ولتر مى گفت: من با تو مخالفم ولى حاضرم جانم را بدهم تا تو بتوانى حرفت را بزنى.
و حالا همه اروپائى ها، ولتر شده اند و براى دفاع از يك روزنامه دانماركى، سينه سپر كرده اند.
هم او درباره دين مى گفت: اعتقاد دينى براى كلفَت ها و خياط ها خوب است، اما براى مردمان فهميده و ممتاز، خداپرستى ساده را كافى مى دانست.
در ماه سپتامبر ،۲۰۰۵ كاريكاتورى در يكى از روزنامه هاى دانمارك آمده بود كه پس از چند ماه، يكباره ديگ هاى غيرت به جوش آمد و لايُحِبّ على بل لبغض معاويه، جنگ مغلوبه شد در اين وادى!....
امام امت هم، سلمان رشدى را پس از ماه ها كه از انتشار كتابش گذشته بود، بنا به مصالح سياسى «كافر حربى» خواند و به قتلش فتوا داد.
كاريكاتور روزنامه دانماركى موجب شد كه متوليان دين برآشوبند و مسلمانانى را كه بيشترينشان، از روزنامه و طرح چاپ شده اطلاعى ندارند و بسياريشان خواندن نمى دانند، به قيام و اقدام برانگيزانند و به زودى برخيزند كه مى توان آن را مقابله فرهنگ ها ناميد.
در اسلام، نشان دادن جمال مبارك پيغمبر ممنوع است، به خصوص كه اين تصوير، دور از جلال و شكوه پيامبر و ناروا باشد... اما اين حكم، بر دانماركى و آلمانى و فرانسوى و رسانه هاى همگانى اين كشورها كه عيسى و مريم خودشان را هر طور بخواهند به تصوير مى كشند، حاكم نيست... آنها مى توانند براساس برداشت هاى خودشان و تشخيص سردبيرانشان، طرحى بريزند و به نظرها برسانند و هيچ قانونى نمى تواند از اين كار، جلوگيرد، بلكه برعكس، قوانين اين كشورها، حامى برداشت هاى آزادانه انديشه هاى نويسندگان و هنرمندان است.
البته، جواب هاى اروپائى ها، در برابر واكنش هاى مسلمانان هم، خيلى عاقلانه نيست و بسيار هم افسار گسيخته است كه:
-ما نمى گذاريم، هيچ قدرتى ما را در بيان آزادانه اعتقاداتمان مهار كند...
اين واكنش، به نبردى دامن مى زند كه سرانجام به اين نتيجه مى رسد كه كدام نيرومندترند؟ آزادى يا مذهب؟! ... و در مورد كاريكاتور روزنامه دانماركى بايد نوشت كه آيا عاقلانه بود كه اين چنين، جهانى را به آشوب و فتنه كشيد و خود سراسر، درهم افتاده چون موى زنگى مست؟! ...
در قرن پانزدهم، يك مينياتوريست فرانسوى، پيغمبر اسلام را بر تختى نقش كرده بود كه بر بالشى تكيه دارد و گرداگردش، زنانى برهنه به پرستارى ايستاده اند... دانته، اين طرح را در «كمدى الهى» آورده است، در آن روزگار، هيچ صدائى از مسلمانى برنيامد و بانگ اعتراضى برنخاست، زيرا جهان درهم آميخته نبود و روابط اقتصادى و نفت و استعمار و غوغاى فرنگان در تسلط بر كشورهاى مسلمان و منابع زير زمينى شان آغاز نشده بود...
ولى امروز كه از اسلام، به عنوان يك حربه سياسى متشكل و منضبط استفاده مى كنند و نمى گذارند آدميان با احساس و انديشه و عقل خود به اين آئين بنگرند و به آن بپيوندند، آيا چاپ و نشر چنين نقش هائى عاقلانه است؟! جاى ترديد دارد.
شرنگ