Nimrooz
Vol. 18, No. 868, January 27, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۶۸ - جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴
دكتر كاظم وديعى
شورش هاى مرزى پاكستان و بازتاب آنها
003606.jpg
وديعى
رسانه هاى جهان در دو سه هفته پيش به سبب جشن هاى آخر و اول سال نو در باب سوءقصد ناموفق به رئيس جمهور پاكستان توجهى بسيار مختصر كردند و آنها هم كه در اين باب نوشتند كمى تا بيشترى سرپوشيده از آن درگذشتند. نفس آن واقعه مهم نيست- ژنرال پرويزخان مشرف بهنگام بازديد از پادگان هاى استان پنجم به سويش تيراندازى شده است- اين استان، استان بلوچستان پاكستان است كه پيوسته ناآرام است و اينك حساسيت بسيار پيدا كرده است. در زمان نخست وزيرى على بوتو (۱۹۷۳) اين استان سر به شورشى برداشت كه ريشه در تحريكات شوروى به وسيله «جبهه آزادى خلق بلوچ» و «انجمن دانشجويان» زير لواى شعارهاى ماركسيستى داشت. ولى مرحوم عبدالناصر رئيس جمهورى مصر هم دستى داشت در آن ناآرامى ها و از عجايب آن كه در سفارت عراق در پاكستان آن زمان مبالغ زيادى اسلحه كشف شد كه قرار بود به بلوچستان ايران هم برود و قدرى هم ارسال شده بود. در آن واقعه على بوتو شورش را خواباند و تلفات بسياررخ داد و بسيارى از بلوچهاى پاكستان به كابل و لندن فرار و مهاجرت كردند. شدت تلفات «۹۰۰۰ نفر به استناد May Yern Zens- پاكستان در جستجوى هويت- ۲۰۰۲» موجب زخمى بر پيكر جامعه بارى ها و بلوچ هاى پاكستان شد كه پاتن ها را هم متأثر كرد و دهسال طول كشيد تا آن زخم بهم آمد.
بلوچ هاى پاكستان حكومت مركزى پاكستان را قبول دارند. اختلاف فعلى بر سر حق عبور لوله هاى گاز است و نيز حقى كه شوراى منطقه اى ايالت يا استان بلوچستان از بابت استخراج بعضى مواد معدنى از دولت مركزى مطالبه مى كند.
اين سنت مطالبه حق عبور لوله ها يا درصدى به صورت عوارض قانونى يا حق مالكيت منطقه اى در ديگر كشورها وجود ندارد. ايالت بلوچستان چهل درصد مساحت كل پاكستان (۳۲۰۰۰۰ كيلومتر مربع تقريباً) را دارد ولى جمعيتش تنها پنج درصد جمعيت كل اين كشور است (۵/۷ تا ۸ ميليون نفر). در سطح كل كشور ۳۰درصد مردم (۱۵۰ ميليون نفر تقريباً) شهر نشين اند و در استان بلوچستان مردم اكثراً به صورت كوچ نشين زندگى مى كنند و غلبه با اين نوع معيشت است زيرا اقليم نامساعد و فقر شدت دارد و منابع آب بسيار كم است. معهذا ثروت زيرزمينى اين استان معتنابه است و زغال سنگ و نفت و گازى كه در اين استان است و مورد بهره بردارى است سهمى بس ناچيز به مردم محل مى دهد كه شوراى منطقه اى بر سر مبلغ آن غالباً با دولت مركزى اختلاف دارد. اين سنت دموكراتيك يعنى وجود يك شوراى استانى با حق وضع قانون محلى گرچه زير نظر مستقيم دولت است ولى اقدام مفيدى است براى احقاق حق مردم اين سرزمين ناآباد.
روزنامه نگارانى كه بعد از تيراندازى به سوى رئيس جمهور به اين سامان رفته اند (زاهد حسين از سوى نيوزويك) از سر عدم اطلاع اين سرزمين بلوچستان پاكستان را طورى معرفى مى كنند كه گوئى بوئى از تمدن نبرده است، حال آن كه بلوچ ها اساساً كلده اى سوريه اى بوده اند و سپس به ايران آمدند و به حوالى خرز رفتند و به عهد داريوش نام ساتراب بلوچستان جزء ۲۷ ساتراپ هخامنشيان آمده كه ماليات دهنده هم بوده است. منتهى اقوام بلوچ كه در تمام منابع ايرانى شناخته شده اند در طول تاريخ ستم بسيار از سوى همه قدرت هاى حاكم برده اند و در سال ۷۲-۱۸۷۱ بلوچستان كه كلاً متعلق به ايران بود به سبب تيرهاى تلگراف دولت انگلستان كه مستعمره دار هند بود با حكميت گلداسميت جزئاً از ايران جدا شد كه مرز فعلى ايران و پاكستان امروز حاصل آن است و در سال ۹۴-۱۸۹۳ نيز تكليف مرز بلوچستان با افغانستان روشن شد كه حاصل آن مرز فعلى پاكستان و افغانستان است. بنابراين مردم بلوچستان بين سه كشور ايران، پاكستان و افغانستان تقسيم شده اند. در حالى كه در ادوار تاريخى كلاً جزء ايران بود و مرز ايران در جنوب شرق به رود سند مى رسيده است. بلوچستان طعمه استعمار انگليس تقسيم شد ولى مردم بلوچ به سبب نوع معيشت خود و حفظ سنن قبيله اى روابط خود را دورادور نگهداشته اند و در بحران ها اظهار همبستگى هم دارند.
در پاكستان امروز بلوچ ها فرصت تازه اى به دليل منابع معدنى خود و توجه فراوان به آنها به دست آورده اند تا احقاق حق كنند، آن هم به شيوه اى قانونى. غير از وجود مواد معدنى مسائل سياسى منطقه اى و طرح هاى مشترك هندوستان و ايران و مسئله لوله هاى گاز و نفتى كه بايد نفت درياى خزر و اطراف را به پاكستان و هند و افغانستان برساند و بخشى را هم از راه بندر گوادر بر ساحل درياى عمان به ديگر نقاط جهان ارسال دارد موجب شده است تا مردم بلوچستان تقاضاهاى تازه خود را مطرح بدارند و اين بخشى است از طرح كلى لوله هاى گاز و نفت برو گاز و نفت رسان آسياى مركزى.
در اين طرح لوله هائى كه از خزر شرقى يعنى تركمنستان به دولت آباد و هرات مى آيند شاخه اى به كوته در بلوچستان پاكستان و شاخه اى به كراچى و گوادر مى رود و البته شاخه اى به هند و در شمال هم شاخه اى به چين خواهد رفت.
بنابراين استان بلوچستان پاكستان به دليل داشتن سه فرصت ممتاز تقاضاهاى جديدى دارد كه اين سه فرصت عبارتند از:
۱-بهره جوئى از مواد معدنى موجود در خود سرزمين. ۲-بهره جوئى از طرح لوله كشى هاى نفت و گاز آسياسى مركزى. ۳-بهره جوئى از طرح هاى مشترك هندوستان و ايران در جنوب شرق ايران كه البته پاكستان هم در آن مشاركت دارد و به هر حال بلوچستان پاكستان سر راه همه طرح هاست.
در رأس كمپانى هاى بزرگى كه طرح لوله هاى نفت بر و گاز بر آسياى مركزى را به عهده دارند. Unocal و سانتاگاز و گاز پروم مى باشند كه با كمك ژاپن و عربستان سعودى و كره جنوبى و پاكستان و تركمنستان تشكيل كنسرسيومى عظيم داده اند تا طرح معروف به دولت آباد را به اجرا درآورند.
ملاحظه مى شود كه امر بزرگى در حال اجراست و منافع همه سرزمين هاى سر راه مطرح است. پس اگر شوراى استان بلوچستان پاكستان تقاضائى تازه مطرح كند حداقل توقع مردم است. منتهى در اين مناطق محروم كه قرنها تحت تأثير استعمار اين و آن بوده اند و روال و نوع معيشتى ايلى و خانى غلبه دارد، هر قطعه از سرزمين تحت نفوذ خاصى است و وقتى پاى چنين طرحى پيش آيد هر يك به صورتى سربلند مى كنند و ايجاد ناامنى مى نمايند و چون دولت مركزى تحمل ندارد چه بسا كار به خشونت مى كشد. متأسفانه انعكاس اين وقايع در رسانه ها ناچيز است.
دولت پاكستان امروز به رهبرى ژنرال پرويزخان مشرف در راستاى سياست آمريكا گام برمى دارد و با دريافت سه تا چهار ميليارد كمك نظامى و غير نظامى در دو جهت كار مى كند: نخست به مدد قشون ۷۰۰۰۰ نفرى در تعقيب القاعده اى ها و بن لادن است تا كِشته هاى آمريكا در افغانستان هدر نرود. دوم در جهت مهار كردن نيروهاى سياسى اسلامى است در خود پاكستان. از آنجا كه طالبانى ها در شمال بلوچستان پاكستان و جنوب افغان نفوذ بسيار دارند دولت مركزى پاكستان قواى بسيار صرف امن ساختن بلوچستان شمالى مى كند.
در داخل كشور و در همين ايالت شش هفت ميليونى گروه هاى مختلف اسلاميون افراطى و سران ايلات مقتدر هستند كه هر آن اگر فرصت كنند داعيه هائى را اعلام مى كنند. دئو باندى ها كه وهابى اند و مورد حمايت عربستان سعودى، اهل حديث، بارلوى هاى هندى، متجددين سيد احمدخانى و جماعت تبليغ و جماعت اسلامى و شيعيان با شعب و شاخه هاى بسيار از جمله صوفيان در سراسر پاكستان نفوذى عميق دارند. اين دسته ها وقتى ايمان را در قالب سازماندهى هاى ايلياتى بريزند البته براى دولت مركزى خطرناك مى شوند.
گفتيم كه مردم بلوچستان پاكستان به دولت مركزى خود وفا دارند زيرا بذر استقلال پاكستان به دست محمدعلى جناح و اقبال كاشته شده كه اساسش بر برادرى اسلامى است و دورى از هر حركتى كه منافى با اين استقلال باشد. ولى اگر از اين برادرى اسلامى در شرايط كنونى اخوان المسلمين اراده شود و تعليمات آن دامن بلوچ هاى افغانستان و ايران را هم بگيرد صورت مسئله به كل عوض مى شود. اين است كه مشرف با بحرانى تازه ممكن است روبرو شود.
اينك گروه هاى اپوزيسيون متعددى در داخل و خارج براى دامن زدن به بحران ها فعاليت دارند. گروه هاى وابسته به طالبان همه جا براى بازگشت به قدرت فعاليت دارند. اين بود كه مبارزان بلوچستانى در ماه گذشته نزديك بود مشرف را در حوالى كوهلو صدمه زنند. اين مبارزان از ايلات مارى بوده اند. ارتش رهائى بخش بلوچ (BLA) تاكنون در آن نواحى تلفات بسيار گرفته است. اكبرخان بوگتى استاندار سابق از رهبران نهضت مقاومت ملى بلوچ است. اين مرد هفتاد ساله خوش سيما سابقاً وزير جنگ پاكستان هم بوده است كه امروز به خانه خود برگشته و داعيه ها دارد آن هم بنام بلوچ ها و بلوچستانى هاى پاكستان. او مدعى است كه دولت مركزى در استان بلوچستان عمران نمى كند و از ۱۹۵۲ به بعد عدم توسعه مشهود است.
بوگتى خود را آماده براى روزى مى كند كه سيل پول كمپانى ها براى ساختن لوله هاى نفت و گازبر به بلوچستان پاكستان سرازير شود. دولت مركزى نيز مدعى است كه دو ميليارد طى شش سال گذشته خرج جاده سازى كرده است و ياغيان را مانع اجراى برنامه هاى عمرانى معرفى مى كند. مسلم است كه اين مشاجره ها ادامه دارد و وقتى بلوچ هاى پاكستانى به رهبرى چنان مردانى قشونى مسلح تدارك كنند (بنا به اظهار بعضى سران ايلات بلوچ ها پنج هزار تفنگچى در حال حاضر دارند) اثرش بر جامعه بلوچ افغانى و ايرانى محسوس مى افتد و اين سابقه اى تاريخى دارد و به كرّات اتفاق افتاده است.
در ماه گذشته يك گروه بلوچ ۹تن سرباز ايرانى را در استان سيستان و بلوچستان ايران به گروگان گرفته اند. اين گروه خود را جندالله نام مى دهند و اعلام داشته اند كه دولت ايران ۱۶ تن از ياران آنها را به زندان افكنده است. تلويزيون العربيه (دوبى) از ناآرامى ها در سراوان حرف زده است. روزنامه كيهان تهران آنها را از اشرار مى داند و سرانجام آنها را متهم به حمله به نيروهاى امنيتى رياست جمهورى اسلامى ايران كرده است.
اين دو اتفاق مشابه در دو كشور همسايه در دو استان هم نام نشان مى دهد كه گروه هائى دست اندركار ناآرامى هاى خاص در بلوچستان پاكستان و ايران اند. ولى اگر به ياد بياوريم كه در خاك بلوچستان پاكستان نفت و گاز و آهن و مس و آنتيمو آن و كروميت و زغال سنگ و سولفور و مانند آن بسيار است و منطقه در حال استقبال از سه طرح عظيم است درمى يابيم كه ما در آغاز يك تحول منطقه اى مهم هستيم.
آنچه در اين منطقه كم است سرمايه گذاريست. از آن روزگار كه آب هاى درياها شيرين كردنشان غير اقتصادى بود بدوريم. پس آينده بلوچ ها و بلوچستان اميدبخش است مگر آن كه وقايعى اجراى طرح ها را عقب اندازد.
امروز با بحران ساده بلوچستان پاكستان روبروئيم. فردا اگر ميان ايران و افغانستان و پاكستان اتفاق نظر نباشد ناامنى ها اوج مى گيرد. مسئله اينجاست كه چگونه اين اتفاق نظر ممكن است بين ايران ضد آمريكا با پاكستان دوست آمريكا و نيز با افغانستان آمريكائى پديد آيد؟
براى پاسخ به اين سئوال بايد از نوسياست نظام فعلى ايران را در منطقه ارزيابى كنيم. ايران در صدد همكارى وسيع با هند و لاجرم با پاكستان و افغانستان است تا عقب ماندگى هاى جنوب شرق ايران جبران شود. آن دو دولت هم درست در صدد بهتر كردن وضع استان بلوچستان پاكستان و بلوچستان افغانستان اند. اگر نيت صرفاً اقتصادى باشد همه چيز شدنى است ولى اگر با دستى قرارداد همكارى ببندند و با دست ديگر نيت سياسى را بخواهند پيش برند نه تنها هيچ كار عمرانى صورت نمى گيرد بلكه بحران هاى مرزى روى خواهند آورد.
***
سياست جمهورى اسلامى ايران فعلاً تموجى تازه به خود گرفته و به نظر مى رسد كه بيشتر در راستاى قدرت گيرى اخوان المسلمين فكر مى شود تا در جهت مصالح و منافع ضرورى و فورى مردم ايران. معهذا اگر فرض كنيم كه در شرايط كنونى جهان غرب و خاورميانه به خصوص در رابطه با طرح خاورميانه بزرگ اوج گرفتن اخوان المسلمين يك ضرورت و حتى به نوعى يك جبر تاريخى است بايد قبول كنيم كه نظام ولائى كه وابستگى ديرين با حركت اخوانى دارند جز اين نمى تواند كه مى كند. يعنى كه مصالح ايرانيان در گرو حركات ناتمام اسلام سياسى است. اين فرضيه كه نظام مى تواند با يكدست به جنگ غرب رود و همآواز حركات اخوانى باشد و با دست ديگر عمرانگر و سازنده باشد قدرى سست است. پس آنها كه قصد بالا بردن سطح رفاه و پائين كشانيدن مفسدان از قله هاى ثروت (اصطلاح از آقاى رئيس جمهورى ايران است) دارند بعيد است كارنامه قابل ارائه اى از خود بجا نهند، زيرا آن برنامه ۲۵ ساله اى كه بعض مفسران غربى مثل «آقاى RENAUD GIRARD-فيگارو ۱۴/۱/۲۰۰۵» به آقاى احمدى نژاد نسبت مى دهند سناريوئى است كه بر مثال اوج گيرى هيتلرى تنظيم شده است. روزى كه دست مسلمانان بر تمامى اورشليم فرمان دهد در پيش نيست، زيرا اگر غرب با سوريه كنار آيد و آن را از ايران دور كند بسيارى از محاسبات اخوانى ها نادرست از آب درخواهد آمد. به اين احتمال اهميت بايد داد.
*
در قضاياى شورش هاى آفتابى نشده بلوچ هاى پاكستان و اثر آن بر اقوام آنها در ايران و افغانستان دوسه نكته را بايد در حاشيه كار فراموش نكرد. نخست آن كه ترياك هاى افغانستان كه ۸۴درصد كل مواد مخدر جهان را تأمين مى كنند اكثراً در لابراتوارهاى پاكستان عمل مى آيند. از سوى ديگر پاكستان هميشه يك كشور اسلامى متعصب و يك ديكتاتورى نظامى بوده كه پيوسته درصدد رفتن به سوى مدرنيزم است و ضمناً به نوعى دموكراسى مشورتى منطقه اى تن در داده است. اگر تعادل خاورميانه بيش از اين برهم خورد اين كشور مى تواند به دام افراطيون افتد و اگر غرب برابرى كند پايگاه مهمى است عليه استبداد قبيله اى و دادگسترى هاى شاخه و شعب اسلام سياسى. اين به چپ چپ و به راست راست سريع پاكستان از ابتداى تأسيس آن در ذات رژيم نظامى آن است كه چندان هم نامفيد نبوده است. مشكل جامعه پاكستان كندى در كندن از سنن قبيله اى است.
دوم آن كه آلودگى سران قبايل (سرداران) افغانى به امر توليد ترياك و اقتصاد كشت خشخاش تا پيدا شدن يك اقتصاد جانشين ادامه دارد.
سوم آن كه ارتش پاكستان ارتش مهذب و دور از فسادى نيست زيرا بسيارى از سران قبايل و شاخه هاى دينى در آن نفوذ دارند پس وقتى شورشى كوچك يا بزرگ روى دهد امكان پخش سريع آن به مدد افراد صاحب نفوذ ارتش وجود دارد. هزينه گزاف اين ارتش تا تحقق تحولاتى در ساختار جامعه غير شهرنشين به عهده ابرقدرتها هم هست.
*
در كل، هر شورش مسلحانه در مرزهاى ايران به سود هيچ كشور نيست. زيرا ممكن است نارضايتى هاى محلى (مثل بلوچستان) و طرح تقاضاهاى عادى مردم با تحريكات دول بزرگ و اسرائيل اشتباه شود. يا آن كه اين شورش ها بهانه اى به دست همانها دهد. خطر بزرگ آنجاست كه عمران و توسعه اقتصادى به مناطق ناامن قدم نمى گذارد و ايران كه در محاصره آمريكاست ناامن است.
***
در اين هفته بمباران منطقه مرزى دامادولا (شمال تنگ خيبر) وسيله آمريكائيان حساسيت اقوام مرزنشين و شوريدن آنها را در پاكستان و افغانستان نشان داد. ظاهر قضيه اين است كه كابل در گزارش هاى خود اسلام آباد را ناتوان از مبارزه عليه تروريست هاى مقيم تورابورا مى داند. اين گزارش ها آمريكا را معتقد كرده است تا مستقيماً وارد عمل شود به بهانه رديابى ها كه درباره ظواهرى به عمل آمده است. آمريكا در اين حركت دو سه هدف را دنبال كرده است: نخست زهر چشم گرفتن از سكنه اين منطقه عشايرى كه به تروريست ها پناه داده اند. دوم اظهار نارضايتى از ژنرال پرويزخان مشرف رئيس جمهور پاكستان، سوم گشودن باب مذاكرات با سران عشايرى كه بتوانند در پاكسازى آن منطقه به آمريكا كمك كنند. اينكه مشرف سفير آمريكا را احضار كند و اعلام نارضايتى از بمباران ها نمايد البته مهم است چون به مردم بايد قدرت و استقلال خود را بنماياند ولى اين كه معاون وزارت خارجه آمريكا براى مذاكره در باب استقرار دموكراسى در پاكستان به اسلام آباد رود بدين معنى است كه آمريكا با علائمى كه بوگتى (وزير سابق دفاع و رهبر اپوزيسيون بلوچستان پاكستان) و مجلس اين استان فرستاده است مختصراً يا كلاً در حال همفكرى است. شايد مشرف موفق به توجيه اقدامات و فساد درون ارتش خود نشود. شايد سران بلوچ پاكستان راهى به حل مسئله پيچيده مناطق مرزى پيدا كنند.
اگر آمريكا با سران عشاير به موافقت رسد مسلماً در آينده امكان اجراى طرح هاى اقتصادى حاصل است. اما اگر عشاير از اين واقعه بهانه اى بسازند به مدد مسلمان هاى افراطى ممكن است تعويض رئيس جمهور آنها را راضى به همكارى هاى وسيع كند. مى ماند اين كه مشرف تا چه حد قادر به بسيج معترضان براى ترساندن آمريكا شود. آمريكا به پيروزى در تورابورا احتياج دارد تا افغانستان را نگهدارد و ايران را وسيله سران بلوچ و شايد هم دولت پاكستان در تنگنا گذارد. اگر حركات اسلامى بر اثر اين بمباران تقويت شود بى شك در بخشى وسيع پا تن ها يعنى پشتون ها قدرت مى گيرند و كابل به هراس خواهد افتاد. اينكه مك كين پيام معذرت آمريكا را به پاكستان از سوى دولت آمريكا برساند نيز پر معنى است. به اين معنى كه هم نشانه ضعف در برابر عشاير است و هم نگرانى از به هدف نرساندن بمب هاست. هر آن ممكن است در قلمروهاى عشايرنشين مرز پاكستان و افغانستان آتشى شعله ور شود و آثار آن به عشاير مرز ايران برسد. نقش قاچاقچيان را در آتش افروزى هاى محلى از ياد نبايد برد. تكرار تظاهرات در روزهاى آينده از سوى اسلاميون شدنى است ولى تعيين كننده نمى تواند باشند. آنچه حتمى است دلجوئى از ايل بجور است در همين ايام.
از اين ايل هجده نفر كشته شده اند. بعضى محافل معتقداند شماره ۲ القاعده ظواهيرى هم تلف شده است. اين خبر تا بررسى ADN قربانى ها قطعى نيست. روزنامه لس آنجلس تايمز به اتكاء قول يكى از افسران در محل واقعه اظهار خوشبينى كرده است. اگر اين خوش بينى با تلف شدن شماره ۲ القاعده مربوط شود چه جاى ملامت به مشرف است كه وسائل كافى مثل ارتش آمريكا در اختيار نداشته است. پاكستان به اعتبارات بسيار نياز دارد تا بر مناطق عشايرى تسلط يابد. دامادولا دهكده اى كوچك بود و پايتخت حوادث مرزى شده است. تيراندازى به مشرف هم در دو سه هفته قبل در استان عشايرى بلوچستان پاكستان بى دليل نبود. پرويز مشرف در مصاحبه اى با گروه بين الملل (روزنامه آفتاب ۹/۱/۲۰۰۶). شايعات مربوط به نافرمانى بعض ارتشيان را تكذيب مى كند ضمناً مى گويد براى خلع سلاح بايد امنيت منطقه به مردم واگذار شود. روى سخن مشرف به كشمير هم هست، چون ناگهان اختلافات ميان هند و پاكستان گل كرده است. چون بد آيد هر چه آيد بد شود. حوادثى در شرف تكوين است. حركات اسلامى در ارتش پاكستان بى سابقه نيست.

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ايران
افغانستان
ورزش
داستان
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
خانواده
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   خواندنى ها   • 
•   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ايران   •   افغانستان   • 
•   ورزش   •   داستان   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   • 
•   حوادث   •   خانواده   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •