Nimrooz
Vol. 18, No. 870, February 10, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۷۰ - جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۸۴
رانندگان شركت واحد؛ گرسنگانى كه به جاسوسى اعتراف مى كنند
«از پرونده هسته اى كه بى خبريم. از گنجى و احضارها كه مدتهاست چيزى نمى گويند، سقوط هواپيماى خبرنگاران كه در ميان سكوت گم شد، هيچ خبرى از قاتلين قاضى ها كه نمى دهند، ... درباره رانندگان شركت واحد هم كه چيزى نمى گويند و نمى نويسند. پس وظيفه اين مطبوعات چيست؟» اين را يك ايرانى مى گويد. يكى مثل هزاران. يكى از ميليون ها.
«در حالى كه اعتصاب رانندگان شركت واحد با قول و قرارهاى مسئولان شهردارى به كمترين حد خود رسيده، وزارت خارجه آمريكا در اقدامى سؤال برانگيز حمايت خود را از اعتصاب كارگران شركت واحد تهران اعلام كرد.» روز شنبه ۱۵ بهمن ماه، اين تنها خبرى بود كه مطبوعات و رسانه هاى ايرانى درباره اعتصاب هزاران راننده شركت واحد، روى خروجى هاى خود فرستادند.
آن هم در حالى كه درست در همين روز بيش از چهارصد فعال فرهنگى سياسى اجتماعى ايران، در بيانيه اى، از دولت مهرورزى پرسيدند: «از جان مشتى راننده نيمه گرسنه چه مى خواهيد؟» از مهندس عزت الله سحابى تا مهندس امير انتظام، از سيمين بهبهانى تا حبيب الله پيمان، از....
اينها همه داشتند درباره چيزى سخن مى گفتند كه رسانه هاى جمعى ايران از گفتن درباب آن منع شده اند.
در اين روز، و درست وقتى كه غلامرضا ميرزايى، عضو هيأت مديره و سخنگوى سنديكاى كارگران شركت واحد اتوبوسرانى تهران و حومه، در مصاحبه با راديو فردا از «برنامه همسران و بستگان رانندگان زندانى براى تظاهرات در برابر دادگاه انقلاب تهران»، سخن مى گفت: و انتخاب از «حل شدن مسئله».
و در شرايطى كه: «منصور اصانلو، رئيس هيأت مديره سنديكاى كارگران شركت واحد بيش از ۴۰ روز است به اتهام نامعلوم دستگير و زندانى شده است.» و وقتى كه «اينها خواستند تمام كارگرها را امروز بياورند سركار و موفق نشدند.» و به همين علت «در بعضى از مناطق اطلاعيه دادند كه رابطه بين كارگر و كارفرما قطع است و البته اسم اخراج را نبرده اند ولى خوب همين معنى را مى دهد.» و اگر چه «امكان دريافت اطلاعات براى ما خيلى محدود است و ما در جائى مستقر نيستيم و هيچگونه امكان ارتباطى در اختيار ما نيست» اما «تعدادى از تشكل ها و دانشگاه هائى هستند كه هم براى حضور در گردهمائى فردا در مقابل دادگاه انقلاب اعلام آمادگى كردند، و هم براى صادر كردن بيانيه، و تعدادى هم فردا شنبه بيانيه صادر خواهند كرد». [غلامرضا ميرزايى]
در اين فضاى سكوت مطبوعاتى است كه «ديروز به ما خبر دادند دو نفر از نماينده ها اظهار بى اطلاعى كردند از كل ماوقع كه در يكى دو هفته اخير در شركت واحد بوده و من متاسفم از اينكه نماينده هاى مجلس ما بايد از اين موضوع بى خبر باشند.» فضايى كه در آن مطبوعات كشور در روز حادثه، از هر چه سخن گفته اند الا كارگرانى نيمه گرسنه كه در اختيار دادستانى انقلاب «از ارتباط با عوامل بيگانه» سخن مى گويند. كارگرانى كه «خواسته هائى صنفى و معيشتى» دارند، و مى خواهند «سنديكا و تشكل» داشته باشند تا «فاصله و شكاف طبقاتى را يك مقدار كمتر» كنند. كارگرانى كه «در بدترين شرايط شغلى در سرما و گرما و آلودگى هوا باخطر بيمارى تنفسى و ريوى و فشارهاى عصبى و روانى در نهايت صبورى به جابجايى مسافران شهرى و ارائه خدمات به مردم مشغول هستند.» و «بر اساس گزارشات و محاسبات دقيق كارشناسان اقتصادى ميانگين دريافتى آنان بيش از ۳۰ درصد زير خط فقر است و درخواست آنان براى ترميم حقوق بارها مورد بى توجهى قرار گرفته است. تشكيل سنديكا از سوى اين كارگران حقى است مبتنى بر كليه مقاوله نامه هاى بين المللى مورد قبول ايران.» [از بيانيه فعالين ايرانى داخل كشور]
اما در اين روز رسانه هاى عمده كشور از چه مى گويند؟ روزنامه كيهان، از «خون امت اسلام» مى گويد كه «به جوش آمده» است و در حال پرونده سازى براى ديگر مطبوعاتى است كه هنوز نفسى مى كشند. و صد البته، در اين شرايط بحرانى، بر طبل خروج از ان. پى. تى نيز مى كوبد.
روزنامه شرق، هيچ اشاره اى به اعتصاب و تظاهرات كارگران شركت واحد نمى كند، و در عوض سخنى از احمدى نژاد را تيتر بزرگ مى كند مبنى بر اينكه: «غرب هيچ غلطى نمى تواند بكند؟»
روزنامه اعتماد در «جست و جو به دنبال خود» است و اينكه «توچه جور آدمى هستى؟» و البته اشاره اى هم به كلمه اتوبوس دارد: «حادثه اى در خط اتوبوس برقى تهران اتفاق افتاد». سايت بازتاب، از «طلوع انقلاب ايران در غروب خاورميانه» مى نويسد و همچنين از ممنوعيت تردد اتوبوس هاى گازوئيلى. سايت امروز، به چاپ بيانيه نهضت آزادى در ارتباط با كارگران شركت واحد بسنده كرده است. ايرنا، خبرگزارى اصلى جمهورى اسلامى، نيز خبرى دارد از «۱۵ هزار كارگر صنعت سنگ» كه بيكار شده اند. و بيكارى با اعتصاب فرق دارد. و ديگر هيچ.
جالب تر، خبرگزارى كار ايران است، كه قاعدتا اگر هيچ كجا هم به اين مسئله اشاره نكند، بر آن واجب است كه «دو خطى خبر» در اين ارتباط بنويسد. در عوض خبرى دارد از حسن صادقى، معاون دبيركل خانه كارگر، كه مى گويد: «جرم ما پيگيرى مسائل و مشكلات كارگران است» و البته مسئله رانندگان شركت واحد، در محدوده كار اين «خانه» نمى گنجد. به ويژه وقتى كه خود از سردمداران سركوب اين حركت كارگرى باشد.
در اين ميان كار درست و حرفه اى را خبرگزارى فارس كرده كه از قول يك استاد جامعه شناس، خبر از «افزايش اميد به زندگى در ايران از ۵۹ سال به ۷۹ سال» داده است. ايرانى كه دولتش، كارگرانى را كه نان بيشترى خواسته اند، در بند كرده، و در عوض سه و نيم ميليارد تومان بر بودجه موسسه آموزشى تحت نظر مصباح يزدى، افزوده است.
راستى چرا مطبوعات كشور نبايد بنويسند: «ما امضا كنندگان زير بدين وسيله تهاجم به سنديكا و دستگيرى و ضرب و شتم و ادامه بازداشت آنان را تضيع حقوق انسانى و پايمال شدن حق طبيعى دردفاع از منافع صنفى و ادامه ستم اقتصادى و اجتماعى بر اين كارگران مى دانيم و خواهان آزادى فورى، بى قيد و شرط و استيفاى حقوق فردى و اجتماعى آنان هستيم و تأكيد مى كنيم اين نوع برخورد با خواسته هاى به حق كارگران بى ترديد واكنش هاى غير قابل پيش بينى در پى خواهد داشت و سركوب زحمتكشان بارزترين مصداق اقدام عليه امنيت است.»
چرا نبايد بنويسند: «به دنبال اعلام اعتصاب سنديكاى شركت واحد اتوبوس رانى تهران براى آزادى منصور اصانلو رئيس هيأت مديره اين سنديكا كه بيش از يك ماه است در زندان به سر مى برد، بر مبناِِِِِ ِِى گزارشات روز پنج شنبه ۶ بهمن ماه ۸۴ هفت نفر از اعضا سنديكاى شركت واحد به دادگاه احضار شدند كه در انتها بازداشت و به اوين منتقل شدند. فرداى آن روز چهار نفر ديگر از اعضا سنديكا نيز بازداشت شدند وبالاخره در ساعت ۹ شب، به هنگام پايان ساعات كار، شمارى از رانندگان در يكى از پايانه ها مورد حمله نيروهاى انتظامى و امنيتى قرار گرفتند. و اين تهاجم تا ساعت چهار بامداد وبا مراجعه به منازل اعضا سنديكا ادامه داشت. شمارى از همسران و فرزندان بازداشت شدگان نيز مورد ضرب و شتم قرار گرفته و صدها نفر دستگير شدند. لازم به يادآورى است كه اين كارگران و كاركنان شريف قبلا نيز در مورخه ۱۹ ارديبهشت ۸۴ مورد تهاجم، ضرب و شتم با چماق و چاقو قرار گرفته بودند.»
و اگر همچنان ننويسند، روزى نيمه گرسنگان خسته از اعتراف به «جاسوسى»، خود قلم در دست نخواهند گرفت؟ ان روز كدام اقدام سئوال برانگيز خواهد بود؟




نظرسنجى هاى متعدد درباره حمله به ايران
امريكائى ها به گزينه نظامى مى انديشند




شبكه تلويزيونى فاكس اعلام كرد ۶۰ درصد از جمهورى خواهان، ۴۱ درصد از نمايندگان مستقل و۳۶ درصد از دموكرات ها از حمله هوايى وزمينى به ايران به منظور جلوگيرى از دسترسى اين كشور به توسعه اتمى حمايت مى كنند. برخى از محافل آمريكايى ابراز نگرانى كرده اند كه پرزيدنت بوش به گزينه حمله به ايران مى انديشد.
اگر چه هيچ نشانه اى براينكه ايران به بمب اتمى دسترسى دارد در دست نيست اما دولت ايالات متحده مى كوشد اين بار برخلاف ماجراى عراق، تنها تمايل ايران براى دسترسى به بمب اتمى را برجسته سازد تا مورد سرزنش متحدان وافكار عمومى كشورش قرار نگيرد. نظر سنجى ديگرى كه توسط يكى از وب سايت هاى امريكايى از سربازان امريكايى در عراق منتشر شده است اعلام مى كند كه بيش از ۵۰ درصد از سربازان آمريكايى كه درعراق شركت دارند اعلام كرده اند حاضرند اگر جنگى با ايران صورت بگيرد به اين كشورحمله كنند. پائول رابرت تحليلگر يكى ازروزنامه هاى آمريكايى مى نويسد مردم آمريكا به زودى در برابر يك تصميم مهم ديگر قرار خواهند گرفت. رابرت در مقاله اى مى نويسد اگر ايالات متحده براى حمله نظامى به ايران نيروى نظامى كافى در اختيار ندارد.
اين درحالى است كه براساس منابع منتشره از سوى پنتاگون كه توسط آسوشيتدپرس گزارش شده است (۲۴ ژانويه)، اشاره مى كند به اينكه امريكا توانايى حفظ آرايش نظامى خود را براى بلند مدت درعراق در مقابله با ناآرامى ها و شورش هاى سنى ها نخواهد داشت.
نظر سنجى ديگرى كه لس انجلس تايمز/بلومبرگ آن را به انجام رسانده است، مى گويد ۵۷ درصد كسانى كه موافق مداخله نظامى امريكا در ايران هستند معتقدند ايران به سمت ساخت بمب اتمى مى رود.
اين نظرسنجى همچنان آشكار مى كند كه هركشورى كه بتواند مواد لازم براى انرژى اتمى را فراهم وتوليد كند بنابراين با اندكى تجهيزات ودانش بيشتر قادر خواهد بود بمب اتمى نيز توليد كند. بنابراين حتى ايران اگر تحت قرارداد «ان. پى. تى» هم به انرژى هسته دست يابد، احتمال دستيابى به بمب اتمى بسيار زياد است. در چنين وضعيتى است كه در نظر سنجى ياد شده ۵۷ درصد خواستار مداخله نظامى در ايران شده اند ويا حداقل مخالفتى با آن نداشته اند.
اين درحالى است كه فايننشال تايمز نوشت سخنان سالانه بوش در خصوص اينكه ايرانى ها توسط گروه معدودى به گروگان گرفته شده اند كه كشور را منزوى كرده اند ومردم را تحت فشار گذاشته اند، به روشنى و وضوح از تمايل وى براى تغيير رژيم در ايران خبر مى دهد. او تندترين سخنان را درمورد ايران بيان كرد.
فايننشنال تايمز مى نويسد، براى اينكه صداى بوش به مردم ايران برسد صداى آمريكا فايل صوتى وترجمه ان را به زبان فارسى را پخش كرد. اگرچه پرزيدنت بوش درخبرى كه رويتر ان را پخش كرد براندازى دولت تهران را رد كرد. بوش گفت چيزى كه من مى گويم اين است كه ما از موقعيت مردم ايران آگاه هستيم وتشخيص مى دهيم كه ازادى موضوعى جهانى است واميدواريم كه روزى آنها در موقعيتى قرار بگيرند تا بتوانند دموكراسى را با منطبق كردن با سنت وعرف ايرانى به دست بياورند.
ناتان براون از اتاق فكرى كارنگى مى گويد لحن بوش آشكارا سخن از تغيير رژيم مى داد. ناتان مى گويد كه امريكا واروپا برنامه «صنعت دموكراسى» را به پايان رسانده اند كه به كشورهاى درحال گذار كمك مى كند به سوى دموكراسى حركت كنند، اما آمريكا آشكار اظهار مى دارد نقشه اى كه براى ايران درسر دارد تغيير رژيم است. منبعى كه نخواسته به تايمز نامش را فاش كند نيز گفته است كه آمريكا گزينه هاى مختلف با ايران را اندك اندك بخشى به خاطر كينه ودشمنى ورزى رئيس جمهورى جديد ايران محمود احمدى نژاد- از دست داده است.
رابرت مى گويد، كميته اقدام سياسى آمريكا-اسراييل (AIPAC)، براى حفاظت از منافع اسراييل خواستار مداخله نظامى در ايران است واين موضوع را به سياستمداران آمريكايى كه بسيار تحت نفوذ چنين محافلى هستند، مورد تأكيد قرار مى دهند.
يكى ازبهانه هائى كه براى اين خواست وجود دارد، سخنان محمود احمدى نژاد رئيس جمهورى ايران در مورد اسراييل بوده است. موضوعى كه به اعتقاد اين گروه براى گوش هاى جهان عرب جذابيت هائى دارد.
شبكه فاكس نيوز طى چند ماهه گذشته برنامه هاى متعددى در خصوص تحريك سياستمداران آمريكا براى حمله به ايران تهيه كرده است. دراين برنامه ها ازدانشمندان تا ژنرال هاى ارتش وكسانى مانند نورث گينكريج رئيس پيشين سناى آمريكا حضور دارند.
براى مثال در ۲۶ و۲۷ ژانويه باب بكل از حزب ليبرال دموكرات به شبكه فاكس نيوز گفت كه امريكا به نوعى دارد درمورد ايران ملاحظه مى كند ونورث گينگريج هم گفت كه رژيم ديكتاتورى ايران به عنوان يكى از تهيه كنندگان بزرگ نفت دردنيا بسيار خطرناك است.
در ۲۷ دسامبر ،۲۰۰۵ استژاتژيست شناخته شده دموكرات پت كادل، گفت گه برخى از اين نظرسنجى ها حتى يك شبه ساخته مى شود تا به نحوى براى حمله به ايران آتش لازم را تهيه كند.
يكى از دلايلى كه برخى از سياستمداران بانفوذ آمريكايى براى حمله به ايران روى ان تأكيد مى كنند؛ اين است كه امريكا عراق را به شيعيانى سپرد كه اتحاد نزديكى با ايران دارند ورابطه نزديكى نيز با حزب الله لبنان به عنوان قوى ترين نيروهاى نظامى در لبنان دارند ويا حماس در فلسطين. اگرچه به نظر انان حمله به ايران از حمله به عراق بسيار ريسكى تر خواهد بود.

صفحه اول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ايران
ورزش
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
آخر هفته
حوادث
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   خواندنى ها   • 
•   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ايران   •   ورزش   •   داستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   تحقيق   •   آخر هفته   •   حوادث   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •