برنامه تلويزيونى گفتگوى صريح (Hard Talk) از شبكه جهانى بى بى سى، گفتگويى انجام داده است با دكتر على اصغر سلطانيه، نماينده ايران در آژانس بين المللى انرژى اتمى.
مجرى اين برنامه، استيون ساكر، از آقاى سلطانيه در زمينه تحريم احتمالى سازمان ملل عليه ايران و همچنين دلايل نياز اين كشور به انرژى هسته اى على رغم دارا بودن منابع سرشار نفتى، پرسش هائى طرح كرده است.
آنچه در پى مى آيد بخش هائى از اين گفتگو است:
در باب نياز به شفافيت بيشتر از جانب ايران
«ما از تعليق پيوسته [فعاليت هاى هسته اى] خسته شده ايم. البته، همچنان تمام فعاليت هاى غنى سازى به ويژه در مقياس تجارى و توليد سوخت [هسته اى] در حالت تعليق است. تنها چيزى كه ما از سر گرفته ايم تحقيقات است، آن هم زير نظر آژانس بين المللى انرژى اتمى.
به اين نكته توجه داشته باشيد كه ما همچنان آماده گفتگو و ادامه مذاكرات هستيم. ضمن اينكه صحبت هاى ما با دوستانمان در روسيه نيز ادامه داشته و قرار است دور بعدى آن ۱۶ فوريه (اواخر بهمن ماه) در مسكو آغاز شود.
مسايلى همچنان وجود دارند كه بايد در مورد آنها مذاكره شود. در عين حال بايد نظر شما را به اين موضوع هم جلب كنم كه در زمان آغاز مذاكرات حدود سه سال پيش، گزارش رئيس آژانس بين المللى انرژى اتمى [در مورد ايران] بالغ بر ۳۰ صفحه بود؛ در حالى كه آخرين گزارش ارائه شده تنها ۴ صفحه بود و همانطور كه خودتان هم پيشتر به خوبى بيان كرديد، فقط چند مورد باقى مانده كه آنها هم از موارد الزام آور نيستند.
[مى بينيد كه] تدابير شفاف سازى اتخاذ شده. بيش از اين ديگر فراتر از تعهدات ما و فراتر از پروتكل الحاقى خواهد بود.»
چه واكنشى از سوى جامعه بين المللى انتظار داشتيد؟
«توقع ما اين بود كه برلين يا لندن از صبورى ايران در دو سال و نيم گذشته و از نحوه همكارى ايران با آژانس بين المللى انرژى اتمى قدردانى كنند. [در اين مدت] بيش از ۱۰۰۰ مورد بازرسى در ايران انجام شده كه در تاريخ فعاليت آژانس بى سابقه است.
علاوه بر اين ۲۰ مورد اجازه دسترسى و بازديدهاى تكميلى از منطقه هاى نظامى به بازرسان سازمان ملل داده شده، و بسيارى از اين درخواست ها با فرصت هاى كوتاه زمانى به ايران ارائه شده بوده؛ اينها دستاوردهايى است كه من فكر مى كنم جا داشت اروپايى ها هم در راستاى ديپلماسى چند جانبه، آن را ستايش كنند.»
در صورت ارجاع به شوراى امنيت چه خواهيد كرد؟
«اگر اين پرونده به شوراى امنيت فرستاده شود، بنابر قانونى كه در مجلس ايران به تصويب رسيده، دولت ملزم به از سرگيرى فعاليت هاست و نمى تواند به تعليق داوطلبانه غنى سازى ادامه بدهد. همانطور كه پيش از اين گفتم، فعاليت هاى مربوط به غنى سازى [اورانيوم] همچنان در حالت تعليق است.
علاوه بر اين، [در صورت ارجاع پرونده هسته اى به شوراى امنيت] ما قادر نخواهيم بود اجراى داوطلبانه پروتكل الحاقى را ادامه دهيم. ما تنها كشورى در دنيا هستيم كه پيش از تأييد مجلس، پروتكل الحاقى را به اجرا درآورديم.»
آيا ايران از بازديد تاسيسات [هسته اى اش] جلوگيرى خواهد كرد؟
«تمام تدابيرى كه ما به صورت داوطلبانه و مطابق با پروتكل الحاقى انجام داده ايم- از جمله دسترسى هاى تكميلى و بازديدهاى سرزده، كه بيش از ۲۰ مورد، حتى از مناطق نظامى، اجازه داده ايم- همه اينها متوقف خواهد شد.»
و اين موجب وخيم تر شدن بحران فعلى مى شود، اينطور نيست؟
«آنهايى كه [موضوع را به اين جهت] سوق مى دهند، و ايالات متحده كه همچنان سياست يكجانبه نگرى را دنبال مى كند، اينها كسانى هستند كه بايد متوجه باشند اين مسير صحيح نيست و همه بايد از آن پرهيز كنيم. اروپايى ها هم كه همواره مدعى سياست چندجانبه گرايانه و حمايت از آژانس بين المللى انرژى اتمى هستند، نبايد اين مسير را دنبال كنند. و من هشدار مى دهم كه همه بايد به پاى ميز مذاكره برگرديم و از چندجانبه نگرى حمايت كنيم.»
مقصود دراز مدت ايران از فعاليت هسته اى چيست؟
«مقصود؟ من، به عنوان يك دانشمند هسته اى، به سادگى براى شما مى گويم كه كشور ايران با هزاران سال تمدن را نمى توان از فن آورى هاى پيشرفته از جمله انرژى هسته اى محروم كرد.»
چرا شما به انرژى هسته اى احتياج داريد، با وجود توليد دست كم ۴ ميليون بشكه نفت در روز و ذخايرى كه تقريبا از هر كشور ديگرى در جهان بيشتر است. چرا انرژى هسته اى؟
«پاسخ اين سوال هم ساده است. فن آورى هسته اى نقطه عطفى در دانش هاى پيشرفته است. ما نمى خواهيم همچنان [جزو كشورهاى] توسعه نيافته باقى بمانيم. بنا به گزارش هاى خود آژانس بين المللى انرژى اتمى نيز، روى آوردن به انرژى هسته اى كاملاً توجيه شده است. هم به خاطر ارزش افزوده نفت و هم به خاطر قيمت بالاى نفت و كاربردهاى بسيار زياد فراورده هاى نفتى، سوزاندن نفت كار عاقلانه اى نيست.»
آيا حقيقت اين نيست كه شما برنامه غنى سازى را به اين خاطر دنبال مى كنيد كه امكان دستيابى به سلاح هسته اى را برايتان فراهم مى كند؟
«با عرض تاسف بايد بگويم كه اين موضوع حقيقت ندارد.»