Nimrooz
Vol. 18, No. 868, January 27, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۶۸ - جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴
معماى مرگ دخترى كه خود را اوكراينى مى دانست
دستگيرى مجدد سركرده «باند سياه» كه سال گذشته به اتهام افسادفى الارض محاكمه شده بود
مشاور ارشد وزير اطلاعات دستگير شد
مردان خيابانى زمينه ساز حضور زنان خيابانى هستند
۱۷ جنايت سياه در باغ خرمالو
قتل دو زن در پرونده جانى منطقه «فلاح»
محاكمه دو مرد ايرانى به اتهام قاچاق ايجاد حريق و كلاهبردارى در گوتنبرگ
ليست سياه يك قاتل براى جنايات فاميلى

معماى مرگ دخترى كه خود را اوكراينى مى دانست
مرگ مشكوك يك دختر دانشجو كه خود را تبعه كشور اوكراين معرفى مى كرد، پليس ايران را با يك معماى جنايى روبرو ساخته است.
غروب شنبه گذشته زن جوانى با مأموران كلانترى ۱۲ قزوين تماس گرفت و گفت: طبقه اول خانه ام در قزوين را به يك دختر دانشجو كه خود را «آيدا» اهل اوكراين معرفى مى كرد، اجاره دادم. روز حادثه يكى از دوستان اين دختر دانشجو با تلفن خانه ام تماس گرفت و گفت هر چه با تلفن آيدا تماس مى گيريم، كسى جواب نمى دهد. من هم پشت در آپارتمان آيدا رفتم و با شكستن قفل وارد خانه شدم. ناگهان پيكر بى جان آيدا را ديدم كه نيمه لخت روى كاناپه افتاده بود.
بعد از اين تماس مأموران خود را به محل حادثه رساندند و در يك ساختمان نسبتا قديمى با جسد نيمه برهنه دختر جوانى ۲۵ ساله روبرو شدند كه به نظر مى رسيد از حمام خارج شده و بر روى كاناپه اى در كنار در نيمه باز حمام جان خود را از دست داده است.
ماموران پليس در بررسى هاى اوليه دريافتند، اين دختر جوان كه خود را آيدا تبعه كشور اوكراين معرفى مى كرده، از حدود دو سال قبل به عنوان دانشجوى خارجى شاغل به تحصيل در يكى از دانشگاه هاى دولتى قزوين، در اين خانه اجاره اى زندگى مى كرد.
تحقيقات مأموران حكايت از آن داشت كه اين دختر جوان با لهجه نيمه فارسى و نيمه روسى تكلم مى كرد و خودش را تبعه اوكراين نشان مى داد اما پيدا شدن شناسنامه ايرانى اين دختر كه او را آيدا اهل و ساكن خرم آباد معرفى مى كرد، ابهام درباره اين دختر را دوچندان ساخت.
ماموران بر اين فرضيه بودند كه مرگ دختر جوان احتمال دارد بر اثر گازگرفتگى اتفاق افتاده باشد. به همين علت جسد آيدا به پزشكى قانونى منتقل شد. از طرفى پرونده مرگ مشكوك اين دختر به پليس آگاهى قزوين ارجاع شد و كارآگاهان جنايى به منظور دستيابى به نتيجه اى روشن در اين پرونده پرابهام، تمامى سرشاخه هاى موجود در مرگ آيدا را مورد تحقيق و بررسى قرار دادند. يافته هاى كارآگاهان نشان مى داد، آيدا با افراد مختلفى از جمله چند دختر جوان كه آنان را دانشجو معرفى مى كرد و همچنين مرد ميانسالى به نام حسن ارتباط داشته است. در پى دستيابى به اين اطلاعات، با دستور قضائى، حسن، مردى كه پس از ۲۰ سال اقامت در فرانسه دو سال پيش به ايران برگشته بود، بازداشت شد و تحقيقات از او آغاز گرديد.
اين مرد در جريان بازجوئى با اعتراف به ارتباط خود با آيدا گفت: از حدود ۱۸ ماه قبل، پس از آنكه از فرانسه به ايران برگشتم از طريق يكى از دوستانم با اين دختر جوان كه خود را دانشجو و تبعه كشور اوكراين معرفى مى كرد و علاقه مند بود با من كه سال هاى زيادى در خارج از كشور اقامت داشتم، ارتباط داشته باشد، آشنا شدم.
حسن در ادامه گفت: روز حادثه تلفنى با آيدا صحبت مى كردم. او گفت كه قصد دارد به حمام برود. طى دو ساعت، چندين بار تلفن خانه آيدا را گرفتم، اما او جواب نمى داد. نگران شدم. چون در قزوين نبودم با صاحبخانه آيدا كه زن جوانى است تماس گرفتم و از او خواستم كه سرى به آيدا بزند. آن زن كه براى اطلاع از وضع آيدا به اتاقش رفته بود با جسد بى جان او روبرو شد.
سپس كارآگاهان جنايى قزوين، در جستجو از خانه آيدا، دفترچه خاطرات وى را پيدا كردند كه آيدا در آن نوشته بود: من براى آنكه بتوانم خودم را خارجى و تبعه يك كشور ديگر معرفى كنم چندين سال تمرين كردم كه با گويش تركيبى از فارسى و روسى تكلم كنم.
نوشته هاى دفتر خاطرات آيدا نشان مى داد كه او در چند سال گذشته با افراد مختلفى در ارتباط بوده ولى هيچ يك نتوانستند هويت واقعى او را دريابند.
در همين حال، مأموران پليس با دستيابى به مدارك شخصى آيدا، توانستند ردى از خانواده او به دست آورند. پدر و مادر اين دختر جوان كه براى شناسايى جسد دخترشان به قزوين فراخوانده شدند، با مشاهده جسد در سردخانه تأييد كردند كه جنازه متعلق به دختر آنان بوده كه از حدود ۳ سال قبل به عنوان تحصيل، محل سكونت خود را در خرم آباد ترك و به قزوين آمده است. خانواده اين دختر گفتند كه اين دختر هرگز به كشور خارجى نرفته و ايرانى است.
به گزارش رسيده، پزشكى قانونى علت مرگ آيدا را گازگرفتگى اعلام كرده ولى تشخيص دقيق عامل مرگ را نيازمند بررسى هاى بيشتر دانسته اند. اين در حالى است كه با ارجاع پرونده به دادسراى عمومى و انقلاب، تنها مظنون پرونده نيز با قرار وثيقه ۳۰ ميليون ريالى آزاد شده است.
تحقيقات جنايى پليس همچنان براى روشن شدن زندگى پر رمز و راز آيدا و ارتباطات مشكوك او در قزوين ادامه دارد، اين تحقيقات در شرايطى صورت گرفته كه يافته هاى تازه نشان مى دهد اين دختر جوان در هيچ يك از دانشگاه هاى قزوين تحصيل نمى كرده است!

دستگيرى مجدد سركرده «باند سياه» كه سال گذشته به اتهام افسادفى الارض محاكمه شده بود
در حالى كه سركرده «باند سياه» سال گذشته به اتهام افساد فى الارض تحت محاكمه قرار گرفته بود، امسال بار ديگر به همراه دو همدستش توسط مأموران پايگاه ششم اطلاعات پليس تهران دستگير شد.
سرهنگ ناصر اميريان، رئيس كلانترى ۱۳۲ ضمن اعلام دستگيرى مجدد «سعيد لره» متهم اصلى پرونده «باند سياه» و يادآورى اينكه وى با اعتراف به ۱۴ فقره لواط طى سال گذشته به اتهام افساد فى الارض تحت محاكمه قرار گرفته بود، تصريح كرد: در پى طرح شكايات فردى از متهم ۲۴ ساله به نام «بهشاد» معروف به «گاوكش» به اتهام ضرب و جرح عمدى، سرقت به عنف، كيف قاپى از دخترى جوان و شكستن فك مالباخته طى يك درگيرى و نيز ايجاد رعب و وحشت در منطقه، وى تحت تعقيب مأموران پليس قرار گرفت.
در حالى كه فعاليت پليس جهت دستگيرى متهم ادامه داشت، ۱۵ دى ماه زنى به نام «مريم» با مراجعه به پليس اظهار كرد كه با پسر جوانى به نام «بهشاد» در جلسات گلد كوييست آشنايى پيدا كرده و با ايجاد رابطه با وى پس از مدتى به اتفاق، خانه اى در تهرانپارس اجاره و به مدت ۸ ماه در آنجا زندگى كرده است.
شاكى از آنجايى كه در طول اين مدت، به طور مداوم از سوى «بهشاد» مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با توجه به اينكه از نگهدارى سلاح گرم توسط متهم در منزل مطلع بوده، با مراجعه به پليس طلب كمك كرده است.
به اين ترتيب پليس وارد عمل شد و طى تعقيب و گريزى، «بهشاد» معروف به «گاوكش» را در حالى كه به همراه متهم ديگرى معروف به «محمد عرب» با موتورسيكلت قصد فرار داشتند، دستگير كرده و از «بهشاد» يك قبضه سلاح گرم كشف شد و هر دو متهم در جريان بازجوئى هاى فنى و تحقيقات پليس به جرائم خود اعتراف كردند.
در حالى كه بازجوئى ها از متهمان ادامه داشت، «مريم» با مراجعه به پليس از پيدا كردن يك قبضه سلاح گرم ديگر در ميان لباس هاى «بهشاد» در منزل خبر داد.
متهمان در بازجوئى هاى پليسى به مزاحمت براى نواميس و ربودن دخترى به وسيله يك خودروى پرايد، به همراه «سعيد لره» متهم سابقه دار و سركرده «باند سياه» معترف شدند و مأموران نيز در ادامه عمليات پليسى توانستند وى را غافلگير و در حالى كه قصد فرار داشت دستگير كنند.
بنا به اين گزارش «سعيد لره» سال گذشته در حالى دستگير شد كه در جريان اتهام افساد فى الارض در دادگاه به ۱۴ فقره لواط نوجوانان در شرق تهران به همراه همدستش «عباس» اعتراف كرده و از سوى شعبه دوم داديارى دادسراى امور جنايى تهران تحت محاكمه قرار گرفت.
به گزارش رسيده در پى ربايش دو نوجوان از مقابل مدرسه و شكايت والدين آنها مشخص شد متهم سابقه دارى است معروف به «سعيد لره» كه به اتفاق همدستش «عباس» به شكار نوجوانان در شرق تهران پرداخته است، بطورى كه با انتخاب يك طعمه و طرح اين ادعا كه وى به خواهر يكى از متهمان ناسزا گفته و يا ايجاد مزاحمت كرده، او را با تهديد چاقو و اسلحه به داخل يك كارگاه برده و مورد تجاوز قرار مى دادند و با وجود اينكه اين پرونده تحت عنوان «فساد فى الارض» در جريان بررسى قضائى قرار گرفته است، اما ما بار ديگر نيز شاهد دستگيرى وى بوديم.
هر سه متهم در سطح منطقه محل ارتكاب جرم متهمان گردانده شدند.

مشاور ارشد وزير اطلاعات دستگير شد
فردى كه خود را با عنوان جعلى مشاور ارشد وزير اطلاعات معرفى كرده و با اين روش بيش از ۵۰۰ ميليون تومان كلاهبردارى كرده بود توسط مأموران شناسايى و دستگير شد.
به گزارش رسيده، چندى پيش مردى با مراجعه به شعبه اول دادسراى ناحيه ۱ شميران و طرح شكايتى از اين كلاهبردار مأموران را در جريان فعاليت مجرمانه اين شياد قرار داد.
اين مرد در شكايتش به بازپرس گفت: چندى پيش مشكلى در شهردارى محل داشتم و اين مرد با مراجعه به من خود را دكتراى حقوق و مشاور ارشد وزير اطلاعات معرفى كرده و به من گفت كه در ازاى دادن يك اتومبيل گالانت به دختر شهردار مى تواند مشكل من را در شهردارى حل كند.
وى در ادامه شكايتش بيان كرد: من كه به شدت دنبال درست كردن كارم در شهردارى بودم موافقت كرده و اتومبيل گالانتى را خريدارى و به نام وى منتقل كردم و منتظر شدم تا كارم در شهردارى حل شود كه بعد از مدتى هيچ اقدامى انجام نشد و من با مراجعه به اين شياد اعتراض كردم كه وى ضمن تهديد من گفت: در صورتى كه حرفى بزنم سر پسر من را بريده و برايم ارسال مى كنند.
پس از ادعاى اين مرد بازپرس شعبه اول دادسراى ناحيه ۱ شميران دستور شناسايى و دستگيرى اين متهم را به حفاظت اطلاعات نيروى انتظامى داد و مأموران با مطرح شدن شكايت هاى ديگرى از اين كلاهبردار موفق به شناسايى مخفيگاه او و دستگيرى وى شدند.
ماموران در تحقيقات خود دريافتند كه متهم به نام سيدناصر الف با جعل عنوان دكتراى حقوق و مشاور ارشد وزير اطلاعات افرادى را كه در ادارات مختلف داراى مشكل بودند شناسايى و سپس با وعده حل كردن مشكلات آنها از افراد مبالغى را دريافت كرده است.
اين متهم تاكنون به اخاذى به اين روش به مبلغ ۵۰۰ ميليون تومان اعتراف كرده است.
بازداشت دو زن در حرم به جرم فريب دختربچه ها
دو زن به جرم فريب دختربچه ها و قاپيدن طلا و جواهر همراه آنان در حرم حضرت عبدالعظيم دستگير شدند.
به افسران كلانترى ۱۷۲ شهر رى اطلاع رسيد دو زن با ظاهرى آراسته، النگو و گوشواره هاى دختربچه اى به نام «زهرا س» را در حرم حضرت عبدالعظيم قاپيده و به دنبال بيراهه اى براى فرار هستند. بنابراين پليس بلافاصله دست به كار شد و خيلى زود كتايون و مهناز را كه هر دو ۲۹ ساله هستند دستگير كرد. سپس در بازرسى از اين دو زن، شش حلقه النگو، دستبند و گردنبند طلا كشف شد و آنان كه به احتمال فراوان مجرمان حرفه اى اند براى تكميل تحقيقات به كلانترى انتقال يافتند. گفته هاى زهراى كوچولونشان مى دهد كتايون و مهناز او را دور از چشم خانواده اش با چرب زبانى فريب دادند و نقشه خود را اجرا كردند.
زن خيانتكار نقشه قتل شوهرش را كشيد
يك زن افغان كه با همدستى جوان بيگانه اى شوهرش را به قتل رسانده بود، چندى پيش در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى به پاى ميز محاكمه رفت اما به دليل وجود نقض قانونى در پرونده، اين زن مجدداً محاكمه مى شود.
اين زن ۱۷ ساله كه فاطمه نام دارد تيرماه سال گذشته با همدستى جوانب غريبه، شوهرش را با ضربات چاقو كشته است.
روز حادثه اين زن با مأموران آگاهى كرج تماس گرفت و گفت: صبح براى خريد از خانه ام بيرون رفتم و وقتى برگشتم ديدم كه شوهرم را با ضربات چاقو كشته اند!
ماموران آگاهى كرج بعد از اين تماس در محل حادثه حاضر شدند. در بررسى هاى اوليه مأموران متوجه ضد و نقيض گوئى هاى زن افغان شدند، اين زن را بازداشت كردند و بازجوئى هاى فنى از وى آغاز شد.
فاطمه سرانجام قفل سكوت را شكست و به قتل شوهرش با همدستى يك جوان افغان اعتراف كرد و گفت: دو سال پيش با شوهرم در افغانستان ازدواج كردم و با هم به ايران آمديم و در خانه اجاره اى در كرج زندگى مى كرديم.
شوهرم اخلاق بدى داشت و مرتب مرا كتك مى زد. در همين حين با يك جوان افغان ۱۹ ساله به نام فرهاد آشنا شدم. با او درد دل مى كردم كه شوهرم چقدر مرا آزار مى دهد.
بخاطر همين با همدستى فرهاد نقشه قتل شوهرم را كشيدم. روز حادثه، فرهاد به خانه ما در كرج آمد. منتظر نشستيم تا شوهرم از سركار بيايد. وقتى شوهرم وارد خانه شد، فرهاد با چاقويى كه از قبل براى او تهيه كرده بودم، به شوهرم حمله ور شد و او را كشت. سپس دست هاى خونى اش را شست و از خانه مان رفت. من هم با پليس تماس گرفتم و گفتم كه وقتى وارد خانه شدم، ديدم كه شوهرم را كشته اند. مأموران جوان قاتل را هم دستگير كردند و هر دو بازداشت شدند.
چند روز پيش محاكمه اين زن و مرد جوان افغان در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى برگزار شد.
در ابتداى جلسه نماينده دادستان براى متهمان تقاضاى مجازات كرد و سپس فرهاد در جايگاه اتهام قرار گرفت.
رئيس دادگاه از فرهاد پرسيد: اتهام شما قتل عمدى مرد افغان و رابطه نامشروع با همسر مقتول و اقامت غيرمجاز در ايران است، آيا اتهامات را قبول داريد؟
فرهاد گفت: بله قبول دارم، اما فاطمه مرا اغفال كرد تا شوهرش را بكشم. من قصد قتل نداشتم.
قاضى: چطور با فاطمه آشنا شديد؟
فرهاد: در خيابان فاطمه را ديدم. در تلفن عمومى مشغول گفتگو بود كه به او پيشنهاد دوستى دادم. اوائل فكر مى كردم او يك دختر است. مى گفت با خانواده اش از افغانستان به ايران آمده اند، اما بعد از مدتى فهميدم كه شوهر و يك بچه يك سال و نيمه دارد.
در ادامه جلسه، رئيس شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى گفت: چون ولى دم تنها كودك يك سال و نيمه مقتول است، جلسه دادگاه تجديد مى شود. پرونده به علت عدم حضور ولى شرعى و اولياى دم از لحاظ قانونى نيازمند يك قيم قانونى است، زيرا در قانون ما نمى توان براى يك فرد تبعه افغانستان قيم قانونى در نظر گرفت. به همين دليل بايد قيم شرعى وجود داشته باشد. در حال حاضر در كشور ما قيم شرعى رئيس قوه قضائيه است كه اين مسأله در جريان پرونده مورد توجه قرار نگرفته است.
برهمين اساس فرهاد به اتهام قتل عمدى، رابطه نامشروع و اقامت غيرمجاز در ايران و فاطمه به اتهام معاونت در قتل عمدى همسرش با قراردادن چاقو در اختيار فرهاد، با توجه به نقث قانونى گرفته شده بار ديگر در اين شعبه محاكمه خواهند شد.
شرور معروف عجبشير كشته شد
فرمانده منطقه انتظامى عجبشير گفت: يك شرور معروف اين شهرستان به نام «اصغر. ن» در درگيرى با مأموران انتظامى به هلاكت رسيد.
سرهنگ پاسدار ضرغام احمدى، روز جمعه در گفتگو با خبرنگار ايرنا افزود: اين شرور ۳۷ ساله مدت ۲۰ سال بود كه با شرارت هاى مختلف در منطقه موجب رعب و وحشت مردم اين شهرستان شده بود.
وى گفت: مأموران انتظامى اين شهرستان پس از ماه ها تعقيب و مراقبت وقتى مى خواستند اين فرد را در مخفيگاه خود در كمربندى غربى عجبشير دستگير كنند با تيراندازى و درگيرى وى مواجه شدند كه در اين درگيرى اين شرور كشته شد.
وى افزود: اين شرور دهها مورد جرم شامل ضرب وجرح با چاقو، سرقت، مزاحمت به ناموس مردم، زنا، نشر اكاذيب و افترا، حمل و نگهدارى اسلحه غير مجاز جنگى و قاچاق مواد مخدر در اين شهرستان مرتكب شده بود. وى گفت: شراكت در دو مورد قتل، ۱۴ مورد سابقه كيفرى و زندان در زمينه هاى مختلف و باج گيرى از ديگر جرايم اين شرور بود.
شهرستان ۶۴ هزار نفرى عجبشير در جنوب غربى استان آذربايجان شرقى قرار دارد.
زن خيانتكار بخاطر انتقام شوهرش را كشت
«ساعت ۴ صبح بود كه من و خواهرم متوجه شديم مادرمان، پدر را كشته است و...» اين حرف هاى يك دختر نوجوان است كه هفته پيش در دادگاه كيفرى حاضر شد و ماجراى قتل پدرش را بازگو كرد. مادر اين دختر نوجوان كه با همدستى يك پسر ۱۸ ساله، شوهرش را به قتل رسانده بود در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به پاى ميز محاكمه رفت.
در ابتداى جلسه دلدارى، نماينده دادستان به شرح ماجراى پرونده پرداخت و گفت: در اين پرونده متهمان محمد ۱۸ ساله (متهم رديف اول) متهم به قتل عمدى و بهجت ۳۵ ساله (متهم رديف دوم) به اتهام معاونت در قتل و امير ۱۹ ساله (متهم رديف سوم) به اتهام معاونت در قتل پدرش (امير پسر متهم رديف دوم است) حضور دارند.
ماجرا اين گونه بود كه محمد با همدستى بهجت و امير پسر مقتول شوهر بهجت را به قتل رساندند. در تاريخ ۲۷ ارديبهشت ماه امسال مأموران كلانترى كرج هنگام گشت در بيابان مشكين دشت كرج جنازه مرد جوانى را پيدا كردند كه سرش از تنش جدا شده بود. جسد اين مرد به پزشكى قانونى انتقال يافت و روشن شد كه وى در اثر خفگى مرده و سپس گلويش را با چاقو بريده اند.
در تحقيقات اوليه مشخص شد كه مقتول مهدى نام داشته است. همسر مهدى به اداره آگاهى كرج احضار شد و در بازجوئى هاى اوليه گفت: شوهرم مسافركش است. ساعت ۴ صبح روز حادثه از خانه خارج شد اما ديگر برنگشت تا اينكه متوجه شدم جنازه اش پيدا شده است. احتمالا سارق يا زورگيران او را كشته اند!
كارآگاهان تحقيقات بيشترى از اين زن انجام دادند تا اينكه وى در بازجوئى هاى فنى پليس به قتل شوهرش با همدستى پسرش و يك پسر ۱۸ ساله اعتراف كرد و گفت: شوهرم اعتياد شديدى به مواد مخدر داشت و مرتب مرا اذيت مى كرد تا اينكه چندى پيش با يك پسر ۱۸ ساله به نام محمد آشنا شدم و با همدستى او نقشه قتل شوهرم را كشيديم.
صبح روز حادثه به داروخانه رفتم و مقدارى قرص خواب آور خريدم. سپس به خانه برگشتم و قرص ها را در غذاى شوهرم ريختم. بعد از شام هنگامى كه دو دختر نوجوان و پسر ۱۹ ساله ام خوابيده بودند با موبايل محمد (پسر ۱۸ ساله) تماس گرفتم و از او خواستم كه به خانه ام بيايد تا نقشه مان را عملى سازيم. محمد ساعت يك بامداد بود كه به خانه ام در كرج آمد. سپس به كمك محمد دست و پاى شوهرم را كه در اثر خوردن قرص هاى خواب آور بيهوش شده بود، بستيم. در همين حين شوهرم به هوش آمد و محمد از ترس به حياط رفت. محمد هنگامى كه به حياط مى رفت، ناخواسته پاى پسرم را لگد كرد كه باعث بيدار شدن پسرم شد. به پسرم گفتم كه بيا با ما همكارى كن وگرنه تو را هم مى كشيم.
سپس محمد (متهم رديف اول) به داخل اتاق برگشت و با دو دست گلوى شوهرم را فشار داد كه مقدارى خون از گوش شوهرم بيرون زد. سپس تا ساعت ۴ صبح صبر كرديم و بعد به همراه محمد جسد را به صندلى عقب ماشين شوهرم منتقل كرديم و جنازه را در بيابان مشكين دشت انداختيم. در همين حين متوجه شدم كه بدن شوهرم داغ است به محمد گفتم كه او هنوز زنده است. محمد هم با چاقو گلوى شوهرم را بريد.
بعد از صحبت هاى نماينده دادستان، پدر مقتول تقاضاى قصاص عروس و پسر ۱۸ ساله او را كرد.
سپس دو دختر نوجوان مقتول تقاضاى مجازات براى مادرشان را كردند. يكى از دختران مقتول گفت: شب حادثه من و خواهرم كنار هم خوابيده بوديم كه متوجه سر و صدايى شديم، چشمانم را باز كردم و ديدم يك مرد نقابدار بالاى سر پدرم نشسته و به همراه مادرم مشغول بستن دست و پاى پدرم هستند. مامانم به من گفت: برو زير پتو بخواب، پدرت بخاطر اعتياد شديدش تشنج كرده و مى خواهيم او را به زندان ببريم تا در آنجا تركش دهند. من هم زير پتو گريه مى كردم. چون دلم نمى خواست پدرم را به زندان ببرند. بعد از چند لحظه صداى مامانم را شنيدم كه به برادرم مى گفت: امير بيا كمك. امير (برادرم) مى گفت: نمى تونم، آخه بابامه... در آن لحظه فهميدم كه مادرم قصد كشتن پدرم را دارد.
بعد آن پسر غريبه مى گفت بيا جنازه را بيرون ببريم. اما مادرم مى گفت: نه تا ساعت ۴ صبح صبر كن. چون مهدى (پدرم) هميشه ساعت ۴ صبح مى رفت مسافركشى. بعد از اينكه جنازه بابام را بيرون بردند بعد از يك ربع مادرم برگشت، با گريه به او گفتم چرا پدرم را كشتى، حداقل طلاق مى گرفتى. مادرم هم با گريه گفت: من بخاطر آينده شما اين كار را كردم.
بعد از حرف هاى اين دختر نوجوان، بهجت (متهم رديف دوم) در جايگاه متهم قرار گرفت.
قاضى به بهجت گفت:
اتهام شما معاونت در قتل شوهرتان است، آيا اين اتهام را قبول داريد؟
بهجت گفت: بله، قبول دارم.
قاضى: انگيزه شما از ارتكاب اين قتل چه بود؟
بهجت: انتقام از شوهرم. من ۲۰ سال بود كه با شوهرم زندگى مى كردم. در اين مدت شوهرم خيلى اذيتم مى كرد، كتكم مى زد و به من خيانت مى كرد.
تا اينكه چند سال پيش هم در دام اعتياد شديدى گرفتار شد و اسير مشكلات مالى شديم.
من هم مجبور بودم براى تامين مالى بچه هايم كارهاى خلاف انجام بدهم.
تا اينكه يك روز با محمد كه در همسايگى ما مغازه داشت، آشنا شدم. با او رابطه برقرار كردم و به او گفتم كه شوهرم مرا اذيت مى كند. بخاطر همين نقشه قتل شوهرم را كشيديم. مى خواستم شوهرم را از بين ببرم تا بتوانم بچه هايم را خوشبخت كنم. شب حادثه در غذاى شوهرم مقدارى قرص خواب آور ريختم و با موبايل با محمد تماس گرفتم. او هم در خانه ام حاضر شد. آن شب پسرم نمى دانست كه من قصد كشتن شوهرم را دارم. به او گفتم كه پدرت تشنج كرده، بيا با كمك پسر همسايه مان پدرت را به داخل ماشين ببريم تا او را به بيمارستان برسانيم او هم از همه جا بى خبر پاى شوهرم را گرفت و جسد را به داخل ماشين شوهرم منتقل كرديم. سپس من به همراه محمد به بيرون رفتيم. محمد گفت بيا جنازه را به داخل رودخانه بيندازيم. اما من مخالفت كردم. گفتم جنازه را در بيابان بينداز تا فكر كنند زورگيران او را كشته اند.
بعد جنازه را به بيابان انداختيم اما متوجه شدم كه او هنوز زنده است. محمد چاقويى از جيبش در آورد و گفت بيا شوهرت را بكش. گفتم من اين كار را نمى كنم. محمد به بالاى جسد در بيابان رفت و بعد از چند دقيقه برگشت و گفت: گلويش را بريدم.
بعد از حرف هاى اين زن خيانتكار، وكيل متهم به دفاع از موكل پرداخت. سپس محمد (متهم رديف اول) در جايگاه اتهام قرار گرفت. رئيس دادگاه از وى پرسيد:
اتهام شما داير بر قتل عمدى شوهر بهجت (متهم رديف دوم) است، آيا اين اتهام را قبول داريد؟
محمد گفت: خير، قبول ندارم. من در بازپرسى هم گفتم: اين زن مرا طعمه خود قرارداد. شب حادثه با من تماس گرفت و گفت مى خواهم شوهرم را بكشم تو فقط نقش راننده را براى من داشته باش، تا جسد را به خارج از خانه منتقل كنم. وقتى من به خانه بهجت رفتم به كمك او پيكر بى حس شوهرش را داخل ماشين گذاشتم و خودش در بيابان گلويش را بريد. من هيچ نقشى در قتل شوهر بهجت نداشتم.
بعد از حرف هاى اين متهم، وكيل وى به دفاع از موكلش پرداخت.
پسر مقتول كه متهم رديف سوم است در دفاع از خود به قضات گفت: من نمى دانستم، مادرم، پدرم را كشته است و اتهام معاونت در قتل را قبول ندارم. در آن لحظه خواب آلود بودم و متوجه حضور محمد در خانه مان نشدم. مادرم گفت پدرت تشنج كرده مى خواهم او را به بيمارستان ببرم و ديگر چيزى يادم نمى آيد.
اين جلسه محاكمه تا ساعت ۱۴‎/۳۰ به طول انجاميد. در جلسه بعدى كه هفته گذشته به صورت غيرعلنى تشكيل شد، قضات شعبه ۷۱دادگاه كيفرى به اتهام رابطه نامشروع محمد و بهجت رسيدگى كردند و قرار است بزودى حكم نهايى متهمان صادر شود.

مردان خيابانى زمينه ساز حضور زنان خيابانى هستند
رئيس انجمن مددكارى ايران، اعلام كرد: زندانى كردن زنان خيابانى پاك كردن صورت مسأله و برخورد با معلول است.
دكتر مصطفى اقليما، رئيس انجمن مددكارى ايران، به ايلنا، گفت: برخوردهاى پليسى با زنان خيابانى مشكلى را حل نمى كند و تنها به صورت موقت، از حضور تعدادى از آنها در خيابان جلوگيرى مى كند.
وى افزود: بسيارى از زنان خيابانى بر اثر فقر و تورم به خيابان ها كشيده مى شوند و برخوردهاى ضربتى با آنها پاسخگو نيست.
به گفته اقليما، در حال حاضر، يك ميليون و ۲۰۰ هزار زن سرپرست خانوار در جامعه وجود دارد كه در صورت عدم حمايت از آنها، احتمال آسيب ديدن آنان وجود دارد.
وى تصريح كرد: زنان سرپرست خانوار بايد مورد حمايت جدى قرار گيرند، زيرا مستمرى هاى ناچيزى كه از سوى نهادهاى حمايتى به آنها ارائه مى شود، نمى تواند پاسخگوى نياز زندگى آنها باشد.
وى يادآور شد: متاسفانه مسوولان كشور، بدترين شيوه برخورد با زنان خيابانى يعنى سرپوش گذاشتن بر روى آنها را انتخاب كرده اند و فكر مى كنند، زندانى كردن و چند روز دور كردن آنها از خيابان ها، مشكل را برطرف مى كند.
رئيس انجمن مددكارى ايران، با اشاره به كاهش سن روسپيگرى، گفت: طبق اعلام برخى مسوولان استانى، سن روسپيگرى به زير ۱۵ سال رسيده كه اين موضوع بسيار اسفبار است.
وى خاطرنشان كرد: روسپى واقعى كسى است كه براى لذت بردن اقدام به تن فروشى كند، در حالى كه بسيارى از زنان خيابانى بر اثر فقر و مشكلات اقتصادى به اين كار وادار شده اند.
به گفته اقليما، در صورتى كه بسيارى از زنان خيابانى شغل مناسبى پيدا كنند، از تن فروشى دست مى كشند و به زندگى عادى بازمى گردند، اما در حالى كه افراد تحصيلكرده كشور از بيكارى شاكى هستند، ايجاد شغل براى اين زنان بسيار مشكل است.
وى افزود: يكى از مباحثى كه در زمينه زنان خيابانى مورد بى توجهى قرار گرفته، اين است كه مردان خيابانى و متقاضى، زمينه ساز وجود زنان خيابانى هستند.
وى با اشاره به اينكه بسيارى از زنان خيابانى به دليل مشكلات اقتصادى به اين كار كشيده شده اند، گفت: مردان خيابانى كه به نياز زنان واقف هستند، آنها را وارد چرخه فحشاء مى كنند و از طريق باندهاى خود، مانع از خروج آنان مى شوند.
اقليما يادآور شد: متاسفانه مسوولان علت ها را ناديده گرفته و با معلول ها برخورد مى كنند كه اين كار هيچ گاه نتايج مطلوبى در بر نخواهد داشت.
به اعتقاد وى، سازمان بهزيستى متولى ساماندهى زنان خيابانى است، اما اين سازمان به تنهايى نمى تواند كارى كند و بايد تمامى ارگان ها، نيروها و توان خود را بسيج كنند.
رئيس انجمن مددكارى ايران، خاطرنشان كرد: بهزيستى نيازمند نيروهاى متخصا و مددكار است كه اين كار كمك دولت را مى طلبد تا حمايت مالى خوبى از اين سازمان كند و نيروهاى متخصا در اين سازمان استخدام شوند.
وى گفت: وجود آسيب اجتماعى زنان خيابانى باعث شكل گيرى باندهاى فساد و فحشاء مى شود و تا زمانى كه برخورد قطعى با چنين معضلى صورت نگيرد، نمى توانيم با اين مشكل برخورد كنيم.
اقليما، با اشاره به برخى رفتارهاى نامناسب مسوولان، گفت: گاهى برخوردهاى اشتباه نيروى انتظامى با دختران و پسران، زمينه ساز فرار آنها از منزل و حضور در خيابان ها مى شود.
وى خاطرنشان كرد: باندهاى فساد و فحشاء نيز با مقاصد اقتصادى بلافاصله آنها را جذب كرده و كارشناس سااز حضور آنها سوءاستفاده مى كنند.
سوءقصد به جان زن جوان در تهران ناكام ماند
دو مرد كه با انگيزه اى نامشخص قصد داشتند زن جوانى را در خانه اش در تهران به قتل برسانند، با حضور به موقع خواهر اين زن جوان در اجراى نقشه خود ناكام ماندند.
در آخرين ساعات روز پنجشنبه هفته گذشته مأموران كلانترى ۱۳۴ شهرك غرب در جريان سوءقصد به جان زن ۳۲ ساله اى قرار گرفتند.
ماموران پس از حضور در محل از خواهر اين زن كه مأموران را در جريان قرار داده بود تحقيق كردند و او مدعى شد عصر پنجشنبه با خانه خواهرم تماس گرفتم ولى كسى به تلفن جواب نداد بخاطر اينكه مطمئن بودم خواهرم در خانه است به موضوع مشكوك شدم. سريع خود را به خانه خواهرم رساندم. در خانه بسته بود و هيچكس در را باز نمى كرد. با كمك همسايه ها در خانه را بازكرديم. پس از ورود به خانه با بدن نيمه جان خواهرم روبرو شدم كه كابل مشكى رنگى محكم به دور گردنش بسته شده بود.
كابل را باز كردم. هنوز نبض خواهرم مى زد. او را سريع به بيمارستان رسانديم و از مرگ نجات يافت.
زن صاحبخانه در بازجوئى ها گفت: عصر پنجشنبه دو مرد جوان با تهديد و زور وارد خانه ام شدند. آنها سپس كابلى را به دور گردنم انداختند و محكم آن را كشيدند. دو مهاجم سپس به خيال اينكه من مرده ام محل را ترك كردند.
ماموران همچنين در بررسى خانه اين زن متوجه شدند مهاجمان هيچ شيئى را از آنجا سرقت نكرده اند.
هم اكنون كارآگاهان پليس آگاهى با چهره نگارى از دو مرد جوان در جستجوى آنها هستند تا با دستگيرى دو مهاجم انگيزه آنها را از اقدام به قتل مشخص كنند.

۱۷ جنايت سياه در باغ خرمالو
پنج عضو يك شبكه آدم ربايى كه پس از كشاندن زنان و دختران جوان به باغى در منطقه شهريار، آنان را مورد تجاوز قرار مى دادند، دستگير شدند.
رديابى هاى اين متهمان به دنبال ارائه شكايت هائى از سوى چند زن جوان از سوى كارآگاهان اداره ۵ آگاهى تهران آغاز شد.
براساس شكايت هاى مطرح شده اعضاى اين باند تحت عنوان مسافركش، در مسير تهران به شهريار زنان جوان را سوار كرده و به باغى در حاشيه شهريار مى كشاندند. يكى از شاكيان پرونده كه زن جوانى است در اين باره به كارآگاهان آگاهى تهران گفت: هنگامى كه منتظر خودروى مسافركش بودم تا به خانه مان بروم يك پرايد در مقابلم توقف كرد. دو پسر جوان سرنشينان آن بودند. در صندلى عقب پرايد سوار شدم، لحظاتى پس از حركت آنان به جاده اى كه به سمت شهريار مى رفت پيچيدند. خواستم به اين كار آنها اعتراض كنم كه مسافر صندلى شاگرد كاردى را در مقابل صورتم گرفت.
با تهديد او از ترس جانم ساكت ماندم. تصور مى كردم آنها سارق هستند و دقايقى بعد با گرفتن اشياى باارزشى كه همراهم است، مرا رها مى كنند. خودروى آنها ساعتى بعد در برابر يك باغ متوقف شد. آنها مرا به زور وارد باغ كردند. در آنجا پسر جوان ديگرى نيز انتظارشان را مى كشيد. سپس با تهديد به مرگ هر سه به وحشيانه ترين شيوه ممكن مرا مورد شكنجه قرار دادند تا به خواسته شوم آنها تن بدهم.
چند ساعت بعد در حالى كه حالم اصلاً خوب نبود، مرا سوار خودرو كرده و در منطقه خلوتى رها كردند.
با توجه به اين شكايت و شكايت هاى مشابه ديگرى كه از سوى زنان و دختران جوان ديگر مطرح شده بود اكيپى از كارآگاهان جنايى تهران تجسس براى رديابى باند شكارچيان زنان و دختران جوان را آغاز كردند.
براساس اطلاعاتى كه قربانيان اين باند از موقعيت جغرافيايى باغ متروكه و سرنشينان پرايد در اختيار پليس قرار داده بودند، مأموران توانستند آنجا را رديابى كرده و سه پسر جوان را بازداشت كنند.
اين متهمان در جريان بازجوئى هاى پليسى گفتند: مدتى قبل اقدام به سرقت دو دستگاه خودروى پرايد كرديم. با استفاده از اين خودروها در ساعاتى از روز كه تردد خودروها كمتر بود با پرسه زدن در غرب تهران طعمه هاى خود را شكار مى كرديم.
مسافران ما وقتى سوار مى شدند تصورشان بر اين بود كه ما مسافركش هستيم ولى پس از فاش شدن هويت واقعى مان با تهديد كارد آنها را وادار به سكوت مى كرديم. پس از انتقال آنها به باغ خرمالو در حاشيه شهريار نقشه خود را به اجرا در مى آورديم. با اعترافات مطرح شده از سوى اين متهمان چند تن از همدستان آنها نيز رديابى و بازداشت شدند. براساس اطلاعات به دست آمده تاكنون اعضاى اين شبكه آدم ربايى، ربودن و شكنجه و تجاوز به ۱۷ زن و دختر جوان را به گردن گرفتند.
مرگ تلخ به خاطر نمره ۲۰
هيچكس نمى دانست وقتى خبر گرفتن بالاترين نمره فيزيك مدرسه داده شود، چه اتفاق تلخى خواهد افتاد.
صبح روز سه شنبه ۲۷ دى ماه عده اى از دانش آموزان سال اول دبيرستان پسرانه نظام مافى كه پس از دادن امتحان درس فيزيك نگران نمرات خود بودند، بعد از زنگ تفريح اول در حياط جمع شدند. محمد بيجارچيان در حاليكه در گوشه اى از حياط ايستاده بود، ناگهان در ميان حيرت و ناباورى دوستانش پس از اينكه شنيد او در امتحان فيزيك موفق به گرفتن نمره ۲۰ شده است، ناگهان دچار تشنج شده و جان سپرد. ساعت ۹ صبح بود كه مأموران كلانترى ۱۱۹ مهرآباد پس از دريافت گزارشى از مرگ مشكوك پسر نوجوان به مدرسه رفته وتحقيقات خود را آغاز كردند. يكى از دبيران مدرسه در حاليكه به شدت متأثر بود گفت: محمد يكى از بهترين دانش آموزان مدرسه بود و در سال اول دبيرستان درس مى خواند. چند روز پيش بود كه امتحانات آنها تمام شد.
وى گفت: امروز در زنگ تفريح دو تن از دوستانش كه متوجه شده بودند او در فيزيك نمره ۲۰ گرفته است به او خبر مى دهند محمد براثر خوشحالى زياد ناگهان دچار تشنج مى شود. وى افزود: ماخيلى تلاش كرديم تا او را نجات دهيم ولى بى فايده بود. مادر اين پسر در حاليكه به شدت مى گريست گفت: پسرم را بدون پدر به سختى بزرگ كرده بودم. او دچار بيمارى تنگى نفس بود و گاهى دچار تشنج مى شد. آن روز هم وقتى بچه ها به او خبر داده بودند كه زحماتش به نتيجه رسيده و نمره ۲۰ گرفته دچار تشنج شده است.

قتل دو زن در پرونده جانى منطقه «فلاح»
مطرح شدن قتل يك زن ديگر در پرونده جنايت منطقه «فلاح» تهران رسيدگى به اين ماجرا را وارد مرحله تازه اى كرد.
در جريان اين جنايت كه روز دوشنبه ۲۱ شهريورماه سال جارى در خيابان جليلى فلاح در جنوب تهران رخ داد، مرد جوانى با كشاندن يك زن به خانه اش، او را با ضربات كارد از پاى درآورد.
راز اين حادثه ساعت ۱۹ و ۵۰ دقيقه به دنبال بازگشت بى مقدمه زن عامل جنايت به خانه اش فاش شد. وى با مشاهده فرار ناگهانى شوهرش از خانه احساس كرد بايد حادثه ناگوارى رخ داده باشد، بنابراين بسرعت وارد خانه شده و با پيكر مثله شده زن جوانى روبرو شد.
با تماس اين زن، دقايقى بعد اكيپى از مأموران خود را به محل حادثه رساندند. تحقيقات پليسى براى رديابى شوهر فرارى درحالى آغاز شده بود كه سر قربانى جنايت به محل ديگرى انتقال داده شده بود. با توجه به اين اتفاقات، تجسس هاى مأموران براى شناسايى مخفيگاه متهم فرارى آغاز شد.
براساس اين بررسى ها، پليس دريافت وى از كارگران يك رستوران در شمال شهر تهران است. با اين اطلاعات، پليس اين محل را به صورت نامحسوس تحت نظر قرار داد تا اينكه در نخستين ساعات صبح روز بعد از حادثه متهم هنگامى كه براى تسويه حساب به رستوران مورد نظر مراجعه كرده بود، دستگير شد.
«ابوالفضل پس از انتقال به كلانترى اعتراف كرد قبل از اين جنايت بارها زنهاى جوان را در غياب همسرشان به خانه خود آورده و با آنها رابطه نامشروع برقرار كرده است». درحالى كه با اعترافات صريح متهم، بازپرس رسيدگى كننده به پرونده قرار مجرميت براى متهم صادر كرده بود، شكايت يك مرد پرونده را بار ديگر به جريان انداخت.
اين مرد كه ساكن شهرستان كرج است، در شكايت خود ادعا كرده بود زن جوانش پس از حركت به سمت تهران به طور اسرارآميزى ناپديد شده است.
از آنجايى كه فاصله ناپديد شدن اين زن و پيدا شدن جسد زن مثله شده در منطقه» فلاح «در يك مدت كوتاه زمانى بود، پليس با احتمال اينكه اين زن نيز از سوى ابوالفضل به قتل رسيده و جسدش معدوم شده باشد، تحقيقات در اين باره را آغاز كردند.
از سوى ديگر به دستور بازپرس پرونده قرار است جهت تعيين قطعى اينكه جسد مثله شده متعلق به قربانى حادثه است، آزمايش DNA از او و چند تن از بستگان درجه اول او انجام شود. به گزارش رسيده، متهم مدعى شده كه سر قربانى جنايت را داخل پلاستيكى گذاشته و در سطل زباله انداخته است، ولى تجسس هاى پليسى براى رديابى آن بى نتيجه ماند.

محاكمه دو مرد ايرانى به اتهام قاچاق ايجاد حريق و كلاهبردارى در گوتنبرگ
۲ مرد ايرانى در شهرگوتنبرگ سوئد به اتهام قاچاق مواد مخدر، آتش زدن رستوران و كلاهبردارى از شركت بيمه محاكمه شدند.
صاحب ۳۵ ساله رستوران ايرانى و همدست ايرانى ۴۸ ساله ديگر وى در شهر گوتنبرگ به اتهام قاچاق مواد مخدر، آتش زدن رستوران و نايت كلاب خود و نيز اقدام به كلاهبردارى از شركت بيمه مورد محاكمه قرار گرفته اند.
مرد ۳۵ ساله ايرانى صاحب نايت كلاب شروم و نيز رستوران هوست واقع در «سودرا هامن گاتان» شماره ۴۷ در منطقه برونز پاركن در شهر گوتنبرگ است.
درآمد او از اين نايت كلاب و رستوران كه وى را به مبلغ حدود يك ميليون كرون در سال ۲۰۰۲ خريدارى كرده و چندين ميليون نيز خرج آن كرده بود كفاف مخارج را نمى داد و هر ساله با ضرر بيشترى مواجه مى شد. تركيدن لوله و صدمات ناشى از آب گرفتگى نيز كه فعاليت را براى مدتى تعطيل نموده و نيز اجاره ماهانه ۱۰۰ هزار كرونى رستوران و «نايت كلاب» نيز مزيد بر علت گرديد.
در پرونده آمده است: اين ايرانى ۳۵ ساله سرانجام تصميم گرفت تا جهت افزايش درآمد خود ابتدا دست به قاچاق مواد مخدر بزند. او از طريق يك فرد ۵۷ ساله مقيم آلمان كه او هم تحت محاكمه قرار دارد حدود ۵ كيلو ترياك با ارزش خيابانى نيم ميليون كرون جهت فروش در سوئد سفارش داد. ترياك سفارش داده شده توسط اتومبيل همين مرد از آلمان به سوئد وارد شد.) مرد ۵۷ ساله به جرم خود اعتراف كرده است. (پليس بخشى از ترياك را در كاروانى كه متعلق به مرد ۳۵ ساله ايرانى است و به عنوان مسكن مورد استفاده همدست ۴۸ ساله وى قرار ميگرفت پيدا نمود. پليس تمامى مراحل اين قاچاق را زير كنترل خود داشته و حتى رسيد مبلغ ۲۵۰ هزار كرون را كه روز قبل از تحويل ترياك از كرون به يورو تبديل شده است و تصور مى رود جهت پرداخت بهاى ترياك قاچاق مورد استفاده قرار گرفته باشد در دست دارد.
در حالى كه مرد ۳۵ ساله و همدست ۴۸ ساله اش به واسطه قاچاق و فروش مواد مخدر تحت نظر پليس قرار دارند فكر بزهكارى جديدى به سر او زد كه با آتش زدن نايت كلاب و رستورانى كه مرتب ضرر مى دهد و كسى به واسطه وضعيت بد اقتصادى حاضر به خريد آن نيست هم از شر آن راحت شود و هم مبلغ بيمه آن را از شركت بيمه گرفته و جبران خسارت چند ميليونى خود را نمايد. او در روز دوم ماه ژوئن سال گذشته با شركت بيمه خود تماس گرفته و مبلغ بيمه نايت كلاب و رستوران خود را بالا مى برد. سرانجام در نيمه شب منتهى به ۲۰ سپتامبر صاحب ۳۵ ساله نايت كلاب شروم و رستوران هوست به اتفاق همدست ۴۸ ساله خود كه رانندگى اتومبيل را به عهده داشته به سودرا هامن گاتان شماره ۴۷ رفته و رستوران و نايت كلاب را با ديزل، بنزين، فوتوژن و يك پيراهن سريعا به آتش مى كشد. اين حريق خسارات سنگينى به كل ساختمان كه به واسطه قدمت چند صد ساله خود براى سوئدى ها داراى ارزش تاريخى بود نيز وارد مى كند. مرد ايرانى ۳۵ ساله پس از آتش سوزى در مقابل دوربين كانال ۴ تلويزيون محلى گوتنبرگ ظاهر شد و با قيافه يى اندوهگين گفت: من آنقدر شوكه هستم كه قادر نيستم هيچ كلامى بر زبان بياورم.
اما تكنسين هاى پليس سريعا اعلام كردند كه حريق عمدى بوده و از آنجايى كه مرد ۳۵ساله و همدست ۴۸ ساله اش از قبل به واسطه قاچاق و فروش مواد مخدر تحت نظر پليس بودند پليس براحتى با استفاده از مدارك مختلف تكنيكى اين دو را به محل حريق متصل كرد و هر دو ايرانى بازداشت شدند.
؛

ليست سياه يك قاتل براى جنايات فاميلى
پسر جوانى كه براى قتل نزديكان خود ليست سياهى تنظيم كرده و در دومين اقدام جنايى اش به بن بست خورده بود، بخاطر قتل مادر در دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد.
اين پسر ۳۳ ساله ابتدا مادرش را با فشردن گلو، خفه كرد سپس سراغ پدرش رفت تا او را به قتل برساند. بنابه اين گزارش، شامگاه ۲۵ آذرماه سال جارى همسايگان پير مردى در اشتهارد كرج او را ديدند كه با پيكرى خون آلود از خانه اش بيرون دويد و در حاليكه پسر جوانش با چاقو به كمر و شانه هاى او ضربه مى زد، داخل جوى آب افتاد. با دخالت مردم و پليس پسر جوان كه على نام دارد، بازداشت شد و در حاليكه پدرش در بيمارستان با مرگ دست و پنجه نرم مى كرد، اعتراف كرد ساعاتى پيش مادرش با نام امينه طاهريان را درخانه خفه كرده است. وقتى مأموران پاى در قتلگاه مادر خانواده گذاشتند با پيدا كردن جسد بى جان امينه زير رختخوابها به بازرسى از خانه پرداختند و دفتر خاطراتى از قاتل به دست آوردند كه در آن ليست سياهى از نزديكان براى قتل تهيه شده بود. پدر اين جوان، وقتى از مرگ نجات يافت، ادعا كرد پسرش شب حمله به او، ادعا كرده است مادرش را به قتل رسانده است.
< در دادگاه
ساعت ۱۱ صبح روز سه شنبه ۴ بهمن جلسه محاكمه جوان مادركش با تأخير يك ساعته آغاز شد و وى در برابر قاضى ايستاد و دخالت در قتل مادرش را نپذيرفت.
در ابتداى جلسه، پس از آنكه نماينده دادستان درخواست مجازات على را كرد، خواهر اين پسر در جايگاه قرار گرفت و با اشاره به ليست سياهى كه برادرش براى قتل او و ديگر بستگان تهيه كرده بود، خواستار قصاص نفس ـ اعدام ـ وى شد. اين دختر گفت: برادرم از ۹ سالگى شرور بود هر وقت خانه مادرم مى رفتم او را با بدنى كبود مى ديدم، دست و پايش را اين برادرم شكسته بود، علت اين جنايت نيز اختلاف خانوادگى است حتى پرده گوش مادرم با سيلى و كتك هاى برادرم پاره شده بود، على به ترياك معتاد بود و آخرين روزها قرص اكستازى مى خورد. وقتى پدر خانواده نيز به ۵ قاضى دادگاه كيفرى استان تهران گفت اگر از دست ضربات چاقوى پسرش فرار نمى كرد كشته شده بود، على براى دفاع از خود پشت تريبون دفاع ايستاد و گفت: مادرم را نكشته ام، او را خيلى دوست داشتم و من و مادرم بوديم كه ۲۰ سال به تنهايى زندگى كرديم. وى افزود: خواهرم و ديگر بستگانم كه بين من، مادرم و پدرم اختلاف انداخته بودند مستحق مرگ هستند، من مثل علف هرز بزرگ شده ام و نيمه شب حادثه تنها بخاطر دخالتهاى مادرم كه مزاحم كار من شده بود با عصبانيت او را هل دادم و با گره زدن دستانم دور گلويش، او را تكان دادم اما مادرم زنده بود حتى بعد با هم در اتاق قدم زديم. اين پسر گفت: من وارد ماجراهاى ماوراء الطبيعه شده بودم، وقتى خلوت مى كردم مادرم با مهربانى هايش اين خلوتى را مى شكست و من عصبانى مى شدم وقتى مى ديدم مادرم از روى پشيمانى به خودش نفرين مى كند بيشتر ناراحت مى شدم و گاهى او را كتك مى زدم. على ادامه داد: هيچ مشكل روانى ندارم بلكه كاملاً سالم هستم اما بخاطر فشارهايى كه در اطرافم بود هفت بار خودكشى كرده ام. مادرم زير رختخواب ها خفه شده است و من او را خفه نكرده ام، وقتى فهميدم كه كار از كار گذشته بود، ساعت ۹ شب فرداى آن حادثه با عصبانيت سراغ پدرم رفتم، او را مقصر مى دانستم و با چاقو به جانش افتادم.
با دفاعيات وكيل گودرزى، هيأت قضائى بر آن شد تا اين متهم را براى كميسيون پزشكى معرفى كند.





اعترافات تازه روح سرگردان باغ خرمالو




• سردسته باند به ۶ جنايت سياه ديگر در يك زمين كشاورزى حوالى چهاردانگه اعتراف كرد
بازپرس ويژه قتل با توجه به گستردگى جنايات سياه شبكه روح سرگردان در تجاوز به دختران و زنان جوان دستور جست وجوى قدم به قدم باغ خرمالو را صادر كرد. اين اقدام ويژه پس از اعترافات تكان دهنده سردسته باند روح سرگردان به ۶ تجاوز ديگر و فرضيه اى مبنى بر اينكه قتل هاى خاموشى در باغ خرمالو رخ داده است، صورت گرفت. با اعتراف گرداننده اين باند خوفناك كه حسين روح زاده نام دارد و بين اعضاى شبكه به روح سرگردان معروف است، تعداد قربانيان جنايات سياه به ۲۳ زن و دختر رسيد. بنا به اين گزارش، با بررسى هاى تخصصى اى كه صورت گرفته است، پرونده قديمى روح سرگردان بعد از دو سال ورق خورد كه در آن معلم مؤسسه خصوصى دخترانه اى از سوى سردسته باند و دو همدست ديگرش به باغى در چهاردانگه كشانده شده بود و اين سه شيطان به همراه سه كارگر افغان همگى به اين دختر تجاوز كرده بودند. سردسته باند در نخستين مرحله از بازجوئى هاى قضائى كه در شعبه دوم بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران توسط بازپرس اصغرزاده صورت مى گرفت، اعتراف كرد كه قبل از شناسايى باغ خرمالو، پس از ربودن زن هاى جوان، آنان را در خانه اى كه چند جوان افغان ساكن آن منطقه بودند برده و مورد تجاوز قرار مى دادند.
وى در بازجوئى هاى انجام گرفته گفت: من ديپلم علوم انسانى دارم و نخستين فرزند خانواده هستم. دوستانم در حالى مرا به عنوان سردسته خود معرفى مى كنند كه خودشان از لحظه نخست با من همراه بودند و از تمامى جزئيات اين كار باخبر بودند. ما هر بار كه قصد داشتيم براى شكار زنان يا دختران جوان برويم، ابتدا با تماس تلفنى موضوع را با هم هماهنگ مى كرديم، سپس در صورت رسيدن به توافق سوار بر خودرو پيكان سفيد رنگى كه زورگيرى كرده بوديم شده و با آن به سطح شهر مى رفتيم. وى افزود: وقتى مشكلات زيادى براى همه ما به وجود آمد، به طورى كه نتوانستيم هزينه زندگى خود را تأمين كنيم، ابتدا به فكر سرقت افتاديم، ولى در ادامه به اين ماجرا كشيده شديم. ما تمامى اموال و اشياى باارزشى كه همراه طعمه هايمان بود را از آنها مى گرفتيم. بعد تهديد مى كرديم تا در اين باره به خانواده هايشان چيزى نگويند. مى خواستيم در صورتى كه از آنها درباره اموالشان پرسش شد، بگويند گم كرده اند. وى در ادامه با اشاره به آگاهى اش از جزاى اينگونه اقدامات گفت: به صفحه حوادث روزنامه ها علاقه زيادى داشتم. هر روز مطالب چاپ شده در آنها را مى خواندم. هنگامى كه اعضاى باند كركس ها را دستگير كردند، مطالب مربوط به آن را پيگيرى مى كردم تا اينكه تصاوير آنها را به هنگام اعدام ديدم. مى دانم كه حكم من و امثال من اعدام است، ولى كاش فرصتى دوباره به من داده شود تا بتوانم به جبران كارهاى اشتباهم بپردازم. اين جوان شرور كه در ميان دوستانش به روح سرگردان شهرت يافته است، در ادامه به ادعاى مشابه سعيد حنايى در قتل زنان خيابانى مشهد پرداخت و در اعترافاتش گفت: هر بار دختر يا زن جوانى را مى ديدم كه به تنهايى منتظر خودرويى هستند، بشدت از آنها نفرت پيدا كرده و به آنان فحش مى دادم. وقتى زن ها و دختران جوان را مورد تجاوز قرار مى داديم، اصلاً احساس پشيمانى نمى كرديم و به هنگام بازگرداندن آنها از طعمه ها مى خواستيم تا ديگر هيچ گاه سوار خودروهايى كه سه پسر داخل آن نشسته اند، نشوند. وى ادامه داد: در هيچ يك از موارد آسيبى به طعمه هايمان نرسانديم، چون طورى آنها را مى ترسانديم كه ديگر نيازى به برخورد فيزيكى نبود. وى در پايان گفت: مى دانستم كه روزى دستگير مى شوم. از همه چيز خسته شده بودم. مى خواستم اين كار را آنقدر ادامه بدهم تا روزى به دام مأموران بيفتم. مشكلات زيادى داشتم كه فكر و خيالات زيادى را به ذهنم مى آورد. فشار اين خيالات باعث روآوردن به اين كارها شد.
• تجاوز به يك معلم جوان
روح سرگردان در بخشى از بازجوئى ها ادعا كرد وقتى دو سال پيش در جريان تجاوز به دخترى دو دوستش بازداشت شده اند و او به شهرستان خودشان فرار كرده است، شاخه ديگرى در برابر تيم تحقيق قرار گرفت. تحقيقات خبرنگار گروه حوادث روزنامه ايران نشان مى دهد كه حسين روح زاده معروف به روح سرگردان از شامگاه دوم اسفندماه سال ۸۲ با دستور قاضى ساعى رئيس شعبه ۷۷ دادگاه كيفرى استان تهران تحت تعقيب ويژه قرار داشته است. گزارش تلخى از يك جنايت سياه كه گردانندگى آن برعهده روح سرگردان بود روز هشتم بهمن ماه سال ۸۳ در صفحه حوادث روزنامه ايران به چاپ رسيده است كه در آن به فرارى بودن سردسته باند تأكيد شده است.
در اين گزارش خبرى آمده است كه ساعت ۲۳ شامگاه روز حادثه، مردى هراسان به كلانترى ۱۴۲ كن مراجعه مى كند و با ادعاى اينكه دختر جوانش ربوده شده است و گروگانگيران در ازاى آزادى او ۴۵۰ هزار تومان پول مى خواهند خواستار آزادى او مى شود. پليس درحالى كه آموزش هاى لازم را به پدر اين دختر كه معلم مؤسسه خصوصى دخترانه بود، داد وقتى هيچ خبرى از تماس گروگانگيران نشد اطلاع يافت كه دختر جوان تلفنى با پدرش تماس گرفته و ادعا كرده با آژانس به ميدان آزادى خواهد رفت. ساعت ۳ بامداد روز سوم اسفندماه سال، ۸۲ گروگان درحالى كه وحشتزده بود در ميدان آزادى از خودروى آژانس پياده شد و گريه كنان پرده از سرنوشت تلخ خود برداشت. اين معلم زن در ادعاهاى تكاندهنده اى گفت: ربايندگان من سه ايرانى بودند كه همراه سه افغانى در يك زمين كشاورزى به من تجاوز كردند، آنان من را در ميدان نور سوار خودرو كردند و جوانى كه در صندلى عقب نشسته بود به من حمله كرد و با تهديد چاقو من را به زمين كشاورزى در جنوب تهران كشاندند. مأموران پليس با ادعاهاى اين معلم زن وقتى توانستند اسارتگاه دختر جوان را در منطقه چهاردانگه شناسايى كنند، با عمليات غافلگيرانه اى دو ايرانى و سه افغانى متجاوز را بازداشت كردند كه دو جوان ايرانى ۱۹ و ۲۷ ساله با پذيرفتن تجاوز به دختر جوان ادعا كردند پسرى با نام حسين روح زاده طراح اصلى اين جنايت سياه فرارى است. وقتى پرونده در اختيار ۵ قاضى شعبه ۷۷ دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت، تيم ويژه اطلاعات پليس از سوى قاضى ساعى مأموريت يافت تا روح سرگردان را رديابى كند و پرده از جنايات ديگر اين باند بردارد. در اين سرى از تحقيقات، روح سرگردان، مردى خطرناك، مسلح و شرور معرفى شده بود تا جايى كه تيم پليس در آخرين اقدام خود از هيأت قضائى دادگاه خواستار صدور حكم تير در برخورد با روح سرگردان شدند و هنوز چنين حكمى صادر نشده بود كه اين مجرم خطرناك با شبكه شيطانى ديگرى بازداشت شد و اعتراف كرد در دو سال پيش به جز تجاوز به معلم جوان، همراه دو همدستش و سه افغانى به ۵ دختر ديگر نيز در همان زمين كشاورزى و با روش مشابهى تجاوز كرده اند.
بدين ترتيب، مشخص شد كه دو همدست روح سرگردان از دو سال پيش تنها يك تجاوز به معلم زن را به گردن گرفته اند و با ادعاهاى گمراه كننده اى، هيچ اعترافى درخصوص ۵ جنايت سياه ديگر نداشته اند. بنابه گزارش رسيده، بازپرس اصغرزاده با اين فرضيه كه اعضاى شبكه روح سرگردان احتمال دارد دختران يا زنانى را به خاطر مقاومت در برابر خواسته شوم يا سعى در فرار از باغ خرمالو به قتل رسانده باشند، دستور حفارى و جست وجوى قدم به قدم باغ خرمالو را صادر كرد.
!

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ايران
افغانستان
ورزش
داستان
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
خانواده
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   خواندنى ها   • 
•   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ايران   •   افغانستان   • 
•   ورزش   •   داستان   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   • 
•   حوادث   •   خانواده   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •