Nimrooz
Vol. 18, No. 871, February 17, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۷۱ - جمعه ۲۸ بهمن ۱۳۸۴
پرويز ملكى
مخاطب تهديدهاى اتمى فرانسه: تهران يا اورشليم؟
004485.jpg
ژاك شيراك رئيس جمهورى فرانسه در يك سخنرانى رسمى به مناسبت بازديد از پايگاه زيردريائى هاى اتمى فرانسه روز بيستم ژانويه اعلان كرد كه اگر يك قدرت منطقه اى بخواهد با «عمليات تروريستى» منافع حياتى اين كشور را به خطر اندازد، فرانسه اين حق را براى خودش محفوظ مى داند كه از سلاح اتمى عليه آن استفاده بكند.
همه مى دانند كه منظور از منافع حياتى فرانسه تأمين راه هاى دسترسى به نفت خاورميانه است و خطرى كه بتواند اين منافع را در آينده قابل پيش بينى تهديد كند حمله اسرائيل به تأسيسات اتمى جمهورى اسلامى و واكنش رژيم تهران به اين حمله، با ايجاد ناامنى در خليج فارس مثلاً با بستن تنگه هرمز خواهد بود. اين تهديدهاى «اتمى» حيرت انگيز ژاك شيراك در موقعى ايراد مى شود كه صحبت از ارجاع پرونده اتمى جمهورى اسلامى به شوراى امنيت سازمان ملل است و البته ارجاع اين پرونده به شوراى امنيت توسط آژانس بين المللى انرژى اتمى نه تنها به معنى به بن بست رسيدن راه حل هاى ديپلماتيك بلكه به معنى معرفى دولت جمهورى اسلامى به عنوان يك «دولت تروريست» خواهد بود كه مى تواند توجيهى كافى از نظر اسرائيل براى حمله به تأسيسات اتمى ايران باشد.
امنيت جريان آزاد (و ارزان) نفت در خليج فارس براى كشورهاى اروپائى به ويژه فرانسه اهميت حياتى دارد و سخنان رئيس جمهورى آن كشور نشان مى دهد كه دولت فرانسه براى حفظ امنيت آن حاضر است به هر اقدامى حتى استفاده از بمب اتمى دست بزند. دولتمردان اروپائى به ويژه ژاك شيراك كه از بالا رفتن بهاى نفت در اين دو سه سال گذشته بسيار خشمگين اند و تقصير آن را اين بار ديگر نمى توانند به گردن حاكمان كشورهاى عضو اوپك بگذارند، از روى احتياط «پيشگيرانه»، «قدرت هاى منطقه» را تهديد مى كنند كه اگر دست از پا خطا كنيد و جريان آزاد نفت خليج فارس به اروپا را به خطر اندازيد شما را «تروريست» خواهيم ناميد و ژاك شيراك چنين «تروريست هائى» را حتى مستحق سوختن در آتش بمب هاى اتمى خود مى داند.
آنچه كه در اين تهديدهاى اتمى رئيس جمهورى فرانسه حيرت انگيز و نگران كننده است شباهت آنها به سخنان بعضى سران رژيم ولايت فقيه مانند احمدى نژاد است كه آنها هم غير مسلمانها و به ويژه «صهيونيست» ها را مستحق سوختن در آتش بمب هاى اتمى «اسلامى» آينده خود مى دانند و در چنين احوالى بايد از آقاى ژاك شيراك پرسيد- رطب خورده منع رطب چون كند؟ از طرف ديگر رئيس جمهورى فرانسه به خوبى مى داند كه بمب اتمى يك وسيله مقابله با «تروريسم» نيست- بمب اتمى جنگ افزارى متعارفى نيست كه با آن مثلاً يك تانك يا كشتى و هواپيماى جنگى و يا حتى ساختمانهاى محل سكونت «تروريست ها» در شهرى را هدف قرار داد. بمب اتمى يك وسيله آدم كشى «جمعى» است و وقتى كه روى يك شهر منفجر بشود نه تنها ساختمان ها و ساكنين آنها را نابود مى كند بلكه مدت ها بعد از انفجار و در فاصله هاى زياد از نقطه انفجار- به علت آلوده كردن آب و خاك و هوا به مواد راديو آكتيو- به كشتن انسانها ادامه مى دهد. كودكانى كه در موقع انفجار يك بمب اتمى حتى هنوز نطفه شان بسته نشده بود، در فاصله هاى بسيار دور از نقطه انفجار، با نقايص و بيمارى هاى مورفولوژيكى و ژنتيكى به دنيا مى آيند- و حالا رئيس جمهورى فرانسه آقاى ژاك شيراك مردم خاورميانه را تهديد مى كند كه اگر مانع رسيدن نفت خليج فارس به فرانسه بشويد به شما آن خواهد رسيد كه به مردم هيروشيما و ناكازكى رسيد.
در مورد رابطه بين فرانسه و نفت خليج فارس، گفتنى است كه فرانسويان از سالهاى هفتاد سده گذشته براى تأمين احتياجات نفتى «حياتى» خود به طور گسترده و پيگير روى عراق و شخص صدام حسين سرمايه گذارى كردند- فرانسه براى حفظ منافع خود در عراق و تحكيم روابط دوستى با اعراب و مخصوصاً با ديكتاتور عراق تا جائى پيش رفت كه در جنگ ايران و عراق عملاً به صورت متحد نظامى صدام حسين عليه ايران وارد عمل شد. در اول ماه فوريه ۱۹۸۱ يعنى تنها چهار ماه بعد از آغاز حمله ارتش صدام به خاك ايران، دولت سوسياليست فرانسه (دولت فرانسوا ميتران) يك زرادخانه جنگى كامل به ديكتاتور عراق تحويل داد كه در ليست آن (منتشر شده توسط خود دولت فرانسه) از جمله تعداد شصت هواپيماى جنگى ميراژ F-10، صد تانك AMX-30، پنجاه تانك AMX-10 و شصت هليكوپتر جنگى ديده مى شد. در تمامى طول آن جنگ جنون آميزى كه تنها در طرف ايرانى نزديك به يك ميليون كشته داد، دولت فرانسه (و روسيه شوروى) به تحويل انواع جنگ افزارهاى كشنده و ويران كننده به عراق ادامه دادند. عراقى ها با موشك هاى هوا به زمين و هوا به درياى «اگزوست» اهدائى دولت فرانسه كشتى هاى نفتى را كه در خليج فارس عازم ايران بودند هدف حمله قرار داده راه صادرات نفت ايران را بستند. در ۱۷ماه اوت ۱۹۸۵ نيروى هوائى عراق با همان موشك هاى «اگزوست» ساخت فرانسه به بندر خارك حمله برده ده كشتى ايرانى را غرق و تأسيسات پايانه نفتى عظيم ايران را آتش زد. بعد از اينكه فرانسويان عراق و صدام حسين را (در پى جنگ كويت) از دست دادند، به سوى شيوخ عرب اميرنشين هاى حاشيه جنوبى خليج فارس روى آورده و تمام نيروى خود را صرف ايجاد روابط دوستى با آنها كردند- تا جائى كه دولتمردان فرانسوى، به ويژه ژاك شيراك، سياست خارجى موسوم به «دوستى با عرب ها» را تا حد يك مرام و مذهب بالا برده و هر بار كه «خدمتى» براى دوستان عربشان خواستند بكنند به اسرائيل و ايران (كه بزعم فرانسويان دشمنان اعراب هستند) دشنه زدند- خليج فارس را خليج عربى ناميدند و اسرائيل را دولت اشغالگر معرفى كردند. امروز قسمت اعظم قراردادهاى نفتى و گازى اميرنشين هاى خليج فارس با كمپانى نفتى فرانسوى توتال بسته شده و كمپانى هاى فرانسوى هم اكنون حتى از زير آبهاى ساحلى جزاير ايرانى تنب بزرگ و كوچك و ابوموسى براى اميرنشين هاى عرب نفت و گاز استخراج مى كنند و به ريش آخوندها مى خندند. منافع حياتى فرانسه كه آقاى ژاك شيراك نگران آنهاست همين منافع نفتى شان در خليج فارس است. در ماه نوامبر گذشته جمهورى اسلامى براى ايجاد تنش در خليج فارس و به عنوان هشدارى به فرانسه يك شهروند فرانسوى و يك شهروند آلمانى (احتمالاً كارمندان كمپانى هاى نفتى فرانسوى) را در آبهاى ساحلى جزيره ابوموسى بازداشت كرده به تهران فرستاد. در واكنش به اين «تحريك» جمهورى اسلامى، كانال دوم تلويزيون دولتى فرانسه چند روز پيش از سخنرانى ژاك شيراك، در پر بيننده ترين برنامه خبرى خود- ساعت هشت شب- به بهانه پخش اين خبر به دادن توضيحاتى دروغين و مغرضانه عليه ايران درباره سه جزيره ايرانى تنب بزرگ و كوچك و ابوموسى پرداخت. روى نقشه اى از اين منطقه خليج فارس كه بر صفحه تلويزيون نقش بست خطوط مرزهاى دريائى «بين المللى» امارات متحده عربى در پشت جزاير ايرانى يعنى بين جزاير سه گانه و جزيره قشم قرار داده شده، سه جزيره ايرانى تنب بزرگ و كوچك و ابوموسى جزو امارات به حساب آمده بود. توضيحاتى هم كه گوينده اخبار همراه اين نقشه قرائت نمود از اين قرار بود:
«اين سه جزيره متعلق به امارات متحده عربى است ولى دولت ايران نسبت به آنها ادعاى مالكيت واهى دارد و به همين عنوان دو توريست اروپائى، يك فرانسوى و يك آلمانى را، به طور غير قانونى در آبهاى ساحلى جزيره ابوموسى دستگير نموده است.» امروز چنين به نظر مى رسد كه خطرى بسيار بزرگ به صورت مخلوطى انفجارى از «نفت» و «اتم» و «اسلاميسم» منطقه خاورميانه را تهديد مى كند. نفت روز به روز كمياب تر و گران تر مى شود و رقابت بر سر آن شديدتر مى گردد. آنچه كه اصطلاحاً «پرونده اتمى ايران» ناميده مى شود به يك بن بست خطرناك رسيده است كه در يك طرف آن رژيم ولايت فقيه و روسيه و در طرف ديگر آن اسرائيل و آمريكا قرار گرفته اند. آمريكا مى داند كه مسلح شدن حكومت ملايان به جنگ افزارهاى هسته اى همه داده هاى ژئوپوليتيكى و استراتژيكى نظامى و سياسى منطقه حساس خاورميانه را بهم خواهد زد، ولى پاى آمريكائيان در عراق به گِل نشسته و در شرايطى نيستند كه بتوانند مستقيماً به اقدام نظامى دست بزنند. در طرف ديگر، رژيم اسلامى نيز كه به خوبى به اين ضعف آمريكا آگاه است دوباره تحريكات و شعارها و ديوانه بازى هاى زمان خمينى را از سر گرفته است. در اين ميان روسيه نيز كه چند سال است به بزرگترين صادر كننده گاز جهان و دومين صادر كننده نفت (بعد از عربستان سعودى) تبديل شده و اخيراً بالا رفتن بهاى نفت و گاز اقتصاد ورشكسته آن را سر و سامانى داده، نفع خود را در اين مى بيند كه بحران سياسى و نظامى در خليج فارس بالا گيرد- در صورت بسته شدن تنگه هرمز مسلماً بهاى بشكه نفت از صد دلار هم بالاتر خواهد رفت. بالا رفتن بهاى نفت در جهان هم از نظر اقتصادى و هم از نظر سياسى به نفع ولاديمير پوتين و روسيه است. بحران اخير گاز ميان روسيه و اوكراين نشان داد كه پوتين حاضر و قادر است از نفت و گاز به صورت وسيله فشار «سياسى» هر جا كه منافعش حكم مى كند استفاده نمايد. وابستگى روز به روز در حال افزايش كشورهاى اروپاى باخترى به گاز روسيه- به علت ته كشيدن منابع نفت و گاز درياى شمال- اين كشورها را با يك حريف تازه و پر قدرتى روبرو ساخته است- در بحران گاز روسيه با اوكراين اروپائيان براى اولين بار بعد از جنگ اعراب و اسرائيل در سال ۱۹۷۳ متوجه گرديدند كه تأمين انرژى حياتى قاره اروپا مى تواند دوباره بازيچه مقاصد سياسى يك قدرت منطقه اى- اينبار يك قدرت «هسته اى»- قرار گيرد.
در رابطه با اين به اصطلاح «پرونده اتمى» جمهورى اسلامى، علاوه بر خطر درگيرى احتمالى ايران در يك جنگ ويرانگر ديگر با قدرت هاى منطقه اى، خطر ديگرى كه كشور ما را تهديد مى كند خطر روز به روز فزاينده نقش روسيه در مسائل مربوط به روابط بين المللى ايران و دست گذاشتن روسيه بر منابع انرژى ماست. روسيه هم اكنون گاز ايران را به كمتر از ۳۰ دلار هر هزار متر مكعب از ملايان مى خرد و به قيمت ۲۳۰ دلار آن را به اروپائيان مى فروشد. پيشنهاد حيرت انگيز و لاديمير پوتين به انتقال تأسيسات غنى سازى اورانيوم ايران به خاك روسيه و احتمال پذيرش آن از طرف رژيم ملايان نشان مى دهد كه روسيه دوباره مانند دوران قاجاريه و تزارها مى خواهد در ايران از آب گل آلود ماهى بگيرد و هر قدر بتواند چنگال از هر آگينى استعمارى خود را بر پيكر بيجان ايران فرو برد.
در اين پيشنهاد معلوم نيست كه منظور از انتقال قسمت مربوط به غنى سازى اورانيوم ايران به روسيه چيست: آيا اين پيشنهاد به اين معنى است كه ايران دوباره با صرف هزينه گزاف يك سرى تأسيسات مورد لزوم چنين فعاليت هاى صنعتى را در خاك روسيه بسازد و مجموعه چندين هزار دستگاه هاى سانتريفوژ P2 نطنز (و احتمالاً جاهاى مخفى ديگر) را كه با صرف صدها ميليون دلار خريدارى شده اند به روسيه بفرستد و مهندسين ايرانى بروند در خاك روسيه بنشينند و كار كنند و براى تنها نيروگاه اتمى ايران در بوشهر كه آنهم توسط روس هاى ساخته شده و هنوز به كار نيفتاده- و اگر هم روزى به كار افتد سرنوشتش در دست مهندسين روسى خواهد ماند- سوخت اتمى تهيه كنند؟ يا روسيه مى خواهد يكى از كارخانه هاى كهنه از رده خارج شده غنى سازى اورانيوم خودش را به قيمت گزاف به ايران بفروشد يا اجازه دهد، حقوق كارمندان آن را از ايران بگيرد و خودش بر سر آنها بنشيند و هر طور كه صلاحش بود در آنجا براى ملايان شوربا بپزد. در اين صورت بايد پرسيد پس تكليف آن وعده هاى فريبنده و شيرين «چرخه كامل» تكنولوژى هسته اى كه ملايان با چنان شورو حرارتى مى خواستند به مردم ايران تحفه بدهند چه مى شود؟ اگر آن طورى كه سران رژيم اسلامى ادعا مى كنند، انرژى هسته اى «حق» ايران و داشتن يا نداشتن چرخه كامل آن تعيين كننده سرنوشت و آينده ايران است، پس بايد گفت قرار دادن ابزار و اهرم هاى اصلى آن در اختيار دولت بيگانه اى كه شش قرن تاريخ گذشته كشور ما مملو از شرح تجاوزات و فريبكارى و جنگهايش عليه ايران است خيانتى بالاتر از معاهدات گلستان و تركمن چاى خواهد بود كه مسبب آنهم همين طبقه آخوندهاى شيعى بودند. البته معناى ديگر پذيرفتن چنين پيشنهادى اين است كه رژيم رسواى جمهورى اسلامى براى اين كه به عقب نشينى خودش در مقابل فشار بين المللى اقرار نكند از اين پيشنهاد پوتين به عنوان يك دريچه فرار استفاده كرده و موقتاً از فعاليت هاى مربوط به غنى سازى اورانيوم در ايران دست بكشد. يك چنين عقب نشينى «استراتژيك» هم البته به اين معنى نيست كه رژيم ملايان از ادامه تلاش براى ساختن بمب اتمى چشم پوشيده باشد.
باقى ماندن كارخانه هاى «شيميائى» تغليظ اورانيوم (اورانيوم ۲۳۸) اصفهان و آب سنگين اراك مى تواند پروژه بمب اتمى ملايان را دوباره در ميسر پلوتونيوم ۲۳۹ بيندازد- با يكى دو تا راكتور نوترونى آزمايشگاهى مى توان با صبر و حوصله مقدار كافى پلوتونيوم براى ساختن بمب اتمى تهيه كرد.
امروز تقريباً همه جهانيان بر سر يك اصل با هم موافقند و آن اصل مبارزه با «تروريسم» است، تنها اختلاف بر سر تعريف واژه «تروريسم» است. براى آمريكائى ها تروريست كسى است كه در صدد به دست آوردن وسائل كشتار همگانى و در فكر بهم زدن نظام جهانى و لغو قوانين حقوق بشر است. براى اروپائى ها تروريست كسى است كه مانع جريان آزاد و ارزان نفت خاورميانه به سوى اروپاست. براى روس ها تروريست كسى است كه در تلاش بيرون راندن روسيه از مستعمرات آسيائى اوست و بالاخره براى اسلاميست ها و حكومت هاى اسلامى تروريست كسى است كه مانع لغو قوانين مدنى حقوق بشر و تحميل قوانين اسلامى در سراسر جهان- بر مسلمان و غير مسلمان- است. تنها مشكل كار يافتن يك وجه مشترك براى اينهاست.

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ايران
ورزش
داستان
تاريخ
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   خواندنى ها   • 
•   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ايران   •   ورزش   •   داستان   •   تاريخ   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •