل از انتخابات مجلس شوراى فلسطين پرزيدنت بوش گفت: فلسطينيان را به انتخاب رهبران و نه رهبرانى كه در كار ترور دست داشته اند فرا مى خوانم. «واشنگتن پست». اما پرزيدنت با نتايجى عكس توصيه هاى خود در فلسطين روبرو شد چرا؟ شايد فلسطينى ها حرف جرج بوش را به نوعى دخالت در امور داخلى خود تعبير كردند. پرزيدنت بوش در مورد ايران هم همين اشتباه را بارها كرده و اخيراً هم كرد. شايد هم بازى دموكراسى وقتى با قدرت بسيج افراطيون صورت گيرد نتيجه اش جز اين نيست. در مورد پيروزى حماس بايد قبول كرد كه آنها شهردارى هاى مهمى را در دست داشتند و مردم را از باب رفاه شهرى راضى و جذب خود كرده بودند. معهذا آنها به پيروزى خود تا حد به دست آوردن اكثريت اعتقاد نداشتند و مى بينيم كه براى تشكيل دولت خود و اعلام برنامه سه هفته وقت گرفته اند. يعنى كه آماده حكومت كردن بدون مشاركت فتح نيستند. اين تجربه حماس به سود استراتژى جديد اخوان المسلمين است زيرا اگر اسلحه را زمين نهد و حكومت قانون را بپذيرد حقانيّت روش اخوانى هاى مصرى تأييد مى شود و اگر نه بايد امتيازى به ايران و حزب الله لبنان داد كه طرفدار مبارزه مسلح اند. به عبارت ديگر اخوان المسلمين همزمان طرفدار مبارزه از درون نظام ها و مبارزه مسلحانه از طريق تروريسم و غيره است. اين شيوه را اعتراف نكرده است ولى بدان عمل مى كنند.
در برابر قدرت بسيج و سازماندهى و جاگيرى هاى اخوان المسلمين در سراسر سرزمين هائى كه متعلق به خلافت اسلامى مورد ادعاى آنهاست غرب ناگزير از سازش است. به اين معنى كه با ابراز و اظهار دموكراسى براى خاورميانه افكار عمومى را راضى و با تصديق حضور اخوانى ها فعلاً در نهان و بعد از به قدرت رسيدن علناً با آنها معامله مى كنند. به علاوه در اين باره تجربه كافى دارند از باب وهابيون عربستان سعودى كه دموكرات نيستند و افراطى اند ولى مزاحم حضرات غربى هم نيستند.
هدف دور مدت و بلندپروازانه اخوان المسلمين در باب تحقق خلافت بر سرزمين هاى اسلامى توجيهاتى اقتصادى و امروزى هم دارد به اين شرح كه: در دنياى يكجا شدن هاى امروزى محنت عنوان جهانى شدن ها، در شرائط تجارت جهانى باز مى بينيم كه بلوك ها و قطب هائى وجود دارد كه تا قبل از پايان اين قرن بازارهاى دنيا را مجدداً ميان خود تقسيم مى كنند. در چنين دنيائى چرا بلوك خلافت اسلامى ظهور نكند؟ كه اگر جز اين باشد كشورهاى كوچك و بزرگ نفتى اسلامى تك تك طعمه غرب اند زيرا قادر به مقابله نيستند در حالى كه اگر سرزمين هاى اسلامى با مشابهت هائى كه دارند يكى يا متحد يا مؤتلف هم شوند. قدرتى پديد مى آيد كه مى تواند در عرصه جهان و بازارهاى آن نقش مهمى بازى كند و با بالا بردن سطح معرفت فنى ملل اسلامى و نفت پر بركت ريشه فقر را در اين سرزمين هاى وسيع بركند. اين دورنماى جاذب در بسيج توده مردم و قبل از آن روشنفكران عرب مؤثر و حتى ملى مذهبى ها را مى تواند جذب كند. غرب با اين طرح آشنائى مختصرى دارد از باب آن كه بعض سران كشورهاى مسلمان غير عربى از جمله پادشاه سابق و مرحوم ايران نوع ساده تر آن را به عنوان «بازار مشترك خاورميانه» با الهام از بازار مشترك اروپا در سال هاى ۶۰ و ۱۹۷۰ عنوان كرد ولى اعراب از آن استقبال نكردند كه در آن نشانه هائى از سبقت جوئى ايرانيان مى دهند. هم پيش از آن طرحى عجولانه بنام صندوق مشترك كشورهاى نفت خيز خاورميانه مطرح شد.
كه البته اذهان عمومى با آن آشنائى عميق نداشت. اخوان المسلمين اشاره به خلافت سرزمين هاى اسلامى مى دارند. اين عنوان را همه ملل اسلامى و عرب مى شناسند و كتب بسيار بر آن نوشته شده است و مسلماً غريبان اگر هم با خلافت اسلامى و مغايرت آن با دموكراسى مخالفت داشته باشند از سر و كار داشتن با يك قدرت كل در خاورميانه كه در شكل تأمين نفت آنها مؤثر باشد بيزارى ندارند. پس اين احتمال را بايد داد كه مسئله در دست مطالعه است. استدلال اخوانيان خلافت گرا به لحاظ جلب مردم اين است كه خداوند اين ثروت نفت را به امانت براى رفاه مردم مسلمان در خاك آنها نهاده و وقتى برادرى اسلامى باشد خط و مرز ميان سرزمين ها محو مى شود. رونق تجارى در اين بازار عظيم و به قول آقاى احمدى نژاد بركت نفت نمى تواند فقر و عقب ماندگى مسلمانان را تحمل كند. چه دليل دارد مردم قطر در مكنت و شاهزادگان سعودى در «قله ثروت» باشند و توده هاى وسيع مسلمان از مراكش تا افغان در فقر و مسكنت باشند كه دور از عدالت اسلامى است. نگاه كنيد هم اكنون حماس فلسطين براى تأمين بودجه امسال فلسطين در عذاب است و ممكن است غرب و اسرائيل مددهاى مالى را قطع كنند و اروپا كه سهم مهمى برابر ۵۰۰ ميليون دلار در آن بودجه دارد نيز چون در خطر متعصبان است از پرداخت مضايقه كند. به همين دليل است كه خالد مشعل از رهبران حماس به ايران رفته و تقاضاى ۳۰۰ ميليون دلار كمك سالانه براى حكومت حماس در فلسطين كرده است و حتى تهديد كرده است كه در صورت مضايقه ناگزير است با سعودى ها به معامله نشيند و بديهى است در قاموس چنين حركات اسلامى اخوانى كمك از هر كشور مسلمان پذيرفتنى و ترك جناحى و رفتن به جناح ديگر در عالم برادرى گناه نيست. پس اگر روزى ديديم حماس با عربستان بسته و احمدى نژاد را هم تر و خشك مى كند نبايد آن را عيب بدانيم چون هدف غائى استقرار خلافت است از راه قانون يا با توسل به بى قانونى ها. عبدالله بن ابوعوفه كه قول او سند است از حضرت محمد نقل مى كند كه بهشت در سايه شمشير است «به نقل از اسلام شناس اميل در مِن گِن در كتاب محمد و سنن اسلامى- نشر SEUIL ۱۹۵۷ پاريس». حتى خدعه هم به بهانه جنگ براى برادرى اسلامى جايز شمرده مى شود.
آرزوى بلند نهفته در طرح خلافت سرزمين هاى اسلامى هم مى تواند مشكل و عنوان هاى ديگر پسند روز هم پيدا كند. اتحاديه كشورهاى مسلمان، كنفدراسيون كشورهاى اسلامى، دول متحد مسلمان خاورميانه و مانند آن كه كمبود فكر در اين باره نزد مسلمانان نيست. سابقه تاريخى خلافت پر رونق عباسيان و شكوه و رونق جامعه مسلمان و فرهنگ و علم و تمدن مربوط به آن نيز زمينه را براى قبول اين فكر كه به جاى نقار و خصومت و رقابت و بند و بست هاى پس پرده هر يك از كشورهاى اسلامى بهتر است متحد و متفق و قوى و مترقى شوند تا مسئله اى بنام اسرائيل وقت گير همه نباشد. از اين زاويه مى شود به دور از ضعف و به دور از تحقيرات استعمارى با غرب چند قطبى فردا روبرو شد و اسلام و ملل اسلامى را سربلند كرد. در غير اين صورت همين است كه هست.
تحقق آرزوى خلافت سرزمين هاى اسلامى خاورميانه در راستاى طرح خاورميانه بزرگ پرزيدنت بوش هم هست. ولى خاطره اشغال عراق و فشارهاى آمريكا در ۵۰ سال اخير را بايد زدود. پس نبايد فرض شود كه اين طرح ديكته آمريكاست و براى رفع چنين اتهام هر اقدامى مجاز خواهد شد. از جمله انواع تظاهرات ضد آمريكائى و ضد غربى. منتهى اين سئوال پيش آمده است كه ملل مسلمان كه براى چاپ يك كاريكاتور بى معنى با علم به اين كه هيچكس تصويرى از سيماى پيامبر اسلام ندارد و نمى تواند داشته باشد چنين تظاهرات عظيم به راه مى اندازند چگونه است كه حتى يكبار عليه اشغال عراق از سوى آنها تظاهرات پر شكوهى ديده نشده است؟ اين سئوال را به سادگى نمى توان جواب داد. دبيركل اتحاديه عرب خوب مى داند چرا؟
مانع بزرگ تحقق طرح خلافت سرزمين هاى اسلامى اخوان المسلمين وجود ناسيوناليست ها در هر كشور است كه اگر با طرفداران لائيسيته متحد شده و سازماندهى كنند مهمترين رقيب خواهند شد. اعراب ناسيوناليسم عربى را تجربه كرده اند و تركيه و ايران نيز آرمان هاى ملى خود را تجربه نموده و باز هم از آن بهره بردارى خواهند كرد.
بعضى محافل غربى از اتحاد ملل مسلمان بيم دارند. بعضى ديگر پيوسته طرفدار تجربه كردن براى آسانتر حكومت كردن اند و غرب طرح هاى دور مدت اخوانى را نمى فهمد چون طالب طرح هاى فورى و فوتى در راستاى سودآنى است و به هر حال به مدت دو دوره رياست جمهورى.
ولى تاريخ را هميشه تمايلات غربى نمى سازد. آرزوهاى دراز كمونيسم جهانى دفن شد. جنگ ستاره هاى ريگان و جامعه نوين كندى و راهنامه بوش براى فلسطين و بالاخره طرح خاورميانه بزرگ از آن جمله اند.
در گذشته هاى دور سرزمين هاى اسلامى وقتى خلافت را قبول كردند كه قدرت آسمانى و زمينى اسلام برابر ضعف اجتماعى ديگران قرار گرفت. ولى ديديم كه واحدهاى جغرافيائى درون اين سرزمين ها رفته رفته اين سرزمين ها را مستقل كردند. امروز ممكن است سراب عدالت اجتماعى در اتحاد ملل مسلمان جاذبه اى ايجاد كنند ولى در مرحله فعلى از اقتصاد جهان مردم هيچيك از كشورهاى مسلمان استعداد جنگى ندارند. اگر جز اين بود آمريكا در خاورميانه چنين مستقر نبود و نيز تجربه حماس و اخوان مصر ثابت مى كند كه رفتن به رفاه و عمران و قدرت راهى جز حرمت به قانون ندارد و قانون برآمده از مردم بى ظرافت سياسى ميسر نيست. سئوال آخر اين است صلح خاورميانه بى اسلام ميسر است يا نه؟

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ايران
ورزش
داستان
تاريخ
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   خواندنى ها   • 
•   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ايران   •   ورزش   •   داستان   •   تاريخ   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •