|
قتل و خواهركشى در حلقه مريدان
بازخوانى ترور در يك فرقه درويشى
در ماه هاى تير و مرداد سال ،۱۳۸۲ روزنامه هاى «جام جم»، «ايران»، «ياس نو» و تعدادى ديگر از جرايد، گزارشى درباره «ترور يك زن توسط گروه مهدويت» به چاپ رساندند. در آغاز به نظر مى رسيد اين گروه، همان «گروه مهدويت» سابق است كه با تفكرات انحرافى فردى روحانى به نام ميلانى شكل گرفته و با نام حذف موانع ظهور امام زمان، به ترور نافرجام على رازينى، رئيس كل وقت دادگسترى تهران، اقدام كردند.
اما پس از پيگيرى هاى كارشناسان انتظامى و امنيتى و دستگيرى ضاربان، مشخص شد كه اين گروه نه گروه مهدويت، كه از عناصر «فرقه درويشى ذهبيه مهدويه» هستند. در آن خبرها، خوانديم اين زن به رغم اصابت سه گلوله به وى، به شكل معجزه آسايى نجات پيدا كرده و يكى از ضاربان او در كمال ناباورى، برادرش بوده است.
در پيگيرى اين اخبار و مطالعه سلسله خبرهاى مربوطه، مشخص شد، ضاربان به دستور قطب فرقه به نام «ه م» و با اين عنوان كه حكم اعدام خانم مذكور را امام زمان صادر كرده و توسط قطب فرقه به عنوان نايب ايشان ابلاغ شده است، دست به ترور زده اند. در تداوم پيگيرى ها، پرده از جنايت ديگرى برداشته شد و آن اين كه همسر ناپديدشده اين خانم كه از مخالفان فرقه بوده است به دست يكى ديگر از مريدان فرقه در حاشيه تهران و با ضرب گلوله به قتل رسيده و دفن شده است.
قطب فرقه كه در اين زمان به خارج از كشور متوارى و ساكن آمريكا شده بود، با همكارى مريدان خود در كشور، مى كوشيد با يك سلسله اقدامات عمليات روانى و بهره گيرى از برخى جرايد، خانوادگى بودن اين قتل ها را مطرح كند و دامن قطب فرقه را از اين جرايم پاك و منزه جلوه دهد كه البته كوشش قطب فرارى فرقه تا حدودى به ثمر نشست. اين در حالى بود كه برخى جرايد، اين قتل ها را خانوادگى و غيرفرقه اى اعلام كردند.
پرونده رسيدگى به جرايم كشته شدن مهدى توكلى و مضروب شدن همسر وى به نام اعظم ايزدى و دخالت هاى قطب فرقه و برخى ديگر از مريدان، از سوى دادگاه انقلاب اسلامى پيگيرى و در برخى موارد، منجر به صدور احكام براى متهمان پرونده شد.
كمتر از دو سال از اقدام اين فرقه نگذشته بود كه با گزارشى شد از ترور دو نفر از مطرودين و مخالفان فرقه كه مدت زيادى از پيروان فرقه بوده اند، جلوگيرى و ضارب به همراه سه قبضه سلاح كمرى دستگير شد.
در سال جارى، قطب فرقه كه به آمريكا پناهنده شده، در ارتباط گيرى با يكى از مريدان خود در ايران و هدايت وى و القاى اين مطلب كه دستور از ساحت مقدس صادر شده، قصد ترور دو نفر از مريدان قديمى خود به نام هاى «مهدى» و «قاسم» را داشته است. وى با تهيه سلاح و يكسرى اقدامات اوليه از جمله بررسى محل و آدرس و اماكن مورد ترور آنان، قصد اجراى اين نقشه را داشته كه البته پيش از هرگونه اقدامى به دست مأموران وزارت اطلاعات، دستگير و تحويل سيستم قضائى مى شود.
قربانيان قطب، چه كسانى بودند؟
قطب متوارى فرقه، در ديدگاه قاطبه مريدان وى، جايگاه مقدسى داشته و عموماً او را نايب امام زمان مى دانستند و سرسپردگى مطلقى به وى داشتند. از اين ميان، تعدادى از مريدان وى با آگاهى از چهره حقيقى قطب، ضمن جدا شدن از فرقه به مخالفت با قطب و افشاگرى عليه او پرداختند.
نخستين مخالف و افشاگر قطب فرقه، مهدى توكلى بود كه با دستور مستقيم قطب و توسط يكى از مريدان به نام «ع ق» ربوده شده و در حاشيه تهران به قتل رسيد. پس از وى، همسرش به مخالفت با فرقه پرداخته و در اين مسير حتى با همراهى نكردن خانواده خود روبه رو شد. قطب فرقه با تطميع و تهديد، نتوانست در برابر افشاگرى هاى خانم اعظم ايزدى ايستادگى كند و سرانجام با ادعاى صدور حكم از ناحيه مقدس و ضرورت كشته شدن وى به عنوان مخالف امام زمان توسط دو نفر از مريدان، كه يكى از آنان برادرش بوده است، مورد ترور واقع شد و در خيابان پيروزى، هدف سه گلوله قرار گرفت.
سومين و چهارمين قربانى قطب، دو برادر به نام هاى «مهدى» و «قاسم» بودند. اين دو از مريدان قديمى قطب بوده و مبالغ زيادى هزينه فرقه كردند. قاسم كه مدتى شيخ المشايخ و جانشين قطب بود، با وى نيز اختلاف پيدا كرده و در نهايت مغبوض وى مى شود. «ه م» با القاى نظريات خود به يكى از مريدان تازه اش و دادن لقب «مختار زمان» به او، مأموريت مقدس ترور اين دو برادر را به ايشان مى سپارد.
پس از خنثى شدن آخرين اقدام تروريستى فرقه، جانشين قطب كه هدايت امور فرقه در ايران را بر عهده داشت با حكم مقام قضائى، بازداشت شد و تحت بازجوئى قرار گرفت. گويا ظاهراً، فعاليت هاى ترور و آدمكشى فرقه درويشى ذهبيه مهدويه تعطيل شده و پرونده متهمان در حال رسيدگى در سيستم قضائى است.
معرفى فرقه ذهبيه مهدويه
فرقه درويشى ذهبيه، يكى از سلسله هاى معروف درويشى در ايران است. اين سلسله درويشى به سبب رياست طلبى شيوخ خود داراى انشعابات متعددى شده و به همين دليل، لقب «اغتشاشيه» به خود گرفته است.
يكى از شعبات فرقه ذهبيه، فرقه «مهدويه فتحيه گمناميه» است. قطب اين فرقه به نام «فتحعلى»، مدعى مأموريت از سوى امام زمان شد. پس از وى، فردى به نام سيدعلى تهرانى، معروف به «كفرى» جانشين فرقه شد. پس از وفات كفرى، افراد متعددى، جانشين وى شدند كه يكى از آنان، «ه م» است.
وى مدتى در تهران به خياطى اشتغال داشته و در سال ۱۳۳۶ در بانك ملت استخدام مى شود. «ه م» مسافرت هاى خارجى زيادى رفته كه از جمله آنها كه توانست در فعاليت هاى وى مؤثر باشد، مسافرت به هندوستان است.
«ه م»، توانست مريدان زيادى را مجذوب خود سازد. وى شديدا در حلقه مريدانش تأثيرگذار بوده و عموم آنان را شيفته و مسحور خود ساخته است تا جايى كه اقدامات تروريستى برخى از مريدان بدون هيچ گونه چشمداشتى و صرفا براى رضايت قطب شكل گرفته است.
اين فرقه با ناديده گرفتن برخى احكام شرعى مانند عمده فرقه هاى به ظاهر معنوى، مسير انحرافى خود را گذرانده و آرام آرام، پس از تحكيم پايه هاى قطب در فرقه و القاى اين نظر كه قطب بر مريدان ولايت داشته و به امام زمان متصل است، به اوج انحراف نزديك شده و در نهايت، با اقدامات قتل و ترور، چهره واقعى خود را نمايان ساخت. «بازتاب»
|