نقش اعتصابات كارگرى و مداخله خارجى در سقوط نظام سلطنتى در ايران، از ديدگاه دكتر هوشنگ نهاوندى
انقلاب بهمن ۵۷ را بسيارى از تاريخ نگاران و تحليل گران مسائل سياسى، آخرين انقلاب قرن بيستم خوانده اند. انقلابى كه با تظاهرات عظيم و گسترده مردم و با اعتصاب هاى سراسرى سياسى عليه حكومت همراه بود. گرچه در مقطع انقلاب رهبرى با روحانيان و طرفداران آيت الله خمينى بود كه از بازاريان و پيشه وران بازار با منابع مالى و شبكه هاى ارتباطى از جمله مساجد و طلبه ها تشكيل مى شد، زمينه ساز انقلاب، نويسندگان، روشنفكران، روزنامه نگاران و معلمان و دانشجويانى بودند كه با نوشتن نامه هاى سرگشاده تشكيل كانون ها، انجمن ها و برگزارى سمينارها در سال ۱۳۵۶ تلاش براى پيشبرد برنامه هاى حقوق بشر و آزادى هاى فردى نقش پيشتاز را در انقلاب ايفا كردند. درتمامى سال هاى ۵۶ و ۵۷ دانشجويان فعال بودند و در تظاهرات توده اى و اعتصاب ها فعالانه شركت مى كردند.
اما آنچه كه كمر نظام شاهنشاهى را شكست، اعتصاب هاى سراسرى بود. بويژه اعتصاب كارگران شركت نفت كه با اعتصاب كارگران ديگر واحد هاى توليدى بزرگ دنبال شد. سرانجام كاركنان دولت، صاحبان مشاغل تخصصى و اعضاى وزارتخانه ها هم به آنها پيوستند. و به گفته جامعه شناس آمريكايى اعتصاب موثر و كارساز يقه سفيدان را پيش بردند.
به رغم اين ائتلاف گسترده عليه نظام سلطنت، دكتر هوشنگ نهاوندى وزير آبادانى و مسكن و رئيس دانشگاه پهلوى شيراز در پيش از انقلاب معتقد است بدون مداخله خارجى و در صورتى كه بيمارى شاه اورا ناتوان از تصميم گيرى درمقابل مشاوره هاى مختلفى كه به او داده مى شد نكرده بود، شايد انقلابى به وقوع نمى پيوست. وى در مصاحبه با امير آرمين از راديو فردا به اين سئوال پاسخ مى دهد كه چه عواملى باعث سقوط نظام پادشاهى شد؟
هوشنگ نهاوندى: تصور مى كنم كه پاسخ اين سئوال شما در سه قسمت بايد داده شود. نخست اينكه رژيم پيشين ايران از نظر داخلى، زمانى كه بايد به اصلاحات سياسى دست بزند، دست نزد و يا خيلى به كندى دست زد و آن موقعى كه بايد در سال آخر اعمال قدرت بكند و جلوى اغتشاشات را بگيرد و سپس اصلاحات لازم را انجام دهد، به دلايلى كه همه مردم ايران كما بيش مى دانند بيمارى شاه، ناتوانى دولت هائى كه در سال ۱۹۷۸ بر سر كار بودند در آن موقع اعمال قدرتى راكه بايد مى بود نكرد. همه انقلاب هاى بزرگ نافرجام دنيا هميشه به اين صورت تمام شدند. انقلاب فرانسه تاحد زيادى ناشى از ضعف لويى شانزدهم بود دقيقا به همين علل بود؛ و انقلاب روسيه ناشى از اين بود كه حكومت تزار اصلاحات لازم را انجام نداد و زمانى كه بايد اعمال قدرت مى كردند نگذاشتند اعمال قدرت بشود. اما در مورد عوامل خارجى، براى اينكه در ايران نارضايتى وجود داشت. از اين عوامل داخلى براى نابسامان سازى و براندازى حكومت ايران يك بهره بردارى بين المللى شد. فراموش نكينم كه در مرحله آخر تقريبا مى شود گفت بعد از سال ۱۹۷۴ شركت هاى بزرگ نفتى و دولتهاى غربى از انقلابيون افراطى پشتيبانى كردند كه جريان نوفل لوشاتو و پشتيبانى فوق العاده استثنايى و خلاف همه حقوق بشر و حقوق بين المللى كه از روح الله خمينى در فرانسه شد. كه البته فرانسويان تنها باعت آن نبودند و دولتهاى غربى ديگر هم از او حمايت كردند، دليل اين عرضى است كه من مى كنم مرحله آخر انقلاب ايران ساخته و پرداخته منافع بزرگ بين المللى بود كه مى خواستند كه ايران را به اين حالت بياندازند و متاسفانه باد كاشتند و طوفان درو كردند.
امير آرمين (راديو فردا): يعنى شما روى كار آمدن حكومت جمهورى اسلامى را با وجود بودن گزينه هاى ديگرى مثل جبهه ملى، گروه هاى چپ يا حتى گروه هاى ملى مذهبى، در واقع توطئه غربى ها براى سوارشدن بر انقلاب و به شكست كشيدن آن مى دانيد؟
دكتر نهاوندى: بله. خيال مى شد در آن موقع كه با بوجود آوردن يك كمربند سبز در مرزهاى جنوبى شوروى مى شود يك سياست براندازى در كشورهاى مسلمان اتحاديه جماهير شوروى ايجاد كرد؛ كه اين اشتباه بود. و يكى ديگر هم از سياست نفتى و قدرت طلبى ايران در آن موقع بسيارى از منافع بين المللى ناراضى بودند و مى خواستند يك دولت غير جاه طلب مشغول به شلاق زدن و سنگسار كردن و آزار مردم بوجود بياورند و اين كار را كردند، اما متاسفانه اين بازى به ضرر خودشان تمام شد. ما مى بينيم امروز كه ملت ايران كه قربانى رژيم جمهورى اسلامى است، دنياى آزاد و دنياى غرب قربانى ديگر اين رژيم شده است. به من گفتند كه رژيم جمهورى اسلامى، بايد يك چيزى را عرض كنم: جمهورى اسلامى ايران نه جمهورى است نه اسلامى ونه ايرانى.
ا. آ: شما در بخش اول سخنانتان از مداخلات مختلف صحبت كرديد، منظورتان از مداخلات آيا مداخله سفارتخانه هاى خارجى مثل آمريكا و بريتانيا، در گرماگرم انقلاب و روزهايى كه شاه در ايران حضور داشت بود؟
هوشنگ نهاوندى: بالاتر از سفارت خانه ها، سياست هاى بين المللى كه پشت سر اين سفارت خانه ها با عاملين اين سفارت خانه ها بودند در حقيقت خمينى را ساختند و بر انقلاب سوار كردند. براى خمينى يك زندگى نامه دروغين ساختند. تمام وسايل ارتباط جمعى دنيا خودشان را در اختيار اين افراطيون اسلامى قرار دادند، و حالا همه اظهار تاسف مى كنند. من به زودى در يك كتاب مستندى تمام اين نقل قول ها و تمام اين مدارك را به زبان هاى فرانسه و انگليسى نوشتم كه درظرف چند هفته آينده چاپ خواهد شد. خواهيم ديد كه چه كسانى جمهورى اسلامى را ساختند، عوامل داخلى هم در كنارش بود و خواهيد ديد چه كسانى از نارضايتى هاى داخلى استفاده كردند، از ناتوانى حكومت در سال ۱۹۷۸ سوءاستفاده كردند و فاجعه اى را كه به وجود آمده است به وجود آوردند.