بحران هسته اى ايران؛ احتمال وقوع جنگ بيشتر شده است؟
از يك سو، مقام هاى ايرانى از فك پلمپ تاسيسات غنى سازى اورانيوم در نطنز خبر مى دهند و حتى به طور تلويحى تهديد مى كنند كه از پيمان منع گسترش سلاح هاى هسته اى خارج خواهند شد و از سوى ديگر، گزارش هاى برخى از مطبوعات اروپا و آمريكا از جدى تر شدن احتمال استفاده از نيروى نظامى عليه تاسيسات هسته اى ايران حكايت دارد.
آيا به واقع هر دو طرف بحران تصميم نهايى خود را گرفته اند و بحران هسته اى ايران در مسيرى بدون بازگشت قرار گرفته است؟ قرائن موجود چنين روندى را نشان مى دهد.
ظاهرا ايالات متحده آمريكا و متحدانش به اين تصميم رسيده اند كه از هر راه ممكن مانع دستيابى ايران به چرخه سوخت هسته اى شوند. گرچه آنها به تكرار، از علاقه خود به استفاده از ديپلماسى براى حل اين بحران سخن مى گويند، اما اين موضع را نيز پنهان نكرده اند كه اگر «متوقف كردن ايران» با ابزار ديپلماتيك ممكن نشود، آنها ساير گزينه ها را حذف نخواهند كرد.
اين در حالى است كه دولت ايران نيز در پيگيرى سياست دستيابى به چرخه سوخت هسته اى، خود را مصمم نشان مى دهد، حتى اگر اين سياست هزينه هائى در پى داشته باشد.
بدين ترتيب آيا بايد منتظر وقوع جنگ ديگرى در خاورميانه بود؟ در شرايط حاضر كمتر كسى به اين پرسش پاسخ قطعى مى دهد، اما آيا وقوع احتمالى جنگ، دولت ايران و كشورهاى مقابلش را در موقعيتى بهتر از اكنون قرار خواهد داد؟
ظاهرا دولت آمريكا به بى ثباتى ها و دشوارى هاى يك جنگ ديگر در منطقه حساس و خطرخيز خاورميانه معترف است و ايران را هدف سهل و آسانى براى جنگ نمى داند.
با اين همه، تبليغات دولت آمريكا نشان مى دهد كه آنان در حال آماده كردن افكار عمومى مردم خود براى تحمل هزينه هائى به منظور خنثى كردن آنچه «تهديد هسته اى ايران» مى نامند، هستند و نظرسنجى هاى اخير نيز نشان مى دهد كه آنان در جهت برانگيختن مردم آمريكا عليه دولت ايران موفق بوده اند، هر چند كه برخى از كارشناسان اين موفقيت را تا اندازه اى به نوع لحن و زبانى كه محمود احمدى نژاد رئيس جمهور ايران در برخورد با جهان خارج برگزيده است، نسبت مى دهند.
به عبارت ديگر، به نظر مى رسد دولت جورج بوش تلاش دارد تا به مردم آمريكا بقبولاند كه در حال امتحان همه راههاى مسالمت آميز براى متقاعد كردن دولت ايران به كنار گذاشتن برنامه اتمى خود است و اگر اين راهها نتيجه نداد دولت ايالات متحده چاره اى جز استفاده از ابزار نظامى ندارد چه از طريق تصويب شوراى امنيت سازمان ملل و چه بدون آن و چه به كمك متحدان و چه بدون كمك آنها، زيرا به زعم آنان «فقط يك چيز بدتر از جنگ است و آن دستيابى ايران به سلاح هسته اى است.»
در مقابل، دولت ايران نيز بر اين تصور است كه كوتاه آمدن بر سر پرونده هسته اى، به منزله آغاز يك سلسله فشارها براى تغيير رفتار ايران در حوزه هاى ديگر است كه اگر جمهورى اسلامى بخواهد به آنان عمل كند، چيزى از ماهيتش باقى نخواهد ماند.
اين تصور باعث شده است كه برخى از جناح هاى متنفذ نظام، «ايستادگى» در همين مرحله را به عقب نشينى گام به گام از همه مواضع خود ترجيح دهند، احتمالا به اين اميد كه سرسختى آنها در كنار مشكلات ناشى از وقوع جنگى ديگر در خاورميانه، آمريكا و متحدانش را از پيگيرى سياست خود در برابر ايران منصرف خواهد ساخت.
بدون ترديد ايستادگى دو طرف بحران بر مواضع خود، احتمال وقوع جنگ را روز به روز بيشتر مى كند، مگر اينكه تا فرصت باقى مانده، دست كم يكى از دو طرف ماجرا سياست خود را تغيير دهد و براى انجام مصالحه اى تاريخى پيشقدم شود.