Nimrooz
Vol. 18, No. 870, February 10, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۷۰ - جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۸۴
دكتر كاظم وديعى
دامگسترى هاى بنيادگرايان
در مصر و سوريه و ايران
003606.jpg
وديعى
خاورميانه در جنگ سرد و صلح مسلح به سر مى برد. قدرت هاى افراط گر خُرناس مى كشند ولى به جان هم نمى افتند. هر كدام در كمين آنند كه اشتباهى از ديگرى سر زند. آمريكا از اسلام، وسيله اى براى مقابله با يورش شوروى ها به افغانستان ساخت. آن اسلام، شوروى را پس راند، ولى مظفرانه تبديل به اسلامى بنيادگرا شد كه سيد قطب مصرى و النباء و كاشف الغطاء و جمال الدين اسدآبادى آن را بنا كرده به آيت الله خمينى رساندند و امروز اخوان المسلمين و حماس و مصباح در مصر و فلسطين و ايران پرچمدار آنند و نخستين هدفشان استقرار وحشت به بهانه دفع آمريكا و رفع دست غرب از سر خاورميانه است. هيچكدام از اين دو طرف سرموئى از موضع اشغالى خود عقب نمى نشيند پس هر روز شاهد خرنش هائى سياسى به بهانه نطق ها و مصاحبه ها هستيم كه به تهديداتى تهى شبيه اند و نه به كرنش هائى كه ديپلماسى واقعى متوقع آن است. اقبال بزرگ مردم روزگار ما در آن است كه رسانه ها موسعاً روشنگرى مى كنند و دمى از سنجش ميزان پشتيبانى ملت ها از دولت ها بازنمى ايستند و همه قدرت ها به اين افكار عمومى به نوعى محتاج اند. يعنى كه دُم دولت ها در تله صندوق هاى انتخاباتى است. پس با همه كژومژى كه دارند جرأت دست به ماشه بردن ندارند. در چنين فضائى رسانه ها مدام سران و رهبران را مى چلانند و ما بيش از هميشه برنيات تصميم گيران در هر ملك و ديار عليرغم پنهانكارى هاى قانونى و غيرقانونى آنها آگاهيم.
در اين ميان بنيادگرايان اخوان المسلمين در مصر و فلسطين و ايران به دليل شرايطى كه در اين سه كشور به پيروزى هاى آنها كمك كرده اند افكار خود را آشكارتر و حتى روشن تر از هميشه به رسانه ها مى رسانند و اين تا حدى ناشى از ممنوعيت هاى نسبى سابق است كه حتى آنها را محبوب مردم هم ساخته بود، بى آن كه مردم حتى سطرى چند از منشور و منشأت سياسى آنها را خوانده باشند. شايد روزى محققانى صاحبدل قبول كنند كه در آغاز انقلاب اسلامى ايران نادر بودند روشنفكرانى كه منشأت كاشف الغطاء پدر روحانى ولايت فقيه را مطالعه كرده و تاروپود آنها را مى شناختند كه اگر جز اين بود ما امروز نمى شنيديم و نمى ديديم كه حتى بعض نويسندگان قانون اساسى ولائى امضاى خود را از پاى آن سند پس گرفته اند.
برعكس آن روزگار همه عوضى انقلابى ها كه نشنيده و نخوانده باور خود را تقديم حركت كور انقلاب ولائى مى كردند امروز رهبران گروه هاى بنيادگراى اسلامى با خروج از سانسورها ولعى دارند براى صحبت در ميكرفن ها و عشقى مى ورزند به رسانه ها كه البته غافلند از اين كه چه ميزان آگاهى مى دهند به مردم و بيدار مى سازند مخالفان را تا بپرهيزند از اين پيام آوران خشم و خون و نفرت كه نعوذبالله از آنها كه فكر بد در دل مردم مى كارند. (با الهام از قرآن مجيد).
معهذا رهبران اخوان المسلمين بلدند تا پروپوك بزنند و دو سره بار كنند و دو دوزه بازى نمايند به حسب آن كه طرف صحبت آنها كه باشد. وقتى بود كه هفته اى و ماهى طول مى كشيد تا پيام بنيادگرايان مشتهر به انقلابى به دست خبرنگاران رسد و كندى كار در غياب صنعت و ابزار الكترونيك به گونه اى بود كه حتى مرغان سخندان بى بى سى رو دست مرتجع ترين را خوردند. اينك وضع به گونه اى است كه سرعت كار امان دروغ را از مدعيان رهبرى و زعامت جوامع گرفته است. ما اين نعمت را مديون غربيم و چرا شاكر نباشيم علم و اختراعات آنها را.
پس بنيادگرايان موج دوم و سوم اسلام سياسى در شرايط امروزى آن امتياز بى خبرى مردم سالهاى تدارك انقلاب ولائى ايران را ندارند و پروپوك زدن هاى رهبرانشان به سرعت افشاى جهانيان مى شود. مى ماند شيوه هاى هولناكى كه در مبارزه دارند به جهت ارعاب مردم و خلق الله را از وحشتى به وحشت ديگر كشاندن كه در مقابل آن تدابير فنى روزبروز فراهم تر مى شود.
نگاه كنيد به گروه مسلح پيروز در انتخابات فلسطين كه از بنيادگرايان دو آتشه است و چگونه با آن همه امكان به دست آمده در كار تشكيل دولت و اعلام برنامه آن وقت مى كشد. اين تأخير و تعلل ريشه در آگاهى هاى مردم دارد و اين مردم تنها آن گروه مرعوب و مجذوب دوروبرى و خودشانى ها نيستند بلكه افكار عمومى جهانيان هم هست. برنامه دولت حماس مهمترين سند خواهد بود بر بود فلسطين.
تبليغات اخوان المسلمين عليه قبطى هاى مسيحى را در گذشته جرايد پخش نمى كردند و تنها به نفرت آنها از يهوديان اشاره مى نمودند. اينك به بركت رسانه ها و اينترنت و وبلاگ نوشته هاى سرسام آور يكى از رهبران اخوانى بنام يحيى هاشم در الشعب قاهره به نظر و به سمع جهانيان مى رسد. پاره اى از مطالب ايشان در باب عادت ننگين شركت در جشن تولد مسيح حزن آور است. نويسنده مدعى است كه در ميان مسيحيان عادت نامه نوشتن به بابانوئل كم شده است (تا حدود ۵۰درصد) ولى بچه مسلمان ها زيادتر از بچه مسيحيان به بابانوئل نامه مى دهند. صرفنظر از دقت آمارى ايشان نمى دانند كه ريشه بابانوئل در شرق است و تنها كلمه نوئل فرنگى است. بماند. نويسنده نتيجه مى گيرد كه هدف تخريب هويت مسلمان ها است. اما نمى پرسد كه چرا بچه هاى مسلمان رميده اند از خشونت ها و گرويده اند به عطوفت ها ولو آن كه قصد تجارى هم در ميان باشد. او اضافه مى كند مردم ما براى آن كه اتهام تروريستى به آنها نخورد با مسيحيان آميزش و در جشن تولد مسيح شركت مى كنند و از خود نمى پرسد چرا در افكار عمومى جهانيان امروز اسلام و تروريسم به موزات هم تداعى مى شوند؟
در مصر امروز وحشت قبطى هاى مسيحى را گرفته است و زنان مصرى نيز به خوف و هراس خود اعتراف دارند. ترقى خواهان و مردم معتقد به جدائى دين و دولت بسيار نگران اند. تازه اين اول كار است زيرا اخوان المسلمين از ۴۴۴ كرسى تنها ۸۸ تاى آن را دارد. اگر مايليد بدانيد اين گروه بنيادگرا فردا كه اكثريت پيدا كند چه برنامه اى دارد بايد سرى به سايت ELAPH لندن بزنيد. به نقل از آنگونه كه مقدى جليل نقل مى كند؛ اخوانى هاى مصر معتقدند سجل احوالى اسلامى بايد به هر كس داد. رهبر سابق اين گروه بنيادگر المشهور (مصطفى) مى گويد. هر كس مخالف اخوان است مخالف اسلام است. اين سخن بدان معنى است كه اسلام در انحصار اخوان المسلمين است كه مسلماً با روح اسلام در تضاد است. اين نسنجيده گوئى ها سريعاً مردم را از آنها مى رماند. يكى از افراد گارد جوان بنام آريا مى گويد: سعى اخوان بر تمدن اسلامى است از طريق اعتقاد به خدا كه به شخص تعادل درونى مى دهد. اين فرد جوان نمى داند كه ديگران هم خدائى دارند و خدا در انحصار تمدن اسلامى نيست. عدم تعادل ها ريشه در بى خدائى ندارد اگر تروريست ها را به دست روانكاوان بسپاريد به شما مى گويند علت كجاست.
هنوز هيچ نشده محمد مهدى عاكف رهبر اخوان المسلمين مصر مى گويد لائيسيته امر بيهوده اى است و ممكن است در مصر منتهى به جنگ داخلى شود. مشت ايشان از هم اكنون باز است. رهبر قبلى مشهور مى گفت چند حزبى را قبول دارد ولى در چهارچوب اسلام. پس آن همه كتب كه علماى اسلامى در باب فرق اسلامى و ملل و نحل نوشتند براى چه بود؟ اخوانى ها طالب خلافت خويش اند و خلافت يعنى ادغام قوه قضا و مقننه و اجرا درهم و به دست يك نفر يعنى شبيه كارى كه در ايران مى شود ولى با ملاحظات بسيار.
سنديكاى جرايد وابسته به اخوان مصرى رسماً مى گويد هدف ما استقرار قوانين الهى است. فرد بايد مسلمان باشد و خانواده ها نيز و دولت هم و رفته رفته دول ديگر و همه مخالفان بايد تصفيه شوند. اگر خواستيد سايت سنديكاى فوق را ببينيد كه اين تنها سنديكائى است كه از قدرت خريد كارگر و كاركنان دفاع نمى كند و جز داعيه قدرت نمى شناسد. البته در جائى ديدم كه از اقتصاد اسلامى حرف مى زند كه رحمت بر اقتصاد توحيدى بنى صدر فرستادم و نيز مى گويد رنج بايد لغو شود. اينها حتى تجربه اسلامى ايران را نمى خواهند بنگرند كه امروز بانك هاى آن ۱۷ تا ۲۴ درصد ربح مى دهند. اخوان المسلمين لااقل آنها كه اسم برديم بيگانه با زمانه خود و منزوى اند پس مغاير روح اسلام حرف مى زنند.
سيد قطب (۱۹۶۰-۱۹۰۶) از رهبران قديمى همين گروه مى گفت قطبى ها از لحاظ مدنى با مصريان مساوى نيستند.
الدعوه وابسته به اين گروه در دسامبر ۱۹۸۰ فتوائى داد كه هيچكس حق ندارد در مصر كليساى تازه بسازد.
محمد خطيب عضو شوراى رهبرى منكر آن فتوا نشد و رهبر مافوق او مى گويد مسيحيان مصر (قبطى ها) بايد ماليات خاص (جزيه) دهند و در ارتش نباشند (الاهرام هفتگى ۱۳ آوريل ۱۹۹۷ به نقل از كوريه انترناسيونال).
مهدى عاكف الهام بخش آيت الله مصباح و مرشد احمدى نژاد منكر كوره هاى آدم سوزى هيتلر است ولى دوپهلو حرف مى زند. روزنامه الزمان (۱۷ مى ۲۰۰۵) از قول يكى از سران اخوان بنام حبيب مى نويسد آرزومند دولتى است اسلامى كه در آن قبطى ها ممنوع باشند از اجتماعات سياسى يعنى ۹ميليون مردم هيچ. بعد حرفش را عوض مى كند كه تنها مايل است مسيحيان مصر رئيس جمهور نشوند. اين مرد عقل آمارى ندارد وگرنه مى فهميد اگر همه قبطى ها هم در انتخابات رياست جمهورى شركت كنند نفر و رقم كافى براى به قدرت رساندن يك قبطى ندارند. به هر حال برابرى هاى اجتماعى نزد اين حضرات معنا ندارد. بيهوده نيست كه روزنامه شرق الاوسط وابسته به وهابيون عربستان سعودى تند و تند آنها را لو مى دهد تا مردم استبداد سعودى و وهابيون را يكجا فراموش كنند و به هر حال انتخابى است بين بد و بدتر.
آيا مردم مصر با اين همه افشاگرى ها و نمونه به دست دادن ها كه ما يك از هزار آن را در اينجا آورديم فريب اين ماران خوش خط و خال اسلامى را خواهند خورد يا به سرنوشت غم انگيز ايرانيان مى انديشند تا وطن خود را به دست و رأى خود قباله اين نامردمان نكنند.
فلسطينيان براى انهدام اسرائيل به حماس رأى ندادند آنها براى رفاه و مدرسه و آب و بيمارستان مانند آن حماس را در برابر فساد و كم كارى هاى فتح به قدرت رساندند. هيچ يك از گروه هاى اسلام سياسى يك دست نيستند پس بايد همه را شناخت و برنامه ها را ديد. مثلاً در ميان مردم شيعه ايران و عراق و فلسطين حماسى بسيارى وابسته به نوعى اخوان المسلمين هستند و افراطى هم نيستند. حساب هر دسته را بايد جدا ديد حتى مذهبى-ملى هاى ايران و عراق را هم بايد بازشناخت.
ايران و رهبران آن علايق بسيار با اخوانى ها دارند. اما مسائل نفت و اتم ايران صورتى ملى هم دارد. نبايد فشار آمريكا هميشه تأييد شود. نبايد نفت و اتم ايران سلاح جنگ شوند.
ايران ولائى هرگز درامان از شعله افراط هاى اخوان المسلمينى نيست. ولى ايران هر قدر هم خام باشد مصالح خود را فداى آن دور دست ها نمى كند، به خصوص كه اخوان مسلمين شيعه ايرانى جاه طلبى هاى بسيار دارند از باب رقابت با قدرت هاى سنى. شيعيان خود را به حق قادر به حكومت بر سراسر جهان اسلام هم مى دانند و امروز در سواحل جنوبى خليج فارس و در عربستان و لبنان و بسيار تفاط ديگر فعال اند اين رقابت سابقه تاريخى اسلامى هم دارد ولى اين جاه طلبى ها ايرانى الاصل هم مى تواند باشد زيرا ايرانيان پيوسته در صدد جبران آن حملات منتهى به اشغال هاى تاريخى خود هم هستند و تشيع هم تا حدود زيادى بازتاب حمله عرب است.
به موازات خيز تازه اى كه شيعيان در جهان اسلام خاورميانه برداشته اند سنى ها نيز به صورت هاى مختلف حتى لائيك مشغول بازسازى قواى خويش اند تا بيش از اين ميدان به رقباى شيعه نسپارند زيرا دفع بعث و طالبان از سوى آمريكا به سود شيعيان تمام شد.
مشكل مكاتبى چون مكتب اخوان المسلمين افراطى كه گوشه هائى از عقايد آنها را نقل كرديم جاه طلبى هاى سياسى آنها نيست بلكه حالات رفتارى و خشونت آنهاست كه ممكن است در نهايت به زيان خود آنها تمام شود چنانكه تاكنون شده است. اين خشونت آنها بارها مورد مطالعه قرار گرفته است در ظهور دكترين هاى مشابه مثلاً بعصر قدرت نازى ها. ولى آنها بنام دين كار خود را ارائه نكردند. در حوصله اين مقاله نيست كه به ريشه هاى اين حالات رفتارى بپردازيم همين دليل خواننده را به حداقل كتاب كونراد لورنژ مراجعه مى دهيم. نامبرده ريشه هاى بد و بدى و خشونت را از لحاظ تاريخ طبيعى برنمود. تا مسائل آلمان نازى را تا حدى بكاود. خلاصه نظر وى آن است كه بسيارى از رفتارهاى خشونت بار غريزى و ريشه در ناامنى دارد. او يقين دارد كه اين غريزه ابتدا حيوان يا انسان گرفتار ناامنى را حراست مى كند و سپس از فايده مى افتد و زيان به بار مى آورد.
در اين كه ملل خاورميانه و مناطق خشك در غرايز قوى اند و تاريخى پر از ناامنى ها دارند هيچ ترديد نيست پس اين خشونت ها كه شاهد آنيم ابتدا حالتى دفاعى دارد وليكن وقتى دفاع ميسر شد با آن حالات ديگر نمى توان زيست. مدعيان اسلام دنبال اسلام نيستند بلكه بيمار خشونت هاى رفتارى اند كه حكومتشان را محال مى سازد.
*
امروز مصر و سوريه و حتى فلسطين در خطر افتادن به دام افراط هائى اند كه ممكن است همه تلاش ها را براى مردم آنها هدر دهد. اينجاست كه آمريكا و غرب نهايت مهارت ديپلماسى را براى پرهيز از فجايع جبران ناپذير بكار مى برند. آنها ناگزيرند در برابر نظام هاى بد و بدتر گاهى به حمايت از بد هم تن در دهند كه مورد سوريه نمونه آن است يعنى كه شاهد حفظ نظام اسدى را بر غلتيدن بيشتر سوريه در بستر افراطيون ترجيح دهند. در گذشته هم حمايت از شوروى تندرو را بر فاشيسم افراطى نازى ها ترجيح دادند. در راستاى همين سياست است كه اروپاى متحد و آمريكا اختلافات مربوط به اشغال عراق را كنار نهاده تا بتوانند از عهده افراطيون و توسعه كار آنها برآيند. مثلاً فرانسه كه صددرصد مخالف حمله آمريكا به عراق بود امروز كه سوريه در كام خطر است قضيه رفيق حريرى و شهادت دادن عبدالحليم خدام را مسكوت نهاده در كنار آمريكا به جلوگيرى از توسعه كار بنيادگرايان مشغولند و شايد موفق شوند سوريه را دور از آتش ايران و اخوان المسلمين مصرى نگهدارند.
بايد انتظار داشت تا حماس افراطى تازه به قدرت رسيده راهى در ميان گذشته پر خشونت به نفع رفاه مردم فلسطين بگشايد به خصوص به گواهى بسيارى از ناظران دو ملت اسرائيل و فلسطين در آستانه يك فرسودگى اند. رئيس شبكه راديوئى ICI اخيراً تحقيق ارزنده اى را نشر داده كه شاهدى است ارزشمند بر اين امر.
خاورميانه نزديك در ننگ ديوار شارون (رجوع كنيد به كتاب KAI WIEDENHOFER) و خشم و كين حماس جان مى دهد. اين خاورميانه نزديك در آستانه جنگ نيست معطل صلح است. در آنسوتر آتشبياران اخوانى مصرى و ولائى هاى ايران نيز قادر نخواهند شد اين دو ملت بزرگ را بيش از اين قربانى خشونت خونبار خود كنند.

صفحه اول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ايران
ورزش
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
آخر هفته
حوادث
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   خواندنى ها   • 
•   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ايران   •   ورزش   •   داستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   تحقيق   •   آخر هفته   •   حوادث   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •